کرده‌ایم‌، تا به نام خدا چهارپایانی را ذبح کنند که خدا بدیشان عطاء نموده است‌. 

آن‌گاه پیروی با بیان وحدانیت می‌زند:

(فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ).

خدای شما و ایشان خدای واحدی است (‌و برنامه او هم برنامه واحدی است‌)‌. 

پیرو را با تسلیم خود به خدای واحد ادامه می‌دهد:

(فَلَهُ أَسْلِمُوا).

(‌حال که چنین است‌) پس تسلیم (‌فرمان‌) او شوید.

این تسلیم شدن‌، تسلیم شدن اجباری و اضطراری نیست‌. بلکه تسلیم شدن فرمانبردارانه و هوشیارانه است‌:

(وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ. الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ).

مژده بده مخلصان متواضعی که چون نام خدا برده شود (‌به خاطر درک مقام باعظمت یزدان‌) دلهایشان به هراس می‌افتد. 

همین‌که نام خدا برده شود، هراس به دلها و درونها و خردهایشان می‌افتد.

(وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ).

و در برابر مصائبی که گریبانگیرشان می‏‎گردد، شکیبائی پیش می‏‎گیرند (‌و ایستادگی می‌کنند، چرا که تسلیم فرمان قضا و قدرند)‌.

اصلا هیچ‌گونه اعتراضی در برابر قضا و قدر یزدان درباره خویشتن ندارند.

(وَالْمُقِيمِي الصَّلاةِ).

و نماز را چنان که باید می‌خوانند.

آنان خدا را چنان که باید می‌پرستند، و برای او عبادت لازم را می‌کنند.

(وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ).

و از اموالی که بدیشان عطاء کرده‌ایم (‌در کارها و راه‌های خیر) مصرف می‌کنند.

آنان از صرف اموالی که در دست دارند در راه خدا دریغ نمی‌ورزند، و بخل نشان نمی‌دهند.

قرآن این چنین میان عقیده و مناسک و شعائر پیوند می‌دهد. چه مناسک و شعائر برجوشیده و برگرفته از عقیده و استوار و پایدار بر آن است‌. مناسک و شعائر بیانگر این عقیده و رمز آن است‌. مهم این است‌که سراسر زندگی‌، و همه تلاشها وکوششها با این رنگ آراسته و پیراسته و رنگ‌آمیزی شود، و نیروها و انرژیها متحد، و جهتها و رویکردها متفق‌گردد، و ذات انسان در راه‌ها و رویکردهای‌گوناگون متفرق و پراکنده نشود و هرز و هدر نرود.[2]

روند قرآنی در توضیح و بیان این معنی و تاکید آن به پیش می‌رود، بدان‌گاه‌که شعائر و مناسک حج را با ذبح شترها وگاوها روشن می‌کند:

(وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ. لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ).

ما (‌ذبح‌) شتران (‌چاق و فربه‌، و دیگر چهارپایان‌) را (‌در حج‌) برای شما از جمله مراسم و مناسک (‌دین و نشانه‌های آئین‌) الهی قرار داده‌ایم‌، و در چنین حیواناتی خیر (‌دنیا و اجر آخرت‌) شما است‌. پس در حالی که به صف ایستاده‌اند (‌و دستها و پاها را جفت هم کرده‌اند و آماده ذبح می‌باشند) نام خدا را بر آنها ببرید (‌و به نام خدا ذبحشان کنید)‌، و هنگامی که (‌نقش زمین شدند و) بر پهلوهایشان افتادند، خودتان (‌اگر خواستید) از گوشت آنها بخورید و به مستمند (‌غیر گدا) و به فقیر (‌گداپیشه‌) بخورانید. اینگونه (‌که می‌بینید) شتران را رام و مطیع شما کرده‌ایم تا این که (‌از الطاف کریمانه و انعام بزرگوارانه آفریدگار خود) سپاسگزاری کنید. گوشت‏ها و خونهای قربانیها (‌که مظاهر و صور ظاهری هستند، به هیچ‌وجه مورد توجه خدا نبوده و) هرگز به خدا نمی‌رسد (‌و موجب رضای او نمی‌گردد) و بلکه پرهیزگاری (‌و ورع و اخلاص‌) شما بدو می‌رسد (‌و رضا و خشنودی را کسب می‌کند)‌. اینگونه که (‌می‌بینید) خداوند حیوانات را مسخر شما کرده است تا خدا را به خاطر این که هدایتتان نموده است (‌و به سوی انجام اعمال نیکو رهنمودتان کرده است‌) بزرگ دارید و (‌سپاسگزار الطاف او باشید. ای پیغمبر!) نیکوکاران را (‌به پاداش عظیم و لطف عمیم خدا) مژده بده‌.

واژه «‌بدن‌: شتران‌. گاوها»[3] مخصوصا ذکر می‌شود چون بزرگ‌ترین حیوانات قربانی هستند. روند قرآنی بیان می‌دارد که خدا آنها را وسیله خیر و صلاح شما ساخته است‌. بدان‌گاه که زنده‌اند مایه خیر و صلاح هستند. بر آنها سوار می‌شوید و آنها را می‌دوشید. در آن وقت هم‌که قربانی می‌گردند مایه خیر و صلاح هستند. چون هدیه می‌شوند و به فقراء داده می‌شوند. پاداش این که خدا آنها را خیر برای مردمان کرده است این است‌که نام آنها را بر آنها ببرند، و آنها را برای خدا ذبح کنند، بدان‌گاه که برای ذبح پاهایشان را جفت یکدیگر و راست و ریز می‌کنند:

(فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ) .

پس در حالی که به صف ایستاده‌اند (‌و دستها و پاها را جفت هم کرده‌اند و آماده ذبح می‌باشند) نام خدا را بر آنها ببرید (‌و به نام خدا ذبحشان کنید)‌.

شتر ایستاده ذبح می‌شود. بدین‌گونه‌که پای چپ جلوی یا پای راست جلوی آن را می‌بندند و بر سه پای دیگر خود می‌ایستد.[4]

(فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا ...).

و هنگامی که (‌نقش زمین شدند و) بر پهلوهایشان افتادند ...

وقتی‌که بر زمین افتادند و مردند، صاحبانشان سنت است از آنها بخورند، و بایدکه به مستمندان تنگدستی که گدائی نمی‌کنند، و به فقیرانی‌که گدائی می‌کنند، از آنها بخورانند. خداوند شتران را مسخر مردمان کرده است تا از او سپاسگزاری‌کنند در برابر این که ایشان را توانائی استفاده از خیر و برکت زنده و قربانی شده آنها را داده است‌:

(فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ).

اینگونه (‌که می‌بینید) شتران را رام و مطیع شما کرده‌ایم تا این که (‌از الطاف کریمانه و انعام بزرگوارانه آفریدگار خود ) سپاسگزاری کنید.

وقتی‌که به مردمان دستور داده می‌شودکه آنها را به نام خدا ذبح کنند.

(لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلا دِمَاؤُهَا).

گوشت‏ها و خونهای قربانیها (‌که مظاهر و صور ظاهری هستند، به هیچ‌وجه مورد توجه خدا نبوده و) هرگز به خدا نمی‌رسد (‌و موجب رضای او نمی‌گردد)‌.

گوشتها و خونها به خداوند سبحان نمی‌رسد. بلکه تقوا و پرهیزگاری دلها و توجه آنها به خدا می‌رسد. دیگر آن کاری که مشرکان قریش می‌کردند مقبول و خداپسند نیست‌. مشرکان قریش بتها و خداگونه‌های خود را با خون قربانیها طبق شیوه منحرف و زشت شرک‌، آلوده و رنگین می‌کردند!

(كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ).

اینگونه که (‌می‌بینید) خداوند حیوانات را مسخر شما کرده است تا خدا را به خاطر این که هدایتتان نموده است (‌و به سوی انجام اعمال نیکو رهنمودتان کرده است‌) بزر