  آن  است‌،  منتقل  می‌گردد:

وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِبَاساً وَالنَّوْمَ سُبَاتاً وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُوراً (47) 

این  خدا  است  که  برای  شما  شب  را  (‌همچون‌)  پوشش‌،  و  خواب  را  (‌مایۀ)  آرامش  و  آسایش‌،  و  روز  را  (‌هنگام‌)  بیداری  (‌و  جنـش  و  تلاش  و  کوشش‌)  نموده  است‌.

شب  اشیاء  و  زنده‌ها  را  می‌پوشاند.  این  جهان  به ‌گونه‌ای  نمایان  می‌گردد که  انگار  جامۀ  شب  را  به  تن  می‌کند  و  تاریکی  آن  را کمربند  خود  می‌نماید.  پس  شب  لباس  است‌.  در  شب  حرکت  قطع  می‌گردد  و  آرامش  برقرار  می‌شود  و  مردمان  و  بسیاری  از  حیوانات  و  پرندگان  و  حشرات  می‌خوابند.  خواب ‌گسیختن  از  حسّ  و  شعور  و  اطّلاع  و  آگاهی  است‌.  پس  خواب  تعطیل ‌کار  به  منظور  استراحت  و  تجدید  قوا  است‌. آن  گاه  صبح  می‌دمد  و  نفس  می‌کشد  و  حرکت  و  جنبش  آغاز  می‌شود،  و  زندگی  در  روز  به  راه  می‌افتد.  این  هم  زنـده  شدن  دوباره  رستاخیز  از  آن  مرگ  کوچک  خواب  نام  است‌،  مرگی ‌که  زندگی  روی  زمین  را  بطور  متناوب  فرا  می‌گیرد،  و  رستاخیز  و  حیات  دوباره  را  پدید  می‌آورد،  و  در  هـر  گردشی  از  گردشهای  همیشگی  و  بدون  وقفۀ  زمین‌،  جان  به  پیکر  جهان  می‌دمد.  این  مرگ  و  زندگی  بر  انسانها  می ‌گذرد  و  آنان  غافل  هستند  از  این  که  این  کار  دالّ  بر  اداره  کردن  جهان  توسط  یزدان  سبحانی  است  که  لحظه‌ای  غافل  نمی‌شود  و  به  خواب  نمی‌رود.

*
آن  گاه  از  پدیدۀ  بادهای  مژده  رببان  باران  و گـیاهان  سحن  می‌رود:
(وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّيَاحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُوراً (48) لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَّيْتاً وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَاماً وَأَنَاسِيَّ كَثِيراً) (49) 

خدا  کسی  است  که  بادها  را  به  عنوان  مژده رسانهای پیشقراول  باران  رحمت  خود وزان  می کند...و این ما   هستیم  که  از  آسمان  آب  پاک  و  پاک‌کننده  (‌محیط  و  چرک  و  کثافت‌)  را  نازل  می‌گردانیم‌،  تا  با  آن  سرزمین  مرده (و خشکیده را با رویاندن  گیاهان ، سرسبز  و )  زنده گرداندیم  ، و آن را برای نوشیدن  در  اختیار  مخلوقاتی  که آفریده ایم ، از جمله  چهارپایان  زیاد و مردمان  فراوان ، قرار دهیم. 

زندگی  روی  زمین  به طور  کلّی  با  آب  باران  بر دوام  برقرار  است ، چه  مستقیم ، و چه به وسیلۀ  کانالها  و  مسیرها  و  رودخانه ها  و  جویبارهائی  که  بر  سطح  زمین تشکیل می دهد،  و  چشمه‌سارها  و  چشمه‌ها  و  چاه‌های  داخل  زمین  فرو  رفته‌اند.  امّا  کسانی  که  مستقیماً  با  باران  سر و کار  دارند آنان  رحمت  خدا  را  کامل  و   صحیح  تشخیص  می دهند.  این گونه  افراد به  باران  چشم  می دوزند،  و  کاملاً    آگاهند  که  زندگیشان  به  تمام  و کمال  بر  باران  ا‌ستوا‌ر  و  با  باران  مرتبط  است‌.  ایشان  بـادها  را  ا‌نتظار  می‌دآرند،  بادهائی  که  می‌دانند  ابرها  را  می‌رانند، و از  آنها  شادمان  می گردند،  و  رحمت  خدا  را  در  آنها  احساس  می کنند، اگر  از  زمرۀ  کسانی  باشند  که  یزدان   سینه‌هایشان  را  برای  ایمان  باز  و  گشوده  باشد.

تعبیر  قرآنی  معنی  پاکی  و پاکسازی  را  آشکارا  بیان  می دارد:

(وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُوراً) (48) 

این  ما  هستیم  که  از  آسمان  آب  پاک  و  پاک کننده  (محیط  و  چرک  و  کثافت )  را  نازل  می گردانیم.

این  سخن  وقتی  به  میان  می‌آید  که  قرآن  در  صدد  ذکر  زندگی  و  حیاتی  است  که  در  آب  وجود  دارد:

(لِنُحْيِيَ بِهِ بَلْدَةً مَّيْتاً وَنُسْقِيَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَاماً وَأَنَاسِيَّ كَثِيراً) (49) 

تا  با  آن  سرزمین  مرده (و خشکیده  را  با  رویاندن  گیاهان ، سرسبز ) زنده  گردانیم ،  و  آن  را  برای  نوشیدن  در  اختیار  مخلوقاتی  که  آفریده ایم ،  از  جمله  چهارپایان  زیاد  و  مردمان  فراوان‌،  قرار  دهیم‌.

تعبیر  قرآنی  سایۀ  ویژه‌ای  بر  زندگی  می‌اندازد،  سایۀ  پاکی  و  پاکسازی  را.  چه  یزدان  سبحان  اراده  فرموده  است  زندگی  پاک  و  پاکیزه  بماند،  و  او  است  که  سطح  زمین  را  با  آب  پاک  و  تمییزی  شستشو  می‌دهد،  آب  پاک  و  تمییزی ‌که  زندگی  به  پیکر  زمین خشک  و  مرده  می‌دمد،  و  مردمان  و  چهارپایان  را  سیراب  می‌کند.
*روند  سخن  هنگام  رسیدن  بدین  مقطع  از  عرضه  داشتن  صحنه‌های  جهانی‌،  به  سوی  قرآن  نازل  شده  از  آسمان  نگاهی  می‌اندازد،  قرآنی  که  آن  هـم  از  آسمان  نازل  می‌گردد  تا  دلها  و  جانها  را  پاک  و  پاکیزه  بدارد.  مردمان  چگونه  از  آب  حیات  بخش  اجسام  شاد  می‌گردند،  ولی  از  قرآن  حیات  بخش  ارواح  شاد  نمی‌شوند:

( وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً (50) وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ نَذِيراً (51) 

فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَاداً كَبِيراً (52) 
ما  قرآن  را  به  صورتهای  گوناگون  (‌در  قالب  الفاظ  زیبا  و  جمله‌های  مؤثّر  و  گیرا  و  شیوه‌های  دلربـا)  در میان  مردمان  بیان  داشته‌ایم  تا  آنان  (‌خدای  خود  را  )  یاد  کنند  و  پند  گیرند،  امّا  بسیاری  از  مردم  جز  کفر  و  ناسپاسی  (‌در  بـرابر  آن  از  خود)  نشان  نمی‌دهند.  اگر  مـا  می‌خواستیم  در  هر  شهر  و  روسـتائی‌،  (‌پیغمبر)  بیم  رسانی  را  برمی‌انگیختیم‌. (‌ولی  صلاح  امّتها  و  ملّتها  در  این  نمی‌باشد.  پس  (‌در  تبلیغ  رسالت  و  دعـوت  به  حقّ‌،  استوار  و  کوشا  باش  و)  از  کافران  اطاعت  مکن  (‌و  به  دنبال  هوسها  و  خرافات  ایشان  مرو)  و  با  (‌اسلحۀ‌)  قرآن  با  آنان  جهاد  بزرگ  (‌و همه  جانبۀ  تبلیغاتی‌)  را  بیاغاز.  

( وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَيْنَهُمْ لِيَذَّكَّرُوا). 

ما  قرآن  را  به  صورتهای  گوناکون  (‌در  قالب  الفاظ  زیبا  و  جمله‌های  مؤثّر  و  گیرا  و  شیوه‌های  دلربا)  در میان  مردمان  بیان  داشته‌ایم  تا  آنان  (‌خدای  خود  را  )  یاد  کنند  و  پپد  گیرند.

قرآن  را  به  صورتهای  مختلف‌،  و  با  شیوه‌های  متعدّد  و  با  نگرشهای  متنوّع‌،  بدیشان  عرضه ‌کرده‌ایم‌،  و  با  آن  ذهن  و  شعور  و  درک  و  فهم  آنان  را  مخاطب  قرار  داده‌ایم‌،  و  از  هر  دری  از  درهای  درونشان  داخل  شده‌ایم‌،  و  از  هر  وسیله‌ای  برای  به  جوش  وخروش  انداختن  دلهایشان  سود  برده‌ایم‌.

(لِيَذَّكَّرُوا). 

تا  آنان  (‌خدای  خود  را  )  یاد  کنند  و  پند  گیرند.

کار  به  بیش  از  تذکّر  و  یادآوری  نیازی  ندارد.  حقیقتی‌ که  قرآن  می‌کوشد  ایشان  را  به  سوی  آن  برگرداند،  در  فطرتشان  متمرکز  است  و  جای  دارد.  هوا  و  هوسی‌ که  از  آن  معبودی  را  ساخته‌اند،  آن  را  از  یادشان  برده  است‌.  

(فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً ).

اما  بسیاری  از  مردم  جز  کفر  و  ناسپاسی  (‌در  برابـر  آن  از  خود)  نشان  نمی‌دهند.

وظیفۀ  پیغمبر  صلّی الل