  زنده  گرداندن  مردمان  در  آن‌،  برای  خدا  ساده  و  آسان  است  و  از  لحاظ  سرعت  و  سهولت‌،  درست‌)  به  اندازه چشم  برهم  زدن  و  یا  کوتاه‌تر  از  آن  است‌.

از  راز  سر  به  مهر  ارحام  نیزکسی  جز  خدا  آگاه  نیست‌.  خدا  است‌که  جنینها  را  از  پس  پرده  این  غیب  بیرون  می‌آورد،  جنینهائی  که  چیزی  نمی‌دانند.  پس  از  آن  یزدان  به  مردمان‌گوشها  و  چشمها  و  دلها  را  عطاء  می‌فرماید  تا  این‌که  شکرگزار  نعمت  او  شوند  ...  از  راز  و  رمز  اسرار  آفرینش  صحبت  می‌شود،  و  از  جمله  از  تسخیر  پرندگان  در  فضای  آسمان  سخن  می‌رود  وگفته  می‌شودکه  جز  خداکسی  پرندگان  را  در  فضا  نگاه  نمی‌دارد.

به  دنبال  این  درس‌،  و  درکنار  اسرار  و  رموز  غیب  و  در  فضای  آن‌،  نعمتهای  مادی  یزدان  بر  مردمان  عرضه  می‌شود،  نعمتهای  آسایش  و  آرامش  و  در  زیر  سایه‌ها  آر‌میدن‌.  آرمیدن  در  خانه‌هائی‌که  ازگل  و  سنگ  و  غیره  می‌سازند،  و  در  خانه‌هائی  از  پوستهای  چهارپایان  ترتیب  می‌دهند  برای‌کوچ  و  سفر  یا  اقامت  و  حضر.  از  ا‌ثاثیه  منزل  وکالاها  سخن  می‌رود،  کالاهائی  که  از  پشم  وکرک  و  مو  تهیه  می‌شود.  همچنین  نگاهی  انداخته  می‌شود  به  سایه‌ها  و  لانه‌ها  و  جامه‌هائی‌که  انسان  را  از  گرما  مصون  می‌دارند  و  در  جنگ  از  خطر  محفوظ  می‌کنند:

« وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »  .

غیب  آسمانها  و  زمین  را  خدا  می‌داند  و  بس‌.  کار  (‌بر پائی‌)  قیامت  (‌و  زنده  گرداندن  مردمان  در  آن‌،  برای  خدا  ساده  و  آسان  است  و  ار  لحاظ  سرعت  و  سهولت‌،  درست‌)  به  اندازه  چشم  برهم  زدن  و  یا  کوتاه‌تر  از  آن  است‌.  بیگمان  خدا  بر  هر  چیزی  توانا  است  (‌چرا  که  قدرت  بی‌انتها  است‌)‌.

مساله  رستاخیز  یکی  از  مسائل  عقیدتی  است‌.  مساله‌ای  است‌که  در  هر  عصری  و  در  زمان  هر  پیغمبری  جدال  و  ستیز  شدیدی  به  همراه  داشته  است‌.  رستاخیز  غیبی  از  غیبهای  خدا  است  و  تنها  خدا  از  غیب  آگاه  و  مطلع  است‌.

« وَلِلَّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ ‌»  .

غیب  آسمان‌ها  و  زمین  را  خدا  می‌داند  و  بس‌،

انسانها  در  برابر  پرده‌های  غیب  درمانده  و  ناتوان  می‌ایستند،  دانش  زمینی  ایشان  هر  اندازه  هم  باشد،  و  گنجینه‌های  زمین  و  نیروهای  اندوخته  آن  هر  اندازه  هم  گشوده  و  بازگردند.  داناترین  دانایان  آدمیزادگان  در  جای  خود  می‌ایستد  و  نمی‌داند  لحظه  بعدی  درباره او  چه  می‌شود.  آیا  نفس  او  برمی‌گردد،  نفسی  که  بیرون  آمده  است‌،  یا  نفس  برنمی‌گردد  و  جان  می‌سپارد!  آرزوها  انسان  را  به  هر  راهی  و  به  هر  جائی  می‌کشاند،  در  حالی  که  قضا  و  قدر  خدا  در  پشت  پرده  غیب  نهان  است  و  انسان  نمی‌داند  چه  وقت  ناگهان  بر  او  می‌تازد.  چه‌بسا  در  همین  لحظه  بر  او  بتازد  ویار  او  را  بسازد.  این  هم  از  الطاف  و  مراحم  الهی  در  حق  مردمان  است‌که  آگاه  از  فراسوی  لحظه  حاضر  نباشند،  تا  به  آرزوها  بنشینند  و  به  کار  و  تلاش  بپردازند  و  تولیدکنند  و  به  ایجاد  و  ابتکار  سرگرم  شوند،  و  بعد  از  خود  برجای  بگذارند  آنچه  راکه  آغازکرده  بودند،  و  آن  را  فرزندان  و  جانشینان  او  تکمیل‌کنند،  تا  بدان‌گاه‌که  پرده  غیب  برافتد  و  آنچه  در  پس  پرده  عظیم  و  هراس‌انگيز  نهان  بود  عیان  شود.

قیامت  از  زمره  این  غیب  نهان  و  پنهان  است‌.  اگر  مردمان  موعد  آن  را  می‌دانستند  چرخ  زندگی  از  حرکت  بازمی‌ایستاد،  یا  دست‌کم  رخنه  پیدا  می‌کرد  و  مختل  می‌شد،  و  ارابه  زندگی  در  خطل  سیری  حرکت  نمی‌کرد ‌که  قدرت  یزدان  آن  را  ترسیم‌کرده  است‌،  و  مردمان  سالها  و  روزها  و  ماه‌ها  و  ساعتها  و  لحظه‌های  فرارسیدن  قیامت  رامی‌شمردندوبه‌انتظارآن‌می‌نشستند!.

(  وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ).

کار  (‌برپائی‌)  قیامت  (‌و  زنده  گرداندن  مردمان  در  آن‌،  برای  خدا  ساده  و  آسان  است  و  از  لحاظ  سرعت  و  سهولت‌،  درست‌)  به  اندازه  چشم  برهم  زدن  و  یا  کوتاه‌تر  از  آن  است‌.

قیامت  نزدبک  است‌،  ولیکن  برابر  محاسبه  جدای  از  محاسبه  معهود  و  مشهور  انسانها.  چاره‌جوئی  و  تعبیر  کار  قیامت  هم  نیازمند  وقت  و  زمان  نیست‌.  چشم  برهم  زدنی  است  و  تمام  شد.  ناگهان  آماده  و  حاضر  است  با  تمام  اسباب  و  علل  آن‌!

«إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ »  .

بی‏گمان  خدا  بر  هر  چیزی  توانا  است  (‌چرا  که  قدرت  بی‌انتهاء  است‌)‌.

زنده  گرداندن  گروهها  و  دسته‌های  فراوان  و  خارج  از  شمار  آفریدگان‌،  تکان  و  حرکت  دادن  ایشان‌،  گردآوری  آنان‌،  حساب  وکتاب‌کشیدن  از  ایشان‌،  و  سزا  و  جزا  و  پاداش  و  پادافره  دادن  بدانان‌،  همه  اینها  برای  قدرت  بی‌انتهاء  خدا  سهل  و  ساده  است‌،  آن  قدرت  مطلقی‌که  به  چیزی  می‌گوید:  باش!  فورا  می‌شود.  این‌کارها  برای  کسانی  مشکل  و  دشوار  و  هراس‌انگیز  و  سرسام‌آور  است‌که  با  حساب  وکتاب  انسانها  به  محاسبه  این  مسائل  می‌روند،  و  با  چشم  انسانها  بدانها  می‌نگرند،  و  با  مقیاسها  و  معیارهای  آدمیان  به  سنجش  می‌پردازند  ...  بدین  خاطر  است‌که  نمی‌توانند  تصورکنند  و  بسنجند  و  برآوردکنند!

قرآن  رستاخیز  مردگان  را  با  مثال‌کوچکی  از  زندگانی  انسانها  به  ذهن  آدمی  نزدیک  می‌کند،  مثالی‌که  نیروهای  آدمیان  عاجز  از  آن  است‌،  و  تصورشان  بدان  قد  نمی‌دهد  و  سر  نمی‌کشد،  هرچند  درهر  لحظه  و  آنی  ازشبانه‌روز

این  کار ‌روی‌ميدهد و به وقوع ميپيوندد:

(وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالأبْصَارَ وَالأفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ).

خداوند  شما  را  از  شکمهای  مادرانتان  بیرون  آورد  در  حالی  که  چیزی  (‌از  جهان  دور  و  بر  خود)  نمی‌دانستید،  و  او  به  شما  گوش  و  چشم  و  دل  داد  تا  (‌به  وسیله  آنها  بشنوید  و  ببینید  و  بفهمید  و  نعمتهایش  را)  سپاسگزاری  کنید.

این  غیب  نزدیک  است‌،  ولیکن  ژرف  و  ریشه‌دار  است‌.  مردمان  مراتب  رشد  و  احوال  زندگی  جنین  را  می‏بینند،  ولی  نمی‌دانند  این  دگرگونیها  وبالندگیها  چگونه  صورت  می‌گیرد.  چه  راز  آنها  راز  نهان  حيات  است‌.  دانشی‌که  انسانها  آن  را  ادعاء  می‌کنند  و  بدان‌گردن  می‌افرازند  و  گردنکشی  می‌کنند،  و  می‌خواهند  با  آن‌کار  قیامت  وكار  غیب  را  بیازمایند،  دانش  پدیده  آمده‌ای  و  فراچنگ  آورده ای  است‌:

(وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئًا) ‌.

خداوند  شما  را  از  شکمهای  مادرانتان  بیرون  آورد  در  حالی  که  چیزی  (‌از  ج