  سهل  و  سادگی  شگفتی  می‌پردازد،  و  با  ساده‌ترین  پسوده‌ها  برابر  برنامۀ  خود  به  تربیت  دلها  و  جانها  دست  می‌یازد،  بدون  این ‌که  پیچیدگی  و  کجروی  و  غلط ‌اندازی  بشود.

خدا  خواسته  است  ‌که  این  قرآن‌،  معجزۀ  این  رسالت  باشد.  خدا  نخواسته  است‌ که  معجزه‌ای  را  فرو  بفرستد  که  با  زور  مادی‌  گردنها  رایج  و  خم  بکند  و  آنها  را  به  کرنش  بیندازد  و  به  تسلیم  وادار  سازد.  چه  این  رسالت  واپسین‌،  رسالت  بازی  برای  همۀ  ملّتها،  و  برای  همه  نسلها  است‌.  این  رسالت‌،  رسالت  پـچیده  و  گره  خورده‌ای  برای  اهل  زمانی  و  اهل  مکانی  نیست‌.  بدین  لحاظ  جا  دارد  که  معجزۀ  آن  نیز  برای  دور  و  نزدیک‌،  و  برای  هر  ملّتی  و  هر  نسلی  باز  باشد.  معجزات  و  خوارق  عادات  وادار کننده  به  ایمان‌،  جز گردنهائی  را  خم  نمی‌گرد‌اند  و  به  ‌کرنش  نمی‌کشا‌ند که  خودشان  آنها  را  دیده  باشند.  بعد  از  آن  چنین  معجزات  و  خوارق  عاداتی  داستانهائی  خواهند  شد  که  روایت  می‌گردند،  و  واقعیّتی  نمی‌گردند  که  دیده  شوند...  امّا  قرآن  این  او  است  که  بیش  از  سیزده  قرآن  است  ‌کتاب  بازی  و  برنامۀ  ترسیم  شده‌ای  است  و  اهل  این  زمان  از  آن  چیزی  برمی‌گیرند  که  زندگانیشان  را  راست  و  درست  می‌داند  -  اگر  راهیاب  بدین  امر  شده  باشند که  آن  را  پیشوا  و  راهنمای  خود  قرار  د‌اده  باشند  -  و  به  نیازهایشان  به  طور کامل  پاسخ  می‌گوید،  و  ایشان  را  گذشته  از  نیازها  به  جهان  والاتری  و  به  افق  برتری  و  به  سرنوشت  بهتری  رهبری  می‌کند.  بعد  از  ما  هم  مردمان  در  این  قرآن  بسیاری  از  چیزهائی  را  که  ما  نیافته‌ایم  خواهند  یافت‌.  زیرا  این  قرآن  به  هر  جوینده  و  خواستاری  به  اندازۀ  نیازش  می‏بخشد،  و  اندوختۀ  آن  هم  باقی  می‌ماند  و  به  پایان  نمی‌آید،  و  بلکه  دم  به  دم  تازه  و  تازه  می‌گردد  و  هر  دم  از  این  باغ  بری  می‌رسد.  لیکن  مشرکان  بدین  حکمت  والای  والا  پی  نمی‌بردند،  و  زمان  به  زمان  از  آنچه  از  این  قــرآن  بزرگ  بر  ایشان  نازل  می‌گردید  روی  می‌گرداندند  و  بدان  پشت  می‌کردند:

(وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ) (٥)

هیح  گونه  موعظه  و  اندرز  تازه‌ای  (‌از  قرآن‌)  برای  آنان  از  سوی  خداوند  رحمان  نمی‌آید،  مگر  این  که  ایشـان  از  آن  رویگردان  می‌شوند.

نام  رحمان  در  اینجا  ذکر  می‌شود  تا  از  یک  سو  اشاره  به  رحمت  فراوان  ایزد  سبحان  با  فرو  فرستادن  این  قرآن  گردد  که  سراسر  پند  و  اندرز  است‌،  و  از  دیگر  سو  روی  گردانی  ایشان  از  قرآن‌،  زشت  و  پلشت  جلوه گر  گردد!  آخر  آنان  از  رحمتی  روی  می‌گردانند  که  بر  ایشان  نازل  می‌گردد!  به  ترک  رحمت  می‌گویند  و  خویشتن  را  از  رحمت  محروم می‌دارند!  در  حالی  ‌که  از  هـر  چیزی  بیشتر  به  رحمت  نیاز  دارند.

بر  این  روی‌گردانی  از  قرآن  و  پند  و  اندرز  خدا  و  بی‌بهره  ساختن  خود  از  آن‌،  با  تهدید  به  عقاب  و  عذاب  خدا  پیرو  می‌زند:

(فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ) (٦)

آنان  (‌آیات  قرآنی  را  )‌دروغ  می‌نامـد،  وهر  چه  زودتر  خبر  (‌مجازات‌)  چیزی  که  بدان  استهزاء  و  تمسخر  می‌کنند  بدیشان  خواهد  رسید  (‌و کیفر  کمرشکن  و  دردناک  کار  خود  را  خواهند  دید).

این  هم  تهدید  نهانی  مختصر  هولناکی  است‌.  در  لابلای  تعبیر،  تمسخر  تهدیدآمیزی  نهفته  است‌ که  با  تــمسخر  ایشان  تناسب  دارد:

(فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ) (٦)

هر  چه  زودتر  خبر  (‌مجازات‌)  چیزی  که  بدان  استـهزاء  و  تمسخر  می‏‎کنند  بدیشان  خواهد  رسید  (‌و کیفر  کمرشکن  و  دردناک  کار  خود  را  خواهند  دید). 

اخبار  عذابی  را  که  بدان  تمسخر  می‌کنند  بدیشان  خواهد  رسید!  آنان  هرگز  اخبار  را  دریافت  نمی‌دارند.  بلکه  ایشان  خود  عذاب  را  خواهند  چشید،  و  در  آن  عذاب  اخبار  خواهند  شد،  اخباری  که  مردمان  برای  یکدیگر  روایت  می‌دارند  و  می‌گویند  که  بر  آنان  چه  آمده  ‌است  و  چه  رفته  است‌.  ولیکن  ایشان  به  تمسخر  می‌پردازند،  و  لذا،  بدیشان  همراه  با  تهدید  هولناکی  تمسخر  می‌گردد!  آنان  معجزۀ  خارق‌العاده‌ای  را  می‌طلبند،  در  حالی  که  از  معجزه‌های  چشمـگیر  خدا  غافل  می‌شوند  که  پیرامون  ایشان  را  فراگرفته  است‌.  آن  معجزه‌ها  برای  دل  باز  و  احساس  بینا  بـس  است‌.  هر  صفحه‌ای  از  صفحات  این  جهان  شگفت‌،  معجزه‌ای  است  که  دلها  بدان  اطمینان  می‌یابد  و  به  یقین  می‌رسد.

(أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الأرْضِ كَمْ أَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ (٧) إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ )(٨)

آیـا  آنـان  به  زمین  نمی‌نگرند  و  نمی‌بینند  که  چه  قدر  انواع  و  اقسام  گیاهان  و  درختـان  نر  و  مادۀ  زیبا  و  سودمند  را  در  آن  رویانده‌ایم‌؟  (‌اگر  دقّت  کنند  نشانه‌های  قدرت  یزدان  را  در  آرایش  و  پیرایش  ظاهری  و  در  خواصّ  و  فوائد  باطنی  روئیدنیها  می‌بینند،  و  پیدایش  این  همه  رنگ  و  بو  و  فعل  و  انفعالات  شیمیائی‌،  و  وجود  زوجیّت  و  طرز  تلقیح  و  باروری  رستنیها،  به  زبان  حال  ایشان  را  به  سوی  خالق  متعال  رهنمود  می‌کند  و  آنان  را  از  تکفیر  و  تکذیب  حقّ  به  دور  می‌سازد)‌.  بی‏گمان  در  این  کار  (‌آفرینش  گیاهان  و  درختان‌،  در  کوه  و  دمن  و  مزرعه  و  بیابان‌)  نشانۀ  بررگی  است  (‌بر  وجود  خالق  جهان‌)  ولی  اکثر  مردمان  (‌چشم  دل  رامی‌بندند  و  به  ندای  عقل  گوش  فرا  نمی‌دهند  و  این  چند  روزۀ  حیات  را  غافل‌وار  بسر  می‌برند  و  به  خدا)  ایمان  نمی‌آورند،

معجزۀ  رویاندن ‌گیاه  زنده  از  زمین‌،  و  آن  را  به  صورت  زوجیّت  نر  و  ماده  درآوردن‌،  چه  نر  و  ماده  بر  روی  دو  درخت  جداگانه  باشد که  دو  پایه‌  گفته  می‌شود،  و  چه  نر  و  ماده  بر  روی  یک  درخت  باشد  که  یک  پایه  نام  دارد  و  اغلب  ‌گیاهان  بدین  شکل  هستـد...  این  معجزه  در  زمین‌،  پیرامون  ایشان  در  هر  لحظه  تکرار  می‌شود:

(أَوَلَمْ يَرَوْا).

آیا  نمی‌نگرند  و  نمی‌بیبند؟‌!

کار  نیازمند  نگریستن  و  دیدنی  بیش  نیست‌.

برنامۀ  قرآنی  در کار  تربیت‌،  میان  دل  و  صحنه‌های  این  جهان  ارتباط  برقرار  می‌سازد،  و  احساس  خاموش  و  ذهن  ‌کودن  را  بیداری  و  هوشیاری  می‌بخشد،  و  دل  بسته  را  باز  می‌کند، ‌و  آن  گاه  احساس  و  ذهن  و  دل  را  متوجّه  نواوریها  و  زیبائیهای  ساختارهای  خدا  می‌سازد  که  در  پیـرامون  انسان  در  هر  مکانی  پراکنده‌اند،  تا  انسان  ایـن  جهان  زنده  را  با  دل  زنده  بگردد،  و  خدا  را  در  نوآوریها  و  زیبائیهای  ساخـارهای  او  مشاهده  کند.  و  به  خدا  پی‌ببرد  هر  زمان ‌که  چشمانش  به  نوآوریها  و  زیبائ