وقتی  عصا  را  به  دریا  زد)  دریا  از  هم  شکافت‌،  و  هر  بخشی  همچون  کوه  بزرگی  گردید  (‌و  دوازده  راه  خشک  در  آن  پدیدار  شد،  و  هر  گروهی  از  اسباط  دوازده‌گانۀ  بنی  اسرائیل  در  جاده‌ای  حرکت  کرد)‌،  و  در  آنجا  دیگران  را  (‌نیز  به  موسی  و  بنی‌اسرائیل‌)  نزدیک  گرداندیم  (‌و  فرعون  و  فرعونیان  را  وارد  آن  راه‌های  دوازده  گانه  کردیم‌)‌.  موسی  و  جملگی  همراهان  او  را  نجات  دادیم‌.  سپس  دیگران  را  غرق  کردیم‌.

موسی  شبانه  بندگان  خدا  را  با  وحی  و  چاره  اندیشی  خدا  کوچاند.  لشکریان  فرعون  بامدادان  با  نیرنگ  و  سرمستی  فرعون  بندگان  خدا  را  دنبال  ‌کردند.  هان‌!  هم  اینک  صحنه  به  پایان  خود  نزدیک  می‌شود!  و  پیکار  به  اوج  خود  می‌رسد!  ..  موسی  و  قوم  او  جلو  دریا  هستند  و  کشتیبانی  با  ایشان  نیست‌،  و  نمی‌توانند  خود  را  به  دریا  بزنند.  چرا  که  آمادگی  همچون  کاری  را  ندارند.  فرعون  همراه  لشکریانش  بدیشان  نزدیک  گردیده  است‌،  لشکریانی  که  سراپا  غرق  در  اسلحه‌انـد  و  آنان  را  می‌جویند  و  رحمی  ندارند  و  رحمی  نمی‌کنند!

حال  به  گونه‌ای  است  که  از  خود  می‌گوید!  دلائل  حال  همه  بیانگر  این  است  که  دیگر  راه  گریزی  نیست‌!  دریا  هم  در  پیش  روی  آنان  است‌،  و  دشمنان  در  پشت  سـر  ایشان‌:

قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ (61)
یاران  موسی  گفتند،  ما  (‌در  چنگال  فرعونیان‌)  گرفتار  می‌گردیم  و  هلاک  می‌شویم‌.

غم  و  اندوه  به  نهایت  خود  رسیده  است‌!  جز  چند  دقیقه‌ای  نمانده  است‌  که  آن  هم  هر  چه  زودتر  می‌گذرد  و  بعد  از  آن  مرگ  بر  سرشان  می‌تازد!  نه  راه  نجاتی  در  پیش  است  و  نه  یاوری  وجود  دارد!

ولی  موسی‌،  آن  کسی  ‌که  از  پروردگارش  وحی  دریافت  می‌دارد،  لحظه‌ای  به  شکّ  و  تردید  نمی‌افتد.  او  دلش  از  اعتماد  به  پروردگارش  لبریز  است‌.  به  یاری  خدا  یقین  دارد.  مؤکّدانه  به  نجات  دل  بسـته  ‌است‌،  هر  چند  که  نمی‌داند  این  نجات  چگونه  روی  می‌دهد.  ولیکن  باید  که  نجات  باشد،  چه  این  خدا  است  کـه  او  را  راه  می‌برد  و  رهنمود  می‌کند.  این  خـدا  است  ‌ک ه  او  را  مـی‌پاید  و  رعایت  و  حمایت  می‌نماید.

(قَالَ كَلا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ) (٦٢)

موسی  گفت‌:  چنین  نیست‌.  پروردگار  من  با  من  است‌.  (‌قطعاً  به  دست  دشمنم  نمی‌سپارد  و  به  راه  نجات‌)  رهنمودم  خواهد  کرد.

هرگز! هرگز!  ..  با  این  شدّت  و  تأکید  موسی  فریاد  برمی‌آورد.  هرگز! هرگز!  ما  گرفتار  نمی‌آئیم  و  به  چنگال  دشمن  درنمی‌آئیم‌.  هرگز! هرگز!  فتنه  زده  و  بلا  زده  نمی‌گردیم‌.  هرگز! هرگز!  ضایع  نمی‌شویم  و  هـدر  نمی‌رویم‌.

(كَلا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ) (٦٢)

چنین  نیست‌.  پروردگار  من  با  من  است‌.  رهنمودم  خواهد  کرد.

موسی  با  این  قاطعیّت  و  تأکید  و  یقین  همچون  سخنی  را  بر  زبان  می‌راند.  در  واپسین  لحظه  پرتو  تابان  در  شب  ناامیدی  و  اندوه  درخشیدن  می‌گیرد،  و  راه  نجات  به  گونه‌ای  پدیدار  می‌شود  که  حساب  آن  را  نکرده  بودند:  

(فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ).

به  دنبال  آن  به  موسی  پیغام  دادیم  که  عصای  خود  را  به  دریا  بزن‌.

روند  قرآنی  نمی‌ایستد  تا  بگوید  موسی  چوگان  خود  را  به  دریا  زد.چه  این  مفهوم  و  معلوم  است‌.  ولی  با  شتاب  نتیجه  را  اعلام  می‌دارد:

(فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ) (٦٣)

دریا  از  هم  شکافت‌،  و  هر  بخشی  همچون  کوه  بزرگی  گردید.

معجزه  روی  داد،  و  آنچه  مردم  می‌گفتند  ناممکن  و  محال  است  تحقّق  حاصل‌  کرد  و  شد.  مردم  قانون  و  سنّت  خدا  را  از  روی  آنچه  خود  می  شناختند  و  با  آن  خوی  و  الفت  داشتند  و  تکرار  می‌گردید  و  می‌دیدند  می‌سنجیدند.  خدائی  ‌که  قانونها  و  سنّتها  را  آفریده  است‌،  می‌تواند  آن  قانونها  و  سنّتها  را  برابر  خواست  و  ارادۀ  خود  به ‌کار  اندازد  هر  وقت ‌که  بخواهد.

معجزه  روی  داد،  و  میان  دو  بخش  آب  راه  پدیدار  گردید.  آب  بر  دو  سوی  راه  همچون  کوه  بزرگ  ایستاد. 

بنی‌اسرائیل  خود  را  به  آن  انداختند  و  رهسپار  شدند.  فرعون  با  سپاهیانش  میخکوب  شدند.  دهانشان  از  حیرت  باز  ماند،  از  حیرت  این  صحنۀ  خارق‌العاده ای  ‌که  دیدند  و  از  این  رخداد  شگفتی  ‌که  درگرفت‌.

فرعون  باید  هم  حیران  و  سرگردان  بر  جای  خود  میخـکوب  شده  باشد.  ایستادن  به  طول  انجامید.  فرعون  موسی  را  و  قوم  او  را  می‌دید که  در  میان  امواج  عظیم  آب  راهی  طی  می‌کردند  کـه  پیدا  گردیده  است‌.  این  حیرت  پیش  از  وقتی  بود  که  به  لشکریان  خود  دستور  دهد  خویشتن  را  به  دنبال  بنی  اسرائیل  به  آب  بزنند  و  همان  راه  شگفتی  را  در  پیش  بگیرند  که  پـدیدار  آمده  است.

چاره  سازی  خدا  به  کمال  رسید.  بنی  اسرائیل  از  ساحل  آن  سوی  آب  بیرون  آمدند  .  فرعون  و  لشکریان  او  میان  دو  بخش  آب  همگی  گرد  آمده  بودند.  خدا  ایشان  را  به  سرنوشت  حتمی  و  قطعی  خود  نزدیک‌گردانده  بود:

(وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الآخَرِينَ (٦٤) وَأَنْجَيْنَا مُوسَى وَمَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ) (٦٥)

و  در  آ‌نجا  دیگران  را  (‌نیز  به  مـوسی  و  بنی‌اسرائیل‌)  نزدیک  گردانـدیم  (‌و  فرعون  و  فرعونیان  را  وارد  آن  راه‌های  دوازده  گانه  کردیم‌)‌.  موسی  و  جملگی  همراهان  او  را  نجات  دادیم‌.

(ثُمَّ أَغْرَقْنَا الآخَرِينَ) (٦٦)

سپس  دیگران  را  غرق  کردیم.

این  معجزه‌ای  بود  که  در  طول  روزگاران  از  آن  سخن  رفته  است  و  سخن  می‌رود.  نسلها  و  نسلها  از  آن  سخن  می‌گویند.  امّا  آیا  مردمان  بسیاری  بدان  ایمان  آورده اند؟  

(إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ) (٦٧)

بی‏گمان  در  این  کار  (‌ماجرای  نجات  مؤمنان  و  غرق  کافران‌)  درس  عبرت  بزرگی  است  (‌بـرای  کسانی  که  چشـم  باز  و  دل  آگاه  داشته  باشند  و  دربارۀ  سرگذشت  جبّاران  مغرور  بیندیشند  و  اوراق  تاریخ  مکتوب  و  منظور  را  به  دقّت  بخوانند  و  ببینند)‌.  ولی  اکثر  آنان  ایمـان  نیاوردند  (‌و  کمتر  ایشان‌،  همچون  آسیه  و  چادوگران‌،  به  جمع  مؤمنان  پیوستند(.

معجزه‌های  خارق  العاده  همیشه  و  قطعی  ایمان  به  دنبال  نمی‌آورند.  هر  چند  مردمان  به  ناچار  در  برابر آنها  تسلیم  می‌شوند.  چه  ایمان  هدایتی  در  میان  دلها  است‌.  

(وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ) (٦٨)

بی‏گمان  پروردگار  تو  با  عزّت  و  توانا،  و  با  محبّت  و  مهربان  است‌.

این  هم  پیروی  است  ‌که  در  سوره  با  آن  آشنائیم  و  به  دنبال  معجزه‌ها  و  تکذیب‌،  زده  می‌شود.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]مراجعه  شود  به  صفحات  381-‌388  جزء  شانزدهـم  فی  ظلال  القرآن‌،  و  به ‌کتاب  «‌التصویر  الفنی  فی  القرآن‌»  فصل  :  داستان  در قرآن‌. 
[2]