ی  میان  آنان  بوده‌اند.  از کار  و  بارشان  اظهار  شگفت  می‌شود  که  چرا  بر  ویرانه‌های  شهر  و  دیار  قوم  لوط  می‌گذرند  و  درس  عبرت  نمی‌گیرند!  روند  سوره  بدین  وسیله  از  تأثیر  سرکشی  و  گردن  افرازی  ایشان  بر  پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم  می‌کاهد،  بدان گاه  که  می‌گفتند:

(أهذا الذي بعث الله رسولا ?)

ایـن  است  آن  کسی  که  خدا  او را  به  عنوان  پیغمبر  فرستاده  است‌؟‌!. (فرقان/41)                          

(إن هم إلا كالأنعام بل هم أضل سبيلا). 

ایشان  جز  همچون  چهارپایان  نیستند،  و  بلکه  گمراه ‌تر  هستند. (فرقان/44)

مرحله  سوم  چرخشی  و  گردشی  در  میان  صحنه‌های  هستی  است‌.  این  صحنه  با  صحنۀ  سایه  آغاز  می‌گردد،  و  با  پیاپی  آمدن  شب  و  روز،  و  بادهای  مژده  دهندۀ  آب  حیات بخش،  و  آفرینش  انسان  از  آب،  ادامه  و  استمرار  پیدا  می‌کند،  و  بیان  می‌شود که  آنان  با  وجود  این‌،  بجز  خدا  چیزهایی  را  می‌پرستند که  نه  بدیشان  سود  می‌رسانند  و  نه  بدیشان  زیان  مـی‌رسانند،  و  آنان  بر  خداوندگار  و  آفریدگار  خود  می‌شورند،  و  سنگدلانه  و  نامهربانانه  سرکشی  و گردن  افرازی  می  آغازند  وقتی ‌که  به  پرستش  خدای  راستین  دعوت  می‌گردند:

(وإذا قيل لهم:اسجدوا للرحمن قالوا:وما الرحمن ?).

هنگامی  که  به  کافران  گفته  می شود:  برای  خداوند  رحمان  (‌که  سراسر  وجود  شما  غرق  رحمت  او  است‌،  کرنش  ببرید  و)  سجده  کنید،  (‌از  روی  کبر  و  غرور  و  از  سر  استهزاء  و  تمسخر)  می‌گویند:  رحمان  چه  چیز  است‌؟  (‌ما  که  او  را  نمی‌شناسیم  تا  برایش  سجده  برده  و  پرستش  کنیم‌)‌. (فرقان/60)

خداوند  مهربان  آن  کسی  است ‌که‌:

(جعل في السماء بروجا وجعل فيها سراجا وقمرامنيرا . وهو الذي جعل الليل والنهار خلفة لمن أراد أن يذكر أو أراد شكورا).

در  آسمان  بر جهائی  را  به  وجود  آورده  است‌،  و  در  آن‌،  چراغ  (‌فروزان  خورشید)  و  ماه  تابان  را  ایجاد  نموده  است‌.  خدای  رحمان  کسی  است  که  شب  و  روز  را  (‌به  طور  متناوب‌)  جایگزین  یکدیگر  می‌سازد،  برای  (‌عبرت) انسانی  که  بـخـواهد  به  یاد  خدا  باشد  (‌و  فطرت  خداشناسی  را  در  خود  بیدار  نگاه  دارد)  یا  بخواهـد  (‌نعمتهای  بیشمار  آفریدگارش  را)  سپاسگزاری  کند  (‌و  با  زنده  نگاه  داشتن  روح  شکرگزاری،  بر  الطاف  و  انعام  خدا  در  حق  خود  بیفزاید)‌.                      

ولی  آنان  نه  یاد  آور  می‌شوند  و  پند  و  اندرز  می‌گیرند،  و  نه  سپاسگزاری  مـی‌کنند  و  شکر  نعمت  به  جای  می آ ورند.

سپس  واپسین  مرحله  در  می‌رسد  و  «‌عباد  الرحمن‌»  را  به  تصویر  می‌کشد.  بندگان  خوب  خدای  رحمان ‌کسانیند  که  برای  خدا  سجده  می‌برند  و  او  را  پرستش  می‌کنند.  آن  گاه  روند  سوره ا ‌رکان  و  اصولی  را  می‌نگارد که  بندگان  خوب  خدای  رحمان  در  پرتو  آنها  سزاوار  همچون  صفت  والائی  شده‌اند.  سپس  درگاه  توبه  را  باز  می‌گذارد  برای  کسانی‌ که  مشتاق  باشند  راه  و  روش  بندگان  خوب  خدای  رحمان  را  در  پیش ‌گیرند  و  در  خطّ  سیر  ایشان  حرکت‌ کنند.  بعد  جزا  و  سزای  شکیبائی  ایشـان  را  در  برابر  وظائف  و  تکالیف  و  سختی‌ها  و  دشواریهای  ایمان  و  عبادت  به  تـصویر  می‌کشد:

(أولئك يجزون الغرفة بما صبروا ويلقون فيها تحية وسلاما). 

به اینان  بالاترین  درجات  و  عالی ترین  منزلگاه‌های  بهشت  داده  می‌شود  در  برابر  صبر  و  استقامتشان  (‌بر  انجام  طاعات  و  دوری  از  منکرات‌)‌،  و  در  آن  (‌جایگاه ‌های  والای  بهشت‌،  از  هر  سو)  بر  آنان  درود  و  سلام  گفته  می  شود  . (‌فرقان /‌٧٥)  

سپس  سوره  با  بیان  ناچیزی  انسانها  در  پـیشگاه  خدا  پایان  می‌پذیرد،  مگر  اسانهائی‌ که  دارای  همچون  دلهای  فرمانبردار  و  پاسخگو  و  آشنای  با  خدا  هستند  و  در  میان این‌ گّلۀ ‌گریخته  و گمراه  تکذیب ‌کنندگان  و  خدانشناسان  بسر  می‏‎برند.  

این  ناچیزی  و  حقارت‌،  دردهـا  و  رنجهائی  را  تخفیف  می دهد که  پیغمبر  خـدا صلّی الله علیه و آله و سلّم  از  تکـذیب ‌کنندگان  و  خدانشناسان  می‌بیند  و  می‌چشد.  این  هم هماهنگ  و  سازگار  با  سایه  روشن  این  سوره  و  فضای  آن‌،  و  با  موضوع  این  سوره  و  اهداف  آن  است‌،  و  شیوۀ  هماهنگی  هنری  در  قران  ا‌ست‌.

اکنون  به  طور  مفصّل  به  مرحلۀ  نخستین  می‌پردازیم‌.  

(تبارك الذي نزل الفرقان على عبده ليكون للعالمين نذيرا . الذي له ملك السماوات والأرض , ولم يتخذ ولدا , ولم يكن له شريك في الملك , وخلق كل شيء فقدره تقديرا . واتخذوا من دونه آلهة لا يخلقون شيئا وهم يخلقون , ولا يملكون لأنفسهم ضرا ولا نفعا , ولا يملكون موتا ولا حياة ولا نشورا ).  

والامقام  و  جاوید  کسی  است  که  فرقان‌،  (‌یعنی  جداسازندۀ  حق  از  باطل‌)  را  بر  بندۀ  خود  (‌محمّد)  نازل  کرده  است‌،  تا  این  که  جهانیان  را  (‌بدان‌)  بیم  دهد  (‌و  آن  را  به  کوش  ایشان  برساند)‌.  آن  کسی  که  حکومت  و  مالکیت  آسمانها  و  زمین  از  آن  او  است‌،  و  فرزندی  برای  خود  برنگزیده  است‌،  و  در  حکومت  و  مالکیّت  انبازی  نداشته  است‌،  و  همه  چیز  را  آفریده  است  و  آن  را  دقیقاً  اندازه‌گیری  و  کاملا  برآورده  کرده  است‌.  (‌مشرکان‌)  سوای  خدا،  معبودهائی  را  برگرفته‌اند  (‌و  به  پـرستش  اصنام  و  صواکب  و  اشخاصی  پرداخته‌اند)  که  چیزی  را  نمی‌آفرینند  و  بلکه  خودشان  آفریده‌هائی  بیش  نیستند،  و  مالک  سود  و  زیانی  برای  خود  نبوده‌،  و  بر  مرگ  و  زندگی  و  رستاخیر  اختیار  و  توانی  ندارند.

این  سرآغازی  است ‌که  به  موضوع  اصلی  سوره  اشاره  می‌نماید:  قرآن  از  جـانب  یزدان  اندک  اندک  نـازل  می‌گردد.  رسالت  اسلام  برای  جملگی  مردمان  ا‌ست‌.  خدا  یگانه  و  یکتا  است‌.  خدا  فرزند  و  انباز  ندارد.  خدا  مالک  سراسر  این  جهان  هستی  است‌.  این  جهان  هستی  با  حکمت  و  تدبیر  و  تقدیر  او  اداره  می‌شود...  با  وجود  همۀ  اینها  مشرکان  شرک  می‌ورزند،  و  افراد  مفتری  افتراء  می‌زنند،  و  ستیزه  گران  به  ستیزه‌گری  می‌پردازند،  و  گردن  افرازان  گردن  می‌افرازند!

)تبارك الذي نزل الفرقان على عبده ليكون للعالمين نذيرا). . 

والامقام  و  جاوید  کسی  است  که  فرقان‌،  (‌یعنی  جداسازندۀ  حق  از  باطل‌)  را  بر  بندۀ  خود  (‌محمّد)  نازل  کرده  است‌،  تا  این  که  جهانیان  را  (‌بدان‌)  بیم  دهد  (‌و  آن  را  به  گوش  ایشان  برساند

«تبارگ‌»  از  باب  تفاعل  برکت  است‌.  بیانگر کثرت  و  زیادت  برکت  و  رفعت  و  والائی  آن  است‌.  روند  قرآنی  واژۀ  بزرگوار  خدا  را  ذکر  نکرد٥  است‌،  و بلکه  به  اسـم  موصول  بسنده  نموده  است‌:

(الذي نزل الفرقان).

آن  کسی  که  فرقان  را  نازل  کرده  است‌.

این  کار  برای  اظهار  صله  و  آشکارا  نشـان  دادن  آن  در  این  مقام  است‌.  زیرا  موضوع  مورد  مجادلۀ  سوره،  صدق  رسالت  و  نزول  قرآن  است‌.

روند  سـوره  قرآن  را  فرقان  نامیده  است‌،  یعنی  جدا سازندۀ  حق