... (زلزله/1و2)     
 (يوم يكون الناس كالفراش المبثوث . وتكون الجبال كالعهن المنفوش).
روزی  است  که  مردمان  همچو  پروانگان  پراکنده  (‌در  اینجا  و  آنجا  حیران  و  سرگردان‌)  می‌گردند،  و  کوه‌ها  همسان  پشم  رنگارنگ  حلّاجی  شده  می‌شوند. (قارعه/4و5)
(فارتقب يوم تأتي السماء بدخان مبين , يغشى الناس هذا عذاب أليم).
منتظر  روزی  باش  که  آسمان  دود  آشکاری  را  پدیدار  می‏‎کشد،  دودی  که  تمام  مردم  را  فرا  می‏‎گیرد.  این  همان  عذاب  دردناک  عظیم  است‌. (‌دخان‌/10و11)    
(يوم ترجف الأرض والجبال وكانت الجبال كثيبا مهيلا).
روزی‌،  زمین  و  کوه‌ها  سخت  به  لرزش  و  جنبش  درمی‌آید  و  (‌چنان  کوه‌ها  در  هم  کوبیده  می‌شوند  که  )  کوه‌ها  به  توده‌های  پراکنده  و  تپّه‌های  ریگ  روان  تبدیل  می‏‎گردد. (مزمل/14)                                                        
(السماء منفطر به).
در  آن  روز  آسمان  (‌با  همۀ  قوّت  و  عظمتی  که  دارد،  از  خوف  و  هول  قیامت‌)  از  هم  شکافته  می گردد. (مزّمّل/18)                                                           
(إذا دكت الإرض دكاً دکاً).
زمانی  که  زمین  سخت  در هم  کوبیده  می‌شود  وصاف  و  مسطّح  می‏‎گردد. (فجر/21 )                                         
(فإذا برق البصر , وخسف القمر , وجمع الشمس والقمر).
هنگامی  که  چشمـها  (‌از  شدّت  هول  و  هراس‌)  سراسیمه  و  آشقته  می‌شود،  و  ماه  بی‌نور  و  روشنائی  می‏‎گردد  و  خورشید  و  ماه  گردآوری  می‌شود  .... (‌قیامت/ ٧-‌٩)  
(فإذا النجوم طمست , وإذا السماء فرجت , وإذا الجبال نسفت).
هنگامی  که  ستارگان  محو  و  تاریک  می‌گردند،  و  هنگامی  که  آسمان  شکافته  می‌شود،  و  هنگامی  که  کوه‌ها  برکنده  و  پراکنده  می‌گردند.... (مرسلات/٨‌-  10) 
(ويسألونك عن الجبال فقل:ينسفها ربي نسفا , فيذرها قاعا صفصفا لا ترى فيها عوجا ولا أمتا).

) ای پیغمبر!  حال  که  از  قیامت  صحبت  کرده‌ای‌،  منکران  رستـاخیز)  از  تو  دربارۀ  کوه‌ها  می‌پرسند  (‌و  می‌گویند:  کوه‌هائی  بدین  عظمت  -  که  به  عقیدۀ  ایشان  قابل  تزلزل  نیست  -  به  هنگام  پایان  گرفتن  جهان  چـه  سـرنوشتی  خواهند  داشت‌؟‌)‌.  بگو:  پروردگارم  آنها  را  آز  جا  می‏‎كند  و  (‌در  هوا)  پراکنده  می‌دارد  (‌و  بر  باد  می‌دهد)‌.  سپس  زمین  را  به  صورت  فلات  صاف  و  هموار  و  بی آب  و  گیاه  رها  می‌سازد.  در  آن  هیچ  گونه  پستی  و  بلندی  نمی‌بینی  (‌انگار  قبلا  آباد  نبوده  است  و  خانه  و  کاشانه  و  فراز  و  نشیبی  نداشته  است‌)‌.(‌طه‌/  105  -  107)  

(وترى الجبال تحسبها جامدة وهي تمر مر السحاب). 

کوه‌ها  را  می‌بینی  و  آنها  را  ساکن  و  بـی‌حرکت  می‌پنداری‌،  در  حالی  که  کوه‌ها  مانند ابرها  در  سیر  و  حرکت  هستند. (‌نمل‌/88 ) 

) ويوم نسير الجبال وترى الأرض بارزة). 

روزی  ما  (‌نظام  جهان  هستی  را  په  عنوان  مقدّمه‌ای  برای  نظام  نوین  درهم  مـی‌ریزیم  و  از  جمله‌)  کوه‌ها  را  به  حرکت  درمی‌آوریم‌،  و  (‌همۀ  موانع  سطح  زمین  را  از  میان  برمی‌داریم‌ ، به  گونه‌ای  که‌)  زمین  را  (‌صاف  و  همه  چیز  را  در  آن‌)  نمایان  می‌بینی‌.(کهف/47)

(يوم تبدل الأرض غير الأرض والسماوات . ( 

(‌خداوند  از  کافران  و  عـاصیان  انـتقام  می‌گیرد)  در  آ‌ن  روزی  که  این  زمین  به  زمـین  دیگری  و  آسمانها  به  آسمانهای  دیگری  تبدیل  می‌شوند.  (ابراهیم/48)

) يوم نطوي السماء كطي السجل للكتب).

 روزی  ما  آسمان  را  در  هم  می‌پیچیم  به  همان  صورت  که  طومار  نامه‌ها  در  هم  پپچیده  می‌شود.  (انبیاء/104)

این  آیه‌ها  همه  از  این  خبر  می‌دهند که  پایان  جهان  مـا  پایان  هراس  انگیزی  است‌.  در  آن‌،  زمین  به  زلزله  و  تکان  می‌افتد  و  سخت  در  هم  کوبیده  می‌شود.  کوه‌ها  از  جای  کنده  می‌شوند.  دریاها  منفجر  می‌گردند،  با  لبریز  شدن  بر  اثر  درهم  آمیخش  و  آمیزۀ  همدیگر  شدن  آبهای  دریاها  و  اقیانوسها،  و  یا  بر  اثر  انفجار  اتمهای  آبها  و  پرت  شدن  گدازه‌های  آتش‌فشانیها  و  بـه  آتش  تبدیل  شدنها.  همچنین  در  پایان  جهان  ستارگان  تیره  و  تار  و  بی  نور  می‌شوند،  و  آسمان  از  هم  می‌پاشد  و  فرو  می‌ریزد،  و  ستارگان  درهم  می‌شکنند  و  پخش  و  پراکنده  می‌شوند.  فاصله‌ها  از  میان  برمی‌خیزند  و  خورشید  و  ماه  گرد  هم  می‌آیند،  و  آسمان  گاهی  همچون  دود،  و گاهی  مشتعل  و  گلگون  به  نظر  می‌رسد  ...  و سـائر  هول  و  هراسهای  وحشتناک  جهانی  دیگر...

در  این  سوره  -  یعنی  فرقان  -  خدا  مشرکان  را  از  تکّه  و  پاره  شدن  آسمان  با  ابر  می‌ترساند،  و  این  ابر  چه  بسا  ابرهای  متراکم  فراهم  آمده  از  بخارهای  آن  چنان  انفحارهای  هولناک  باشد.  در  آن  زمان  که  پایان  جهان  است  فرشتگان  به  پیش ‌کافران  نازل  میگر‌دند  بدان‌گونه  که  خودشان  پیشنهاد  می‌کردند.  فرشتگان  برای  تصدیق  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  پائین  نمی‌آیند.  بلکه  تا  عهده‌دار  عذاب  و  شکنجۀ  ایشان  به  فرمان پـروردگارشان  بشوند:

(وكان يوما على الكافرين عسيرا).

آن  روز  برای  کافران  روز  سختی  خواهد  بود.

چون  در  آن  روز  هول و  هراس‌،  و  عذاب  و  عقاب  است  ...  ایشان  را  چه  شده  است ‌که  نزول  فرشتگان  را  پیشنهاد  می کنند؟فرشتگان  ‌که  جز  در  همچون  روز  سختی  فرود  نمی آیند.

آن گاه  روند  قرآنی  صحنه‌ای  ا‌ز  صحنه‌های  آن  روز  را  نشان  می‌دهد.  در  آ‌ن  پشیمانی  ستمگرا‌ن  کـره  را  به  تصویر  می‌کشد.  آن  صحنه  را  به  درازا  نشـان  مـی‌دهد،  بدان‌ گونه  شنونده  خیال  می‌کند  که  این  صحنه  هرگز  به  پایان  نمی‌آید  و  هرگز  بر  یک  حال  مـاندگار  نمی‌ماند.  صحنۀ  ستمگری  را  به  تصویر  می‌زند که  از  پشیمانی  و  اندوه  و  ناراحتی دستهای  خود  را  گاز  می‌گیرد:
ويوم يعض الظالم على يديه يقول:يا ليتني اتخذت مع الرسول سبيلا . يا ويلتا ليتني لم أتخذ فلانا خليلا . لقد أضلني عن الذكر بعد إذ جاءني وكان الشيطان للإنسان خذولا . . 
و  در  آن  روز  ستمکار  (‌کفر  پیشه‌)  هر  دو  دست  خویش  را  (‌از  شـدّت  حسـرت  و  ندامت‌)  به  دندان  می‏‎گزد  و  می‌گوید:  ای  کاش‌!  با  رسول  خدا  راه  (‌بهشت  را)  برمی‌گزیدم  (‌و  با  قـافلۀ  انبیاء  بـه  سـوی  خوشبختی  جاویدان  و  رضای  یزدان  سبحان  حرکت  می‌کردم‌.  ای  وای  من‌!  بر  خود  چه  کردم‌؟‌)  ای  کاش‌!  من  فلانی  را  بـه  دوستی  نمی‌گرفتم‌.  بعد  از  آن  که  قر‌آن  (‌برای  بیداری  و  آکاهی‌)  به  دستم  رسیده  بود،  مرا  گمراه  (‌و  از  حق  منحرف  و  منصرف‌)  کرد.  (‌آری‌!  این  چنین‌)  شیطان  انسان  را  (‌به  رسوائی  می‌کشد و  )  خوار  خوار  می‌دارد.  

هر  چیزی ‌که  در  پیرامون  او  است  سکوت  می‌گزیند،  و  او  صدای  ناله  و  آه  خود  را  بلندتر  و  بلندتر  می‌گرداند،  و  فریادهای  غم  انگـزش  در  گلویش  می‌شکند...  آهنگها  و  نواهای  موسیقی  واژه‌ها  بر  درازای  موقعیّت  می‌افزاید  و  تأثیر  آن  را  ژرف‌تر  می‌نماید.  تا  بدانجا  که  خونندۀ  این  آ‌یات  و  شـنوندۀ  ا‌ین  