سَوَاءً الْعَاكِفُ).
ما آن را برای همه مردمان‌، اعم از کسانی که در آنجا زندگی می‌کنند و یا از نقاط دیگر بدان وارد می‌شوند، یکسان (‌حرام امن و امان و محل مراسم حج و عمره‌) نموده‌ایم‌.

این برنامه‌ای که خدا در مسجدالحرام مقرر فرموده است‌، و تمام تلاشها و کوشش‏های مردمان در ایجاد منطقه امن پیشی‌گرفته است‌. منطقه امنی‌که حرمت و کرامت در آن محفوظ‌گردد، و اسلحه بر زمین‌گذاشته شود، و دشمنان در آن در امن و امان بسر برند، و خونها در آن ریخته نگردد و قصاص‌گرفته نشود، و هر کسی در آن منزل و ماوی پیدا کند، و هیچ‌‌گونه برتری برای کسی درنظرگرفته نشود، و آنجا حقی باشدکه همگان در آن یکسان و برابر سهم داشته باشند.

در میان فقهاء اختلاف است درباره این که مالکیت شخصی خانه‌های غیر مسکونی و خالی از صاحبان آنها جائز است یا خیر. و آیا درست است در صورت جائز بودن مالکیت شخصی‌، آن خانه‌ها اجاره و کرایه داده شوند؟ امام شافعی که معتقد بود که خانه‌های غیرمسکونی مکه به ارث برده نمی‌شود و اجاره و کرایه داده نمی‌شود. اوگفته است‌: پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) و ابوبکر و عمر وفات‌کردند، هنوز خانه‌ها آزاد و بدون حفاظ بودند. هرکس نیاز پیدا می‌کرد در آنها سکونت می‌گزید، وکسی‌که نیاز پیدا نمی‌کرد در آنها سکونت نمی‌گزید. عبدالرزاق از مجاهد و از پدرش‌، و وی نیز از عبدالله پسر عمر (رضی الله عنهم) روایت‌کرده است‌که عمر (رضی الله عنه)‌گفته است‌: خرید و فروش وکرایه دادن خانه‌های مکه حلال و آزاد نیست‌. همچنین از ابن‌جریج روایت کرده است که‌گفته است‌: عطاء ازکرایه دادن در حرم نهی می‌کرد. مرا آگاه کرده‌اندکه عمر پسر خطاب نهی می‌کرد از این‌که در برای خانه‌های مکه ساخته شود، تا حاجیان بتوانند در حیاط‌ها و فضای آنها سکونت گزیند و بیاسایند. نخستین کسی که در برای خانه ساخت سهیل پسر عمرو بود. عمر پسر خطاب کسی را به نزد او فرستاد و در این باره با او صحبت کرد. پاسخ داد: ای امیرالمومنین مرا مهلت بده‌. من مرد بازرگانی هستم‌. خواسته‌ام دو در برای خود بسازم‌که مرکبهای مرا در داخل منزل نگاه دارند. عمر پسر خطاب بدوگفت‌: در این صورت تو اجازه همچون کاری را داری‌. عبدالرزاق از معمّر و او از منصور و وی از مجاهد روایت‌کرده است‌که‌گفته است‌: عمر پسر خطاب‌گفته است‌: ای اهالی مکه برای خانه‌های خود در نسازید تاکسانی‌که از جاهای دیگر به مکه می‌آیند هرکجاکه خواستند سکونت‌گزینند و بیاسایند ... امام احمد (رحمه الله) میانه‌روی را درپیش گرفته است و فرموده است‌: خانه‌های مکه تملک می‌گردند و به ارث برده می‌شوند ولی کرایه داده نمی‌شوند ... این کار با توجه به جمع میان ادله است‌.

بدین منوال اسلام در ساختن شهرک صلح و صفا، و منطقه امن و امان‌، و خانه در گشوده انسان برای یکایک آدمیزادگان‌، بر همگان سبقت‌گرفته است‌.

قرآن مجید کسانی را به عذاب دردناک تهدید می‌کند که بخواهند در این برنامه راست و درست‌کجی وکژی پدید آورند:

(وَمَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ).

در آن سرزمین مرتکب خلاف می‌گردند، عذاب دردناکی بدیشان می‌چشانیم‌)‌.

(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ).

بی‏گمان کسانی که کفر می‌ورزند و (‌مردمان را) از راه خدا (‌که دین اسلام است‌) و (‌مومنان را) از (‌ورود به‌) مسجدالحرام بازمی‌دارند که (‌مکه است‌) ....

دیگر ذکر نمی‌کند سزا و جزای ایشان چیست‌؟‌کار و بارشان کدام و حال و احوالشان چگونه است‌؟ انگار ذکر این صفت ایشان‌، انسان را از هر چیز دیگری راجع بدیشان بی‌نیاز می‌کند، و بیان کار و ذکر فرجام و سرنوشت آنان ضرورتی ندارد!

*
آن‌گاه روند قرآنی برمی‌گردد به مساله پیدایش این خانه بزرگواری‌که مشرکان آن را بازیچه دست خود می‌کنند، و در آن بت‌پرستی می‌نمایند، و یکتاپرستان یزدان‌پرست و پاک از شرک را از آن بازمی‌دارند ... روند قرآنی برمی‌گردد به مساله ساخته شدن این خانه توسط ابراهیم (علیه السلام) با رهنمود و راهنمائی پروردگارش‌. 

برمی‌گردد به اساس و پایه‌ای که این خانه بر آن بنا گردیده است و استوار و پایدار مانده است‌، و آن توحید و یگانه‌پرستی است‌. بیان می‌دارد که هدف از برجا و برپا داشتن این خانه پرستش‌کردن و عبادت نمودن خدای یکتا است‌. و این خانه به کسانی تعلق داردکه آن را طواف می‌کنند و برای خدا در آن به نماز می‌ایستند:

(وَإِذْ بَوَّأْنَا لإبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَنْ لا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ. وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ. لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الأنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ. ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ).

(‌ای پیغمبر! به خاطر بیاور) زمانی را که محل خانه کعبه را برای ابراهیم آماده ساختیم و (‌پایه‌های قدیمی‌) آن را بدو نمودیم (‌و دستور دادیم به بازسازی آن بپردازد. هنگامی که خانه کعبه آماده شد، به ابراهیم خطاب کردیم که این خانه را کانون توحید کن و) چیزی را انباز من منمای و خانه‌ام را برای طواف‌کنندگان و قیام‌کنندگان و رکوع‌برندگان و سجده‌برندگان (‌از وجود بتان و مظاهر شرک و از هرگونه آلودگی ظاهری و معنوی دیگر) تمییز و پاکیزه گردان. (‌ای پیغمبر!) به مردم اعلام کن که (‌افراد مسلمان و مستطیع‌)‌، پیاده‌، یا سواره‌، بر شتران باریک‌اندام (‌ورزیده و چابک و پرتحمّل‌، و مرکبها و وسائل خوب دیگری‌) که راه‌های فراخ و دور را طی کنند، و به حج کعبه بیایند (‌و ندای تو را پاسخ گویند. آنان به این سرزمین مقدس بیایند) تا منافع خویش را با چشم خود ببینند (‌و به سود مادی و معنویشان برسند و ناظر فوائد فردی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و اخلاقی حج باشند)‌، و در ایام معینی که (‌روز عید قربان و دو و یا سه روز بعد از آن است‌، به هنگام ذبح قربانی‌) نام خدا را بر چهارپایانی (‌همچون بز و گوسفند و شتر و گاو) ببرند که خدا نصیب ایشان کرده است‌. پس (‌از ذبح حیوانات‌، ای حجاج‌) خودتان از (گوشت‌) آنها بخورید و بینوایان مستمند را نیز بخورانید. بعد از آن باید آلودگیها (‌و چرک و کثافت، و زوائد بدن همچون مو و ناخن‌) را از خود برطرف سازند، و به نذرهای خویش (‌اگر نذر کرده‌اند) وفا کنند، و خانه قدیمی و گرامی (‌خدا، کعبه‌) را طواف نمایند.

این خانه برای توحید و یکتاپرستی ساخته شده است از نخستین لحظه‌ای که بنا گردیده 