،  از  او  دلنوازی  و  غمزدائی  می‌کند:

(أرأيت من اتخذ إلهه هواه أفأنت تكون عليه وكيلا ? أم تحسب أن أكثرهم يسمعون أو يعقلون ? إن هم إلا كالأنعام , بل هم أضل سبيلا !). 

به  من  بگو،  آیا  کسـی  که  هوا  و  هوس  خود  را  معبود  خویش  می‌کند  (‌و  آرزو پرستی  را  جایگزین  خداپرستی  می‌سازد،  تا  آنجا  که  سنگهای  بی‌جانی  ر!  بر  می‏‎گزیند  و  به  دلخواه  می‌پرستد)  آیا  تو  وکیل  او  خواهـی  بود؟  (‌و  می‌توانی  او  را  از  هواپرستی  به  خداپرستی  برگردانی‌،  و  از  ضلالت  به  هدایت  بکشانی‌؟‌!)  آیا  گمان  می‌بری  که  بیشتر  آنان  (‌چنـان  که  باید)  می‌شنوند  یا  می‌فهمند؟  (‌نه‌!  آنان  تفکّر  و  تعقّل  بدارند)‌،  ایشـان  همچون  چهارپایان  هستند،  و  بلکه  گمراه ‌تر.(فرقان/43و44).

خدا  به  پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم  وعدۀ ‌کمک  و  یاری  در  پیکار  و  مجادله  و  مباحثه  می‌دهد:

(ولا يأتونك بمثل إلا جئناك بالحق وأحسن تفسيرا). 

) این کافران‌)  هیچ  مثالی  را  (‌به  عنوان  اعتراض  از  قرآن  و  رخنه  از  رسالت  و  دعوت  تو)  به  میان  نمی‌کشند،  مگر  این  که  ما  پاسخ  راست  و  درست  را،  و  بهترین  وجه  و  زیباترین  تبیین  و  تفسیر  را  به  تو  می‌نمایانیم  (‌و  بدین  وسیله  اعتراضات  واهی  ایشان  را  پاسخ  داده  وباطل  می‌گردانیم‌)‌.(‌فرقا‌ن‌/33)  

در  پایان  پیکار،  کشتارگاه‌ها  و  جایگاه‌های  نابودی  تکذیب‌کنندگان  پیشین  را  بدو  نشان  می‌دهد.از  حفله  به  اقوام  موسی‌،  نوح‌،  عاد،  ثمود،  اصحاب  الرّسّ‌،  و  اقوام  دیگری‌ که  در  قرون  مختلف  در  فاصلۀ  میان  آنان  بوده‌اند  و  نابود  گردیده‌اند  و  به  دیار  نیستی  رفته‌اند.

در  پایان  ذکر  این  اقوام‌،  فرجام  نابهنجار  و  ناگوار  ایشان  را  در  زنجیره‌ای  از  صحنه‌های  قیامت  نشان  می‌دهد:  

(الذين يحشرون على وجوههم إلى جهنم أولئك شر مكانا وأضل سبيلا).

کسانی  که  کشـان‌ کشان  بر  رخسـاره  به  سوی  دوزخ  

برده  می‌شوند  و  در  آن  گرد  آورده  می‌شوند،  آنان  بدترین  جایگاه  و  منحرف‌ترین  راه  را  دارند)  .فرقان/34(‌

(بل كذبوا بالساعة وأعتدنا لمن كذب بالساعة سعيرا . إذا رأتهم من مكان بعيد سمعوا لها تغيظا وزفيرا . وإذا ألقوا منها مكانا ضيقا مقرنين دعوا هنالك ثبورا . لا تدعوا اليوم ثبورا واحدا ادعوا ثبورا كثيرا).

این  حرفهائی  را  کـه  می‌زنند  همه  بهانه  است‌)‌.  واقع  قضیّه  این  است  که  آنان  قیامت  را  دروغ  می‌دانند،  و  مـا  برای  کسی  که  قیامت  را  دروغ  بداند  آتش  شعله‌ور  و  سوزانی  را  آماده  کرده‌ایم‌.  هنگامی  که  (‌این  آتش  فروزان  دوزخ‌)  ایشـان  را  از  دور  مـی‌بیند  (‌و آنان  چشمشان  بدان  می‌افتد)  صدای  خشم  آلود  و  جوش  و  خروش  آن  را  می‌شنوند.  هنگامی  که  ایشان‌،  با  غل  و  زنجیر،  به  مکان  تنگی  از  آتش  دوزخ  افکنده  می‌شوند،  در   آنجا  (‌واویلا  سر می‌دهند  و  )  مرگ  را  به  فریاد  می‌خوانند  (‌و  آرزوی  نابودی  میکنند ‌کنند)‌.  امروز  یک  بارنه‌،  بلکه  بارها  و  بارها  مرگ  را  به  آرزو  بخواهید  و  فریادش  دارید  (‌ولی  بدانید  که  دیگر  مرگی  وجود  ندارد،  و  خلاص  از  عذاب  و  نجات  از  عقابی  که  پیوسته  رو  به  افزایش  است‌،  غیر  ممکن  است ). (‌فرقان/11-14)    

(ويوم يعض الظالم على يديه يقول:يا ليتني اتخذت مع الرسول سبيلا . يا ويلتا ! ليتني لم أتخذ فلانا خليلا).

و  در  آن  روز  ستمکار  (‌کفر  پیشه‌)  هر  دو  دست  خویش  را  (‌از  شدّت  حسرت  و  ندامت‌)  بـه  دندان  می  گزد  و  می‌گوید:  ای  کاش‌!  با  رسـول  خدا  راه  (‌بهشت  را)  بـرمی‌گزیدم  (‌و  با  قافلۀ  انبیاء  به  سوی  خوشبختی  جاویدان  و  رضای  یزدان  سبحان  حرکت  می‌کردم‌.  ای  وای  من‌!  من‌،  بر  خود  چه  کردم‌؟‌)  ای  کاش‌!  من  فلانی  را  به  دوستی  نمی‌گرفتم‌!.(‌فرقان‌/27و28)  

خداوند  پیغمبر  را  دلداری  می‌دهد  به  این‌ که  صفت  او  بسان  صفت  همۀ پیغـبران  پیش  از  خود  است‌:

(وما أرسلنا قبلك من المرسلين إلا إنهم ليأكلون الطعام ويمشون في الأسواق).

ما  هیح  یک  از  پیغمبران  را  پیش  از  تو  نفرستاده‌ایم  مگر  این  که  (‌همۀ  آنان  از  جنس  بشر  بوده‌اند  و)  غذا  می خورده اند و در بازارها (برای معامله و تهیّه نیازمندیهای خود )راه می رفته اند. (فرقان/20)

(وكذلك جعلنا لكل نبي عدوا من المجرمين . وكفى بربك هاديا ونصيرا).

این گونه (که تو ای پیغمبر! با موضعگیری و عداوت سرسختانۀ این گروه روبرو شده ای همۀ پیغمبران در چنین شرائطی قرار داشته اند، و )برای هر پیغمبری گروهی از بزهکاران را دشمن ساخته ایم (که با او به مبارزه پرداخته و با مکتب و دعوتش مخالفت ورزیده اند امّا بدان که حقّ همیشه پیروز است، و تو هم تنها و بدون یاور نیستی، و خدا تو را به راه  پیروزی بر آنان راهنمائی می کند و یاریت می دهد ) و همین بس که خدای تو راهنما و یاور باشد.(فرقان/31

خدا پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را مکلّف و مو ظّف می فرماید که شکیبائی و پایداری کند، و با قرآنی که با خود دارد به جهاد کافران بپردازد، قرآنی که دارای دلائل روشن و براهین نیرومند و مؤثّر در ژرفای وجدان است:

(فلا تطع الكافرين وجاهدهم به جهادا كبيرا).

(در تبلیغ رسالت و دعوت به حقّ، استوار و کوشا باش و ) از کافران  اطاعت مکن (و به دنبال هوسها و خرافات ایشان مرو ) وبا ( اسلحۀ ) قرآن با آنان جهاد بزرگ ( و همه جانبۀ تبلیغاتی )را بیاغاز.(فرقان/52)

خدا پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را تشویق می کند و بر تحمّل سختیهای جهاد بر می انگیزد و از او می خواهد بر سرور خود توکّل داشته باشد:

(وتوكل علي الحي الذي لا يموت وسبح بحمده , وكفى به بذنوب عباده خبيرا ).

و ( در همۀ امور بر خداوندی تکیه کن که همیشه زنده است و هرگز نمی میرد و حمد و ثنای او را به جای بیاور (و بدان تو عهده دار ایمان یا کفر مردمان نیستی و خدا همگان را می پاید ) و  همین کافی است که خداوند از بندگانش آگاه  است (و هیچ گونه گناهی از دید او مخفی نم ماند).(فرقان/58)

بدین  منوال  و  بر  این  روال  این  سوره  به  جلو  می‌رود:  در  پرتوی  از  آن‌،  انس  و  الفت  بخشیدن  و  دلداری  و  غمزدائی ‌کردن  است  و  خدا  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم   خود  را  در  پناه  خویش  می‌گیرد.  در  پرتوی  از  آن‌،  رنجها  و  دردسرهای  مشرکان  به  پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم  یزدان‌،  نابود  ساختن  و  عذاب  رساندن  غافلان  از  سوی  یزدان  بزرگوار  سبحان  است‌.  تا  آن‌ گاه ‌که  سوره  به  پایان  خود  می‌رسد.  ناگهان  باد  ملایمی  وزان  می‌گردد  و  خوشی  و  خوشبوئی  و گل  و  ریحان‌،  و  آرامش  و  آمرزش  ایزد  جهان  در  می‌رسد...  و  چهرۀ بندگان  خداوند  مهربان  پدیدار  می‌گردد:

(عباد الرحمن). . (الذين يمشون على الأرض هونا , وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما . . .)

بندگان  (‌خوب  خدای‌)  رحمان  کسانیند  که  آرام  (‌و  بدون  غرور  و  تکبّر)  روی  زمین  راه  می  روند  (‌و  تواضع  در  حرکات  و  سکنات  ایشان  و  حتّی  در  