 تَدْمِيراً (36) وَقَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَاباً أَلِيماً (37) وَعَاداً وَثَمُودَ وَأَصْحَابَ الرَّسِّ وَقُرُوناً بَيْنَ ذَلِكَ كَثِيراً (38) وَكُلّاً ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلّاً تَبَّرْنَا تَتْبِيراً (39) وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُوراً) (40)

ما  به  موسی  کتاب  (‌تورات‌)  عطاء  کردیم  (‌و  او  را  موظّف  به  تبلیغ  احکام  آن  نمودیم‌)  و  برادرش  هارون  را  همراه  و  مددکار  او  ساختیم  (‌تا  وی  را  در  کار  مهمّ  رسالت  و  برنامۀ  سنگین  مبارزۀ  با  فرعون  و  فرعونیان  کمک  و  یاری  نماید)‌.  گفتیم‌:  هر  دو  نفر  به  سوی  مردمانی  بروید  که  آیات  ما  را  تکدیپ  کرده‌اند  (‌و  نشانه‌های  خدا  را  که  در  آفاق  وانفس  پخش  است  نادیده  گرفته‌اند  و  تعلیمات  انبیای  پیشین  را  پشت  گوش  انداخته‌انـد.  موسی  و  هارون  به  پپش  فرعون  و  فرعونیان  رفتند  و  آنان ‌آن  دو  را  تکذیب  کردند)  پس  ما  ایشان  را  بـه  شدّت  هلاک  و  نابود  کردیم‌.  (‌قبل  از  موسی  نیز  چنین  کـردیم‌)  و  قوم  نوح  را  غرق  نمودیم  و  ایشان  را  عبرت  مردمان  ساختیم‌،  بدان  گاه  کـه  پیغمبران  را  تکذیب  کردند.  ما  برای  ستمگران  عذاب  دردناکی  فراهم  ساخته‌ایم‌.  و  عاد  و  ثمود  و  اصحاب  الرّسّ  و  ملّتها  و  اقوام  بسـیار  دیگری  را که  در  این  میان  بودند  (‌هلاک  ساختیم‌.  ولی  ما  هرگز  غافلگیرانه  آنان  را  مـجازات  نکردیم  و  بلکه‌)  برای  همۀ  آنان  مثلها  زدیم  (‌و  پندها  و  اندرزها  گفتیم.  امّا  به  خود  نیامدند  و  اندرز  نپذیرفتند)  و  ما  جملگی  ایشان  را  سخت  هلاک  و  نابود  کردیم‌.  (‌قریشیان  در  سفرهای  خود  به  شام‌)  از  کنار  شهری  که  باران  شرّ  و  بدبختی  (‌سنگباران‌)  بر  سر  اهالی  آنجا  درگرفته  بود  گذشته‌اند  (‌و  صحنه‌های  گویا  و  تابلوهای  زندۀ  سرنوشت  دردناک  آلودگان  و  بزهکاران  را  دیده‌اند)‌.  مگر  آنها  را  ندیده‌اند؟‌!  (‌آری‌!  این  صحنه‌ها  را  دیده‌اند،  ولی  درس  عبرت  نگرفته‌اند.  چرا  که  آنان  کافر  بوده  و  اصلا  به  رستاخیز  معتقد  نیستند)  و  به  معاد  دل  نمی‌بندند.

این  موسی  است  که  بدو کتاب  داده ‌می‌شود  و  همراه  او  برادرش  هارون  به  عنوان  یار  و  مددکار  ارسال  می‌گردد.  به  آنان  دستور  داده  می‌شود که  رویاروی  شوند  با  :  

(الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ).

مردمانی  که  آیات  ما  را  تکذیب  کرده‌اند  (‌و  نشانه‌های  خدا  را  که  در  آفاق  وانفس  پخش  است  نادیده  گرفته‌اند  و  تعلیمات  انبیای  پپشین  را  پشت  گوش  انداخته‌اند)‌.  این  بدان  جهت  بود که  فرعون  و  فرعونیان  آیات  یزدان  را  حتّی  پیش  از  آمدن  موسی  و  هارون  به  سویشان‌،‌ تکذیب  می‌کردند.  چه  آیات  خدا  همـه  بر  جا  و  موجود  بوده  است‌،  و  پیغمبران  تنها  غافلان  را  بدانها  تذکّر  داده‌اند  ...  پیش  از  این  که  آیۀ  دوم  در  روند  سوره  به  پایان  برسد،  سرنوشت  و  فرجام  ایشان  را  با  د‌رشتی  و  اختصار  ترسیم  می‌کند:

(فَدَمَّرْنَاهُمْ تَدْمِيراً) (36) 

پس  ما  ایشان  را  به  شدّت  هلاک  و  نابود  کردیم‌.

اینها  هم  قوم  نوح  هستند:

(لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أَغْرَقْنَاهُمْ ).

بدان  گاه  کـه  پیغمبران  را  تکذیب  کردند،  ایشـان  را  غـرق  نمودیم.

قوم  نوح  تنها  نوح  را  تکذیب ‌کردند،  ولیکن  نوح  عقیدۀ  یگانه‌ای  را  برایشان  آورده  بود که  همۀ  پیغمبران  هم  آن  را  با  خود  آورده  بودند  و  به  همراه  آن  فرستاده  شده  بودند.  وقتی ‌که  قوم  نوح‌،  نوح  را  تکذبب  می‌دارند،  به  منزلۀ  این  است ‌که  جملگی  پیغمبران  را  تکذیب‌ کرده  باشند.

(وَجَعَلْنَاهُمْ لِلنَّاسِ آيَةً ).

ما  ایشان  را  عبرت  مردهان  ساختیم‌.

معجزۀ  طوفان  در طول  زمان  فراموش  نمی‌گردد،  و  هـر  که  دربارۀ  آن  بیندیشد  و  با  چشم  خرد  بدان  بنگرد  عبرت  می‌گیرد،اگر  قلبی  داشته  باشد که  به  تدبّر  و  تفکّر  بنشیند.   

(وَأَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ عَذَاباً أَلِيماً) (37)

ما  برای  ستمگران  عذاپ  دردناکی  فراهم  ساخته‌ایم‌.  عذاب  دردناک  آماده  است  و  نیازی  به  فراهـم  سـاختن  ندا‌رد.  واژۀ  «‌ظالمین‌»  به  جای  ضمیر  آمده  آست  تا  این  وصف  را  برای  ایشان  ثابت  دارد،  و  سبب  عذاب  را  بیان  کند  ...  اینها  هم  عاد  و  ثمود  و  اصحاب  الرّسّ‌[3]  و  ملّتها  و  اقوام  فراوانی  در  این  فواصل  زمانی  هستند. همۀ  آنان  به  همین  سرنوشت  دچار  آمده‌اند،  بعد  از  آن‌ که  مثالها  برای  ایشان  زده  شده  است  و  اندرزها  -‌ایشان  گفته  شده  است‌،  ولی  آنان  دربارۀ  سخنان  نیندیشیده‌اند  و گوششان  بدهکار  نبوده  است‌،  و  از  هلاک  و نابودی  نترسیدها‌ند  و  خویشتن  را  حذر  ندا‌شته‌ا‌ند  .  شهری‌ که  باران  بد  عذاب  بر  آن  باریده  اسب  شهر  لوط  است‌.  همۀ  اینها  مسیر  واحدی  را  پیموده‌اند  و  به  پایان  واحدی  می‌رسند:  

(ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ). 

ما  هرگز  غافلگیرانه  آنـان  را  مجازات  نکردیم  و  بلکه‌)  برای  همۀ  آنان  مثلها  زدیم  (‌و  پندها  و  اندرزها  گفتیم.  امّا  به  خود  نیامدند  و  اندرز  نپذیرفتند.

برای  آنان  مثلها  زده‌ایم  تا  پند  بپذیرند  و  عبرت  بگیرند.  

(وَكُلّاً تَبَّرْنَا تَتْبِيراً) (39) 

و  ما  جملگی  ایشان  را  سخت  هلاک  و  نابود  کردیم‌.

سرانجام  تکذیب  حقّ  و  حقیقت  از  طرف  ایشان  درهم  نوردیدن  و  درهم  شکستن  و  خرد  و  خمیر کردن  و  نابود  نمودن  آنان  بود.  روند  قرآنی  این  مثالها  را  می‌آورد  تا  با  سرعت  و  شتاب  جایگاه  نقش  زمین  شدن  غمناک  آنان  و  نابودی  اسفبار  ایشان  را  پیش  چشم  دارد،  و  آن  را  با  جایگاه  نقش  زمین  شدن  و  هلاک‌ گردیدن  قوم  لوط  به  پایان  ببرد  که  بزهکاران  کفر  پیشه  و  مشرکان‌،  در  سدوم  در کوچ  تابستانی  به  سرزمین  شام  ازکنار  آنجا  می‌گذشتند.  خدا  قوم  لوط  را  با  باران  آتشفشانی  فراهـم  آمده  از گازها  و  سنگها  سخت  هلاک  و  نابود کرد.  در  پایان  بیان  می‌دارد  که  دلهایشان  عبرت  نمی‌گیرد  و  متأثّر  نمی‌شود،  چون  چشم  به  راه  رستاخیز  و  زندگی  دوباره  نیستند،  و  ملاقات  با  خدا  را  باور  نمی‌دارنـد  و  انتظار  نمی‌کشند.  این  سبب  سختی  آن  دلها  و  تباهی  آنها  است‌.  کارهای  ایشان  و  اعتراضهای  آنان  و  تمسخرشان  به  قرآن  و  استهزاء  نمودن  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  از  همین  سرچشمه  برمی‌جوشد. بعد  از  این  عرضه  نمودن  تند  و  سریع‌،  از  تمسخر  و  استهزائی  سخن  می‌رود که  در  حقّ  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  داشتند!  پیش  از  این  تمسخر  و  استهزاء  هم  از گردن  افرازی  ایشان  بر  یزدان  و  اعتراض  آنان  از  شیوۀ  نزول  قـرآن‌،  سخن  رفته  