‌ که  در  آنجا  هر  چیزی  را که  می‌خواهند  درخواست  کنند؟  آیا  این  دو گروه  را  می‌توان  با  یکدیگر  سنجید  و  قابل  مقایسه  دید؟  هرگز!  ولیکن  مسخره ‌کردن ‌کسانی  در  مـیان  است  که  بر  پیغمبر  بـزرگوار گردن  افرازی  می کردند.

آن  گاه  روند  قرآنی  به  پیش  می‌رود  و  به  عرضه  کردن  صحنۀ  دیگری  از  صحنه‌های  قیامتی  ادامه  می‌دهد  که  تکذیب  کنندگان  آن  را  دروغ  دانسته‌اند.  ا‌ین  صحنه‌،  صحنۀ  آن  مشرکانی  است ‌که  با  انبازها  و  خدا گونه‌هائی  گرد  آورده  شده‌اند  و  از  آنان  سوال  می‌شود  و  ایشان  پاسخ  می‌دهند!

)ويوم يحشرهم وما يعبدون من دون الله , فيقول:أأنتم أضللتم عبادي هؤلاء , أم هم ضلوا السبيل ? قالوا:سبحانك ! ما كان ينبغي لنا أن نتخذ من دونك من أولياء . ولكن متعتهم وآباءهم حتى نسوا الذكر , وكانوا قوما بورا . . فقد كذبوكم بما تقولون , فما تستطيعون صرفا ولا نصرا . ومن يظلم منكم نذقه عذابا كبيرا).

)برای  اندرز  مردمان  یادآور  شو)  روزی  را  که  خداوند  همۀ  مشرکان  را  (‌برای  حساب  و  کتاب‌)  به  همراه  همۀ  کسانی  که  (‌همچون  عیسی  و  عزیر  و  فرشتگان،  در  دنیا)  بـجـز  خدا  مـی‌پرستیدند،  گرد  می‌آورد  و  (‌به  پرستش  شدگان‌)  می‌گوید:  آیا  شما  این  بندگان  مـرا  گمراه  کرده‌اید  (‌و  بدیشان  دستور  داده‌اید  که  شما  را  پرستش  نمایند)  یا  این  که  خودشان  گمراه  گشتـه‌اند  (‌و  به  اختیار  خود  شما  را  پرستش  نموده‌اند؟‌)  آنان  (‌در  پاسخ‌)  می‌گویند:  تو  منزّه  و  بدور  (‌از  آن  چیزهائی‌)  هستی  (‌که  مشرکان  به  تو  نسبت  می‌دهنذ)‌.  ما  (‌انسانها)  را  نرسد  که  جز  تو  سرپرستانی  برای  خود  برگزینیم  (‌و  سوای  تو  را  بپرستیم‌)‌،  ولیکن  (‌سبب  کفر  و  انحرافشان  این  است  که‌)  آنان  و  پدران  و  نیاکانشـان  را  (‌از  نعمتها  و  لذائذ  دنیا)  برخوردار  نموده‌ای‌،  تا  آنجا  که  یاد  (‌تو  و  سپاس  تو)  را  فراموش  کرده‌اند  (‌و  به  جای  شکر  نعمت‌،  در  شهوات  و  کامجوئیها  فرو  رفته اند)  و  مردمان  تباهی  شده‌اند  و  هـلاک  گشته‌اند.  به  پرستش ‌کنندگان  مشرک  گفته  می‌شود:  شما  که  می‏‏گفتید  اینان  شما  را  از  راه  منحرف  و  گمراه  کرده‌اند  و  به  عبادت  خود  خوانده‌اند!  هم  اینک‌)  ایشان  سخنان  شما  را  تکذیب  می‏‎کنند  و  نادرست  می‌دانند.  لذا  نه  می‌توانید  (‌عذاب  الهی  را)  از  خود  بـدور  دارید،  و  نه  می‌توانید  (‌خویشتن  را)  یاری  دهید  و  (‌یا  از دیگران‌)  یاری  ببینید.  (‌بندگان  جملگی  باید  بدانند  که‌)  هر کس  از شما  (‌با  کفر  و  عصیان‌،  هـچون  اینان‌)  ستم  کند،  عذاب  بزرگی  را  بدو  می‌چشانیم  .

آنچه  را که  بجز  خدا  می‌پرستید  چه  بسا  بتها  باشند.  و  چه  بسا  فرشتگان  و  پریان  باشند،  و  هر  چیز  دیگری  بجز  خدا  معبود گرفته  شود.  خدا  قطعاً  می‌داند  چه  چیزهائی  را  پرستیده‌اند  و  خدا گونه‌اش  انگاشته‌اند.  ولیکن  درخواست  پاسخ  در گسترۀ  بزرگ  قیامت  بدین  شکـل  انجام  می‏‎پذیرد.  از  مشرکان  پاسخ  خواسته  می‌شود  در  آن  حال  و  احوالی  که  جملگی  آنان  در  میعادگاه  محشر  گرد  آورده  شده‌اند.  درخواست  همچون  پاسخی  ایشان  را  رسوا  و  تنبیه  می‌کند،  و  خودش  عذاب  هولناک  و  هراس‌انگـیزی  است‌!  پاسخ‌،  توبه  و  برگشت  از  این  «‌الهه‌»  است‌!  به  درگاه  خدا  می‌نالند  و  اظهار  پشیمانی  می‌نمایند  و  با  ناله  و  افغان  رو  به  آستان  یزدان  یگانۀ  سحان  می‌کنند  و  او  را  به  یگانگی می‌ستایند  و  منزّه  و  پاک  از  این  تهمت  شرک  و  انباز  می‌نمایند،  و  خویشتن  را  نه  تنها  از  ادّعای ‌گزینش  خدا گونه‌ها  تبرئه  می‌دارند  و  از  آ‌نها  بیزاری  می‌جویند،  بلکه  از  این ‌که  بجز  خدا  اولیائی  برای  خویش  برگزیده  باشند  خویشتن  را  تبرئه  می‌دارند  و  نمی‌پذیرند  که  چنین  کرده  باشند!..  ننگ  بر  آن  منکران  نادان  باد!:

(قالوا:سبحانك ! ما كان ينبغي لنا أن نتخذ من دونك من أولياء . ولكن متعتهم وآباءهم حتى نسوا الذكر , وكانوا قوما بورا).

آنان  (‌در  پاسخ‌)  می‌گویند:  تو  منزّه  و  بدور  (‌از  آن  چیزهائی‌)  هستی  (‌که  مشرکان  به  تو  نسبت  می‌دهند)‌.  ما  (‌انسانها)  را  نرسد  که  جز  تو  سرپرستانی  برای  خود  برگزینیم  (‌و  سوای  تو  را  بپرستیم‌)‌،  ولیکن  (‌سبب  کفر  و  انحرافشان  این  است  که  )  آنان  و  پدران  و  نیاکانشان  را  (‌از  نعمتها  و  لذائذ  دنیا)  برخوردار  نموده‌ای‌،  تا  آنجا  که  یاد  (‌تو  و  سپاس  تو)  را  فراموش  کرده‌اند  (‌و  بـه  جای  شکر  نعمت‌،  در  شهوات  و  کامجوئیها  فرو  رفته‌اند)  و  مردمان  تباهی  شده‌اثد  و  هلاک  گشته‌اند.

این  برخورداری  دور  و  دراز  ارثی  از  نعمتهای  زندگی‌،  بدون  این  که  دهندۀ  نعمتها  را  بشناسند  و  روبدو  کنند  و  شکر  او  گویند،  ایشان  را  غافل  و  بی‌خبر کرده  است  و  یاد  پروردگار  را  از  دلهایشان  زدوده  است‌،  و  ذکر  بخشایندۀ  نعمتها  را  از  یادشان  برده  است‌. این  است  که  دلهایسان  بیفائده  و  بی‌ثمر گردیده  است  و  فاسد  و  تباه  شده  است‌.  بسان  زمین  خشکیده  و  تباهی  ‌که  حیاتی  در  آن  نباشد  و  کشت  و  زرع  و  محصول  و  ثمری  ندهد.  «‌بوار» که  واژۀ  «‌بور»  از  آن  است  به  معنی  هلاک  است‌.  ولی  این  واژه  افزون  بر  این  معنی  به  خشکی  و  بی‌حاصلی  نیز  اشارت  دارد:  خشکی  دلها،  و  بی‌حاصلی  زندگی‌. بـدین  هنگام  روند  قرآنی  بدان  بندگان  نادان  رو  می‌کند،  و  با  سخنان  خوارکننده  و  رسواگـرانه‌ای  ایشـان  را  مخاطب  قـرار  می‌دهد:

(فقد كذبوكم بما تقولون , فما تستطيعون صرفا ولا نصرا).

به  پرستش  کنندگان  مشرک  گفته  می‌شود  شما  که  می‏‏گفتید  اینان  شما  را  از  راه  منحرف  و  گمراه  کرده‌اند  و  به  عبادت  خود  خوانده‌اند!  هم  اینک  ایشان  سخنان  شمـا  را  تکذیب  می‌کنند  و  نادرست  می‌دانند.  لذا  نه  می‌توانید  (‌عذاب  الهی  را)  از  خود  بـه  دور  دارید  و  نه  می‌توانید  (‌خویشتن  را)  یاری  دهید  و  (‌یا  از  دیگران‌)  یاری  ببینید.  نه  می‌توانید  عذاب  را  دفع ‌کنید  و  بازگردانید،  و  نه  می‌توانید  خویشتن  را  کمک  و  یاری  دهـید،  و  نـه  می‌توانید  از  دیگران  کمک  و  یاری  دریافت  نمائید...  در  حالی ‌که  صحنه  در آخرت  و  در  روز  همایش  همگان  است‌،  روند  قرآنی  ناگهانی  به  سوی  تکذیب‌کنندگان  برمی‌گردد،  در  حالی‌ که  هنوز  آنان  در  زمین  هستند:  

(ومن يظلم منكم نذقه عذابا كبيرا).

(بندگان  جملگی  باید  بدانند  که‌)  هر  کس  از  شما  (‌با  کفر  و عصیان‌،  همچون  اینان‌)  ستم  کند،  عذاب  بزرگی  را  بدو  می‌چشانیم‌.

این  هم  شیوۀ  قرآن  در  پسودن  دلها  ا‌ست‌،  در  آن  لحظه‌ای  که  برای  پاسخگوئی  آماده  می‌گردند،  و  متاثر  از  همچون  صحنه  هراسناکی  هـستند!

*
هم  اینک‌ که  آنان  و  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم   فرجام  تهمت  زدن  و  تکذیب  کردن  و  تمسخر  نمودن  را  دیده‌اند‌،  و  فرجام  ا