دان  مرتبط  می‌گرداند،  و  به  عمل  او  بها  و  ارزش  می‌دهد،  و  برای  انسان  در گسترۀ  این  جهان  و  در  ساختار  آن‌،  مکانت  و  منزلتی  در  نظر  می‌گیرد.

بدین  منوال  اعمال  آن  مشرکان  بر  باد  می‌رود  و  نابود  می‌شود.  آن ‌گونه  بر  باد  می‌رود  و  نـابود  می‌شود  کـه  تعبیر  قرآنی  آن  را  بدین  صورت  محسوس  خیال‌انگیز  به  تصویر  می‌کشد:

 (وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورا).ً

ما  به  سراع  تمام  اعمالی  که  (‌به  ظـاهر  نیک  بوده  و  در  دنیا)  آنـان  انـجام  داده‌اند  می‌رویم  و  همه  را  همچون  ذرّات  غبار  پراکنده  در  هوا  می‌سازیم  (‌و  ایشـان  را  از  اجر  و  پاداش  آن  محروم  می‌کنیم‌.  چرا  که  نداشتن  ایمان‌،  موجب  محو  و  نابودی  احسان‌،  و  بی‌اعتبار  شدن  اعمال  خوب  انسان  می‌گردد).

در  اینجا  روند  قرآنی  به  سوی  دیگری  نگاهی  می‌اندازد  و  ناگهان  مؤمنان  را  می‌بیند که  بهشتیانند،  تا  تقابل  را  در  صحنه  تکمیل  کند:

(أصْحَابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُّسْتَقَرّاً وَأَحْسَنُ مَقِيلا).ً

بهشتیان  در  آن  روز،  جایگاه  و  استراحتگاهشان  بهتر  و  نیکوتر  است‌.

مؤمنان  در  بهشت  جایگزین  شده‌اند  و  آرمیده‌اند،  و  خوش  و  آسوده  در  زیر  سایه‌ها  نشسته‌اند.  جایگزین  شدن  و  اسـقرار  پذیرفتن‌،  در  مقابل  سبکی  ‌گرد  و  غبار  پراکنده  در  هوا  قرار  دارد.  و  آرمیدن  و  آرامش  پـیدا  کردن‌،  در  مقابل  جزع  و  فزعی  است که  فریاد  آی  امان  و  آی  پناه  هراس  انگیز  را  برمی‌انگیزد.

کـافران  پیشنهاد  مـی‌کردند که  خدا  و  فرشتگان  در  سایه‌ بانهائی  از  ابر  به  پیش  آنان  فرود  آیند!  چه  بسا  این  اندیشۀ  تباه  از  افسانه‌های  اسرائیلی  سرچشمه  گرفته  باشد.  چرا  که  این‌گـونه  افسانه‌ها  خـدا  را  به  تصویر  می‌کشیدند  بدین  شکل ‌که  او  در  تکّۀ  ابـری  و  یا  در  ستونی  از  آتش  پدیدار  می  آید  و  نمودار  مـی‌گردد.  روند  قرآنی  در  اینجا  برمی‌گردد  تا  صحنۀ  دیگری  در  آن  روز  به  تصویر  بکشد  که  پیشنهادشان  با  نزول  فرشتگان  به  پیش  ایشان‌،  تحقّق  حاصل  می‌کند

(ويوم تشقق السماء بالغمام , ونزل الملائكة تنزيلا . الملك يومئذ الحق للرحمن . وكان يوما على الكافرين عسيرا).

(یاد آورشو)  روزی  را  که  آسمان  (‌کرۀ  زمین  در  آن  روز،  بر  اثر  انفجارات  کواکب  و  سیّارات‌)  به  وسیلۀ  ابـر  (‌حاصل  از  گرد  و  غبار  غلیظ  کرات‌)  پاره  پاره  (‌و  لکّه  لکّه‌)  می‏‎گردد.  و  فرشتگان  تند  تند  و  پیاپی  فرو  فرستاده  می‌شوند  (‌تا  نامۀ  اعمال  را  به  دست  مردمان  برسانند،  و  به  هنگام  حسابرسی  و  دادگاهی  بر  آنان  گواهی  بدهند)‌.  در  آن  روز  حکومت  واقعی  و  ملک  حقیقی‌،  از  آن  خداوند  مهربان  است  (‌و  مملکت  جهان‌،  به  صورت  ظاهر  و  باطن  و  حقیقی  و  مجازی‌،  در  دست  یزدان  است‌)‌،  و  آن  روز  برای  کافران  روز  سختی  خواهد  بود.

این  آیه  و آیات  بسیار  دیگری  در  قرآن‌،  بیان  می‌دارنـد  که  رخدادهای  نجومی  بزرگی  در  آن  روز  روی  می‌دهد.  همه  این  آیات  بیشمار  اشاره  دارند  به  این‌ که  اختلال  و  از  هم‌ گسیختگی  کاملی  در  نظم  و  نطام  جهان  صورت  می‌پذیرد،  نظم  و  نظامی که  این  جهان  دیدنی  و  سیّارگان  و  ستارگان  و  افلاک  و کواکب  را  به  یکدیگر  ربط  و  پیوند  می‌دهد.  این  آیه‌های  بسیار  اشاره  دارند  به  انقلاب  و  دگرگونی  در  اوضاع  و  اشکال  و  ارتباطات  جهان‌،  و  این  انقلاب  و  دگرگونی  پایان  این  جهان  خواهد  بود.  این  انقلاب  و  دگرگونی  تنها  شامل کرۀ  زمین  نمی‌شود.  بلکه  شامل  همۀ  سیّارگان  و  سـتارگان  و  افـلاک  و کـواکب  می‌گردد...هیچ  مانعی  ندارد  که  ما  نماها  و  نمادهای  این  ا‌نقلاب  و  دگرگونی  را  عرضه  بداریم‌،  بدان  گونه  که  در  سوره‌های  متعدد  و  فراوانی  آمده  است‌:
(إذا الشمس كورت وإذا النجوم انكدرت . وإذا الجبال سيرت . . . . وإذا البحار سجرت).

هنگامی  که  خورشید  در  هم  پیچیده  می‌شود  (‌و  نظام  جهان  درهم  می‌ریزد)‌،  و  هنگامی  که  ستارگان  تیره  و  تار  می‌گردند  و  فرو  می‌افتند،  و  هنگامی  کـه  کوه‌ها  (‌از  جای  برکنده  مـی‌شوند  و  به  این  سو  و  آن  سو)  رانـده  می‌شوند...  و  هنگامی  که  دریاها  سـراسر  برافروخته  می‌گردند  (‌و  گدازه ها  و  گازهای  درون  زمین  طوفانهای  آتشین  و  انفجارهای  هولناکی  پدید  می‌آورند)... (تکویر/1-3و 6...)
 (إذا السماء انفطرت . وإذا الكواكب انتثرت . وإذا البحار فجرت . وإذا القبور بعثرت). 
هنگامی  که  آسمان  شکافته  می‏‎گردد،  و  هنگامی  که  ستارگان  از  هم  می‌پاشند  و  پخش  و  پراکنده  می‌شوند،  و  هنگامی  کـه  دریاها  شکاف  برمی‌دارند  و  به  هـم  می‌پیوندند،  و  هنگامی  که  گورها  زیر  و  رو  می‌گردند  (‌و  مردگان  زنده  می‌شوند  و  بیرون  می‌آیند  و  برای  حساب  آماده  می‌شوند)‌...(انفطار/1-4)
هنگامی  که  آسمان  می‌شکافد،  و  فرمان  پروردگارش  را  می‌برد،  و  چنین  هم  مـی‌سزد  و  حقّ  هم  همین  است‌،  و  هنگامی  که  زمین  گسترده  می‌شود  (‌و  با  زدوده  شدن  فرازهـا  و  نشیبها  و  پستیها  و  بلندیهای  آن‌،  صاف  و  هموار  می‌گردد)  و  آنچه  (‌از  خزینه‌ها  و  مرده‌ها)  در  درون  خود  دارد  بیرون  می‌اندازد،  و  (‌از  آنها)  خـالی  می‏‎گردد،  و  فرمان  پروردگارش  را  می‌برد،  و  چنین  هم  می‌سزد  و  حقّ  هم  همین  است  .... (انشقاق/1-5)
(انشقت السماء فكانت وردة كالدهان).
بدان  گاه  کـه  آسمان  شکافته  شود،  و  گلگون  گردد  همچون  روغن  گداخته  (‌حوادث  هولناکی  رخ  می‌دهد  که  به  گفتار  در  نمی‌آید)‌.(‌رحمن‌/37‌) 
(إذا رجت الأرض رجا . وبست الجبال بسا . فكانت هباء منبثا).
این  در  هنگامی  است  که  زمین  سخت  به  تکان  و  لرزه  انداخته  مـی‌شود،  و  کوه‌ها  سخت  در  هـم  کوبیده  می‌شوند  و  ریزه  ریزه  می‌گردند،  و  بـه  صورت  غپار  پراکنده  درمی‌آیند.(واقعه/4-6)
(فإذا نفخ في الصور نفخة واحدة . وحملت الأرض والجبال فدكتا دكة واحدة . فيومئذ وقعت الواقعة وانشقت السماء فهي يومئذ واهية).
هنگامی  که  یک  دم  در  صور  دمیده  شود،  و  زمـین  و  کوهها  از  جا  پرداشته  شوند  و  یکباره  در  هـم  کوبیده  و  متلاشی  گردند،  بدان  هنگام  که  آن  واقعۀ  (‌بزرگ  قیامت  در  جهان‌)  رخ  می‌دهد  (‌و  رستاخیز  بـرپا  مـی‌شود)‌،  و  آسـمان  از  هـم  می‌شکافد  و  می‌پراکند،  و  در  آن  روز  سست  و  نااسـوار  می‌گردد....(حاقه/13-16)
(يوم تكون السماء كالمهل , وتكون الجبال كالعهن).
روزی  آسمان  همسان  فلز  گداخته  می‌شود،  و  کوه‌ها  همسان  پشـم  رنگین  می‌کردد....  
(معارج/8و9 ) (إذا زلزلت الأرض زلزالها . وأخرجت الأرض أثقالها).
هنگامی  که  زمین  سخت  به  لرزه  درانداخته  می‌شود،  و  زمین  (‌از  هم  می‌شکافد  و  گدازه‌های  درونی  و  دفینه‌ها  و  مرده‌ها،  و  همۀ‌)  سنگینیها  و  بارهای  خود  را  بیرون  می‌اندازد (‌و  به  گونۀ  دیگری  درمی  آید)‌.