لطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ (٢٦)وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ (٢٧)لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الأنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ (٢٨)ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ (٢٩)ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الأنْعَامُ إِلا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الأوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ (٣٠)حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ (٣١)ذَلِكَ وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ (٣٢)لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ (٣٣)وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنْسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الأنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ (٣٤)الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (٣٥)وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُمْ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (٣٦)لَنْ يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ (٣٧)إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ (٣٨)أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ (٣٩)الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ (٤٠)الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأمُورِ (٤١)).

درس گذشته به پایان آمد با به تصویرکشیدن عاقبت جدال و ستیز درباره خدا، و با صحنه دوزخ سوزان برای‌کافران‌، و نعمت بهشت خوش و جاویدان برای مومنان‌.

 به پایانه این درس‌، درس تازه‌ای می‌پیوندد، و از  کسانی صحبت می‌دارد که کفر را برگزیده‌اند وکافر گردیده‌اند و دیگران را از راه خدا و از مسجدالحرام بازداشته‌اند. آنان همان کسانیند که با دعوت اسلام در مکه مقابله و مبارزه می‌کردند، و مردمان را از این دعوت بازمی‌داشتند، و با پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) و با مومنان پیکار می‌کردند و ایشان را از ورود به مسجدالحرام منع می‌نمودند و از دخول بدانجا جلوگیری به عمل می آوردند.

بدین مناسبت این درس از پایه‌ای سخن می‌گویدکه آن مسجد بر آن بنا گردیده است در آن زمان‌که خدا ابراهیم (علیه السلام) را مامور ساختن مسجدالحرام فرموده است‌، و بدو دستور داده است که مردمان را برای حج آن و رفتن بدان نداء دردهد. خدا ابراهیم را مکلف و موظف می‌سازدکه این خانه را بر توحید و یکتاپرستی بناکند، و شرک را از آن نفی نماید و به دور سازد، و آن را برای جملگی مردمان قرار دهد، چه کسانی‌که در آنجا زندگی می‌کنند و چه کسانی‌که بدانجا می‌آیند. نباید کسی از آن بازداشته شود، و کسی صاحب و مالک آن نمی‏باشد ... این درس برخی از مراسم و مناسک حج را پیجوئی می‌کند و چیزهائی را بیان می‌دارد ‌که در فراسوی حج قرار دارد، از قبیل‌: به جوش و خروش درافکندن دلها برای تقوا و برای یاد خدا و پیوند بدو ... این درس به پایان می‌آید با ضرورت حمایت و حفاظت مسجدالحرام از تجاوز و تعدی متجاوزان و متعدیانی که مردمان را از مسجدالحرام بازمی دارند و پایه و اساسی را تغییر می‌دهندکه بر آن پایدار و استوار گردیده است‌. به مدافعان از دعوت اسلام و از مسجدالحرام هم خدا وعده پیروزی می‌دهد هر زمان‌که آنان به وظائف و تکالیفی برخیزندکه حمایت و حفاظت از عقیده آن را می‌طلبید.

(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ وَمَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ).

بی‏گمان کسانی که کفر می‌ورزند و (‌مردمان را) از راه خدا (‌که دین اسلام است‌) و (‌مومنان را) از (‌ورود به‌) مسدالحرام بازمی‌دارند که (‌مکه است و) ما آن را برای همه مردمان‌، اعم از کسانی که در آنجا زندگی می‌کنند و یا از نقاط دیگر بدان وارد می‌شوند، یکسان (‌حرم امن و امان و محل مراسم حج و عمره‌) نموده‌ایم‌. همچنین کسانی که با توسل به ظلم (‌از حد اعتدال خارج می‌شوند و) در آن سرزمین مرتکب خلاف می‌گردند، عذاب دردناکی بدیشان می‌چشانیم‌)‌.

این کار را قریشیان مشرک انجام می‌دادند‌. قریشیان مردمان را (‌ز دین خدا بازمی‌داشتند، آئینی که راه رسیدن به خدا است‌. راهی است که یزدان آن را برای مردمان تعیین کرده است‌، و برنامه‌ای است‌که یزدان آن را برای بندگان برگزیده است‌. قریشیان مسلمانان را از حج و عمره بازمی‌داشتند، و در زمان معین حج، و در سائر اوقات عمره‌، نمی‌گذاشتند مسلمانان به مسجدالحرام بیایند و حج یا عمره نمایند. همان‌گونه‌که سال حدیبیه چنین‌کردند. در صورتی‌که خدا مسجدالحرام را برای جملگی مردمان منطقه امن و امان‌، و سرزمین صلح و صفا، و شهرک آرمیدن و آسوده خاطر بودن‌، کرده است‌، و کسی‌که ساکن مکه است وکسی‌که بدانجا می‌آید سهم برابری در آن دارند و یکسان بشمارند. مسجدالحرام خانه خدا است‌، خانه‌ای‌که بندگان یزدان در آن مساوی و برابرند. کسی از ایشان مالک مسجدالحرام نیست‌، و فردی از آنان در آن امتیاز بیشتری از دیگران ندارد:

(