کنند  (‌و  ناسپاسش  میگذارند)  و  بیشترشان  (‌با  تقلید  از  آباء  و  اجداد  خود)  کافرند  (‌و  بعدها  گروه  اندکی  از  آنان  ایمان  می‌آورند  و  اسلام  را  می‌پذیرند)‌.

*
آن‌گاه  روند  قرآنی  عرضه  می‌دارد  چیزی  راکه  در  انتظارکافران  است  و  هنگامی‌که  قیامت  فرارسد  گریبانگیرشان  می‌گردد،  قیامتی‌که  در  سرآغاز  سخن  ذکر  شده  است‌:

(وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لا يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا وَلا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ ظَلَمُوا الْعَذَابَ فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَلا هُمْ يُنْظَرُونَ وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَؤُلاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوا مِنْ دُونِكَ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ وَأَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَضَلَّ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ زِدْنَاهُمْ عَذَابًا فَوْقَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يُفْسِدُونَ).

روزی  (‌که  قیامت  فرامی‌رسد)  از  هر  ملتی  گواهی  را  (‌كه  در  دنیا  پیغمبرشان  بوده  است‌)  برمی‌انگیزیم  (‌تا  علاوه  بر  آگاهی  خدا  از  احوال  ایشان‌،  و  شهادت  همه  اندامشان‌،  بر  آنان  شهادت  دهد  و  موجب  شرمساری  و  رسوائی  بیشترشان  گردد.  در  آن  دادگاه  پس  از  شهادت  شهود  و  قرار  گرفتن  در  برابر  عذاب  الهی‌)  دیگر  به  کافران  اجازه  داده  نمی‌شود  (‌لب  از  لب  بگشایند  و  معذرت‌خواهی  نمایند)  و  (‌از  سوی  پیغمبران‌)  از  ایشان  خواسته  نمی‌شود  که  جلب  رضایت  و  تقاضای  گذشت  نمایند  (‌چرا  که  فرصت  جلب  رضایت  خدا  با گفتار  و  کردار  گذشته  است‌،  و  هنگام  رویاروئی  با  نتائج  اقوال  و  اعمال  و  بازتاب  پندار  و  رفتار  دنیوی  فرا  رسید  است‌)‌.  هنگامی  که  کافران  عذاب  جهنم  را  می‌بینند  (‌و  درخواست  می‌کنند  که  چیزی  از  آن  برایشان  تخفیف  داده  بشود)  نه  برایشان  تخفیف  داده  می‌شود  و  نه  چندان  مهلت  عطاء  می‏‎گردد  (‌که  دیرتر  به  دوزخ  درآیند)‌.  و  هنگامی  که  مشرکان  انبازهای  خود  را  می‌بینند  (‌که  در  دنیا  آنها  را  معبودهای  خویش  می‌پنداشتند)  می‌گویند:  پروردگارا!  اینها  انبازهای  ما  هستند  که  (‌اشتباهاً  در  دنیا)  به  غیر  از  تو  می‌پرستیدیم  و  (‌به  فریادشان  می‌خواندیم‌.  پروردگارا  برخی  از  عذاب  ما  را  بدیشان  حواله  گردان  و  از  عذاب  ما  بکاه‌.  چرا  كه  ایشان  بودند  که  ما  را  به  عبادت  خود  می‌خواندند.  معبودهای  دروغین  مشرکین  پاسخ  می‌دهند  و)  خطاب  بدیشان  میگویند:  بی‏گمان  شما  دروغگوئید.  (‌کی  ما  از  شما  خواسته‌ایم  که  ما  را  بپرستید  و  به  فریادمان  بخوانید؟‌!  این  خودتان  بودید  که  به  دنبال  آرزوها  و  خیال‌پردازیها  روان  می‌شدید  و  بندگان  ضعیف  چون  ما  را  معبود  و  فریادرس  تصور  می‌کردید.  چنین  ستمکارانی  پس  از  آن  همه  سرکشی  و  تکبّر  دنیوی‌،  جملگی‌)  در  آن  روزگار  در  پیشگاه  خدا  سر  تسلیم  فرود  می‌آرند،  (‌و  فرمان  او  را  گردن  می‌گذارند)  و  آنچه  به  هم  می‌بافتند  (‌و  هرگونه  قدرت  و  عظمت  و  شفاعتی  كه  برای  بتها  و  معبودهای  خویش  قائل  بودند،  همه  و  همه  بر  باد  می‌رود  و  از  دسترسشان  دور  و)  از  آنان  گم  و  ناپیدا  می‌شود  کسانی  که  کفر  می‌ورزند  و  (‌مردمان  را)  از  راه  خدا  بازمی‌دارند،  عذابی  بر  عذابشان  می‌افزائیم  (‌و)  در  برابر  فسادی  که  می‌نمایند  (‌مجازات  ایشان  را  مضاعف  میگردانیم‌)‌.

صحنه  با  جایگاه  انبیاء  آغاز  می‌گردد،  انبیاء‌که  به  عنوان  گواهان  در  صحنه  ظاهر  می‌شوند،  و  برکارهائی‌که  از  اقوامشان  در  زمان  زندگانیشان  در  دنیا  سر  زده  است  و  آگاهی  داشته‌اندگواهی  می‌دهند  و  می‌فرمایند  چگونه  تبلیغ  کرده‌اند  و  چگونه  تکذیب  شده‌اند.  کافران  در  محشر  می‌ایستند  و  بدیشان  اجازه  داده  نمی‌شود  که  برهان  و  حجت  بیاورند  و  درخواست  شفاعت‌کنند،  و  از  آنان  خواسته  نمی‌شود  که  از  خدا  طلب  خشنودی  یزدان  با  گفتار  یا  کردار  بکنند.  چه  زمان  درخواست  رضایت  و  خشنودی‌گذشته  است‌،  و  وقت  حساب  و  عقاب  فرارسیده  است‌.

«وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ ظَلَمُوا الْعَذَابَ فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَلا هُمْ يُنْظَرُونَ ».

هنگامی  که  کافران  عذاب  جهنم  را  می‌بینند  (‌و  درخواست  می‏‎کنند  که  چیزی  از  آن  برایشان  تخفیف  داده  بشود)  نه  برایشان  تخفیف  داده  می‌شود  و  نه  چندان  مهلت  عطاء  می‏‎گردد  (‌که  دیرتر  به  دوزخ  درآیند)‌.

سپس  این  سكوت  شکسته  می‌شود  زمانی‌که  مشرکان  انبازهای  خود  را  می‌بینند  و  ایشان  را  درگستره  محشر  مشاهده  می‌کنند،  انبازهائی  که  گمان  می‌بردند  که  آنها  شریکهای  خدایند،  و  آنها  خداگونه‌هائی  هستند  و  باید  ایشان  را  با  خدا  و  یا  بدون  خدا  پرستش  بکنند.  ناگهان  به  انبازها  اشاره  می‌کنند  و  می‌گویند:

«‌ رَبَّنَا هَؤُلاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوا مِنْ دُونِكَ »‌.

هنگامی  که  مشرکان  انبازهای  خود  را  می‌بینند  (‌که  در  دنیا  آنها  را  معبودهای  خویش  می‌پنداشتند)  می‌گویند:  پروردگارا!  اینها  انبازهای  ما  هستند  که  (‌اشتباهاً  در  دنیا)  به  غیر  از  تو  می‌پرستیدیم  و  (‌به  فریادشان  می‌خواندیم‌.  پروردگارا  برخی  از  عذاب  ما  را  بدیشان  حواله  گردان  و  از  عذاب  ما  بکاه‌.  چرا  که  ایشان  بودند  که  ما  را  به  عبادت  خود  می‌خواندند).

امروزکه  قیامت  است  اقرار  می‌کنند  و  می‌گویند:  «‌ربنا:  ای  پروردگار  ما!‌«‌.  دیگر  امروز  درباره  اینان  نمی‌گویند  که  اینها  انبازهای  خدایند.  بلکه  می‌گویند:

«‌ هَؤُلاءِ شُرَكَاؤُنَا» ٠

اینها  انبازهای  ما  هستند.

انبازها  می‌ترسند  و  بر  خود  می‌لرزند  از  این  اتهام  سنگینی‌که  بدیشان  می‌زنند.  ناگهان  با  بندگان  خود  به  مقابله  می‌پردازند  و  با  توضیح  و  تاکید  بد‌یشان  می‌گویندکه  دروغ  می‌گوئید:

«  فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ » .

معبودهای  دروغین  مشرکین  پاسخ  می‏‎دهند  و)  خطاب  بدیشان  می‌گویند:  بی‏گمان  شما  دروغگوئید.  (‌کی  ما  از  شما  خواسته‌ایم  که  ما  را  بپرستید  و  به  فریادمان  بخوانید؟‌!  این  خودتان  بودید  که  به  دنبال  آرزوها  و  خیال‌پردازیها  روان  می‌شدید  و  بندگان  ضعیف  چون  ما  را  معبود  و  فریادرس  تصور  می‌کردید)‌.

رو  به  خدا  می‌کنند  و  فرمانبردارانه  به‌کرنش  می‌پردا‌زند:

«وَأَلْقَوْا إِلَى اللَّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ».

(‌چنین  ستمکارانی  پس  از  آن  همه  سرکشی  و  تکبر  دنیوی‌،  جملگی‌)  در  آن  روز  در  پیشگاه  خدا  سر  تسلیم  فرود  می‌آرند،  (‌و  فرمان  او  را  گردن  می‌گذارند)‌.

در  آن  وقت  مشرک