  را  دیدند)‌.قطعاً  پروردگار  تو  چیره  (‌در  نابودی  بزهکاران  و  جبّاران  تاریخ‌)  و  مهربان  (‌در  حقّ  مؤمنان)  است‌.  

داستانها  در  این  سوره  پایان  می‌پذیرند  تا  به  دنبال  آنها  واپسین  پیرو  بیاید.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:183.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:184.txt">قسمت دوم</a></body></html>سوره‌ي شعراء آيه‌ي 227-192

(وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ (١٩٢) نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأمِينُ (١٩٣) عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ (١٩٤) بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ (١٩٥) وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الأوَّلِينَ (١٩٦) أَوَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَمَاءُ بَنِي إِسْرَائِيلَ (١٩٧) وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الأعْجَمِينَ (١٩٨) فَقَرَأَهُ عَلَيْهِمْ مَا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ (١٩٩) كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ (٢٠٠) لا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوْا الْعَذَابَ الألِيمَ (٢٠١) فَيَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ (٢٠٢) فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ (٢٠٣) أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ (٢٠٤) أَفَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ (٢٠٥) ثُمَّ جَاءَهُمْ مَا كَانُوا يُوعَدُونَ (٢٠٦) مَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يُمَتَّعُونَ (٢٠٧) وَمَا أَهْلَكْنَا مِنْ قَرْيَةٍ إِلا لَهَا مُنْذِرُونَ (٢٠٨) ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ (٢٠٩) وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ (٢١٠) وَمَا يَنْبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ (٢١١) إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ (٢١٢) فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ (٢١٣) وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأقْرَبِينَ (٢١٤) وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (٢١٥) فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ (٢١٦) وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ (٢١٧) الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ (٢١٨) وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ (٢١٩) إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (٢٢٠) هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ (٢٢١) تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ (٢٢٢) يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ (٢٢٣) وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ (٢٢٤) أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ (٢٢٥) وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لا يَفْعَلُونَ (٢٢٦) إِلا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ) (٢٢٧)
داستانها  به  پـایان  آمدند.  در  همۀ  آنها  سرگذشت  پبغمبران  و  پیغمبریها،  و  سرگذشت  تکذیب  و  روی‌گردانی‌،  و  سرگذشت  مبارزه  و  عذاب  است‌.

این  داستانها  پس  از  دیباچۀ  سوره  می‌آیند.  در  دیباچه  به  طور  خاصّ  سخن  از  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  و  مشرکان  قریش  است‌:

(لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ (٣) إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ (٤) وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ (٥) فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ) (٦)

انگار  می‌خواهی  از  غم  و  اندوه  این  که  آنان  ایمان  نمی آورند،  خویشتن  را  نابود  کنی‌؟‌!  اگر  مـا  بخواهیم  معجزه‌ای  از  آسمان  بـر  آنان  نازل  می‌نمـائیم  که  گردنهایشان  در  برابر  آن  (‌خم  گردد،  و  از  روی  اجبار  ایمان  آورند  و)  تسلیم  شوند.  (‌امّا  سنّت  خدا  و  حـمت  الله  مقتضی  اختیار  است‌،  و  ثواب  یا  عقاب  را  مترتّب  بر  آن  کرده  است‌)‌.  هیح  گونه  موعظه  و  اندرز  تازه‌ای  (‌از  قرآن‌)  برای  آنان  از  سوی  خداوند  رحمان  نمی‌آید،  مگر  این  که  ایشان  از  آن  روی  گردان  می‌شوند.  آنان  (‌آیات  قرآنی  را)  دروغ  می‌نامند،  و  هر  چه  زودتر  خبر  (‌مجازات‌)  چیزی  که  بدان  استهزاء  و  تمسخر  می‌کنند  بدیشان  خواهد  رسید  (‌و  کیفر  کمرشکن  و  دردناک  کار  خود  را  خواهند  دید). (شعراء/3-6)

سپس  داستانها  آورده  شده‌اند.  همۀ  داستانها  هم  نمونه‌هائی  ا‌ز  سرگذشت  اقوامی  است  که  خبر  مجازات  چیزی  که  بدان  استهزاء  و  تمسخر  کرده‌اند  بدیشان  خواهد  رسید  و  کیفر  کمرشکن  و  دردناک  ‌کـار  خود  را  خواهند  دید!

وقتی  که  داستانها  پایان  می‌گیرند،  روند  قرآنی  به  موضوع  اصلی  سوره  برمی‌گرد‌د  که  دیباچه  آن  را  در  بر  د‌ارد.  آن‌گاه  این  واپسین  پیرو  می‌آید،  و  از  قرآن  سخن  می‌گوید،  و  تأکید  می‌کند  که  قرآن  از  سوی  پـروردگار  جهانیان  نازل  می‌گردد.  از  جمله  این  داستانها  که  قرنها  از  آنها  گذشته‌اند،  قرآن  آنها  را  تذکّر  می‌دهد  و  جزو  قرآن  هستند.  این  واپسین  پیرو  اشاره  می‌کند  به  این  ‌که  علماء  بنی‌اسرائیل  با  اخبار  این  پیغمبر  آشنایند  و  قرآنی‌  را  می‌شناسند  که  با  او  به  ارمغان  آمده  است‌،  چـرا  که  در  کتاب‌های  خودشان  از  آن  سخن  رفته  است  و  مذکور  افتاده  است  امّا  مشرکان  با  دلائل  آشکار  سر  ستیز  دارند،  و  گمان  می‌برند  که  قرآن  سحر  یا  شعر  است‌.  اگر  قرآن  بر  یکی  از  غیرعربها  نازل  می‌شد که  عربی  صحبت  نمی‌کرد  و  او  قرآن  را  به  زبان  خودشان  برای  آنان  می‌خواند  بدان  ایمان  نمی‌آوردند.  زیرا  عناد  و  سرکشی  بود  که  مشرکان  را  ا‌ز  قرآن  به  دور  می‌داشت  نه  ضعف  د‌لیل  و  بر‌هان‌!  شیاطین  این  قرآن  را  بر  محمّد  صلّی الله علیه و آله و سلّم   نازل  نکرده‌انـد،  همان‌گونه  ‌که  اخبار  را  بر  کاهنان  نازل  می‌کنند.  این  قرآن  شعر  نیست‌.  چه  شعر  دارای  بـرنامۀ  ثابت  و  قوانین  استوار  خود  است‌.  شعراء  برابر  انفعالها  و  هواهای  خود  به  هر  راهی  پای  می‌گذارند،  و  در  فنون  و  انواع  شعر  بـی  هدف  چکامه  سرائی  می‌کنند.  قرآن  تنها  قرآن  است  و  از  سوی  یزدان  نازل  می‌گردد  برای  این  که  به  شما  تذکّری  دهد،  پیش  از  آن  که  به  عذاب  و  عقاب  ‌گرفتار  آ‌یند،  و  پیش  از  این‌ که  خبر  مجازات  چیزی  بدا‌نان  رسد  که  بدان  استهزاء  و  تمسخر  می‌کنند.

وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ (١٩٢) نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأمِينُ (١٩٣) عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ (١٩٤) بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ (١٩٥)

کسانی  که  ستم  می‏‎کنند  خواهند  دانست  که  بازگشتشان  به  کجا  و  سرنوشتشان  چگونه  است‌!!!.

*
این  (‌قرآن‌)  فرو  فرستادۀ  پروردگار  چهانیان  است  (‌و  همۀ  سرگذشتـهای  مذکور  در  آن  راست‌،  و  احکام  آن  تا  روز  قیامت  برجا  و  واج