  مقدارها  و  اندازه‌های  آن  با  دست  سازندۀ  مدبّر  حکیمی  جریان  می‌یابد،  جریان  مقدّر  و  مقرّر  و  سنجیده  و  طرح‌ریزی  شده‌ای ‌که  همه  چیز  آن  دقیقاً  ترسیم  و  تعیین  گردیده  است‌.

*
آن  گاه  روند  قرآنی  از  آب  آسمان  و  آب  دریا و  رو‌دخانه‌،  به  آب  نطفه  می‌پردازد،  آبی  که  از  آن  حیات  مستقیـم  انسان  سرچشمه  می‌گیرد:

(وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيراً) (54) 

خدا  است  که  از  آب  (‌منی‌)  انسـانها  را  آفریده  است  و  ایشان  را  به  (‌دو  گروه‌)  ذکور  و  اناث  تبدیل  کرده  است‌،  و  پروردگار  تو  همواره  (‌بر  انجام  هر  چه  بخواهد)  توانا  بوده  و  هست‌.

از  این  آب  جنین  را  می‌آفریند.  اگر  نر  باشد  نسب  است‌،  و  اگر  ماده  باشد  صهر  است‌،  چون  صهر  به  معنی  دامادی  است‌،  و  ماده  داماد  می‌آورد.[3]

حیات  شری  حاصل  از  این  آب  منی  نام‌،  شگفت‌انگیزتر  و  سترگ ‌تر  از  آن  حیاتی  است ‌که  از  آب  آسمان  پدید  می‌آید.  چه  از  یک  سلول‌[4]  از  میان  ده‌ها  میلیون  سلول  نهان  در  یک  قطرۀ  آب  مرد که  با  تخمک  زن  در  درون  رحم  می‌آمیزد،  آن  آفریدۀ  پیچیدۀ  تـرکیبی  انسان  نام  وجود  می‌آید،  انسان  که  شگفت انگیزترین  موجودات  به  طور کلی  است‌!

از  سلولهای  همگون  و  از  تخمکهای  همسان  و  نرها  و  ماده‌ها  به  شیوۀ  شگفتی  پدید  می‌آیند،  شیوه‌ای  که  بشر  را‌ز  آ‌ن  را  نمی‌داند،  و  دانش  بشر  نمی‌تواند  آن  را  ثبت  و  ضبط  کند  یا  علّت‌یابی  نماید.  سلولی  در  مـیان  هزاران  سلول  را  نمی‌توان  با  صفات  مشخّصه‌ای  شناسائی  ‌کرد  و  گفت‌:  این  سلول  است ‌که  تولید  نر  یا  مـاده  می‌کند!  همچنین  تخمکی  را  نمی‌توان  با  صفات  مشخّصه‌ای  شنناسائی‌ کرد  و گفت‌:  این  تخمک  است  که  تولید  نر  یا  ماده  می‌کند!..با  وجود  این  مشخّصات است  که  در  آخر  این  یکی  تبدیل  به  مـرد  و  این  یکی  تبدیل  به  زن  می‌گردد!

(وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيراً) (54)
و  پروردگار  تو  همواره  (‌بر  انجام  هر  چه  بـخواهد)  توانا  بوده  و  هست‌.

آهای! این  قدرت  است  که  گوشه‌ای  از  آن  در  این  شگفت  بس  شگفت  نشان  داده  می‌شود!

اگر  انسان  برود  و  در  بارۀ  آبی ‌که  انسان  از  آن  پیدا  می‌گردد  پژوهش  کند،  سرگیجه  می‌گیرد،  بدان  گاه  ‌که  از  ویژگیهای  انسان‌  کامل  نهان  دربارۀ  اجسام  بسیار  ریز  و  کوچکی  به  بررسی  می‌پردازد  که  حامل  عناصر  وراثتی  هر  جنسی‌،  و  پدر  و  مادر  او،  و  خویشاوندان  نزدیک  او  است‌.  آن  عناصر  وراثتی  را  برمی‏دارد  تا  آنها  را  به  جنین  نر  و  جنین  ماده  تحویل  دهد،  برحسب  چیزی ‌که  دست  قدرت‌،  آفرینش  و  رویکرد  او  را  در  مسیر  زندگی  برآن  ترسیم  و  تعیین می کند.

اینها  هم  اشاره‌هائی  از  کتاب‌:  «‌انسان  به  تنهائی  برجای  نمی‌ماند»  دربارۀ  ویژگیهای  عناصر  وراثتی  نهان  در  آن  ذرّات  بس  کوچک  است‌:

«هر سلولی  چه  نر  باشد  و  چه  ماده‌، حامل  کروموزوم‌ها[5]،  و  ژنها[6]  یعنی  واحد‌های   وراثتی  هستند.  کروموزوم‌ها  هسته‌[7]  را  تشکیل  می‌دهند  که  تیره  رنگ  بوده  و  حامل  ژن‌ها  می‌باشند.  ژن‌ها  عامل  اصلی  و  قطعی  چیزی  هستند که  هر  موجود  زنده‌ای  یا  انسانی  بر  آن  استوار  می‌گردد.  سیتوپلاسم‌[8]   ترکیب‌های  شیمیائی  شگفتی  است‌ که  هر  دوتای کروموزوم‌ها  و  ژنها  را  احاطه  می‌کند.  ژنها  یا  واحـدهای  وراثتی - کـه  

مسؤول  همۀ  پدیده‌های  بشری  موجود  بر  سطح  زمین  اعم  از  خصائص  فردی  و  احوال  روانی  و  رنگها  و  جنسهای  آنـها  هستند  -  آن  اندازه  ریز  و  کوچک  می باشند  که  اگر  همۀ  آنها  گردآورده  شوند  و  در  یک  مکان‌ گذاشته  شوند،  حجم  آنها  کمتر  از  حجم  «‌انگشتانه‌»  می‌گردد!

این  ژنهای  بسیار  ریز  و  کوچک  میکروسکپی‌،‌ کلیدهای  بدون  چون  و  چرای  خواصّ  همۀ  انسانها  و  حیوانـها  و  گیاه‌ها  هستند.  «‌انگشتانه‌ای‌»  که  همۀ  صفات  فردی  دو  بیلیون  انسان  را  در  خود  جای  می‌دهد،  واقعاً  مکان  کم  حجمی  است‌.  امّا  با  وجود  این  ،  حقیقتی  است ‌که  جای  جدال  و  ستیزی  در  آن  نیست‌.

جنین  با  تمایز  تدریجی  خود  از  سلول  نطفه  به ‌گونۀ  بالغ‌،  بازگو  کنندۀ  ‌گذشتۀ  حیاتی  و  صفات  ا‌رثی  است  ‌که  با  ترکیب  و  سازمان  مـنظّم  مولکولی  موجود  در  ژنها  و  سیتوپلاسم  از  آن  محافظت  می‌شود.

مشاهده  کرده‌ایم  که  ژنهای  موجود  در  سلولهای  هـمۀ  موجودات  زنده  در  داشتن  نظامهای  خاصّ  مولکولی  (‌کد  بندی  ژنـتیکی‌)  مشترک  هستند.  این  سیستمهای  مولکولی  که  از  مقیاسهای  میکروسکپی  رایج  بسیار  کوچکترند،  نگهدارندۀ  نقشۀ  وراثتی  و  صفات  ا‌جداد  و  وگیهای  هر  موجود  زنده  بوده  و کنترل  همۀ  ویژگیهای  ریشه  و  ساقه  و  برگ  و گل  و  میوه  در گیاهان‌،  و  نیز  نظارت  بر  شکل  ظاهری  پوست  و  مو  و  اعضاء  در  حیوانات  و  انسان  را  به  عهده  دارد».

بدین  مقدار  از  شگفتیهای  حیات  بسنده  مـی‌کنیم‌،  شگفتیهائی  که  قدرت  آفریننده  و  اداره  کننده  و گردانندۀ  جهان  آنها  را  در  حیات  به  ودیعت  نهاده  است‌.

(وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيراً) (54)

و  پروردگار  تو  همواره  (‌بر  انجام  هر  چه  بخواهد)  توانا  بوده  و  هست‌.  

*در  مثل  همچون  فضائی‌،  فضای  آفرینش  و  سنجش‌،  و  در  جلو  آن  چنان  حیاتی‌ که  از  آب  آسمان  و  از  آب  نطفه  پدیدار  می‌شود،  نطفه‌ای  که  آن  همه  خـصائص  در  آن  اندوخته  شده  است‌،  خصائصی  که  از  یک  سلول  پسری  را  با  تمام  ویژگیهایش  و  وراثتهایش  می‌سازد،  و  از  یک  سلول  نیز  دختری  را  با  تمام  ویژگیهایش  و  وراثتهایش  میسازد...  در  مثل  همچون  فائق،  پرستش  غیر  خدا  چیز  عجیب  و  زشتی  بشمار  می‌آید.  آن  اندازه  عجیب  و  زشت  که  فطرت  از  آن  بیزاری  می‌جوید...  روند  قرآنی  در  اینجا  عبادات  ایشان  برای  غیر  خدا  را  نشان  می‌دهد:  

(ويعبدون من دون الله مالا ينفعهم ولا يضرهم وكان الكافر على ربه ظهيرا).

مشرکان  معبودهائی  جز  خدا  را  پرستش  می‏‎کنند  که  نه  سودی  به  آنان  می‌رسانند  و  نه  زیانی‌،  کافران  پیوسته  در  راه  سرکشی  از  پروردگارشان  همدیگر  را  پشتیبانی  می‌کنند.

(وكان الكافر على ربه ظهيرا).

کافران  پیوسته  در  راه  سرکشی  از  پروردگارشان  همدیگر  را  پشتیبانی  می‌کنند.

همۀ  ‌کافران  -  مشرکان  مکّه  هم  در  ضمن  ایشان  هستند  دشمن  پروردگارشان  می‏‎باشند،  پروردگاری  که  آنان  را  آفریده  است  و  اندامهایشان  را  همآوا  و  همساز  فرموده  است  و  هر  عضوی  از  اعضاء  ا‌نسان  را  جهت‌ کاری  و  برای  حکمتی  سامان  داده  است‌.  آخر  چنین  چیزی  چگونه  باید  باشد؟  کافری ‌که  آن  اندازه  کوچک  و  نـاچیز  است  کی  می‌تواند  دشمن  و  ضدّ  خدا  باشد؟  کافر  دشمن  دین  خدا  است‌.  کافر  دشمن  برنامه‌ای  است  که  خدا  آن  را  برای  زندگی  اراده  فرموده  است  و  خواسته  است‌.  تعبیر  قرآنی  تنه