جز  مـزد  و  مصلحت  وقت  نمی‌خواهند.  اینان  کسانیند  که  طاغیان  و  زورمداران  همیشه  در  هر  مکانی  و  در  هر  زمانی  ایشان  را  استخدام  می‌کنند  و  به  کار  می‌گیرند.

هان‌!  هم  اینک  این‌گروه  هستند  کـه  از  مزد  رنج  و  خستگی  و  بازی  و  وارستگی  خود  در گول  زدن  اطمینان  پیدا  می‌کنند.  هان‌!  این  فرعون  است  که  بدیشان  وعدۀ  بیشتر  از  مزدشان  را  می‌دهد.  بدیشان  وعده  می‌دهد  که  آنان  را  از  زمرۀ  مقرّبان  درگاه  خود  خواهد کرد،  فرعونی  که  به ‌گمان  خویش  خود  را  شاه  ایشان  و  بلکه  خدای  ایشان  می‌داند!

*
سپس  ناگهان  صحنه  بزرگ  مسابقه  و  رخدادهای  سترگ  آن  به  میان  می‌آید:

(قَالَ لَهُمْ مُوسَى أَلْقُوا مَا أَنْتُمْ مُلْقُونَ (٤٣) فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ (٤٤) فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ (٤٥) فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ (٤٦) قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ (٤٧) رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ (٤٨) قَالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لأقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَلأصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ (٤٩) قَالُوا لا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنْقَلِبُونَ (٥٠) إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ) (٥١)

(‌در  روز  موعود  و  در  مـیدان  مبارزه‌،  موسی‌)  به  جادوگران  گفت‌:  آنچه  را  می‌خواهید  بیفکنید،  بیفکنید!  (‌و  هر  چه  در  قدرت  دارید  بنمائید  و  به  میدان  آورید)‌.  پس  جادوگران  (‌با  غرور  و  نخوت‌)  طنابها  و  عصاهای  خود  را  افکندند  و  گفتند  :  به  عزّت  فرـون  سوگند  که  ما  قطعاً   چیره  و  پیروزیم‌!  موسی  (‌مهلت  نداد  و)  عصای  خود  را  افکند.  ناگهان  (‌اژدهای  بزرگی  گردید  و  با  سـرعت‌)  شروع  به  بلعیدن  ابزارهای  دروغین  ایشان  کرد  (‌و  آنها  را  یکی  بعد  از  دیگری  در  کام  خود  فرو  برد)‌.  جادوگران  سجده  کنان  بر  زمین  افـتادند.  گفتند:  به  پروردگار  عالمیان  ایمان  داریم‌،  به  پروردگار  موسی  و  هارون  (‌فرعون  جادوگران  را  تهدید  کرد  و  )  گفت‌:  آیـا  بـه  او  ایمان  آوردید  پیش  از  آن  که  من  به  شما  اجازه  دهم‌؟‌!  او  بی‏گمان  بزرگ  و  استاد  شما  است  و  به  شما  جادوگری  آموخته  است‌.  پس  خواهید  دانست  (‌که  با  چه  زجر  ،  شکنجه ای  شما  را  خواهم  کشت‌)‌.  حتماً  دستها  و  پاهای  شما  را  عکس  یکدیگر  قطع  می‌گردانم  و  همگی  شما  را  به  دار  می‌آویزم‌.  (‌جادوگران  شجاعانه‌)  کفتند:  هیچ  زیانی  نیست  (‌از  این  کاری  که  تو  خواهی  کرد.  هر  کاری  که  می‌خواهی  بکن  باکی  نیست‌.  چرا  کـه‌)  ما  به  سوی  پروردگارمان  باز  مـی‌کردیم  (‌و  به  لقای  معشوق  و  معبود  حقیقی  خود  می‌رسیم  و  پاداش  خویش  را  از  او  دریافت  می‌داریم‌.)  ما  امیدواریم  که  پروردگارمان  گناهان  ما  را  ببخشایاد،  چرا  که  مـا  (‌در  میان  قوم  تو)  نخستین  ایمان  آورندگان  بوده‌ایم‌.

صحنه  آرام  و  عادی  آغاز  می‌گردد،  جز  این  که  از  همان  آغاز  شروع  به  موسی  اطمینان  می‌دهد  به  حقیّ ‌که  با  خود  دارد.  به  ‌گروه‌ها  و  دسته‌های  جادوگرانی  هم  توجّه  کند  و  اهمّیّت  ندهد  که  از  شهرها  جمع  آوری  شده‌اند،  جادوگرانی  که  آمادگی  نهایت  مهارت  را  در کار  مـورد  نظر  خود  دارند،  و  فرعون  و  درباریان  و  اشراف  او  در  پشت  سر  ایشانند،  و  عامّۀ  مردمان  گمراه  و  گول  خورده  نیز  پیرامون  آنان  هستند  ...  این  اطمینان  پیدا  و  جلوه‌گر  است  در  این‌ که  موسی  می‌گذارد  ایشان  کار  را  بیاغازند  -  به  جادو  و  جنبل  خود  بپردازند:
(قَالَ لَهُمْ مُوسَى أَلْقُوا مَا أَنْتُمْ مُلْقُونَ) (٤٣)

در  روز  مـوعود  و  در  میدان  مـبارزه‌،  موسی‌)  به  جادوگران  گفت‌:  آنچه  را  می‌خواهید  بیفکنید،  بیفکنید!  (‌و  هر  چه  در  قدرت  دارید  بنمائید  و  به  میدان  آورید)‌. 

در  خود  تعبیر  سخن‌،  تحقیر  نهفته  است‌:

(أَلْقُوا مَا أَنْتُمْ مُلْقُونَ) (٤٣)
آنچه  را  می‌خواهید  بیفکنید،  بیفکنید!

هیچ ‌گونه  ملاحظه‌ای  و  توجّهی  به  کارشان  نمی‌شود  و  مرزی  برای  آن  تعیین  نمی‌گردد.  جادوگران  نهایت  هارت  خود  را  و  بزرگترین  نیرنگ  خـود  را  فراهم  وردند  و  چرخش  و  مبارزه  را  آغازیدند  به  نام  فرعون  با  استمداد  از  عزّت  او:

(فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ) (٤٤)
پس  جادوگران  (‌با  غرور  و  نخوت‌)  طنابها  و  عصاهای  خود  را  افکندند  و  گفتند  :  به  عزّت  فرعون  سوگند  که  ما  قطعاً  چیره  و  پیروزیم!

روند  قرآنی  در  اینجا  توضیح  نمی‌دهد  که  ریسمانها  و  چوگانهای  ایشان  چه  کار کردند،  بدان  گونه  که  در  سورۀ  اعراف  و  سورۀ  طه  بیان  دا‌شته  است‌.  تا  سایۀ  اطمینان  و  ماندگاری  بر  حقّ  برجای  بماند،  و  شتابان  به  عاقبت  مسابقۀ  حقّ  و  باطل  برسد،  چون  این  هدف  اصلی  سوره  است.

(فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ) (٤٥)
موسی  (‌مهلت  نداد  و  )  عصای  خود  را  افکند.  ناگهان  (‌اژدهای  بزرگی  گردید  و  با  سرعت‌)  شروع  بـه  بلعیدن  ابزارهای  دروغین  ایشان  کرد  (‌و  آنها  را  یکی  بعد  از  دیگری  در  کام  خود  فرو  برد).

بلای  ناگهانی  سرگیجه‌آوری  درگرفت‌،  بلائی که  بزرگان  جادوگرا‌ن  انتظار  آن  را نمی‌کشیدند.  آنان ‌که  همۀ  جدّ  و  جهد  را  در  هنر  خود  نموده‌اند،  هنری  ‌که  با  آن  زیسته‌اند  و  خوب  آن  را  فراگرفته اند  و  در  آن  مهارت  یپدا  کرده‌اند،  و  آخرین  توانی  را  به  کار  برده‌اند  که  جادوگران  می‌توانند  انجام  دهند.  آنان  گروه‌ها  و  دسته‌های  فراوانی  هستند،  و  از  هر  مکانی  گردآوری  شده‌اند.  ولی  موسی  تک  و  تنها  است‌،  و  جز  چوگانش  را  به  همراه  ندارد.  آن  گاه  چه  شد؟  چوگان  او  ترفندها  و  دروغهای  جادوگرانه  را  با  سرعت  و  قدرت  فرو  بلعید!  لقف  یا  فـرو  بلعیدن  سریع ‌ترین  حرکت  برای  خوردن  است‌.  آنان  از  آن  روز  که  با  جادو  آشنا  شده‌اند  جادوکاری  جز  این  نکرده  است  که  دیگران  را  به‌  گمان  و  خیال  اندازد،  ولیکن  این  چوگان  ریسمانها  و  چوگانهایشان  را  واقعاً  فرو  می‌بلعد  و  آنها  را  قورت  می‌دهد  و  هیچ ‌گونه  اثری  از  آنها  را  برجای  نمی‌گذارد!  اگر  آنچه  را  که  موسی  می‌کند  سـر  بود،  ریسمانها  و  چوگانهایشان  برجای  می‌ماند  پس  از  آن ‌که  مردمان  را  به‌ گمان  و  خیال  انداخته  است  و  بدیشان  چنین  فهمانده  ا‌ست  ‌که  مار  موسی  آنها  را  بلعیده  است‌.  ولی  جادوگران  می‌نگرند  و  می‏بینند  اثری  از  ابزارهای  دروغین  جادوگرانۀ  ایشان  بر جای  نمانده  