ن  او  قرار  نگیرید؟  شما  هیمه  و  آتشگیرۀ  دوزخ هستید.

(فقد كذبتم فسوف يكون لزاما). 

شما  (‌کفّار،  رسـالت  آسمانی  را)  تکذیب  می‌کنید  و  (‌نتیجۀ  بد)  آن  مـلازم  شما  خواهد  شد  (‌و  سزای  کفر  و  عصیان  خود  را  خواهید  دید(.

*
پايان  سوره  فرقان 
---------------------------------------------------------------
[1] به  روا‌یت  «‌زادالمعاد  فی  هدی  خیر ا‌لعباد»  تالیف  شمس الدّین  ابوعبدالله  ابن  قیّم  جوزیه‌. 
[2] معنی  دیگر  تبدیل  سیّئات  به  حسنات  این  است‌:  خداوند  بدیهای  (‌یشان  را  به  نیکیها،  و  گناهانشان  را  به  طاعات  و  عباد!ت  تبدیل  می‌نماید!  ..  (‌مترجم‌)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:168.txt">سوره‌ي شعراء آيه‌ي 9-1</a><a class="folder" href="w:html:169.xml">سوره‌ي شعراء آيه‌ي 68-10</a><a class="folder" href="w:html:174.xml">سوره‌ي شعرا آيه‌ي 104-69</a><a class="text" href="w:text:177.txt">سوره‌ي شعراء آيه‌ي 122-105</a><a class="text" href="w:text:178.txt">سوره‌ي شعراء آيه‌ي 140-123</a><a class="text" href="w:text:179.txt">سوره‌ي شعراء آيه‌ي 159-141</a><a class="text" href="w:text:180.txt">سوره‌ي شعراء آيه‌ي 175-160</a><a class="text" href="w:text:181.txt">سوره‌ي شعراء آيه‌ي 191-176</a><a class="folder" href="w:html:182.xml">سوره‌ي شعراء آيه‌ي 227-192</a></body></html>بسم  الله  الرحمن  الرحيم  
سورۀ  ‌شعراء  مکّی  و  277  آیه  است  
سوره‌ي شعراء آيه‌ي 9-1

طسم (١) تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ (٢) لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ (٣) إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ (٤) وَمَا يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ (٥) فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (٦) أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الأرْضِ كَمْ أَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ (٧) إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ (٨) وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (٩)
موضوع  اصلی  این  سوره  موضوع  همۀ  سوره‌های  مکّی  است  ...  عقیده  ...  عقیده  در  عناصر  بنیادین  این  سوره  خلاصه  ‌گردیده  است:  خـدا  را  یگانه  دانستن  و  به  یگانگی  پرستیدن‌:

(فَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ) (٢١٣)

بجز  خدا  معبودی  را  به  فریاد  مخوان  و  پرستش  مکن‌،  که  (‌اگر  چنين  کنی‌)  از  زمرۀ  عذاب  شوندگان  خواهی  بود. (شعراء/213)

‌ترس  و  هراس  از  آخرت:

(وَلا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ (٨٧) يَوْمَ لا يَنْفَعُ مَالٌ وَلا بَنُونَ (٨٨) إِلا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) (٨٩)

مرا  خوار  و  رسوا   مدار  در  روزی  که (مردمان  برای  حساب و  کتاب  و  سزا  و  جزا،  زنده  و)  برانگیـخته  می‌شوند.  آن  روزی  که  اموال‌،  (‌یعنی  نیروی  مـادی‌)‌،  و  اولاد  (‌یعنی  نیروی  انسـانی‌،  بـه  کسی  )  سودی  نمی‌رساند.  بلکه  تنها  کسـی  (‌نجات  پیدا  می‌کند  و  از اموالی  که  در  راه  آفریدگار  صرف‌،  و  از  اولادی  که  در  مسیر  پروردگار  رهنمود  کرده  باشد،  سود  می‌برد)  که  با  دل  سالم  (‌از  بیماری  کفر  و  نقاق  و  ریا)  به  پیشگاه  خدا  آمده  باشد.(‌شعر‌اء‌٨٧‌/-‌٩٨)  

تصدیق  وحی  و  پیامی‌  که  از  سوی  خدا  بر  محمّد  صلّی الله  علیه  و آله و سلّم  پیغمبر  خدا،  نازل  گردیده  است‌:

(وَإِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ (١٩٢) نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأمِينُ (١٩٣) عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ) (١٩٤)
این  (‌قرآن‌)  فرو  فرستادۀ  پروردگار  جهانیان  است  (‌و  همۀ  سرگذشتهای  مذکور  در  آن  راست‌،  و  احکام  آن  تا  روز  قیـامت  برجا  و  واجب  الاجراء  است‌)‌.  جبرئیل  آن  را  فرو  آورده  است  بر  قلب  تو،  تا  از  زمـرۀ  بیم دهندگان  با  شی  .(شعراء/192- 194) ترساندن  از  فرجام  تکذیب‌،  چه  با  عذاب  دنیوی‌ای  که  تکذیب‌کنندگان  را  نابود  می‌سازد،  و  چه  با  عذاب  اخروی‌ای  که  در  انتظار  کافران  است‌:

(فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنْبَاءُ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ) (٦)

آنان  (‌آیات  قرآنی  را  )‌دروغ  می‌نامند،  و  هر  چـه  زودتر  خبر  (‌مجازات‌)  چیزی  که  بدان  استهزاء  و  تمسخر  می‌کنند  بدیشان  خواهد  رسید  (‌و کیفر  کمرشکن  و  دردناک  کار  خود  را  خواهند  دید)‌.  (شعراء/6)
(وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ) (٢٢٧)

و  کسـانی  که  ستم  می‌کنند  خواهند  دانست  که  بازگشتشان  به  کجا  و  سرنوشتشان  چگونه  است!!! .  (شعراء/277)

گذشته  از  خدا  را  یگانه  دانستن  و  به  یگانگی  پرستیدن‌،  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  دلنوازی  می‌شود  و  دلداری  می‌گردد  در  برابر  ا‌ین  ‌که  مشرکان  او  را  دروغگو  و  قرآن  را  دروغ  می‌شمارند:

(لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ) (٣)
انگار  می‌خواهی  از  غـم  و  اندوه  این  که  آنان  ایمان  نمی‌آورند،  خویشتن  را  نابود  کنی‌؟‌!.                 
(شعراء/3)

آن‌گاه  می‌پردازد،  به  تسکین  دل  مؤمنان‌،  و  به  شکیبائی  خواندن  آنان  بر  رنج  و  زحمتی ‌که  از  مشرکان  می‌بینند،  و  ایشان  را  استوار  و  پایدار  بر  عقیده  می‌دارد،  استوار  و  پایدار  بمانند  هر  اندازه  هم  در  راه  عقیده  از  سوی  ستمگران  شکنجه  و  آزار  ببینند،  بدان‌ گونه ‌که  پیش  از  آنان  مؤمنانی  استوار  و  پایدار  مانده‌اند  و  ایستادگی  نموده‌اند  و  میدان  را  خالی  نکرده‌اند.

پیکرۀ  سوره  داستانهائی  است که  180  آیه  از  مجموع  آیات  این  سوره  را  به  خود  اختصاص  می‌دهد.  در  اصل‌،  این  سوره  از  این  داستانها  و  دیباچه  و  پیروی  فراهم  می‌آید.  این  داستانها  و  دیباچه  و  پیرو  هم  وحدت  ‌کامل  و  متجانسی  راتشکیل  می‌دهند  که  بیانگر  موضوع  سوره  است  و  آن  را  به  شیوه‌های  ‌گوناکون  برجسته  می‌نمایانند،  و  در کنار  هدف  واحدی  به  هم  می‌رسند...  بدین  خاطر  از  داستان  هر  حلقه‌ای  یا  حلقه‌هائی ‌که  این  مقاصد  و  اهداف  را  برساند  صرف  نظر  می‌کند.

فضای  تهدید  و  بیم  و  تکذیب‌،  و  عذابی  ‌که  به  دنبال  تکذیب  می‌آید،  بر  داستانها  حاکم  است‌،  همان  گونه  که  بر  سراسر  سوره  حاکم  است‌.  این  سوره  با  تکذیب  مشرکان  قریش  رویاروی  می‌شود،  مشرکانی  ‌که  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم   را  تکذیب  می‌کردند،  و  پندها  و  اندرزها  را  تمسخر  می‌نمودند،  و  از  آیات  خدا  روی  می‌گرداندند.  از  زود گرفتار  آمدنشان  به  عذابی  سخن  می‌گوید  که  بـدیشان  وعده  داده  شده  است  و  آن  را  با  شتاب  می‌خواستند.  از  دروغگویی  ایشان  دربارۀ  وحی  و  قرآن  سخن  می‌گوید.  ادّعاء  می‌کردند که  قرآن  جادو  یا  چکامه  است  و  شیاطین  آن  را  نازل  و  القاء  می‌نمایند!

این  سوره  سراسر  آن  -  دیـباچه  و  داستانها  و  پیرو  مرحلۀ  وا‌حدی  در  این  میدان  است‌.  بدین  خاطر  آن  را  به  بندها  یا  