  از  باطل،  زیرا  قرآن  جداسازندۀ  حق  از  باطل‌،  و  هدایت  از  ضلالت‌،  و  برنامه‌ای  از  برنامه‌ای  در  زنـدگی‌،  و  میان  دوره‌ای  از  دوره‌ای  در  روزگا‌ران  بشریّت  است‌.  قرآن  برنامۀ  روشنی  را  برای  سـراسـر  زندگی  ترسیم  می‌کند،  بدان  گونه‌ که  در  دل  و  درون  مستقر  است‌،  و  بدان‌ گونه  که  در  واقعیّت  مجسّم  است‌.  برنامه‌ای  را  ترسیم  مـی‌کند  که  با  هیچ  بـرنامه‌ای  از  برنامه‌های  پیشین  بشریّت  مخلوط  و  ممزوج  نمی‌گردد،  و  روزگار  تازه‌ای  را  برای  بشریّت  پدید  می‌آورد که  از  لحاظ  احساسات  و  از  نظر  واقعیّت  برای  بشریّت  تازه  است  و  با  هیچ  روزگاری  ا‌ز  روزگاران  پیش  از  خود  مخلوط  و  ممزوج  نمی‌گردد.  قرآن  فرقان  با  این  معنی  فراخ  و  بزرگ  است‌.  با  فرقان  روزگار کودکی  به  پایان  می‌آید  و  روزگار  رشد  و  نموّ  می‌آغازد.  با  آن  روزگار  معجزات  مادی  به  پایان  می‌آید،  و  دوران  معجزات  عقلی  فرا  سرسد.  با  آن  روزگار  رسالتهای  محلی  و  موقّت  به  آخـر  مـی‌رسد،  و  دوران  رسالت  همگانی  و  فر‌اگیر  فرا می‌رسد:

(ليكون للعالمين نذيرا).

تا  این  که  جهانیان  را  (‌بدان‌)  بیم  دهد.

در  مقام  تعظیم  و  تکریم  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  ‌این  چنین  او  به  عبودیّت  و  بندگی  توصیف  می‌کند:

(على عبده).

بر  بندۀ  خود....  

در  مقام  سفر  زمینی  و آسمانی  معراج  نیز  در  سورۀ  اسراء  چش  او  را  توصیف‌ کرده  است‌:

(سبحان الذي أسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصى).

تسبیح  و  تقدیس  خدائی  را  سـزا  است  که  بندۀ  خود  (‌محمّد  پسر  عبدالله‌)  را  در  شبی  از  مسجد الحرام  (‌مکّه‌)  به  مسجد الاقصی  (‌بیت المقدس‌)  برد)‌.(‌اسراء/1)  

در  مقام  دعا  و  مناجاتش  او  را  در  سورۀ  جن’  بـه  همین  صفت  عبودیّت  و  بندگی  می‌ستاید:

(وأنه لما قام عبد الله يدعوه . . .)

(به  من  وحی  شده  است  که  )  چون  بندۀ  خدا  (‌محمّد)  بر  پای  ایستاد  (‌و  شروع  به  نـماز  و  خواندن  قرآن  در  آن  کرد)  و  به  پرستش  خداوند  پرداخت  .... (‌جنّ/١٩)  

همچنین  او  را  در  اینجا  و  در  مقام  فرو  فرستادن  فرقان  بر  او  با  همین  صفت  عبودیّت  و  بندگی  می‌ستاید،  همان  گونه ‌که  او  را  در  همین  مقام  در  سورۀ  کهف  ستوده  است‌:    

)الحمد لله الذي أنزل على عبده الكتاب ولم يجعل له عوجا . . .).

حمد  و  سپاس  خدائی  را  سزا  است  که  بر  بندۀ  خود  (‌محمّد)  کتاب  (‌قرآن‌)  را  فرو فرستاده  است  و  در  آن  هیچ  گونه  انحراف  و  کژی  قرار  نداده  است  ....  (کهف/‌١)

  توصیف  با  عبودیّت  و  بندگی  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  در  این  موارد،  دارای  معنی  خاصّ  و  دلالت  ویژۀ  خود  است  و  د‌الّ  بر  والائی  این  مقام  است‌.  این  مقام  بالاترین  مقامی  است  که  آدمیزادی  از  آدمیزادگان  می‌تواند  به  سوی  آن  اوج  بگیرد  و  بـدان  برسد.  همچنین  در  این  وصف  یادآوری  نهانی  بدین  امر  است‌ که  مقام  بشریّت  زمانی  که  به  اوج  خود  می‌رسد  فراتر  از  این  نمی‌رود که  به  مقام  عبودیّت  و  بندگی  خدا  برسد.  یا  به  عبارت  دیگر  مقامی  والاتر  برای  انسان  از  مقام  عبودیّت  و  بندگی  یزدان  یافته  نمی‌شود.  مقام  عبودیّت  والاترین  مقام  انسان  است‌،  و  مقام  الوهیّت  خاصّ  یزدان  است  و  منحصر  به  ایزد  سبحان  است  و  پاک  و  زدوده  از  هرگونه  شبهۀ  شرک  یا  شبهۀ  مشابهت  است‌.  نه  انبازی  برای  خدا  است  و  نه  گهمونی  او  را  است‌.  مقام  سفر  زمینی  و  آسمانی  معراج،  یا  مقام  دعا  و  مناجات‌،  و  یا  مقام  وس  و  دریافت  ییام  آسمانی‌،  جایگاه  لغزش  برخی  از  پیروان  پیشین  پیغمبران  بوده  است‌،  و  افسانه‌های  فرزند  خدا  بودن،  و  یا  پیوندهای  استوار  بر  غـیر  الوهیّت  و  عبودیّت،  از  هـین  مقام  برخاسته  است  و  در  ذهن  بـعضی‌ها  جایگزین ‌گردیده  است‌.  بدین  خاطر  است  قرآن  با  حرص  و  آز  فراوان‌،  در  این  مقام  بر  صفت  عبودیّت  تکیه  و  تأکید  می‌کند،  و  مقام  عـبودیّت  را  بلندترین  افقی  مـعرّفی  می‌نماید کـه  برگزیدگان  آدمیزاد  بدان  نائل  می‌گردند.

روند  قرآنی  هدف  از  نازل‌کردن  تدریجی  فرقان  بر  بندۀ  یزدان  را  ترسیم  کند:

( لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيراً).

تا  این  که  جهانیان  را  (‌بدان‌)  بیم  دهد  (‌و  آن  را  به  گـوش  ایشان  برساند).

این  نصّ  قرآنی  مکّی  ا‌ست‌،  و  دالّ  بر  اثبات  جهانی  بودن  این  رسالت  از  همان  روزهای  نخسـین  است‌.  نه  این‌ که  همان  گونه  باشد  که  برخی  از  «‌مـورّخان‌»  غیرمسلمان  می‌گویند،  و  بیان  می‌دا‌رند که  دعوت  اسلامی  یک  دعوت  محلّی  بوده  است‌،  سپس  بعد  از  وسعت  ییداکردن  دائرۀ  فتوحات،  چشم  طمع  به  جهانی  شدن  آن  دوخته  ا‌ست  و  هوس  جهان  شمولی ‌کرد٥  است‌!‌..  هدف  دعوت  اسلامی  این  است‌ که  این  بشریّت  را  از  روزگاری  به  روزگاری  کوچ  دهد،  و  از  برنامه‌ای  به  برنامه‌ای  ببرد،  از  راه  ا‌ین  فرقانی ‌که  خدا  آ‌ن  را  بر  بندۀ  خود  نـازل‌کرده  است  تا  بدان  جهانیان  را  بیم  دهـد  و  آن  را  به ‌گوش  همگان  برساند.

این  دعوت‌،  یک  دعوت  جـهانی  است  و  برای  همه  جهانیان  است‌.این  مطلب  وقتی  ابلاغ  و  اعلام  گردیده  است ‌که  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم   هنوز  در  مکّه  بـا  تکـذیب  و  مقاومت  و  انکار  روبرو  می‌گردیده  ا‌ست‌.

والامقام  و  جاوید  کسی  است ‌که  فرقان  را  بر  بنده  خود  نازل  کرده  است

)الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً).

آن  کسی  که  حکومت  و  مالکیّت  آسمانها  و  زمین  از  آن  او  است .و  فرزندی  (‌بـرای  خود)  برنگزیده  است‌،  و  در  حکومت  و  مالکیّت  انبازی  نداشته  است‌،  و  هـمه  چیز  را  آفریده  است  و  آن  را  دقیقاً   اندازه‌گیری  و  کاملاً  بـرآورد  کرده  است‌.  

بار  دیگر  روند  سوره  واژۀ  بزرگوار  خدا  را  ذکر  نمی‌کند.  بلکه  اسم  موصول  را  به ‌کار می‏‎برد،  تا  ارتباط  و  ییوندی  را  اظهار  دا‌رد که  دا‌لّ  بر  صفاتی  است ‌که  مراد  از  آنها  در  این  مقام‌،  تأکید  چنان  ارتباط  و  ییوندی  است‌:

(الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ).

آن  کسی  که  حکومت  و  مالکیّت  آسمانها  و  زمین  از  آن  او  است.

خدا  است‌ که  سلطه  و  سیطرۀ  مطلق  بر  آسمانها  و  زمین  دارد،  سلطه  و  سیطرۀ  مالکیّت  و  حکومت‌،  و  سلطه  و  سیطرۀ  اداره ‌کردن  و گرداندن‌،  و  سلطه  و  سیطرۀ  تبدیل  و  تغییر.

(وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً).

و  فرزندی  (‌برای  خود)  برنگزیده  است‌.

آخر  تولید  نسل  قانونی  از  قوانینی  است  ‌که  خدا  آنها  را  برای  ادامۀ  حیات  آفریده  است‌.  خداونـد  سبحان  که  جاویدان  است  و  بر  باد  فنا  نـمی‌رود.  او  نادر  مـتعالی  است ‌که  به  چیزی  نیازی  پیدا  نمی‌کند.

(وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيك