واگذار  فرموده  است  و  حواله  داده  است‌.  پس  خدا  در  سرنوشت  حتمی  و  قطعی  خودشان  بدیشان  ظلم  و  ستم  نکرده  است‌،  ولیکن  آنان  به  خویشتن  ستم  ورزیده‌اند  و  ظلم  کرده‌اند.

خدا  در  عقوبت  وکیفرشان  با  ایشان  قساوت  و  سنگدلی  ننموده  است‌،  بلکه  بدیها  و  زشتیهای  اعمال  و  افعال  ایشان  با  ایشان  قساوت  و  سنگدلی  کرده  است‌،  زیرا  آنان  گرفتار  بدیها  و  زشتيهای  اعمال  و  افعال  خویش  گردیده‌اند،  یعنی  نتائج  طبیعی  و  بزهکاریهای  اعمال  و  افعال  خودشان  یقه  ایشان  راگرفته  است‌:

(  فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (‌.

پس  (‌سرانجام‌،  سزای‌)  بدیهائی  که  می‌کردند  بدیشان  رسید،  و  چیزی  را  که  بدان  تمسخر  می‌نمودند  آنان  را  (‌از  هر  سو)  دربر  گرفت  (‌که  عذاب  دوزخ  است‌)‌.

این  تعبیر  و  همسان  این  تعبیر  دارای  معنی  و  مفهوم  خاص  خود  است‌.  چه  آنان  با  چیزی  خارج  از  خود  ثمره  اعمالشان  و  نتيجه  افعالشان  مواخذه  نمی‌گردند  و  شکنجه  نمی‌شوند.  ایشان  با  بزهکاریهای  رفتار  و  روش  خودشان  سزا  می‏بینند  وگرفتار  می‌آیند.  آنان  به  سبب  کارهائی‌که  می‌کنند  ازمرتبه  بشریت  پائین  می‌افتند،  و  به  پله‌های  مراتب  خواری‌،  و  به  عذاب  دردناک  سقو‌ط  می‌کنند  وگرفتار  می‌آیند.

*
گفتار  تازه‌ای  ازگفتارهای  مشرکان  درباره  علت  شرک  و  شرائط  و  ظروف  آن‌،  این  چنین  است‌:

(  وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلا حَرَّمْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلا الْبَلاغُ الْمُبِينُ وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ  ).

کافران  (‌از  راه  استهزاء  و  مغالطه‌)  می‌گویند:  اگر  خدا  می‌خواست  نه  ما  و  نه  پدران  ما،  چیزی  جز  خدا  را نمی‌توانستیم  بپرستیم‌،  و  چیزی  را  بدون  اجازه  او نمی‌توانستیم  حرام  بکنیم‌.  (‌پس  ماندگاری  ما  بر پرستش  لات  و  عزی  و  دیگر  بتان‌،  و  تحریم  بحیره  و سائبه  و  وصیله  و  غیره‌،  نشانه  رضایت  خدا  به  کارمان ميباشد ،لذا فرمان تو را نميبريم و فرستاده خدايت نميدانيم،كساني كه پيش از ايشان هم بودند اينچنين ميكردند(و با اينگونه بهانه هاي واهي و دليلهاي سست به بت پرستي وتحريم چيزهايي از پيش خود ادامه  می‌دادند)‌.  مگر  بر  پیغمبران  وظیفه‌ای  جز  تبلیغ  آشکار  (‌،  و  روشن  و  بی‌پرده  رساندن  اوامر  كردگار)  است‌؟  (‌نه‌!  جز  این  نیست‌.  پس  تو  نیز  فرمان  برسان  و  حساب  ایشان  را  به  خدای  واگذار)‌.  ما  به  میان  هر  ملتی  پیغمبری  را  فرستاده‌ایم  (‌و  محتوای  دعوت  همه  پغمبران  این  بوده  است‌)  که  خدا  را  بپرستید  و  از  طاغوت  (‌شیطان‌،  بتان‌،  ستمگران،  و  غیره‌)  دوری  کنید.  (‌پیغمبران  دعوت  به  توحید  کردند  و  مردمان  را  به  راه  حق  فراخواندند)‌.  خداوند  گروهی  از  مردمان  را  (‌که  براثر  کردار  نیک‌،  شایسته  مرحمت  خدا  شدند،  به  راه  راست‌)  هدایت  داد،  و  گروهی  از  ایشان  (‌براثر  کردار  ناشایست‌)  گمراهی  بر  آنان  واجب  گردید  (‌و  سرگشتگی  به  دامانشان  چسبید)  پس  (‌اگر  در  این  باره  در  شک  و  تردیدید،  بروید)  در  زمین  گردش  کنید  و  (‌آثار  گذشتگان  را  بر  صفحه  روزگار)  بنگرید  و  ببینید  که  سرانجام  کار  کسانی  (‌که  آیات  خدا  را)  تكذیب  کرده‌اند  به  كجا  کشیده  است  (‌و  بر  سر  اقوامی  چون  عاد  و  ثمود  و  لوط  چه  آمده  است‌)‌.

آنان  و  نیاکانشان  شرک  خود  را  و  پرستش  و  عبادتی  را  که  برای  خداگونه‌ها  و  چیزهای  غیرخدا  انجام  داده  و  انجام  می‌دهند،  و  گمانهای  بت‌پرستانه‌ای  را  که  برای  حرام  کردن  گوشت  برخی  از  حیوانات‌،  و  برای  حرام  کردن بر خی  ازخوراکیها  بر  خود  با  شریعتی  غیر  شریعت  خدا  می‌انگارند،  همه  اینها  را  به  اراده  و  مشیت  خدا  حواله  می‌دهند،  و  به  خیال  خام  ایشان  اگر  خدا  نمی‌خواست  چیزی  از  اینها  را  انجام  دهند،  آنان  را  از  انجام  آن  بازمی‌داشت  و  جلو  ایشان  را  می‌گرفت‌.

این‌گمان  و  خطا  در  فهم  و  درک  معنی  مشیت  خدا  است‌.  همچنین  سلب  ویژه‌ترین  ویژگیهای  انسان  از  انسان  است‌،  ویژگیهائی‌که  خدا  به  انسان  ارمغان  داشته  است  تا  از  آنها  در  زندگی  بهره‌مند  شود  و  آنها  را  مورد  استفاده  قرار  دهد.

چه  خداوند  سبحان  از  بندگان  خود  شرک  را  نمی‌پسندد،  و  از  ایشان  قبول  نمی‌کندکه  چیزهای  پاکی  راکه  خدا  حلال  کرده  است  آنان  آنها  را  حرام  بکنند.  این  اراده  و  مشیت  خدا  است  و  چنین  خواست  خدا  پدیدار  و  آشکار  است  و  در  شریعتهای  خدا  به  صراحت  آمده  است  و  با  نصوص  بیان‌گردیده  است‌،  و  توسط  پیغمبران  به  دیگران  ابلاغ  شده  است‌،  پیعمبرانی‌که  تنها  وظیفه آنان  تبلیغ  بوده  است  و  بدان  نیز  برخاسته‌اند  و  وظیفه  خویش  را  اداء  فرموده‌اند:  ،

(وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ).

ما  به  میان  هر  ملتی  پیغمبری  را  فرستاده‌ایم  (‌و  محتوای  دعوت  همه  پیغمبران  این  بوده  است‌)  که  خدا  را  بپرستید  و  از  طاغوت  (‌شیطان‌،  بتان‌،  ستمگران‌،  و  غیره‌)  دوری  کنيد  .

این  فرمان  خدا  است‌،  و  این  اراده  و  مشیت  خدا  برای  بندگان  خود  است‌.  خداوند  بزرگوار  انجام  کاری  را  به  مردمان  دستور  نمی‌دهد  که  می‌داند  از  لحاظ  سرشتی  ایشان  را  از  آن  بازداشته  است  و  قدرت  انجام  آن  را  از  ایشان  بازگرفته  است‌،  یا  زورکی  انسان  را  به  مخالفت  آن  واداشته  است‌.  نشانه  ناخشنودی  خدا  از  این  کار،  و  علامت  عدم  فرمان  یزدان  به  انجام  همچون  کاری‌،  مورد  مواخذه  قرار  دادن  مشرکان  و  به  عذاب‌گرفتن  تکذیب‌کنندگان  در  برابر  سر  زدن  همچون  کاری  از  آنان است .

«فَسِيرُوا فِي الأرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ »  .

در  زمین  گردش  کنید  و  (‌آثار  گذشتگان  را  بر  صفحه  روزگار)  بنگرید  و  ببینید  که  سرانجام  کار  کسانی  (‌که  آیات  خدا  را)  تکذیب  کرده‌اند  به  کجا  کشیده  است  (‌و  بر  سر  اقوامی  چون  عاد  و  ثمود  و  لوط  چه  آمده  است‌) .

اراده  و  مشیت  آفریدگار کاربجا  بر  این  قرارگرفته  است  که  انسانها  را  با  استعداد  هدایت  و  ضلالت  بیافریند،  و  بدانان  اختیار  دهدکه  یکی  از  این  دو  راه  را  برگزینند  و  درپيش  گیرند،  وگذشته  از  این  بدیشان  خرد  بخشیده  است  تا  با  آن  یکی  از  دو  رویکرد  و  جهت  را  ترجیح  دهند  و  ب