دارد.  گذشته  از  همچون  بحرانهائی‌،  فساد  قلوب  و  تباهی  اخلاق  را  ایجاد  می‌کند.  اسلام که  در  صدد  سرو  سامان  دادن  این‌ گوشه  از  زندگی  است‌،  از  اصلاح  دل  و  درون  فرد  می‌آغازد،  و  بدین  منظور  میانه  روی  را  نشانه‌ای  از  نشانه‌های  ایمان  قرار  می‌دهد:

(وكان بين ذلك قواما).
در  میان  این  دو  (‌یعنی  اسراف  و  بخل‌،  حدّ)  میانه‌روی  و  اعتدال  را  رعایت  می‌کنند.

*
نشانۀ  دیگری  از  نشانه‌های  بندگان  خوب  خدای  مهربان  این  است  که  آنان  برای  خدا  انباز  قرار  نمی‌دهند،  و  از  کشتن  انسان  دوری  می‌گزینند،  و  از  زنا  می‌پرهیزند.  اینها  گناهان  بزرگی  و  زشتی  هستند  که  عذاب  دردناک  را  به  دنبال  دارند:

(والذين لا يدعون مع الله إلها آخر , ولا يقتلون النفس التي حرم الله إلا بالحق , ولا يزنون . ومن يفعل ذلك يلق أثاما . يضاعف له العذاب يوم القيامة , ويخلد فيه مهانا . إلا من تاب وآمن وعمل عملا صالحا , فأولئك يبدل الله سيئاتهم حسنات , وكان الله غفورا رحيما . ومن تاب وعمل صالحا فإنه يتوب إلى الله متابا). 

و  کسانیند  که  با  الله‌،  معبود  دیگری  را  به  فـریاد  نمی‌خوانند  و  پـرستش  نمی‌نمایند ،  و  انسانی  را  که  خداوند  خونش  را  حرام  کرده  است‌،  به  قتل  نمی‌رسانند  مگر  به  حقّ‌،  و  زنا  نمی‌کنند.  چرا  که  هر  کس  (‌یکی  از)  این  (‌کارهای  ناشایست  شرک  و  قتل  و  زنـا)  را  انجام  دهد،  کیفر  آن  رامی‌بیند. (‌کسی  که  مرتکب  یکی  از  کارهای  زشت  و  پلشت  شرک  و  قتل  و  زنا  شود)  عذاب  او  در  قیامت  مضاعف  می‏‎گردد،  و  خوار  و  ذلیل  ،  جاودانه  در  عذاب  می‌ماند،  مگر  کسی  که  توبه  کند  و  ایمان  آورد  و  عمل  صالح  انجام  دهد،  که  خداوند  (‌گناهان  چنین  کسانی  را  می‌بخـشد)  و  بدیها  و  گناهان  (‌گذشتۀ‌)  ایشان  را  به  خوبیها  و  نیکیها  تبدیل  می‌کند،  و  خداوند  آمرزنده  و  مهربان  است  (‌و  نه  تنها  که  سیّئات  را  می‌بخشد،  بلکه  آنها  را  تبدیل  به  حسنات  می‌نماید.  آخر)  کسی  که  توبه  کند  و  کار  شایسته  انجام  دهد،  کاملاً  به  سوی  خدا  باز  می‏‎گردد  (‌و  تبدیل  سیّئات  به  حسنات  تعجّبی  ندارد.  زیرا  کار  خدا  بی‌مثال‌،  و  پاداش  خدا  بـی‌حساب  و  دریای  مهرش  بی‌کران  است).

یکتاپرستی  و  خدا  را  به  یگانگی  شناختن‌،  اساس  ایـن  عقیده  است‌،  و  دوراهۀ  جدائی  آشکار  استوار  و  سهل  و  ساده  میان  این  عقیده‌،  و  میان  ییچیدگی  و  کجروی  و  گره  خوردگی‌ای  است  که  سیستم  شایسته  و  نظـام  بایسته‌ای  برای  زندگی  بر  آن  برقرار  و  پایدار  نمی‌ گردد.

پرهیز کردن  از  کشتن  انسان  -  مگر  به  حقّ  -  دو  راهۀ  جدائی  میان  زندگی  اجتماعی  ایمن  و  مطمئنّی  است  ‌که  زندگی  بشری  در  آن  مورد  احترام  قرار  می‌گیرد  و  بدان  ارزش  داده  می‌شود،  و  میان  زندگی  جنگلها  و  غارهائی  است  ‌که  ‌کسی  در  آن  برجان  خویشتن  ایمن  نیست  و  به  کاری  یا  ساختاری  اطمینان  خاطر  ندارد.

پرهیز  از  زنا  نیز  دو  راهۀ  جدائی  میان  زندگی  پاکی  است  که  انسان  در  آن  احساس  می‌کند  که  از  احساس  زمخت  حیوانی  اوج  ‌گرفته  است‌،  و  احساس  می‌کند که  نزدیکی  با  جنس  مقابل  هدف  والاتری  از  فرونشاندن  آتش  هوس  گوشت  و  خون  دارد،  و  میان  زندی  پست  و  زمختی  است  ‌که  نرها  و  ماده‌ها  در  آن  قصد  و  هدفی  جز  ارضاء  غریزۀ  هو‌ا  و  هوس  ندارند.به  خاطر  این  ‌که  این  سه  صفت‌،  دو  راهۀ  جدائی  میان  زندگی  شایستۀ  انسان  بزرگوار  در  پیشگاه  دادار،  و  دو  راهۀ  جدائی  میان  زندگی‌ کم  بها  و  زمخت  و  فرو  افتاده  به  پرتگاه  حیوان  است‌،  خدا‌وند  آن  سه  صفت  را  در  ردیف  صفتهای  بندگان  خوب  خدای  مهربان  ذکر کرده  است‌،  بندگان  خوبی ‌که  والاترین  و  بزرگوارترین  انسانها  در  پیشگاه  خدا  هستند.  بر  این  صفات  پیرو  تهدید  آمیز  شدیدی  را  آورده  است‌:

(ومن يفعل ذلك يلق أثاما).

هر  کس  (‌یکی  از)  این  (‌کارهای  ناشایست  شرک  و  قتل  و  زنا)  را  انـجام  دهد،  کـفر  آن  رامی‌بیند.

«اثام‌»  به  معنی  عقاب  و  عذاب  است‌.  این  عقاب  و  عذاب  را  با  ما  بعد  خود،  تفسیر  و  تبیین  ‌کرده  است‌:  

(يضاعف له العذاب يوم القيامة , ويخلد فيه مهانا) .

)کسی  که  مرتکب  یکی  از  کارهای  زشت  و  پلشت  شرک  و  قتل  و  زنا  شود)  عذاب  او  در  قیامت  مضاعف  می‏‎گردد،  و  خوار  و  ذلیل  ،  جاودانه  در  عذاب  می‌ماند.

تنها  عذاب  مضاعف  هم  نیست‌،  بلکه  خواری  و  ذلّت  هم  در  میان  است  که  خود  سخت‌تر  و  دردناک‌تر  از  عذاب  است.

آن‌گاه  روند  قرآنی  درگاه  توبه  را  بر  روی ‌ کسـی  باز  می‌کند  که  می‌خواهد  از  این  سرنوشت  بـد،  با  توبه  و  ایمان  درست  و  با  عمل  صالح  نجات  پیدا   کند  و  رستگار  شود:

(إلا من تاب وآمن وعمل عملا صالحا).

مگر  کسی  که  توبه  کند  و  ایمان  آورد  و  عمل  صالح  انجام  دهد.  

خداوند  به  توبه  کنندگان  مؤمن  و  کارآ  وعـده  می‌دهد  بدیهائی  را  که  پیش  از  توبه  انجام  داده‌اند،  به  نیکیهائی  تبدیل  ‌گرداند  که  بعداً  انجام  می‌دهند،  و  آن  نیکیها  را  بر  نیکیهای  تازۀ  ایشان  بیفزاید.[2]

خداوند  (‌گناهان  چنین  کسانی  را  می‌بخشد)  و  بدیها  و  گناهان  (‌گذشتۀ‌)  ایشان  را  به  خوبیها  و  نیکیها  تبدیل  می‌کند.

این  هم  فیض  و  برکتی  از  عطاء  خدا  است  ‌که  در  مقابل  عملی  از  اعمال  بنده  بدو  داده  نمی‌شود.  بلکه  تنها  بدان  خاطر  بدو  ارمغان  می‌گردد  که  راهیاب  شده  است  و  از گمراهی  برگشته  است  و  خود  را  در  پناه  قرق  خدا  داشته  است‌،  و  به  خدا  پناه  آورده  است‌،  -  از  آن  که  به  گریزپائی  و  گمراهی  افتاده  است‌.

(وكان الله غفورا رحيما) .

و  خداوند  آمرزنذه  و  مهرپان  است  (‌و  نه  تنها  که  سیّئات  را  می‌بخشد،  بلکه  آنها  را  تبدیل  به  حسنات  می‌نماید)‌.  

درگاه  توبۀ  خدا  همیشه  باز  است‌. هر  کس  که  دلش  بیدار  گردد،  و  بخواهد  برگردد،  می‌تواند  بدان  درگاه  درآید.  هر  کسی‌  که  قصد  آ‌ن  درگاه  ‌کند  جلو  او  گرفته  نمی‌شود،  و  هر  کس  که  بخواهد  بدان  درگاه  پناهنده  شود  این  درگاه  بر  روی  او  بسته  نمی‌گردد،  او  هر  کس‌  که  باشد  و  هر  گناهی  و  بزهی  ازگناهان  و  بزه‌ها  مرتکب  ‌گردیده  باشد.

طبرانی  از  زبان  ابومغیره  روایت  کرده  است  که  او  از  صفوان  پسر  عمر،  و  او  از  عبدالرحمن  پسر  جبیر،  و  وی  هم  از  پدرش  ابوفروه  نقل  نموده  است  که  ابوفروه  به  خدمت  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم   آمد،  و  بدو  عرض  ‌کرد:  به  مـن  بگو،  کسی‌ که  همۀ  ‌گناهان  را  انجام  داده  باشد  و  به  ترک  چیزی  از  گناهان  نگفته  باشد،  آیا  او  می‌توا‌ند  توبه  ‌کند؟  فرمود:

(أسلمت؟).

آیا  مسلمان  شده‌ای‌؟‌.

گفت‌:  بلی  فرمود:

(فافعل الخيرات واترك السيئات , فيجعلها الله لك خيرات كلها).

نیکیها  و  خوبیها  را  انجام  بده‌،  و  بدیها  و  زشتیها  را  رها  کن‌.  خدا  همۀ  بدیها  و  زشـتیها  را  بـرایت  به  نیکیها  و  خوبیه