 را  دارند)  گروه  اندک  و  ناچیزی  هستند  (‌و  ما  با  نخستین  تاخت  ایشان  را  گرفتار  و  به  شکنجه  و  آزار  می‌رسانیـم‌)  آنـان  مــا  را  بر  سر  خشم  می‌آورند.  (‌البته  جای  هیچ  گونه  نگرانی  نیست،  و لیکن‌)  مـا  گروهی  هستیم  محتاط  (‌و  بیدار  و  دوراندیش‌(.

در  اینجا  فاصله‌ای  در  رخدادها  و  زمانها  پیش  می‌آید  و  از  آن  در  این  مکان  سخن  نمی‌رود.  چه  موسی  و  بنی  اسرائیل  پس  از  مسابقه  دوره‌ای  زیست  می‌کنند.  در  این  دوره  معجزه‌های  دیگری  روی  مـی‌دهد  که  در  سـورۀ  اعراف  ذکر  شده اند [11]  و  بیش  از  ا‌ین  بوده‌اند  که  خدا  به  موسی  وحی  فرماید  قوم  خود  را  بکوچاند  و  عازم  جای  دیگری  گرداند.  و لیکن  روند  قرآنی  در  اینجا  این  فاصلۀ  زمانی  را  در  هم  می نوردد  تا  به  پایان  مناسب  با  موضوع  و  رویکرد  اصلی  سوره  برسد.

خداوند  به  موسی  پیام  داد  که  بندگان  او  را  در  شب  ‌کوچ  بدهد،  پس  از  آن ‌که  تدبیر  و  تنظیم‌  کار  را  فراهم  می‌بیند.  بد‌و  خبر  داد  که  فرعون  و  سپاهیانش  او  را  تعقیب  خواهند  کرد.  بدو  دستور  فرمود  قوم  خود  را  به  سوی  ساحل  دریا  حرکت  دهد.  ظاهراً  این  مکان  باید  محلّ  برخورد  خدج  سوئیس  با  منطقۀ  دریاچه‌ها  باشد.

فرعون  از  خروج  بنی‌اسرائیل  در  دل  شب  آگاهی  پیدا  کرد.  دستور  داد  چیزی  صورت  بپذیرد  که  «‌آماده  باش  همگانی‌»‌ گفته  می‌شود.  به  شهرها  کسانی  را  فرستاد  تا  سپاهیان  را  برای  او  گردآوری  ‌کنند،  و  همراه  با  ایشـان  حرکت  ‌کند  و  به  موسی  و  قوم  او  برسد،  و  کار  را  بر  ایشان  تباه  ‌کند  و  چاره  سازی  آنان  را  نقش  بر  آب  سازد.  امّا  او  نمی‌دانست  که  این  چاره‌سازی  کار  چاره  سـاز  واقعی  است!

مزدوران  فرعون  روانه  شدند  تا  سپاهیان  را  گردآوری  کنند...  ولیکن  این  همایش  اشـاره  به  تـربن  و  هراس  فرعون  دارد،  و  بیانگر  قدرت  و  قوّت  موسی  و  کسانی  است‌  که  با  او  هستند،  و  می‌رساند  که  از  جانب  ایشان  چه  خطر  بزرگی  متوجّه  فرعون  و  فرعونیان  است‌،  تا  آنجا  که  شاهی  ‌که  به  ‌گمان  خود  خویشتن  را  خدا  می‌دانست  نیاز  به  ‌گردآوری  سپاهیان  و  بسیج  عمومی  و  آماده  باش  همگانی  پیدا  می‌کند!  در  این  صورت  لازم  است  از  شأن  و  مقام  مؤمنان  ‌کاسته  شود:

(إِنَّ هَؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ) (٥٤)

)‌فرعون  به  مأمـوران  دستور  داد  و  گفت‌:  بـه  اهـالی  شهرها  بگوئید:‌)  اینها  (‌که  قصد  فرار  و  تجمّع  و  تقویت  در  جای  دیگری  را  دارند)  گروه  اندک  و  ناچیزی  هستند  (‌و  ما  با  نخستین  تاخت  ایشان  را  گرفتار  و  بـه  شکـجه  و  آزار  می‌رسانیم).

چرا  باید  این  همه  به  ‌کارشان  اهمّیّت  داد،  و  لشکریان  و  سپاهیان  برای  مقابله  با  ایشان  گردآورد؟  مگر  نـه  ایـن  است که  آنان  گروه  اندک  و  ناچیزی  هستند؟‌!

(وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ) (٥٥)

آنان  ما  را  بر  سر  خشم  می‌آورند.

آنان  کارهائی  می‌کنند  و  سخنانی  می‌گویند  که  خشم  و  کین  ما  را  برمی‌انگیزند!

در  این  صورت‌  کارشان  بزرگ  و  خطرشان  سترگ  است‌  بگذار  مزدوران  بگویند:  این  مهمّ  نیست‌،  چـون  ما  در  کمین  ایشان  هستیم  و  آنان  را  می‌پائیم‌:

(وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ) (٥٦)

‌البتّه  جای  هیچ  گونه  نگرانی  نیست،  و لیکن‌)  ما  گروهی  هستیم  محتاط  (‌و  بیدار  و  دوراندیش‌(.

ما  هوشیار  و  بیداریم  و  مگر  و  کید  ایشان  را  می‌پائیم‌.  نسبت  به  کار  و  بارشان  احتیاط  و  دوراندیشی  می‌کنیم‌.  زمام  ا‌مورشان  را  در  دست  داریم‌!

این  حیرانی  و  سرگردانی  باطلگرایان  قلدری  است  که  همیشه  رودرروی  صاحبان  عقیدۀ  آسمانی  می‌ایستند  و  با  مؤمنان  می‌رزمند!

*
پیش  از  این ‌که  روند  قرآنی  صحنۀ   واپسین  را  نشان  دهد،  شتابان  پایان  ‌کار  را  پیش  چشم  می‌دارد  و  از  اخراج  فرعون  و  فرعونیان  از  میان  نعمتها  و  کالاها،  و  از  وراثت  بنی‌اسرائیل  مستضعف‌،  سخن  می‌راند:

(فَأَخْرَجْنَاهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ (٥٧) وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ (٥٨) كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ) (٥٩)

(‌سرانجام  آنچه  مـی‌بایست  بشود  شد،  و  عاقبت  بنی  اسرائیل  بر  فرعون  و  فرعونیان  پپروز  شدند)  و  ما  آنان  را  از  باغها  و  چشمه‌سارها  بیرون  راندیم‌،  و  (‌ایشان  را)  از  میان  گنجها  و  کاخهای  مجلّل  (‌به  در  کردیم‌)‌.  این  چنین  (‌شد  که  بنی  اسرائیل  پیروز  گشتند)  و  آنها  را  میراث  بنی‌اسرائیل  کردیم‌. 

فرعون  و  فرعونیان  به  دنبال  موسی  و  قوم  او  رهسپار  شدند  و  درصدد  پیجوئی  ا‌یشان  برآمدند.  ایـن  بیرون  رفتن‌،  واپسین  بیرون  رفتن  ایشان  بود.  این  بیرون  رفتن  بیرون  ‌کردن  ایشان  بود  از  میان  باغها  و  چشمه‌سارها  و  گنجها  و  جایگاه‌های  ارزشمند  و  مـقامات  مهمّی  که  داشتند،  و  پس  از  آن  بدین  نعمتها  برنگشتند!  روند  قرآنی  بدین  خاطر  است‌ که  همچون  فرجام  و  سرنوشت  واپسینی  را  به  دنبال  بیرون  شدنشان  برای  پـیجوئی  و  تعقیب  مؤمنان  بیان  می‌دا‌رد،  تا  شتابان  سزا‌ی  ستم  و  سرمستی  و  تعدّی  ناگوار  و  ناجورشان  را  پیش  چشم  مجسم  دارد.

(وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ) (٥٩)

و  آنها  را  میراث  بنی‌اسرائیل  کردیم‌.

معلوم  نیست‌  که  بنی  اسرائیل  پس  از  بیرون  رفتنشان  به  سوی  سرزمین  مقدّس  به  مصر  برگشته‌اند  یا  خیر،  و  ملک  و  مملکت  مصر  و  گنجهای  فرعون  و  مقام  او  را  به  تاراج  برده  و  بدانها  رسیده‌اند  یا  خیر.  بدین  جهت  مفسّران  می‌فرمایند:  بنی  ا‌سرائیل  به  چیزهائی  رسیدند  که  شبیه  چیزهائی  بود  که  فرعون  و  درباریانش  و  فرعو‌نیان  از  آنها  برخوردار  بودند.  این  وراثت‌،  وراثت  نـوعی  از  باغها  و  چشمه‌سارها  و  گنجها  و  مقام  بزرگ  و  سترگ  بوده  است‌.

*
بس  از  نمایش  این  بخش‌،  صحنۀ  واپسین  قاطعانه‌ای  به  میان  می‌آید:

(فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِينَ (٦٠) فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ (٦١) قَالَ كَلا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ (٦٢) فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ (٦٣) وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الآخَرِينَ (٦٤) وَأَنْجَيْنَا مُوسَى وَمَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ (٦٥) ثُمَّ أَغْرَقْنَا الآخَرِينَ) (٦٦)

(‌فرعون  و  فرعونیان‌)  بنی  اسرائیل  را  تعقیب  کردند  و  به  هنگام  طلوع  آفتاب  بدیشان  رسیدند  و  هنگامی  که  هر  دو  گروه  یکدیگر  را  دیدند،  یاران  موسی  گفتند،  ما  (‌در  چنگال  فرعونیان‌)  گرفتار  می‌گردیم  (‌و  هلاک  مـی‌شویم‌.  موسی‌)  گفت‌:  چنین  نیست‌.  پروردگار  من  با  من  است‌.  (‌قطعاً  به  دست  دشمنم  نمی‌سپارد  و  به  راه  نجات‌)  رهنمودم  خواهد  کرد.  به  دنبال  آن  به  موسی  پیغام  دادیم  که  عصای  خود  را  به  دریا  بزن‌.  (‌