(‌چه  می‌اندیشید  و)  چه  فرمان  می‌دهید؟‌.

از  این‌ گفتار  فرعون‌،  اقرار  و  اعتراف  به  عظمت  معجزه  پیدا  است‌،  هر  چند  که  او  آن  را  سحر  و  جـادو  قلمداد  می‌کرد،  و  آورندۀ  معجزه  را  ساحر  و  جادوگر  «‌بس  آگاه‌»  می‌نامید.  هراس  او   ا‌ز  متأثّر  شدن  مردمان  ا‌ز  معجزه  بود.  بدین  خاطر  فرعون  مردمان  را  بر  ضدّ  موسی  تحریک  می‌کند  و  می‌آغالاند:

(يُرِيدُ أَنْ يُخْرِجَكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِ).
می‌خواهد  با  جادوی  خود  (‌عامّۀ  مردم  را  پیرامون  خـویش  جـمع  آورد  و )‌شما  را  از  سرزمین  خودتان  (‌مصر)  بیرون  کند.

سقوط  فرعون  ‌از  اوج  ‌عظمت  و  ترس  و  هراس  و  فروتنی  و  کرنش  او  در  برابر  مردمانی  پیدا  است  ‌که  خود  را  خدای  ایشان  می‌کرد.  این  است  که  فرمان  و  رایزنی  آنان  را  درخواست  می‌کند:

(فَمَاذَا تَأْمُرُونَ) (٣٥)
پس  شما  (‌چه  می‌اندیشید  و)  چه  فرمان  می‌دهید؟‌.  

آخر  کی  فرعون  فرمان  پیروان  خود  را  خواسته  است‌،  فرمان  کسانی  که  برای  او  سجده  می‌کرده‌اند  و  کرنش  می‌برده‌اند؟  

این  خوی  طاغیان  و  زورمداران  است‌،  وقتی  ‌که  احساس  می‌کند  زمین  زیر  یاهایشان  متزلزل  و  لرزان  می‌شود،  این  چنین  سخنانشان  نرم  می‌گردد،  به  دنبال  دستورهای  قلدرانه‌ای  که  می‌داده‌اند  و  فرمانهای  حاکمانه‌ای  که  می‌رانده‌اند.  به  ملّتها  پناه  می‌آورند  و  مردمان  را  به  کمک  و  یاری  می‏‎طلبند،  پس  از  آن ‌که  ایشان  را  با  پاها  له  و  لورد  می‌کرده‌اند.  به  مشورت  و  رایزنی  د‌ربارۀ  کارها  تظاهر  و  خودنمائی  می‌کنند،  پس  از  آن ‌که  از  روی  هوا  و  هوس  خود  فرمان  می‌رانده‌اند  و  خودرأیی  و  استبدا‌د  می‌کرده‌اند.  این ‌کار  هم  تا  بدانگاه  است‌  که  از  منطقۀ خطر  می‌گذرند.  وقتی  ‌که  خطر  از  سرگذشت‌،  همان  هستند  که  بودند.  همان  ستمگران  و  استبدادگران  و  قلدرانند  که  بودند!

درباریان  و  اشراف‌  که  ‌گول  نیرنگ  فرعون  را  خوردند،  و  خودشان  نیز  انبازهای  فرعون  در  پوچگرائی  بودند،  و  صاحبان  مصلحت  نظام  در  اوضاع  و  احوالی  بودند  که  آنان  را  حواشی  و  اطرافیان  مقرّب  و  متنفّذان  و  دارندگان  سلطه  و  قدرت  می‌کرد،  و  ترسیده  بودند که  موسی  و  بنی‌ا‌سرائیل  بر  سرزمینشان  چیره  شوند  اگر  عامّۀ  مردمان  به  سویشان  روند  و  ییرو  ایشان  شوند،  وقتی  ‌که  دو  معجزۀ  موسی  را  دیده‌اند  و  گوش  به  سخنان  او  فرا  داشته‌اند،  به  فرعون ‌گفتند:  سحر  و  جادوی  موسی  را  با  سحر  و  جادوی  همگون  و  همسان  پاسخ‌  گوید.  برای  این  کار  جادوگران  را  جمع‌  کند  و  آمادگی  فرا  چنگ  آورد:  

(قَالُوا أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ (٣٦) يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ) (٣٧)

گفتند:  موسی  و  برادرش  را  مهلت  بده  (‌و  در  کار  شکنجۀ  آنان  عجله  مکن‌)  و  به  تمام  شهرها (‌ی  مصر،  مأمورانی‌)  برای  بسیج  اعزام  کن‌،  تا  همۀ  جادوگران  ماهر  و  زبر  دست  را  پیش  تو  بیاورند.

او  را  و  برادر  او  را  تا  مدّتی  مهلت  بده.  قاصدان  خود  را  به  شهرهای  بزرگ  بفرست  تا  جادوگران  ماهر  و  زبردست  را  برای  مبارزه  سحر  و  جادوی  موسی  با  سـر  و  جادوی  خود  گرد  آورند  و  رزم  را  بیاغازند.

*
در  این  جا  پرده  بر  این  صحنه  فرو  می‌افتد  تا  در  جای  دیگری  پرده  بالا  رود  که  صحنه  جاد‌وگران  است  و  جادوگران  گرد  آمده‌اند،  و  مردمان  برای  دیدن  مسابقه  و  مبارزه  جمع  شده‌اند.  جانبداری  از  جادوگران،  و  در  پشت  سر  ایشان  هواداری  از  صاحبان  قدرت‌،  به  تار و  پود  پیکرشان  دویده  است  و  آنان  را  سراپا  شور  کرده  است‌.  زمین  مبارزه  میان  حقّ  و  باطل  آماده  ‌گردیده  است‌.  یا  به  عبارت  دیگر:  زمین  مبارزۀ  میان  ایمان  و  طغیان  مهیّا  است‌.

(فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ (٣٨) وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ (٣٩) لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِنْ كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ) (٤٠)

سرانجام  جادوگران  در  روز  موعود  (‌که  چاشتگاه  روز  جشن  مـصریها  بـود،  در  مکان  معیّنی‌)  گرد  آورده  شدند(‌و  به  میدان  مبارزه  گسیل  گشتند.  از  مردم  نیز  برای  حضور  در  میدان  مبارزۀ  دعوت  به  عمل  آمد)  و  به  مردم  گفته  شد:  آیا  (‌در  این  صحنه‌)  شما  گرد  می‌آئید؟  تا  اگر  جادوگران  پیروز  شوند،  ما  از  آنان  پیروی  کنیم  (‌و  آن  چنان  صحنه  را  گرم  و  داغ  نمائیم  و  هـو  و  جنجالی  برپا  کنیم  که  دشمن  خدایان  ما  برای  همیشه  از  میدان  به  در  رود‌.

از  تعبیر  سخن  چنین  پیدا  است  ‌که  جنبش  تحریک  و  تشویق  مردمان  و  به  شور  و  غوغا  انداختن  ایشان  در  میان  است‌:

(هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ (٣٩) لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ).

آیا  (‌در  این  صحنه‌)  شما  گرد  می‌آئید؟  تا  اگر  جادوگران  پیروز  شوند،  ما  از  آنان  پیروی  کنیم‌؟‌.

آیا  شما  گرد  می‌آئید  و  از  موعد  تخلّف  نمی‌نمائید؟  تا  ما  پیروزی  جادوگران  و  چـیره  شدن  ایشان  بر  موسای  اسرائیلی  را  ببینبم‌؟! عامّۀ  مردم  همیشه  بـرای  همچون  کارهائی ‌گرد  می‌آیند،  بدون  این‌که  بدانند  که  حاکمان  طاغی  و  یاغی  ایشان  خویشتن  را  بدا‌ن  امـور  سرگرم  می‌نمایند  و  به  بازیچه  می‌نشینند.  به  همچو‌ن  مسابقاتی  و  جشنهائی  و  همایشهائی می پردازند  تا  اندکی  از  رنج  و  ستم  و  سرکوبی  و  درد  غافل  شوند  و  آرامشی  به  هم  رسانند  و  دیگر  باره  مردمان  را  بدان  سمت  و  سـوئی  برا‌نند  که  می‌خواهند  و  میدانند!  همایش  مصریها  نیز  برای  دیدن  مسابقه  و  مبارزۀ  جادوگران  و  موسی  علیه السّلام  از  این  قبیل  قماش  بود!

*
آن  گاه  صحنۀ  جادوگران  به  میان  می‌آید  که  در  پیشگاه  فرعون  برای  مسابقه  آماده  گردیده‌اند.  به  پاداش  و  مزد  خود  اطمینان  دارند  اگر  چیره  شوند.  از  فرعون  وعدۀ  پاداش  و  مزد  فراوان‌،  و  تقرّب  بـه  آستان  عـالی  او  را  می‌گیرند!

(فَلَمَّا جَاءَ السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لأجْرًا إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ (٤١) قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ) (٤٢)

هنگامی  که  جادوگران  ‌(‌نزد  فرعون  حاضر)  آمدند  و  به  فرعون  گفتند:  آیـا  ما  پاداش  بزرگ  و  قابل  ملاحظه‌ای  خواهیم  داشت  اگر  پیروز  شویم‌؟  (‌فرعون  که  سخت  از  موسی  به  وحشت  آفتاده  بود  و  در  تنگنا  قرآر  داشت‌)  گفت‌:  بلی‌!  (‌هر  چه  بخواهید  می‌دهم‌)  به  عـلاوه  شـما  در  این  صورت  از  مقرّبان  (‌درگاه  من‌)  خواهید  بود.

بدین  منوال  موقعیّت  ‌گروه  مزدوری  برملا  می‌گردد  که  فرعون  طاغی  از  آنان‌  کمک  می‌گیرد.  گروه  مزدوری  که  مهارت  خود  را  در  برابر  مزدی  که  منتظر  آن  هستند  به  کار  می‌برند،  و  هیچ‌ گونه  پیوندی  با  عقیده  و  هیچ‌ گونه  رابطه‌ای  با  مسأله‌ای  ندارند،  و  چیزی  