ن  چیزی  از  آن  چیزهائی‌که  سرهم  می‌کردند  و  به  هم  می‌بافتند  نمی‌یابند  تا  بر  آن  در  این  موقعیت  سختی  که  دارند  تکیه‌کنند:

«وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ »  .

و  آنچه  به  هم  می‌بافتند  (‌و  هرگونه  قدرت  و  عظمت  و  شفاعتی  که  برای  بتها  و  معبودهای  خویش قائل  بودند،  همه  و  همه  بر  باد  می‌رود  و  از  دسترسشان  دور  و)  از  آنان  گم  و  ناپدید  می‌شود.

همچون  جایگاه  و  موقعیّت  بدی  پایان  می‌گیرد  با  بیان  دو  چندان  شدن  عذاب  کسانی  که  کفر  ورزیده‌اند  و  دیگران  را  به  کفر  وادار کرده‌اند  و  از  راه  خدا  به  دور  داشته‌اند:

( الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ زِدْنَاهُمْ عَذَابًا فَوْقَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يُفْسِدُونَ).

کسانی  که  کفر  می‌ورزند  و  (‌مردمان  را)  از  راه  خدا  بازمی‌دارند،  عذابی  بر  عذابشان  می‌افزائیم  (‌و)  در  برابر  فسادی  که  می‌نمایند  (‌مجازات  ایشان  را  مضاعف  میگردانیم‌)‌.

چه  کفر  تباهی  است‌،  وکافرکردن  تباهی  است‌،  و  آنان  مرتکب  گناه  کفر  خود  شده‌اند،  وگناه  بازداشتن  مردمان  از  هدایت  را  نیز  داشته‌اند.  لذا  عذاب  آنان  دو  چندان  گردیده  است‌،  همان‌گونه  که  گناه  ایشان  دوچندان  بوده  است‌.  پادافره  برابر  بزهکاری  بديشان  می‌رسد.

این‌کار  همگانی  است  و  با  همه اقوام  انجام  می‌پذیرد.  سپس  روند  قرآنی  موقعیت  خاص  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  را  با قوم  خودش  به  تصویر  می‌زند.

(وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاءِ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ).

روزی  در  میان  هر  ملتی  گواهی  از  خودشان  بر  آنان  میگماریم  (‌که  در  دنیا  پیغمبر  ایشان  بوده  است‌)‌،  و  تو  را  (‌ای  محمّد!)  بر  اینان  (‌که  هم  اینک  در  جهان  هستند  و  یا  این  که  بعدها  به‌وجود  می‌آیند)  گواه  میگیریم،  (‌و  از  تو  درباره  عملکرد  مسلمانان  به  قرآن  و  دوری  گزیدنشان  از  آن  می‌پرسیم‌.  قرآنی  که  برنامه کامل  و  جامعی  دربر  دارد)  و  ما  این  کتاب  (‌آسمانی‌)  را  بر  تو  نازل  کرده‌ایم  که  بیانگر  همه  چیز  (‌امور  دین  مورد  نیاز  مردم‌)  و  وسیله  هدایت  و  مایه رحمت  و  مژده‌رسان  مسلمانان  (‌به  نعمت  جاویدان  یزدان‌)  است‌

در  سایه  این  صحنه‌ای‌که  به  مشرکان  نموده  می‌شود،  و  در  سایه  موقعیت  دشواری‌که  در  آن  انبارها  مشرکان  خود  را  تکذیب  می‌کنند،  و  خویشتن  را  تسلیم  فرمان  یزدان  می‌سازند  و  از  هرگونه  ادعای  پرستش گران  گمراه  خویش  خود  راتبرئه  می‌کنند  و  از پرستش  آنان  بیزاری  می‌جویند،  روند  قرآنی‌کار  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  با  مشرکان  قریش  را  در  روزی  می‌نمایاندکه  از  هر  ملتی  گواهی  برانگیخته  می‌گردد  و  به  پا  داشته  می‌شود.  این  پسوده  در  وقت  مناسب  خود،  و  با  قوت  هرچه  بیشتر،  به  میان می آید:

«وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاءِ».

و  تو  را  (‌ای  محمّد!)  بر  اینان  (‌كه  هم‌اینک  در  جهان  هستند  و  یا  این  که  بعدها  به‌وجود  می‌آیند)  گواه  میگیریم.

سپس  روند  قرآنی  میگو‌یدکتابی‌که  بر  تو  ای  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم  نازل  شده  است‌.

«  تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ »  .

بیانگر  همه  چیز  (‌امور  دین  مورد  نیاز  مردم‌)  است‌.  دیگر  بعد  از  آن‌،  حجتی  برای  حجت‌آورنده‌ای‌،  و  معذرتی  برای  معذرت‌خواهنده‌ای‌،  باقی  نمی‌ماند:

(وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ).

و  وسیله  هدایت  و  مایه  رحمت  و  مژده‌رسان  مسلمانان  (‌به  نعمت  جاویدان  یزدان‌)  است‌ .

پس  کسی‌که  خواهان  هدایت  و  رحمت  است  بایدکه  مسلمان  شود پیش  از  این‌که  روز  هراسناک  قیامت  فرارسد،  روزی‌که  در  آن  به‌کسانی  اجازه  سخن‌گفتن  داده  نمی‌شود  که  کفر  ورزیده‌اند  وکافر  شده‌اند،  و  از  ایشان  خواسته  نمی‌شودکه  طلب  رضایت  و  تقاضای  گذشت  نمایند.

بدین  منوال  و  بر  این  روال‌،  صحنه‌های  قيامت  در  قرآن  برای  ادای  هدفی  در  روند  قرآنی  می‌آیند،  و  صحنه‌ها  هماهنگ  با  فضای  هدف  می‌گردند  و  آن  را  به  انجام  می‌رسانند.سوره‌ي شعراء آيه‌ي 175-160

(كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ (١٦٠) إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلا تَتَّقُونَ (١٦١) إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (١٦٢) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ (١٦٣) وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ (١٦٤) أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ (١٦٥) وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ (١٦٦) قَالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ يَا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ (١٦٧) قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُمْ مِنَ الْقَالِينَ (١٦٨) رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ (١٦٩) فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ (١٧٠) إِلا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ (١٧١) ثُمَّ دَمَّرْنَا الآخَرِينَ (١٧٢) وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ مَطَرًا فَسَاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِينَ (١٧٣) إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (١٧٤) وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ) (١٧٥)

در  اینجا  داستان  لوط  به  میان  می‌آید.  جایگاه  تاریخی  آن  همراه  با  داستان  ابراهیم  بودن  است‌.  ولیکن  روند  تاریخی  در  این  سوره  مورد  نظر  نیست‌،  همان  گونه  که  گفتیم  بلکه  آنچه  مورد  نظر  است  وحدت  رسالت  و  برنامه،  و  عاقبت  تکذیب‌کردن  است‌:

فرجام  کار،  نجات  مؤمنان  و  هلاک  تکـذیب‌ کنندگان   است.

لوط  همان ‌گونه  با  قوم  خود  کار  را  آغازید  که  نوح  و  هود  و  صالح‌  کار  را  شروع  ‌کرده  بودند.  بیشرمی  و  پرده  دری  ایشان  را  زشت  می‌شمارد،  و  در  دلهایشان  وجدان  تقوا  را  به  جوش  و  خروش  می اندازد،  ‌و  آنان  را  به  ایمان  و  اطاعت  می‌خواند،  و  ایشان  را  اطمینان  می‌بخشد  به  این‌که  چیزی  از  اموالشان  را  در  مقابل  رهنمون  و  راهنمائی  نمی‌خواهد.  آن  گاه  گناه  همجنس‌ بازی  پلشت  ایشان  را  به  رخ  آنان  می‌کشد، ‌کار  زشتی  ‌که  قوم  لوط  در  تاریخ  بدان  شناخته  گردیده  است‌:

(أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ (١٦٥) وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ) (١٦٦)

آیا  در  میان  جهانیان‌،  به  سراغ  جنس  ذکور  می‌روید  (‌و  با  ایشان  به  جای  زنان  آمیزش  می‌نمائید؟‌)  و  همسرانی  را  که  پروردگارتان  برایتان  آفریده  است  رها  می‌سازید.  بلکه  اصلاً  شما  قومی  هستید  که  (‌با  ارتکاب  همۀ  معاصی‌،  در  ظلم  به  خود  و 