 است‌. بزرگداشت قربانیها هم با چاق‌کردن و چاق‌گزیدن و بالا بودن قیمت آنها انجام می‌پذیرد:

(ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ. لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ).

(‌مطلب‌) چنین است (‌که گفته شد)‌، و هرکس مراسم و برنامه‌های الهی را بزرگ دارد (‌و از جمله مناسک حج را گرامی شمارد)‌، بی‏گمان بزرگداشت آنها نشانه پرهیزگاری دلها (‌و خوف و هراس از خدا) است‌. در این حیوانات قربانی‌، منافع (‌دنیوی از قبیل سوار شدن و بار کردن و استفاده از شیر و پشم و تولیدمثل آنها برایتان آزاد) است تا زمان معین (‌که روز ذبح آنها است‌) و بعد هم که در کنار خانه قدیمی و گرامی (‌کعبه‌، یعنی در قربانگاه منی و دیگر جاهای حرم‌) آماده گردیدند (‌و ذبح شدند، شما می‌توانید از منافع مادی و معنوی آنها برخوردار شوید)‌.

روند قرآنی میان حیوانات قربانی‌ای که حاجیان آنها را ذبح می‌کنند، و میان تقوا و پرهیزگاری دلها پیوند می‌دهد. چه تقوا و پرهیزگاری دلها هدف اصلی مناسک و شعائر حج است‌، و این مناسک و شعائر جز رمزهای تعبیر از روکردن به خداوندگار بیت‌الحرام‌، و اطاعت از او نیستند. در لابلای مناسک و شعائر حج‌، یادها و یادمانهای قدیمی از روزگار ابراهیم پلا و بعد از او، نهفته است‌. این یادها و یادمانها، یادها و یادمانهای طاعت و عبادت‌، و توبه و برگشت‌، و روکردن به خدا است‌، از همان زمانی‌که این ملت مسلمان و تسلیم فرمان یزدان پدید آمده است‌. این یادها و یادمانها و دعاها و نمازها یکسان و برابرند.

این چهارپایانی که قربانی حاجیان می‌شوند و در پایان روزهای حرام سر بریده می‌شوند، جائز است صاحبان آنها از آنها استفاده بکنند. اگر نیازی به سواری آنها باشد حاجیان می‌توانند بر آنها سوار شوند، یا اگر به شیرهای آنها نیاز داشته باشند می‌توانند از شیرهای آنها بنوشند، تا حیوانات قربانی به محل قربانگاه می‌رسند که بیت‌الحرام است‌. آن‌گاه در آنجا ذبح می‌شوند تا ازگوشت آنها خودشان بخورند و به فقراء و درماندگان بخورانند.

مسلمانان در روزگار پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) در حیوانات قربانی حاجیان غلو و زیاده‌روی می‌کردند. گرانبهاترین و چاق‌ترین حیوانات را برمی‌گزیدند، و بدین وسیله بزرگداشت خود را درباره مناسک و شعائر حج اعلام و اعلان می‌داشتند، و تقوا و پرهیزگاری و ترس از خدا را نشان می‌دادند. عبدالله پسر عمر - رضی‌الله عنهما - روایت کرده است وگفته است‌: عمر بهترین شتر را برای قربانی حج برگزید. آن را با سیصد دینار خریداری‌کرده بود. به خدمت پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) رفت و عرض‌کرد: ای فرستاده خدا من بهترین شتر را برای حج انتخاب کرده‌ام و آن را با سیصد دینار خریداری نموده‌ام‌. آیا می‌توانم آن را بفروشم و با پول آن چند شتر ماده یاگاو بخرم و بجای آن قربانی‌کنم‌؟ فرمود: (‌ لا . انحرها إياها)‌.

نه‌. خود همان شتر را ذبح و قربانی کن‌.

بهترین شتری‌که عمر (رضی الله عنه) آن را برای قربانی حج برگزیده بود و سیصد دینار قیمت داشت‌، عمر (رضی الله عنه) نمی‌خواست‌که بخل ورزد و بخشی از بهای آن را برای خود نگاه دارد. بلکه می‌خواست آن را بفروشد و با پول آن چندین شتر ماده یاگاو را برای قربانی حج خریداری کند. پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) هم خواست‌که عمر همان بهترین شتر را قربانی‌کند، چون ارزشمند بود و بهای زیادی داشت‌، و آن را با شتران ماده زیادی عوض نکند، هرچند شتران ماده زیادی گوشت بیشتری داشتند، ولی از ناحیه معنوی کمتر بشمار می‌آمدند. هدف از قربانی هم بهای معنوی است‌:

(فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ).

بی‏گمان بزرگداشت آنها نشانه پرهیزگاری دلها (‌و خوف و هراس از خدا) است‌.

این همان معنی و مقصودی است‌که پیغمبر خدا (صلی الله علیه و سلم) آن را در نظر داشته است‌، در آن حال‌که به عمر (رضی الله عنه) می‌فرموده است‌:

(انحرها إياها ‌).

خود همان شتر را ذبح و قربانی کن‌.

خود همان شتر را ذبح و قربانی‌کن‌، نه حیوان دیگری را!

* 
قرآن مجید این قربانیها را به عنوان یکی از مناسک و شعائر معروف در میان ملتهای‌گوناگون معرفی می‌کند. تنها چیزی‌که هست این است‌که اسلام آن را به راه صحیح خود انداخته است‌، بدان‌گاه که آن را متوجه خدای یگانه‌کرده است و بس‌:

(وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الأنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ. الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ).

(‌قربانی تنها منحصر به شما مسلمانان نبوده‌، و بلکه‌) ما برای هر ملتی (‌که پیش از شما به خدا ایمان داشته‌اند) قربانی را (‌که سمبول آمادگی انسان برای فدا شدن در راه خدا است‌) مقرر کرده‌ایم‌، تا به نام خدا چهارپایانی را ذبح کنند که خدا بدیشان عطاء نموده است‌. خدای شما و ایشان خدای واحدی است (‌و برنامه او هم برنامه واحدی است‌. حال که چنین است‌) پس تسلیم (‌فرمان‌) او بوده‌، و (‌اعمالتان خالصانه برای او باشد. ای پیغمبر) مژده بده مخلصان متواضع (‌در برابر فرمان خدا) را (‌به بهشت و پاداش فراوان آفریدگارشان‌)‌. آنان کسانی هستند که چون نام خدا برده شود (‌به خاطر درک مقام باعظمت یزدان‌) دلهایشان به هراس می‌افتد، و در برابر مصائبی که گریبانگیرشان می‏‎گردد، شکیبائی پیش می‏‎گیرند (‌و ایستادگی می‌کنند، چرا که تسلیم فرمان قضا و قدرند)‌، و نماز را چنان که باید می‌خوانند، و از اموالی که بدیشان عطاء کرده‌ایم (‌در کارها و راه‌های خیر) مصرف می‏‎کنند. 

اسلام احساسها و رویکردها را وحدت می‏بخشد، و جملگی اندیشه‌ها و روشها را متوجه خدا می‌سازد. بدین خاطر است‌که عقل و شعور و عمل و کار را، و تلاش و پویش و عبادت و پرستش را، و حرکت و عبادت را رو بدان جهت یگانه می‌دارد، و بدین وسیله سراسر زندگی را با رنگ عقیده رنگ‌آمیزی می‌کند و می‌آراید.

بر این اساس است که اسلام قربانیهائی را حرام کرده است‌که برای غیر خدا و به نام غیر خدا ذبح می‌شوند، و حتمی و قطعی‌کرده است‌که نام خدا بر قربانیها برده شود و بس‌، تا بردن نام خدا هدف برجسته باشد، به گونه‌ای که انگار قربانی با هدف بردن نام خدا ذبح می‌شود:

(وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الأنْعَامِ).

(‌قربانی تنها منحصر به شما مسلمانان نبوده‌، و بلکه‌) ما برای هر ملتی (‌که پیش از شما به خدا ایمان داشته‌اند) قربانی را (‌که سمبول آمادگی انسان برای فدا شدن در راه خدا است‌) مقرر 