 مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) (٨٩)

)‌ابراهیم  دست  دعا  به  درگاه  خدا  برداشت  و  گفت‌:‌)  پروردگارا!  به  من  کمال  و  معرفت  مرحمت  فرما  (‌تا  در  پرتو  آن‌،  حقّ  را  حقّ‌،  و  باطل  را  باطل  ببینم‌،  و  قدرت  بر  داوری  صحیـح  در  میان  بندگانت  داشته  باشم‌)‌،  و  مرا  (‌در  دنیا  و  آخرت‌)  از  زمرۀ  شایستگان  و  بایستگان  گردان،  و  (‌با  توقیق  در  طاعت  و  عبادت  و  اعمال  نیک‌)  برای  من  ذکر  خیر  و  نام  نیک  در  میان  آیندگان  برجـای  دار،  و  مرا  از  زمرۀ  کسانی  ساز  که  بهشت  پر  نعمت  را  فراحنگ  می‌آورند،  و  پدرم  را  (‌با  رهنمود  به  ایمان  و  توفیق  در  طاعت  و  عبادت‌،  مورد  مـرحمت  و  مشمول  مغفرت  گردان،  و  بدین  وسیله  او  را)  که  از  گمراهان  است  بیامرز،  و  مرا  خوار  و  رسوا  مدار  در  روزی  که  (‌مردمان  برای  حساب  و  کتاب  و  سزا  و  جزا،  زنده  و)   برانگیخته  می‌شوند،  آن  روزی  که  اموال‌،  (‌یعنی  نیروی  مادی‌)‌،  و  اولاد،  (‌یعنی  نیروی  انسـانی‌،  به  کسی‌)  سودی  نمی‌رساند.  بلکه  تنها  کسی  (‌نجات  پیدا  می‌کند  و  از  اموالی  که  در  راه  آفریدگار  صرف‌،  و  از ا‌ولادی  که  در  مسیر  پروردگار  رهنمود  کرده  باشد،  سود  می‌برد)  که  با  دل  سالم  (‌از  بیماری  کفر  و  نفاق  و  ریا)  به  پیشگاه  خدا  آمده  باشد.

سراسر  این  دعا  و  تمنّا  درخواست  چیزهائی  از  اهداف  و  امتعۀ  این  زمین  در  آن  نیست‌،  و  حتّی  درخواست  تندرستی  هم  نشده  است‌.  دعا  و  تمنّائی  است‌  که  متوجّه  افقهای  والا  است‌،  و  احساسات  پاکی  آن  را  به  جنبش  می‌اندازد  و  به  حرکت  درمی‌آورد.  دعا  و  تمنّای  دلی  است‌  که  خدای  را  شناخته  است  و  هرکس  و  هر  چیزی  جز  او  را  کوچک  و  ناچیز  شمرده  است‌،  و  مزۀ  الطاف  الهی  را  چشیده  است  و  هم  اینک  بیش  از  پیش  می‌طلبد،  و  در  حدود  آنچه  چشیده  است  و  آنچه  می‌خواهد،  امید  می‌ورزد  و  می‌هرا‌سد.

(رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا).

پروردگارا!  به  من  کمال  و  معرفت  مرحمت  فرما.

آن  فرزانگی  به  من  عطاء  فـرما  که  با  آن  ارزشهای  درست  و  ارزشهای  نادرست  را  بشناسم‌،  و  در  نتیجه  بر  راستای  راه  راستی  بمانم  و  رهسپار  شوم‌  که  مرا  به  چیزی  برساند  که  ج اودانه  است‌.

(وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ) (٨٣)

و  مرا  (‌در  دنیا  و  آخرت‌)  از  زمرۀ  شایستگان  و  بایستگان  گردان.

این  سخن  را  ابراهیم  پیغمبر  و  بزرگوار  و  نالان  و  شکیبا  مـی‌گوید.  وای  چـه  فروتنی  و  تواضعی‌!  وای  چـه  پرهیزگاری  و  تقوائی‌!  وای  چه  ترسی  و  لرزی  از  قصور  و  کوتاهی‌!  وای  چه  هراسی  از  دگرگونی  دلهال  وای  چه  حرصی  و  ازی  بر  ملحق  شدن  به  شایستگان  و  بایستگان  و  بسا  آن  هم  با  توفیق  و  مددی  ‌که  پروردگارش  بدو  در  انجام  کارهای  شاسته  و  بایسته‌ای  عطاء  بفرماید  که  او  را  به  شایستگان  و  بابستگان  ملحق  نماید!

(وَاجْعَلْ لِي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الآخِرِينَ) (٨٤)

و  (‌با  توفیق  در  طاعت  و  عبادت  و  اعمال  نیک‌)  برای  من  ذکر  خیر  و  نام  نیک  در  میان  آیندگان  برجای  دار.

دعائی  و  تمنّائی  است  ‌که  علاقۀ  به  ماندگاری  نام  نیک  او  را  بدان  وامی‌دارد،  امّا  این  شهرت  و  آوازه  را  نه  با  حسب  و  نسب  می‌خواهد،  بلکه  با  عقیده  و  ایمان  جویای  آن  است‌.  چه  او  از  پروردگارش  درخواست  مـی‌کند  در  میان  ‌کسانی  که  بعدها  می‌آیند  و  بر  این  کرۀ  خاکی  زیست  می‌نمایند،  نام  نیکی  داشته  باشد  که  آنان  را  به  سوی  حقّ  برانگیزد  و  بـخواند،  و  ایشان  را  به  سوی  آئین  سرشتی  یکتاپرستی  ‌که  آئین  او  است  جذب  و  جلب  نماید.  چه  بسا  این  دعا  و  تمنّا  همان  باشد  که  در  جای  دیگری  آن  را  سر  داده  است‌،  بدان  هنگام  که  ستونهای  کعبه  را  او  و  پسرش  اسماعیل  بـالا  برده‌اند  و  سپس  گفته اند:

(ربنا واجعلنا مسلمين لك . ومن ذريتنا أمة مسلمة لك , وأرنا مناسكنا , وتب علينا , إنك أنت التواب الرحيم . ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلو عليهم آياتك , ويعلمهم الكتاب والحكمة , ويزكيهم , إنك أنت العزيز الحكيم).

ای  پروردگار  ما!  (‌این  عمل  را)  از  ما  بپذیر،  بی‏گمان  تو  شنوا  و  دانا  (‌به  گفتار  و  نیّات  ما)  هستی‌.  ای  پروردگار  ما!  چنان  کن  که  ما  دو  نفر  مخلص  و  منقاد  (‌فرمان‌)  تو  باشیم‌،  و  از  فرزندان  ما  ملّت  و  جماعتی  پدید  آور  که  تسلیم  (‌فرمان‌)  تو  باشند،  و  طرز  عبادت  خویش  را  (‌در  کعبه  و  اطراف  آن‌)  به  ما  نشان  بده‌،  و  (‌اگر  نسیان  و  لغزشی  از  ما  سرزد)  بر  ما  ببخشای  (‌و  در  توبه  را  بر  رویمان  باز  گذار)‌،  بی‏گمان  تو  بس  توبه‌پذیر  و  مهربانی‌.  ای  پروردگار  ما!  در  میان  آنان  (‌که  از  دودمان  ما  و  منقاد  فرمان  تویند)  پیغمبری  از  خودشان  برانگیز  تا  آیات  تو  را  بر  ایشان  فروخواند  و  کتاب  (‌قرآن‌)  و  حکمت  (‌اسرار  شریعت  و  مقاصد  آن‌)  را  بدیشان  بیاموزد  و  آنان  را  (‌از  شرک  و  اخلاق  ناپسند)  پاکیزه  نماید،  بی‏گمان  تو  عزیزی  و  حکیمی  (‌و  بر  هر  چیزی  توانا  و  پیروزی  و  هر  کاری  را  که  می‌کنی  بنا  بر  مصلحتی  و  برابر  حکمتی  است). (بقره؟127-129)

خدا  دعای  او  را  استجابت  فرمود،  و  تمنّای  او  را  برآورده  نمود،  و  نام  نیک  او  را  در  میان  آیندگان  برجای  گذاشت‌،  ودر  میانشان  پیغمبری  از  خودشان  برانگیخت  که  آیات  او  را  بر  آنان  بخواند  و  بدیشان  ‌کتاب  (‌قرآن‌)  و  حکمت  (‌اسرار  شریف  و  مقاصد  آن‌)  را  بیاموزد،  و  آنان  را  (‌از  شرک  و  اخلاق  ناپسند)  پاکیزه  نماید...  ایـن  پذیرش  دعا  بعد  از  هزاران  سال  صورت  پذیرفته  است‌.  این  هزاران  سال  هم  برابر  عرف  و  عادت  مـردمان  طولانی  است‌،  ولیکن  در  پیشگاه   خدا  وقت  محدود  و  معلومی  دارد.  هر  زمان  حکمت  خدا  مقتضی  ‌گـردید  در  آن  دعا  پذیرفته  می‌شود  و  مفهوم  آن  تحققّ  پیدا  می‌کند.  

(وَاجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ) (٨٥)

و  مرا  از  زمرۀ  کسانی  ساز  که  بهشت  پر  نعمت  را  فراچنگ  می‌آورند.

قبل  از  این‌،  ابراهیم  از  پـروردگارش  با  دعا  و  زاری  درخواست‌  کرده  بود  که  او  را  به  شایستگان  و  بابستگان  ملحق  فرماید،  با  توفیقی  ‌که  خدا  بدو  در  انجام  ‌کارهای  شایسته  و  بایسته  عطاء  می‌نماید،  کارهای  شـایسته  و  بایسته‌ای  ‌که  او  را  با  شـایستگان  و  بـایستگان  حـرکت  می‌دهد  و  در  صفوف  آنان  جایگزین  کند،  و  به  بهشت  پر  نعمتی  می‌برد  که  بندگان  خوب  خـدا  آن  را  به  ارث  می‏‎برند.

(وَاغْفِرْ لأبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ) (٨٦)

و  پدرم  را  (‌با  رهنمود  به  ایمان  و  توفیق  در  طاعت  و  عبادت،  مورد  مرحمت  و  مشمول  مغفرت  گردان،  و  بدین  وسیله  او  را)  که  از  گمراهان  است  بیامرز.

این  دعا  و  تمنّای  مغفرت  و  مرحمت  برای  پدرش  است  با  وجود  ا‌ین‌که  پدرش  چه  انـدازه  سخنان  درشتی  و  تهدیدهای  سختی  با  او  داشته  است‌.  و لیکن  ابراهیم  بدو  