گردد ا‌و  تا  ابد  ملازم  وی  می‌شود)‌.  بی‏گمان  دوزخ  بدترین  قرارگاه  و  جایگاه  است‌.

تعبیر  قرآنی  سجده  و  قیام  نماز  را  برجسته  می‌نمایاند  تا  حرکت  بندگان  خوب  خدای  مهربان  را  به  تصویر  بکشد  که  چگونه  در  دل  شب  بدان‌گاه‌ که  مردمان  در  خواب  هستند  آنان  به  نماز  ابستاده‌اند  و  شب  را  با  سجده  و  قیام  برای  پروردگار  خود  به  سر  می‌برند،  و  تنها  رو  به  سوی  پروردگارشان  می‌دارند،  و  فقط  برای  او  برمی‌خیزند،  و  فقط  برای  او  سجده  می‌برند.  آنان  مردمانی  هستند که  دست  از  خواب  آسایش  بخش  و  خوش  می‌کشند،  و  به  انجام  چیزی  می‌پردازند  که  فرح  افزاتر  و  خوشایندتر  از  آن  است‌.  آنان  رو  به  پروردگار  خود  می‌دارند،  و  جانها  و  اندامهایشان  را  سرگرم  پرستش  او  می‌کنند.  مردمان  به  خوا‌ب  ناز  فرو  رفته‌اند،  ولی  آ‌نان  برا‌ی  خدای  خود  برپای  می‌ایستند  و  به  درگاه  بی  نیاز  سجده  مـی‌برند.  مردمان  بر  زمین  می‌افتند  و  دل  به  زمین  می ‌دهند،  امّا  آنان  به  عرش  خداوند  مهربان  چشم  می‌دوزند،  و  به  آستانۀ  خداوند  بزرگ  و  سترگ  می‌نالند.

آنان  در  قیام  و  در  سجود  و  در  چشم  دوختن  و  در  دل  دادن  و  جان  آویزۀ  آستان  یزدان ‌کردن‌،  دلهایشان  لبریز  از  تقـوا  و  پرهیزگاری  و  پر  از  تـرس  و  هـراس  از  عذاب  دوزخ  می‌گردد.  می‌گویند:

رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَاماً (65) إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرّاً وَمُقَاماً (66)
پروردگارا!  عذاب  دوزخ  را  از  ما  بدور  دار.  چرا  که  عذاب  آن  (‌گریبانگیر  هر  کس  که  شد  از  او)  جدا  نمی‏گردد  (‌و  تا  ابد  ملازم  وی  می‌شود)‌.  بی‏گمان  دوزخ  بدترین  قرارگاه  و  جایگاه  است‌.

آنان  که  دوزخ  را  ندیده‌اند،  ولیکن  ایشان  به  وجود  آن  ایمان  آورده‌ا‌ند‌،  و شکل  آن  را  پیش  خود  مجسّم  داشته‌اند  برابر  آنچه  در  قرآن  مجید  آمده  است  و  بر  زبان  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  بزرگوار  خدا  رفته  است‌.  این  هراس  بزرگوارانه  ثمرۀ  ایمان  عمیق  و  ثمرۀ  تصدیق  است‌.  آنان  رو  به  درگاه  پرورودگارشان  با  تـضرّع  و  زاری  و  با  خشوع  و  خـضوع  مـی‌دارنـد  و  عاجزانه  درخواست  می‌نمایند  که  عذاب  دوزخ  را  از  ایشان  بدور  دارد.  این  که  شب  را  با  سجده  بردن  و  بر  پا  ایستادن  برای  پروردگارشان  بسر  می‌برند  بدیشان  اطمینان  نمی‏‎بخشد  و  مطمئنّشان  نمی‌سازد.  آ‌نان  عمل  و  عبادتشان  را  جدای  از  تقوائی  می‌دانند  که  در  دل  و  درونشان  در  غوغا  و  گشت  و گذار  است‌.  ایشان  در  عبادت  خود  حفظ  از  آتش  و  امان  از  دوزخ  را  نمی‌بینند،  اگر  فضل  و  لطف  و گذشت  و  بزرگواری  و  رحمت  خدا  ایشان  را  درنیابد،  و  عذاب  دوزخ  را  از  آنان  دور  نگرداند.

تعبیر  قرآنی  می‌رساند که  انگار  دوزخ  یقۀ  هر کسی  را  می ‌گیرد،  و  بر  سر  راه  هر  انسانی  قرار  دارد.  دهان  خود  را  گشوده  است‌،  و  می‌خواهد  که  بقاپد  و  قورت  بدهد.  دستهایش  را  باز  کرده  است  و  می‌خواهد  که  اشخاص  دور  و  نزدیک  را  بگیرد!  بندگان  خوب  خداوند  مهربان  کسانیند که  شب  را  با  سجده  و  قیام  برای  پروردگارشان  بسر  می‏‎برند.  از  دوزخ  می‌ترسند  و  به  ترس  و  هراس  مـی‌افتند.  به  درگاه  پروردگارشان  ناله  و  زاری  سر می‌دهند  و  تضرّع  کنان  درخواست  می‌نمایند  که  پروردگارشان  عذاب  دوزخ  را  از  ایشان  برگرداند،  و  آنان  را  ا‌ز  دست  یازیدن  دوزخ  و  سر  راه  ‌گرفتن  آن  بر  ایشان  بپاید  و  رستگارشان  نماید!

تعبیر  سخنانشان  لرزان  است‌،  در  آن  حال  کـه  آنان  از  ترس  و  هراس  به  درگاه پروردگارشان  می‌نالند  و  افغان  می کنند:

(إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَاماً) (65)

قطعاً  عذاب  آن  (‌گریبانگیر  هر  کس  که  شد  از  او  )  جدا  نمی‏گردد  (‌و  تا  ابد  ملازم  وی  می‌شود(.

عذاب  دوزخ  ملازم  دوزخیان  می‌گردد  و  از  ایشان  دور  نمی‌شود  و  دست  برنمی‌دارد،  و  به  ترک  آنان  نمی‌گوید  و  ول‌کن  نیست‌.  این  هم  چیزی  است ‌که  عذاب  دوزم  را  هراس‌انگیز  و  ترسناک  و  زشت  می‌گرداند.

إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرّاً وَمُقَاماً (66)
بی‏گمان  دوزخ  بدترین  قرارگاه  و  جایگاه  است‌.

آیا  بدتر  از  دوزخ  مکانی  یافته  می‌شود  که  انسان  در  آنجا  جای  بگیرد  و  اقامت  بگزیند؟  آخر  دوزخ  ‌که  آتش  است‌،  کی  جای  جایگزین  شدن  و  اقامت  گزیدن  است‌؟  کی  دوزخ  جای  اقامت  است‌،  دوزخی ‌که  دوزخیان  را  در  آن  بالای  زبانۀ  آتش  شب  و  روز می‌گردانند؟‌!

بندگان  خوب  خدا‌ی  مهربان  در  زنـدگانی  خود  نمونۀ  قصد  و  هدف  داشتن‌،  و  اعتدال  و  میانه  روی  نمودن  ،  و  هماهنگی  و  هماوائی  ورزیدن  هستند:  ’

(والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا , وكان بين ذلك قواما)

و  کسانیند  که  به  هنگام  خرج  کردن  (‌مال  بـرای  خـود  و  خانواده‌)  نه  زیاده‌روی  می‌کنند  و  نه  سخت‌گیری،  و  بلکه  در  میان  این  دو  (‌یعنی  اسراف  و  بخل‌،  حدّ)  میانه‌روی  و  اعتدال  را  رعایت  می‌کنند.

این  هم  نشانۀ  اسلام  است‌،  نشانه‌ای ‌که  اسلام  آن  را  در  زندگانی  افراد  و  گروه‌ها  پیاده  می‌کند،  و  در  تربیت  ‌کردن  و  قانونگذاری  نمودن  متوجّه  آن  است‌،  و  ساختار  بنیاد  خود  را  سراسر  بر  هماهنگی  و  همآوائی  و  اعتدال  و  میانه  روی  استوار  و  پایدار  می‌سازد.

با  وجود  اعتراف  اسلام  به  مالکیّت  مقیّد  فردی‌،  مسلمان  آزاد  نیست  هر  آن  گونه ‌که  خود  بخواهد  اموال  و  دارائی  خاصّ  خود  را  خرج  و  صرف ‌کند،  بدان‌گونه ‌که  حال  و  وضع  چنین  است  در  سیستم  سرمایه ‌داری‌،  و  درمیان  همۀ  ملّتهائی  ‌که  قانون  الهی  در  همۀ  میدانها  و  در  همه  زمینه‌ها  بر  آنان  حاکم  نبوده  و  فرمان  نمی‌راند. بلکه  سخص  مسلمان‌،  مقیّد  به  اعتدال  هم  در  زیاده  روی  و  هم  در  سختگری  است‌.  چرا  که  زیاده ‌روی  در  خرج  و  صرف  ا‌موال  و  دارائی‌،  جان  و  مال  و  جامعه  را  بـه  تباهی  می‌کشاند،  و سختگیری  و  تنگچشمی  در  خرج  و  صرف  اموال  و  دارائی  همانند  زیاده‌روی  از  یک  سو  بیفائده  گذاشتن  اموال  و  دارائی‌،  و  محروم  کردن  صاحب  آن  از  بهره‌وری  و  استفاده  بردن  از  ثروت  شخصی  است‌،  و  از  دیگر  سو  بازداشتن  جامعه  از  دسترسی  بـدان  اموال  و  دارائی  و  سود  بردن  از  آن  است‌.  اموال  و  دارائی  ابزار  کار  اجتماعی  برای  پیاده ‌کردن  و  تحقّق  بخشیدن  خدمات  اجتماعی  است‌.  زیاده  روی  در  خرج  و  صرف  اموال  و  دارائی‌،  و  بخل  و  تنگ‌چشمی  در  خرج  و  صرف  اموال  و  دارائی‌،  هر  دو  تا  در  محیط  اجتماعی  و  در  جولانگاه  اقتصادی‌،  نقص  و  خلل  بوجود  می‌آورند.  زندانی  کردن  و  استفاده  نکـردن  از  اموال  و  دارائی  بحرانهائی  را  بوجود  می‌آورد،  و  بسان  آن‌،  بـدون  حساب  و کتاب  گشاده  دستی ‌کردن  و  ریخت  و  پاش  نمودن  هـم  بحرانهای  نابهنجاری  را  به  دنبال  