ا  توسّط  او  به  آنان  بنماید.  خدا  این  معجزه  را  به  صورت  ماده  شتری  به  صالح  بخشده  است‌.  ما  به  اوصاف  این  شتر  ماده  بدان  اندازه  فرو  نمی‌رویم  که  مفسّران  پیشین  ‌آن  فرورفته‌اند.  زیرا  در  ذکـر  این  اوصاف  سند  صحیحی  در  دست  نداریم  تا  بر  آن  تکیه  کنیم  و  بدان  اعتماد  داشته  باشیم  .  لذا  بدان  بدین  اندازه  بسنده  می‌کنیـم‌  که  این  شتر  ماده  جنبۀ  معجزه  داشته  است  و  همان  خارق‌العـاده‌ای  بـوده  است  که  قوم  ثمود  درخواست  کرده‌اند.

(قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَعْلُومٍ (١٥٥) وَلا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ) (١٥٦)

(‌هنگامی  که  خدا  شتر  ماده‌ای  را  معجزه  آ سا  برای  صالح  پدیدار  کرد،  صالح  بدیشان‌)  گفت‌:  این  شتری  است  (‌که  خدا  آن  را  معجرۀ  شما  نموده  است‌)‌.  یک  روز  سهم  آب  متعلّق  په  آن  و  روز  جداگانه  دیگری  سهم  آب  متعلّق  به  شما  است‌.  کمترین  آزاری  به  آن  نرسانید  که  اگر  چنین  کنید  عذاب  روز  بزرگ،  شما  را  فرو  خواهد  گرفت.

شتر  ماده  به  سوی  ایشان  آمد.  با  ایشان  شرط  کرد  که  آبی ‌که  از  آن  می‌نوشند  روزی  متعلّق  به  شتر  ماده  باشد  و  روز  دیگری  متعلّق  به  خودشان  گردد.  در  روزی  که  آب  سهم  او  است  به  آن  جور  و  ستم  نکنند،  و  آن  هم  در  روزی  که  آب  سهم  ایشان  ایشان  بدانان  جور  و  ستم  نکند،  و  آب  آن  با  آب  ایشان  آمیزۀ  یکدیگر  نشود،  و  آب  آنان  با  آب  آن  به  هم  نیامیزد.  صالح  بدیشان  ‌گوشزد  کرد  که  اصلاً   کمترین  آزاری  به  شتر  ماده  نرسانند،  ‌که  اگر  بدان  آزاری  برسانند،  عذاب  روز  بزرگ  قیامت  بدیشان  می‌رسد.

آیا  معجزۀ  خارق‌العاده  چه  تأثیری  بر  قوم  رخنه‌گر  کینه  توز  داشت‌؟  این  معجزه  ایـمان  را  بـه  درون  دلهـای  خشکیده  نریخت‌،  و  نور  را  به  جانهای  تاریک  نتاباند.  هر  چند  که  ایشان  را  مقهور  و  مغلوب‌  کرد  و  در  مبارزه  شکست  داد.  آنان  عهد  و  پیمان  خود  را  نگاه نداشتند،  و  به  شرط  خود  وفا  نکردند:

(فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ) (١٥٧)

ولی  آنان  شتر  را  (‌باتیر)  کشتند  و  (‌عذاب  خدا  را  در  چند  قدمی  خود  دیدند  و  از  کردۀ  خود)  پشیمان  شدند.  

عقر  به  معنی  نحر  یعنی  سربریدن  است‌.  کسانی  ‌که  از  آنان  شتر  را  کشتند  افرادی  بودند  که  در  زمین  فساد  و  تباهی  می ‌کردند  و  به  اصلاح  نمی‌پردا‌ختند.  صالح  آنان  را  از  همچون  کسانی  برحذر  داشت  و  بیمشان  داد.  ولی  از  بیـم  دهنده  نترسیدند.  بدین  جهت‌  گناهی  که  در  حقّ  شتر  آن  جماعت  مرتکب  شدند  بر  همگان  نوشته  شد،  و  همگان  در  برابر  این  گناه  بزرگ  گرفتار  آمدند.

قوم  صالح  بر  این  کار  پشیمان  گردیدند،  ولیکن  پس  از  فوت  فرصت  و  وقت  مناسب  تصدیق  پیغمبر  خود کردن‌:  

(فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ).

عذاب  ایشان  را  فرو  گرفت  (‌و  پشیمانی  بدیشان  سودی  نبخشید).

در  اینجا  از  نوع  عذاب  سخن  نرفته  است‌،  چون  شتاب  در  میان  است‌،  و  سرعت  کار  مراد  است!

آن  گاه  پیرو  درمی‌رسد:

(إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (١٥٨) وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ) (١٥٩)

مسلّماً  در  این  (‌سرگذشت  پایمردی  پیغمبران  و  مؤمنان  و  سرنوشت  کافران  و  ظالمان‌)  درس  عبرتی  (‌برای  مردمان‌،  و  همچنین  نشانه‌ای  از  قدرت  خداوند  جهان  در  یاری  دینداران  و  نابودی  بی‌دینان  و  گردنکشان  تاریخ‌)  است‌.  و  اکثر  (‌قوم  ثمود  هم  ایمان  نیـاوردند  وهمچون  قوم  عاد)ایشان  (‌نیز  از  زمرۀ‌)  مؤمنان  نشـدند.  بی‏گمان  پروردگار  تو  چیره  (‌بر  گردنکشان‌)  و  مهربان  (‌در  حقّ  مؤمنان‌)  است‌.

*تعبیر  قرآنی  درباره  فضای  آرامش  و  آسایش  و  اطمینان  و  طمانینه  پیدا  کردن  دارای  لطافت  و  ظرافت  بیشتری  است‌،  بدان  هنگام‌که  به  سایه‌ها  و  لانه‌ها  وكنامهای  واقع  در کوه‌ها  اشاره  می‌کند،  و  به  جامه‌هائی  توجه  می‌دهد  که  ازگرما  جلوگیری  می‌کند  و  از  اذیت  و  آزار  و  شدائد  ناگوار  جنگ  جلوگری  می‌نماید،  از  قبیل  زره‌ها  و  چیزهائی  بسان  آنهاکه  برای  حفاظت  و  امنیت  در  جنگ  به‌کار  می‌روند:

( وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلالا وَجَعَلَ لَكُمْ مِنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ)  .

خداوند  سایه‌هائی  برایتان  از  چیزهائی  که  آفریده  است  پدید  آورده‌،  و  پناهگاه‌هائی برایتان  از  کوه‌ها  ساخته  است‌،  و  (‌طرز  ساختن  و  استفاده  از  لباسها  را  به  شما  آموخته  است  و  بدین  وسیله‌)  جامه‌هائی  برایتان  تهیه  دیده  است  که  شما  را  از  (‌اذیت‌)  گرما  و  (‌آزار)  جنگ  محفوظ  نگاه  می‌دارد.

جانها  در  زیر  سایه‌ها  می‌آرامند  و  به  آرامش  و  آسایش  می‌رسند.  جانها  در  پناهگاه‌ها  و  غارها  نیز  اطمینان  می‌یابند  و  به  آسودن  و  خفتن  می‌پردازند.  جانها  با  جامه‌هائی  می‌آرامند  که  انسان  را  از  سوز  و  آزار  گرما  محفوظ  و  مصون  می‌دارد،  از  قبیل‌:  رداها  و  بالاپوشهائی  که  برای  استراحت  به  کار  می‌روند،  و  جانها  در  جامه‌هائی  می‌آسایندکه  انسان  را  از  اذیت  و  آزار  جنگ  در  امان  می‌دارند،  از  قبیل‌:  زره‌ها  و  غیر  آنهاکه  برای  محافظت  به  کار  می‌روند  ...  همه  اینها  به  مناسبت  آرامش  و  آسایش  و  امن  و  امان  خانه‌ها  ذکر  می‌شوند  ...  بدین  خاطر  پیروی  این  چنین  می‌آید:

(كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ ).

بدین‌گونه  خدا  نعمت‏های  خود  را  بر  شما  اتمام  می‌بخشد  تا  این  که  (‌حس  قدردانی  و  شکرگزاری  در  درونتان  بیدار  و)  مطیع  و  مخلص  او  گردید  (‌و  تنها  او  را  خدا  بدانید  و  فقط  از  وی  فرمانبرداری  کنید)

اسلام كه  مصدر  فعل  «‌تسلمون‌«  است  به  معنی  تسلیم  شدن  و  آرمیدن  و  آسودن  است‌.  بدین  منوال  همه  سایه‌روشنهای  صحنه  هماهنگ  و  همآوا  می‌شوند،  بدان  شیوه  که  سبک  قرآن  درکار  تصویرگری  است‌.

اگر  تسلیم  شدند  چه  خوب‌،  و  اگر  پشت‌کردند  و  گریختند،  بر  رسولان  پیام  باشد  و  بس‌٠  در  این  صورت  منکر  خواهند  بود  و  حق  و  حقیقت  را  نمی‌پذیرند،  پس  از  آن  که  نعمت  یزدان  را  شناخته‌اند،  نعمتی  که  جای  انکار  نيست.

(فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ الْمُبِينُ يَعْرِفُونَ نِعْمَةَ اللَّهِ ثُمَّ يُنْكِرُونَهَا وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ)  .

با  این  همه  اگر آنان  روی  برتابند  (‌و  تسلیم  دعوت  نشوند  و  حق  را  گردن  ننهند،  باک  نداشته  باش  که  گناهی  بر  تو  نیست‌.  چرا  که‌)  وظیفه  تو  تنها  تبلیغ  آشکار  است  (‌وآن  را  بجای  آورده‌ای‌.  کوردلان  لجوج  چون  ایشان‌)  نعمت  خدا  را  می‌شناسند  و  با  وجود  شناخت  و  آگاهی،  (‌در  عمل‌)  آن  را  انکار  می