‌حساس  ‌کند  که  او  پیشوا  و  راهنمای  به  خیر  و  خوبی  ‌گردد  و  عاشقان  راه  خدا  بدو  اقتداء  نمایند.  البته  در  این  ‌کار  خودستائی  و  خودنمائی  و  خودبزرگ ‌بینی  نیست‌.  چه  ‌کسـانی  ‌که  در  این‌  کاروان  و  با  این  ‌کاروان  حرکت  می‌کنند  همه  و  همه  راه  به  سوی  خدا   د‌ارند  و  در  راه  خدا  گام  برمی‏دارند.

*
و  امّا  پاداش  بندگان  خوب  خداوند  رحمان‌،  این  گفتار  بدان  خاتمه  می‌پذیرد:
(أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَاماً (75) خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرّاً وَمُقَاماً) (76)

به  اینان  بالاترین  درجات  و  عالی‌ترین  منزلگاه‌های  بهشت  داده  می‌شود  در  برابر  صبر  و  استقامتشان  (‌بر  انجام  طاعات  و  دوری  از  منکرات‌،‌)  و  در  آن  (‌جایگاه‌های  والای  بهشت‌،  از  هر  سـو)  بدانان  درود  و  سلام  گفته  می‌شود.  در  آنجاها  جاودانه  می‌مانند.  چه  قرارگاه  خوب  و  چه  جایگاه  زیبائی‌!!!.

مراد  از  «‌غرفه‌»  چه  بسا  بهشت،  و  یا  مکان  ویژه‌ای  در  بهشت  باشد. همان  گونه  که  د‌ر  ایـن  جهان  «‌غرفه‌:  قسمتهای  فوقانی  منازل  و  طبقات  بالای  خانه‌ها»  ارزشمندتر  از  سالن  است  وقتی  ‌که  مردمان  در  منازل  ا‌ز  مهمانان  ا‌ستقبال  و  پذیرائی  می‌کنند. آن  بزرگوارانی  که  صفات  و  نشانه‌های  ایشان  ‌گذشت‌،  در  بهشت  با  درود  و  خوشامد  پذیرۀ  آنان  می‌روند،  به  پاداش  آن  صفات  و  نشانه‌هایی  که  داشتند  و  سخن  از  آنها  گذشت‌.  این  هم  تعبیری  با  معنی  و  مفهوم  ویژۀ  خود  است‌.  این  اراده‌های  نستوه  نیاز  به  شکیبائی  در  برابر  هـواهـای  نفسانی‌،  و  چیزهای  فریبنده  و  فریبای  زندگی‌،  و  دافعه‌ها  و  جاذبه‌های  سقوط  دارند.  استقامت  تلاشی  را  می‌طلبد که  بر  آن  جـز  با  شکیبائی  نمی‌توان  مـاندگار  ماند،  شکیبائی‌ای  که  سزاوار  آن  است  که  یزدان  سبحان  آن  را  در  این  فرقان‌،  یعنی  قرآن  ذکر  بفرماید.

در  مقابل  این ‌که  بندگان  خوب  خداوند  مهربان  به  تضرّع  و  زاری  ا‌ز  خدا‌وند  باری  درخواست  می‌نمایند  که  دوزخ  را  ا‌ز  ایشان  به  دور  دارد،  دوزخی‌  که  بدترین  قرارگاه  و  جایگاه  است‌،  آفریدگار  جهان  بهشت  را  بدانان  مرحمت  می‌فرماید.

(خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرّاً وَمُقَاماً) (76)

در  آنجاها  جاودانه  می‌مانند.  چه  قرارگاه  خوب  و  چه  جایگاه  زیبائی‌!!.

هیچ  کسی  جز  خدا  نمی‌تواند  ایشان  را  از  آنجا  بیرون  بکند.  آنان  در  آنجا  بهرین  حال  و  وضع  را  دارند،  و  از  قرارگاه  و  جایگاه  بس  دل  انگیز  و  دلربائی  برخوردارند. 

هم  اینک‌  که  روند  قرآنی  بندگان  خوب  خدا‌وند  مهربان  را  به  تصویر  کشده  است‌،  آن  کسانی  ‌که  چکیدۀ  پاک  و  پالودۀ  بشریّت  هستند،  سوره  را  با  کوچک  و  ناچیز  جلوه  دادن  بشریّت  در  پیشگاه  خدا  -  اگر  همچون  بندگان  خوب  خداوند  مهربان  به  آسمان  چشم  ندوزند  -  ختم  می‌کند.  و  امّا  تکذیب‌کنندگان‌،  عذاب  و  عقاب  ایشان  حتمی  است  و  ملازمشان  می‌گردد.

(قل:ما يعبأ بكم ربي لولا دعاؤكم فقد كذبتم فسوف يكون لزاما). . 

بگو:  اگر  عبادت  و  دعاییان  نباشد،  پروردگار  من  اعتنائی  به  شما  ندارد  (‌و  برایتان  کوچک  ترین  ارزشی  قائل  نیست‌.  چرا  که  نعمتهای  والای  بهشت  را  بندگان  خوب  خدا  در  پرتو  پرستش  او  به  دست  خواهند  آورد)‌.  امّا  شما  (‌کفّار،  رسالت  آسمانی  را)  تکذیب  می‌کنید  و  (‌نتیحۀ  بد)  آن  ملازم  شما  خواهد  شد  (‌و  سزای  کفر  و  عصیان  خود  را  خواهید  دید(.

این  هم  پایانی  است  ‌که  با  سراسر  موضوع  سوره  همخوانی  و  مـناسبت  دارد.  ذکـر  آن  برای  دلجوئی  و  دلنوازی  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم   و  دلداری  او  در  برابر  دشمنانگی  و  سرکشی  و  انکاری  است  ‌که  از  قوم  خود  دیده  است‌،  قومی  که  بر  او گردن  افراشته‌اند،  هر  چند  که  او  را  شناخته‌اند،  و  به  مقام  و  منزلت  او  آشنا  بوده‌اند  و  جایگاه  و  پایگاه  وی  را  در  میان  خود  دانشته‌اند،  ولیکن  آنان  به  خاطر  حفظ  مقام  و  ماندگاری  بر  باطل  خود  به  دشمنانگی  و  سرکشی  پرداخته‌اند....  قوم  او  کیستند؟  همۀ  انسانها  کیستند؟  اگر  آن‌  گروه  اندکی  در  میان  نباشند  که  خدا  را  می‌پرستند  و  به  ‌کمک  می ‌طلبند  و  به  تضرّع  و  زاریش  می‌خوانند،  بدان  گونه  که  بندگان  خوب  خداوند  مهربان  خدا  را  می‌پرستند  و  به  ‌کمک  می‌طلبند  و  به  تضرّع  و  زاری  می‌خوانند.

آنان  ‌کیستند؟  و  کرۀ  زمین  چیست‌،‌ کره‌ای  ‌که  همۀ  انسانها  را  در  خود  جای  داده  است‌؟  همه  انسانها  و  خود  کره  زمین‌،  جز  ذرّه   ‌کوچکی  در  فضای  هولناک  هستی  نیستند.  انسانها  همه  جز  نوعی  از  انواع  زنده‌های  فراوان  روی  زمین  نیستند.  انسانها  تنها  ملّتی  از  ملّتهای  بیشمار  روی  زمین  هستند.  نسلی  از  یک  ملّت‌،  تنها  صفحه‌ای  از  کتاب  قطوری  است  که  تعداد  صفحات  آن  را  خدا  می‌داند  و  بس. 

 انسان  با  وجود  این‌،  باد  به  غبغب  می‌اندازد  و  خویشتن  را  می‌آماسد  و  می‌آماسد،  و  خود  را  چیزی  به  حساب  می‌آورد،  و  گردن  می‌افرازد  و  گرد‌ن  می‌افرازد  تا  بدانجا  که  بر  آفرینندۀ  خویش  نیز  گردن  می‌افرازد  و  در  برابر  خداوند  سبحان  قد  علم  می‌کند!  انسان‌،  کوچک  ‌کوچک  است  و  ضعیف  ضعیف  و  ناتوان  ناتوان‌.  مگر  وقتی  ‌که  با  خدا  تماس  پیدا  کند  و  از  او  توان  و  نیرو  و  رهنمود  و  رهنـون  بطلبد.  در  این  وقت  است  که  چیزی  در  ترازوی  خدا  می‌گردد،  و  چه  بسا  از  فرشتگان  خداوند  مهربان  در  این  ترازو  برتری  ‌گیرد  و  بالا  بیفتد،  در  پرتو  فضلی  و  عنایتی  ‌که  خدا  به  انسان  داده  است  و  فرشتـگان  را  در  برابرش  به  سجده  انداخته  است‌،  تا  خدا  را  بشناسد  و  با  او  تماس  پیدایند  و  وی  را  پرستش  نماید،  و  بدین  وسیله  خصاثص  خود  را  محفوظ  و  مصون  دارد،  خائصی‌  که  با  بودن  آنها  فرشتگان  در  برابر  انسان  به  سجده  و کرنش  افتادند.  اگر  این  خصائص  از  انسان  سلب  شود،  بچّۀ  سرراهی  هدر  رفته‌ای  است‌،  اگر  همۀ  همنوعانش  به  کفۀ  ترازو  انداخته  شوند  کـفۀ  ترازو  سنگین  نمی‌شود  و  باعث  رجحان  نمی‌گردد!

(قل:ما يعبأ بكم ربي لولا دعاؤكم).

بگو:  اگر  عبادت  و  دعایتان  نباشد،  پروردگار  من  اعتنائی  به  شما  ندارد  (‌و  برایتان  کوچک  ترین  ارزشی  قائل  نیست‌.  چرا  که  نعمتهای  والای  بهشت  را  بندگان  خوب  خدا  در  پرتو  پرستش  او  به  دست  خواهند  آورد(.

در  تعبیر  قرآنی‌،  سند  بزرگواری  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم   ‌و  افتخار  و  احترام  او  است‌:‌

(قل:ما يعبأ بكم ربي).

بگو:  اگر  عبادت  و  دعایتان  نباشد،  پروردگار  من  اعتنائی  به  شما  ندارد.

چه  من  در  جوار  و  پناه  او  هستم‌.  او  خدای  من  است  و  من  بندۀ  او  هستم‌.  راستی  شما  کیستید  که  بدو  ایمان  نیاورید  و  در  صف  بندگ