 در  صورتی  که  در  این  جا  به  هر دو  تای  اینها  به  طور  مشروح  و  مسبوط  پرداخته  است‌.

روند  قرآنی  در  سورۀ  طه  صحنۀ  اوّل  مناجات  میان  موسی  و  پروردگارش  را  بسط  داده  است‌.  بعد  از  دو  صحنه  رویارویی  و  مبارزه  ،  به  پیش  رفته  است  و  با  بنی‏اسرائیل  در  کوچ  دور  و  درازشان  همسفر  گردیده  است‌.  از  صحنۀ  غرق  شدن  فرعون  و  فرعونیان  و  نجات  موسی  و  مؤمنان‌،  در  اینجا  فراتر  نرفته  است‌.

همچنین  در  عرضۀ  داستان  هرگز  تکرار  نمی‏‎بینیم،  با  وجود  کثرت  عرضۀ  داستانها  در  سوره‌های  قرآن‌.  زیرا  گوناگونی  ‌گزینش  حلقه‌هائی  ‌که  عرضه  مـی‌گردند،  و  صحنه‌هائی ‌که  در  هر  حلقه‌ای  نشان  داده  مـی‌شوند،  و  گوشه‌ای‌ که  از  هر  صحنه‌ای  برگزیده  می‌شود،  و  شیوۀ  عرضۀ  هر  صحنه‌ای‌،  اینها  همه  داستان  را  در  هر  جائی  تازه  و  خوشایند  می‌کند،  و  با  این  جایگاه  هماهنگ  و  همآوا  می‌سازد.

*
(وَإِذْ نَادَى رَبُّكَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (١٠) قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلا يَتَّقُونَ (١١) قَالَ رَبِّ إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ (١٢) وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلا يَنْطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُونَ (١٣) وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخَافُ أَنْ يَقْتُلُونِ (١٤) قَالَ كَلا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُمْ مُسْتَمِعُونَ (١٥) فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ (١٦) أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ) (١٧)

برای  قوم  خود  بیان  دا‌ر)  هنگامی  را  که  پروردگارت  موسی  را  (‌نزدیک  کوه  طور)  ندا  داد  که  به  سوی  قوم  ستمکار  (‌فرعون  و  فرعونیان‌)  برو.  (‌قومی  که  با  کفر  و  معاصـی  بر  خود  ستم  کرده‌اند،  و  با  به  بندگی  کشاندن  بنی‌اسرائیل‌،  بدانان  ظلم  نموده‌اند)‌.  قوم  فرعون  (‌شگفتـا  چـگونه  در  ظلم  فرو  رفته‌اند!)  آیا  (‌از  سرانجام  کار  و  کیفر  ستم  خود  نـمی‌ترسند  و  از  خشـم  و  عـذاب  خدا)  نمی‌پرهیزند؟  (‌موسی‌)  گفت‌:  پروردگارا!  من  می  ترسم  که  مرا  تکذیب  کنند  (‌و  از  روی  تکبّر  و  تفرعن  رسالتم  را  نپذیرند.  اگر  تکذیپم  کنند،  از  غم  و  غصه‌)  سینه‌ام  تنگ  می‌شود،  و  (‌بدین  هنگام  چنان  که  باید  در  مجادلۀ  بـا  آنان‌)  زبانم  نمی‏گردد  (‌و  روان  و  گویا  صحبت  نمی‌کنم‌)  پس  (‌جبرئیل  را)  به  پپش  (‌برادرم‌)  هـارون  بفرست  (‌و  پیغمبرش  گردان،  تا  یاری  و  کمکم  کند)‌.  آنان  (‌به  گمان  خود،  قصاص‌)  گناهی  بر  من  دارند  و  می‌ترسم  (‌پیش  از  انجام  وظیقۀ  تبلیغ  )  مرا  بکشند.  (‌خداونـد  این  تقاضای  صادقانۀ  موسی  را  اجابت  کرد  و  گفت‌:‌)  این  چنین  نیست ‌(‌کـه  بتوانند  تو  را  به  قتل  برسانند.  درخواستت  را  راجع  به  هارون  پذیرفتم‌)‌.  دو  نفری  با  (‌توشۀ‌)  معجزات  ما  (‌که  عصا  و  ید  بیضاء  است  ،  به  سـوی  فرعون  و  فرعونیان‌)  پروید  (‌و  بدانید  که‌)  ما  با  شما  هستیم  و  (‌شما  را  در  پناه  خود  می‌داریم‌،  و  کاملاً  مطالبی  را  که  در  میان  شما  و  ایشـان  مـی‌گذرد)  می‌شنویم‌.  (‌قطعاً  شما  پیروزید)‌.  به  سـراغ  فـرعون  بـروید  و  بگوئید:  ما  فرستادگان  پروردگار  جهانیانیم‌.  (‌پروردگار  جهانیان  به  تو  دستور  می‌دهد)  این  که  بنی  اسرائیل  را  (‌آزاد  از  زنجیر  اسارت  و  بردگی  کنی  و)  با  ما  همراه  سازی  (‌تا  به  سرزمین  مقدّس‌،  یعنی  فلسطین  برویم‌(.

به  پیغمبر  خدا   صلّی الله علیه و آله و سلّم   با  این  داستان  خطاب   می شود ،  بعد  از  آن  در  سرآغاز  سوره   بدو  فرموده  است:

(لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ (٣) إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ (٤) وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ (٥) فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ) (٦)

انگار  مـی‌خواهی  از  غـم  و  اندوه  ایـن  که  آنان  ایمان  نمی‌آورند،  خویشتن  را  نابود  کنی‌؟‌!  اگر  مـا  بخواهیم  معجزه‌ای  ار  آسـمان  بر  آنـان  نـازل  می‌نمائیم  که  گردنهایشان  را  در  برابر  آن  (‌خم  گردد،  و  از  روی  اجبار  ایمان  بیاورند  و)  تسلیم  شوند.  (‌امّا  سنّت  خدا  و  حکمت  الله  مقتضی  اختیار  است‌،  و  ثواب  یا  عقاب  را  مترتّب  بر  آن  کرده  است‌)  هیچ  گونه  موعظه  و  اندرز  تازه‌ای  (‌از  قرآن‌)  برای  آنان  از  سوی  خداوند  رحمان  نمی‌آید،  مگر  این  که  ایشان  از  آن  روی‌گردان  می‌شوند.  آنان  (‌آیات  قرآنـی  را)  دروغ  می‌نامند،  و هر  چه  زودتر  خبر  (‌مجازات‌)  چیزی  که  بدان  اسـتهزاء  و  تمسخر  می‏‎کنند  بدیشان  خواهد  رسید  (‌و کیفر  کمرشکن  و  دردناک  کار  خود  را  خواهند  دید(.

آن  گاه  روند  قرآنی  به  بیان  اخبار  تکذیب‌ کنندگان  روی  گردان  استهزاء  کننده  می‌پردازد،  و  از  عذاب  دردناکی سخن  می‌گوید  که  دامنگرشان  گردیده  است‌:

 ‌ (وَإِذْ نَادَى رَبُّكَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (١٠) قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلا يَتَّقُونَ) (١١)

برای  قوم  خود  بیان  دار)  هنگامی  را  که  پروردگارت  موسی  را  (‌نزدیک  کوه  طور)  ندا  داد  که  به  سوی  قوم  ستمکار  (‌فرعون  و  فرعونیان‌)  برو.  (‌قومی  که  با  کفر  و  معاصی  بر  خود  ستم  کرده‌اند،  و  با  به  بندگی  کشـاندن  بنی‌اسرائیل‌،  بدانان  ظلـم  نموده‌اند)‌.  قوم  فرعون  (‌شگفتا  چگونه  در  ظلم  فرو  رفته‌اند!)  آیا  (‌از  سرانجام  کار  و  کیفر  ستم  خود  نمی‌ترسند  و  از  خشم  و  عـذاب  خدا)  نمی‌پرهیزند؟‌.

این  صحنۀ  نخستین  است‌،  صحنۀ  واداشتن  موسی  علیه السّلام  به  پذیرش  رسالت‌، ‌که  با  اعلان  صفت  قوم  او  می‌آغازد:  

(الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ) (١٠)
قوم  ستمکار.

آنان  با کفر  و  ضلالت  به  خویشتن  ستم  ورزیده‌اند،  و به  بنی‏اسرائیل  نیز  ستم  نموده‌اند،  چرا  که  پسرانشان  را  سر  می‏‎بریدند،  و  دخترانشان  را  زنده  نگه  می‌داشتند،  و  بنی  اسرائیل  را  به  سخره  می‏گرفتند  و  زورکی  از  ایشان  ‌کار  می‌کشیدند،  و  آنان  را  شکجه  می د‌ادند  ...  بدین  سبب  روند  قرآن  صفت  ایشان  را  پـیشاییش  ذکـر  می‌کند  و  سپس  آن  را  معیّن  و  مشخّص  می‌سازد:

(قَوْمَ فِرْعَوْنَ).

قوم  فرعون  (‌شگفتا  چگونه  در  ظلـم  فرو  رفته‌اند!)‌.  

(أَلا يَتَّقُونَ) (١١)
آیا  (‌از  سرانجام  کار  و  کیفر  ستم  خود  نمی‌ترسند  و  از  خشم  و  عذاب  خدا) نمی‌پرهیزند؟‌.

آیا  نمی‌ترسند؟  آیا  از  سرانجام  ظلم  خود  نـی‌هراسند؟  آیا  از گمراهی  و  سرگردانی  خویش  برنمی‌گردند  و  پشیمان  نمی‌شوند؟  هان  بدانید  که  کار  و  بارشان  جای  شگفت  است  و  سزاوار  تعجّب  است‌!  همچون ‌کار  و  بار  همۀ  ستمگران  همسان  آنان  جای  شگفت  و  مایه  تعجّب  است.

کار  فـرعون  و  فرعونیان  برای  موسی  علیه ا