گر کناره ‌گیری  می‌کنند  و  می‌گریزند.

اینان  انـسانهائی  هـستند که  درباره  این  قرآن  بزرگ  می‌گویند:

 (إن هذا إلا إفك افتراه وأعانه عليه قوم آخرون).

این  (‌قرآن‌)  دروغی  بپش  نیست  که  خود  (‌محمّد)  آن  را  از  پیش  خود  به  هم  بافته  است  و  گروهی  او  را  در  این  کار  یاری  داده‌اند. (‌فرقان‌/4‌)  

 یا  اینکه  می گویند:

(أساطير الأولين اكتتبها فهي تملى عليه بكرة وأصيلا)

افسانه‌های  پیشینیان  است  که  (‌از  دیگران‌)  خواسته  است  آن  را  بـرایش  بنویسند،  و  چنین  افسـانه‌هایی  سحرگاهان  و  شامگاهان  بر  او  خوانده  می‌شود  (‌تا  آنها  را  حفظ  کشد  و  په  خاطر  سپارد)‌. (فرقان/5)

 اینان  انسانهائی  هستند که  درباره  محمّد  پیغـمبر  بزرگوار  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  می‌گویند:

(إن تتبعون إلا رجلا مسحورا).

شما  جز  از  یک  انسان  دیوانه  پیروی  نمی‌کنید.  (فرقان/8)

یا  تمسخرکنان  می‌گویند:

(أهذا الذي بعث الله رسولا ?!).

این  است  آن  کسی  که  خدا  او  را  به  عنوان  پیغمبر  فرستاده  !ست‌؟!(فرقان/41)

اینان‌ کسانیند که  بدین  گمراهی  بسنده  نمی‌کنند.  بلکه  دربارۀ  پروردگار  بزرگوارشان  نیز  پررویی و  بی‌ادبی  و  فسق  و  فجور  می‌کنند!:

(وإذا قيل لهم:اسجدوا للرحمن قالوا:وما الرحمن ? أنسجد لما تأمرنا ? وزادهم نفورا).

هنگامی  که  به  کافران  گفته  می‌شود:  برای  خداوند  رحمان  (‌که  سراسر  وجود  شما  غـرق  رحـمت  او  است‌،  کرنش  ببرید  و  )  سجده  کنید،  (‌از  روی  کبر  و  غرور  و  از  سر  استهزاء  و  تمسخـر)  می‌گویند:  رحمان  چه  چیز  است‌؟  (‌ما  که  او  را  نمی‌شناسیم  تا  برایش  سجده  برده  و  پـرستش  کنیم‌)‌.  آیا  ما  برای  چیزی  سجده  کنیم  (‌و  پرستش  نمائیم‌)  که  تو  به  ما  دستور  می‌دهی‌؟  (‌مگر  مـا  به  سخن  تو  گوش  فرا  می‌دهیم  و  فرمان  تو  را  می‌پذیریم‌؟‌!  امر  به  سجده  در  آن  بیماردلان  اثر  معکوس  می‌گذارد)  و  بر  نفرت  و  گریز  ایشان  (‌از  پذیرش  ایمان‌)  می‌افـزاید.(فرقان/60)

یا این ‌که  زحـمت  خود  می‌دهند  و  بر  رنج  دیگران  می‌افزایند: 

( لولا أنزل علينا الملائكة أو نرى ربنا).

چرا  فرشتگان  به  پیش  ما  نمی‌آیند  (‌تابر  صدق  رسالت  تو  گواهی  دهند؟‌)  یا  چرا  پروردگار  خود  را  نمی‌بینیم  (‌تا  خودش  در  برابرمان  ظاهر  و  به  مـا  بگوید  که  او  تو  را  فرستاده  است‌؟‌.(فرقان/21)

اینان  بسان  همان  کسانیند کـه  از  قدیم  بوده‌اند  و  از  روزگار  نوح  تا  خاتم  الانبیاء  با  پیغمبر  خود  همچون  موضعگیری‌ای  را  داشته‌اند  و  همین  کژراهه‌ای  را  در  پیش  گرفته‌اند...  هـمچون  مـردمانی  بر  انسان  بودن  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  نیز  اعتراض  داشته‌اند  وگفته‌اند:

(ما لهذا الرسول يأكل الطعام ويمشي في الأسواق ? لولا أنزل إليه ملك فيكون معه نذيرا !). 

این  چه  چیزی  است‌؟‌!  او  غذا  مـی‌خورد،  و  در  بازار  راه  می‌رود،  (‌نه  شیوۀ  فرشتگان  دارد،  و نه  روش  شاهان‌.  او  امتیازی  بر  دیگران  ندارد،  چر!  که  همچون  افـراد  عـادی  

نیاز  به  تغذیه  دارد،  در  بازارها  برای  کسب  و  تجارت  و  خرید  نیازمندیهای  خود  رفت  و  آمد  می‌کند)‌.  چرا  لااقل  فرشته‌ای  به  سوی  او  فرستاده  نشده  است  تا  (‌به  عنوان  گواه  صدق  دعوتش‌)  همراه  او  مردم  را  بیم  بدهد (‌و  در  امر  تبلیغ  رسالت  او  را  یاری  نماید  و  ما  هـم  ایـمان  بیاوریم‌؟‌!. (‌فرقان‌/‌٧)  

بر  اموال  و  دارایی  کم  او  نیز  اعتراض  دارند  و  می‌گویند: 

(أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنة يأكل منها).

 یا  این  که  گنجی  (‌از  آسمان‌)  په  سوی  او  انداخته  شود(‌تا  از  آن  خرج  و  انفاق  کند)  و  یا  این  که  باغی  داشته  باشد  که  آز  (‌میوه‌های‌)  آن  بخورد  (‌و  امرار معاش  کند)‌. (فرقان/8)

اینها  بر  شیوۀ  نزول  تدریجی  قرآن  نیز  اعتراض  دارند  و  می‌گویند:

(لولا نزل عليه القرآن جملة واحدة !).

چرا  قرآن  بر  او  یکجا  نازل  نمی‌شود؟  (‌و  چرا  آیات  آن  تدریجاً  و  با  فواصل  مختلف  زمانی  نازل  می‌گردد؟!).فرقان‌/32)

تازه  این  سخنان  نابخودانه‌،  افزون  بر  دروغ  نامیدن  و  تمسخرکردن  و  جفا  نمودن  و  تهمت  زدن  بزهکارانه است.

پیغمبر  یلّی الله علیه و آله و سلّم  در  مقابل  این  همه‌ گفتارها  و کردارها  ایستادگی  و  شکیبائی‌ کرد،  در  حالی‌ که  هیج  جاه  و  مقام  و  ثروف  و  اموالی  نداشت‌.  در  برابر پروردگارش  بای  از  گلیم  خود  درازتر  نکرد  و  چیزی  را  بدو  پیشنهاد  ننمود.  جز  این  چیزی  نکرد که  رو  به  خدایند  و  خشنودی  او  را  بخواهد،  و  به  چیزی  جز  این  توجه  ننماید  و  اهمّیّت ندهد:  

 (رب إلا يكن بك علي غضب فلا أبالي . لك العتبى حتى ترضى).

پروردگارا!  اگر  تو  بر  من  خشم  نگیری،  هر  چه  شود  مهمّ  نیست  و  نسبت  بدان  بی‌مبالات  خواهم  بـود.  شکایت  خویش  را  تنها  بـه  آستانۀ  تو  می‌آورم  تا  آن  گاه  که  خشنود  خواهی  شد.[1]

در  اینجا  و  درهمین  سوره‌،  پروردگارش  او  را  در  پناه  خود  می‌دارد،  و  بر  دردها  و  رنجهایش  مرهم  می‌نهد  و  او  را  ناز  می‌کند  و  غمهایش  را  می‌زداید،  و  سختی‌ها  و  گرفتاریهایی  را  بر  او  سبک  می‌دارد که  از  سوی  قوم  و  خویشانش  بدو  می‌رسد  و  از  سوء  ادب  و  ازگرنکشی  ایشان  می‏‎بیند،  و  مشاهده  می‌کند که  آنان  بر  آفریدگارشان  و  روزی ‌رسانشان  و  خالق  کـل  جهان  و  اداره  کننده  و  راه  برندۀ  سراسر کیهان  گردنکشی  و  سرکشی  می‌کنند!‌..  هر  چیزی  از  اینها  را که  بر  سر  او  بیاورند  هیچ‌ گونه ‌گناهی  متوجّه  او  نبوده  و  وی  مقصّر  نیست‌.

(ويعبدون من دون الله مالا ينفعهم ولا يضرهم وكان الكافر على ربه ظهيرا).

مشرکان  معبودهابی  جز  خدا  را  پرستش  می‌کنند  که  نه  سودی  به  آنان  می‌رسانند  و  نه  زیانی‌.  کافران  پـیوسته  در  راه  سرکشی  از  پروردگارشان  همدیگر  را  پشتیبانی  می‌کنند.(‌فرقان/‌55)  

(واتخذوا من دونه آلهة لا يخلقون شيئا وهم يخلقون , ولا يملكون لأنفسهم ضرا ولا نفعا ولا يملكون موتا ولا حياة ولا نشورا).

(مشرکان‌)  سوای  خدا،  معبودهایی  را  برگرفته‌اند  (‌و  به  پرستش  اصنام  و  کواکب  و  اشخاصی  پرداخته‌اند)  که  چیزی  را  نمی‌آفرییند  و  بلکه  خودشان  آقریده‌هایی  بیش  نیستند،  و  مالک  سود  و  زیانی  برای  خود  نبوده‌،  و  بر  مرگ  و  زندگی  و  رستاخیز  اختیار  و  توانائی  ندارند.  (فرقان/3)

(وإذا قيل لهم:اسجدوا للرحمن قالوا:وما الرحمن ?).

هنگامی  که  به  کافران  گفته  می‌شود:  بـرای  خداوند  رحمان  (‌که  سراسر  وجود  شما  غـرق  رحمت  او  است‌،  کرنش  ببرید  و  )‌سجده  کنید.  (‌از  روی  کبر  و  غرور  و  از  سر  استهزاء  و  تمسخر)  می‌گویند:  رحمان  چه  چیز  است‌؟  (‌مـا  که  او  را  نمی‌شناسیم  تا  برایش  سجده  برده  و  پرستش  کنیم‌)‌.(‌فرقان/60‌)  

خداوند  پیغمبرش  صلّی الله علیه و آله و سلّم  را  دلداری  می‌دهد،  و  با  به  تصویرکشیدن  سطح  پائین  و  پستی‌ که  تمسخرکنندگان  در  آن  غلت  می‌خورند