 را  مثل  می‌زند  که  یکی  از  آنان  گنگ  مادرزاد  است  و  بر  انجام  چیزی  توانائی  ندارد  و  سربار  صاحب  خود  بوده  و  به  هرجا  او  را  بفرستد  نفعی  نخواهد  داشت‌.  آیا  او  (‌که  کنگ  و  ناتوان  و  سربار  و  بیفائده  است‌)  برابر  با  کسی  است  که  (‌زبان‌ور  و  کارکن  و  نان‌آور  و  سراپا  خیر  و  برکت  است  و  مرتباً  دیگران  را)  به  عدل  و  داد  می‌خواند  و  در  جاده  صاف  و  راست  قرار  دارد  (‌و  دارای  روش  پسندیده  و  برنامه  درست  در  زندگی  است‌؟‌)‌.

مثال  اول  برگرفته  از  واقعیت  زندگی  ایشان  است‌.  آنان  بندگانی  داشتندکه  دارای  چیزی  نبودند  و  بر  چيزی  قدرت  نداشتند.  آنان  میان  بندگان  ناتوان  و  آقای  ملک  و  متصرف  برابری  نمی‌نهادند،  پس  چگونه  آقای  بندگان  و  مالک  اشان  را  باکسی  یا  چیزی  از  آن‌که  و  از  آنچه  آفریده  است  برابر  می‌نهند؟

مثال  دوم  مرد  لال  ضعیف‌کودنی  را  به  تصویر  می‌کشد  که  چیزی  نمی‌فهمد  وخیرو  خوبی  نمی‌آورد.  ومرد  نیرومند  سخنوری  را  به  تصویر  می‌زندکه  به  دادگری  دستور  می‌دهد،  و کارآ  و  فعال  است  و  راستای  راه  خیر  و  خوبي  را  در پیش  می‌گیرد  ...  هيچ شخص  خردمندی  این  و  آن  را  مساوی  نمی‌داند  و  برابر  نمی‌نهد.  پس  چگونه  ممکن  است  بتی  یا  سنگی  را  با  خداوند  سبحان  و  توانا  و  آگاه  و  به‌کار  نیک  دستوردهنده  و  به  راه  راست  رهنمودکننده‌،  مساوی  دانست  و  برابر  نهاد؟

با  این  دو  مثال‌،  مرحله‌ای  به  پایان  می‌آیدکه  آغاز  گردیده  بود  با  فرمان  یزدان  به  مردمان‌،  مبنی  بر  این‌که  دو  خدا  را  برنگیرند  و  نپرستند،  و  به  پایان  آمده  است  با  شگفت  ازکار  قومی‌که  دو  خدا  را  برمی‌گيرند  و می‌پرستند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]  ‌قران  معتقد  به  زوجیت  در  همه  چیز  است.  (‌مترجم  ...  نگـا:  رعد/‌٣،  ذاریات‌/49،  یس‌/36،  طه‌/‌53  ...)‌.
[2]  ‌کتاب‌:  «‌اسلام  و  طب  جدید»  تالیف‌:  دکتر  عبدالعزیز  اسماعیل‌. 
[3]  مراجعه  شود  به  کتاب  «‌التـصویر  الفنی  فـی‌القـرآن‌»  فـصل  «هماهنگی  هنری».<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:151.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:152.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:153.txt">قسمت سوم</a><a class="text" href="w:text:154.txt">قسمت چهارم</a></body></html>جزء  نوزدهم
سورۀ  فرقان‌،  سورۀ  شعرا  و  سورۀ  نمل  تا  آیۀ  ٥٨ 
سوره‌ي فرقان آيه‌ي 20-1
بسم  الله  الرحمن  الرحيم  
سورۀ فرقان  مکی  و  77  آیه  است  

تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيراً (1) الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً (2)‏ وَاتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرّاً وَلَا نَفْعاً وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُوراً (3) وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا إِفْكٌ افْتَرَاهُ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَدْ جَاؤُوا ظُلْماً وَزُوراً (4) وَقَالُوا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ اكْتَتَبَهَا فَهِيَ تُمْلَى عَلَيْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلاً (5) قُلْ أَنزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ إِنَّهُ كَانَ غَفُوراً رَّحِيماً (6) وَقَالُوا مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً (7) أَوْ يُلْقَى إِلَيْهِ كَنزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا وَقَالَ الظَّالِمُونَ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلاً مَّسْحُوراً (8) انظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلاً (9) تَبَارَكَ الَّذِي إِن شَاء جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِّن ذَلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَيَجْعَل لَّكَ قُصُوراً (10) بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَأَعْتَدْنَا لِمَن كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً (11)‏ إِذَا رَأَتْهُم مِّن مَّكَانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَهَا تَغَيُّظاً وَزَفِيراً (12) وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَكَاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِكَ ثُبُوراً (13) لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً وَاحِداً وَادْعُوا ثُبُوراً كَثِيراً (14) قُلْ أَذَلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَاء وَمَصِيراً (15) لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَاؤُونَ خَالِدِينَ كَانَ عَلَى رَبِّكَ وَعْداً مَسْؤُولاً (16) وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَؤُلَاء أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ (17) قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاء وَلَكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْماً بُوراً (18) فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفاً وَلَا نَصْراً وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَاباً كَبِيراً (19) وَما أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَيَمْشُونَ فِي الْأَسْوَاقِ وَجَعَلْنَا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَتَصْبِرُونَ وَكَانَ رَبُّكَ بَصِيراً (20)‏

این  سورۀ  مکّی‌،  سراسر  آن  به  گونه‌ای  جلوه‌گر  می‌آید  که  انگـار  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم   را  ناز  می‌کند  و  از  او  غمزدائی  مـی‌نماید،  و  او  را  اطمینان  می‌دهد و  نیرو  می‏بخشد،  در  آن  حال ‌که  با  مشرکان  قریش  رویاروی  گردیده  است‌،  و  با دشمنانگی‌،  گردنکشی‌،  اذیّت  و  آزار،  و  ستیزه ‌گری  نادرست  ایشان  روبرو  شده  است‌،  و دیده  است‌ که  آنان  بر  سر  راه  هدایت  ایستاده‌اند  و  سد  و  مانع  فرا  راه  هدایت  داشته‌اند.

این  سوره  در  نگاه  گذرای  دیگـری  انس  و  الفت  دادن  لطیف  و  ظریفی  را  به  تصویر  می‌کشد که  خدا  بنده  و  پیغمـرش  صلّی الله علیه و آله و سلّم  را  با  آن  احاطه  می‌کند.  انگـار  آرام  آرام  بر  دردهایش  مرهم  می‌نهد،  و  رنجهایش  را  دست  می‌کشد  و  می‌زداید،  و  دلـش  را  نوازش  می دهد،  و  بر آن  باران  یقین  و  اطمینان  ریزان‌،  و  از  نسیمهای  عـنایت  و  رعایت  و  لطف  و  محبت  وزان  می‌کند.

این  سوره  در  نگاه‌ گذرای  دیگری  پیکار  سختی  را  به  تصویر  می‏‎كشد ،  پیکار  سختی  با  انسـانهای  گمراه  و  خدانشناس  و  دشمن  خدا  و  پیغمبر.  آن  انسـانهایی‌ که  سخت  به  ستیره‌گری  می‌پردازند،  و  سرکشی  و  چموشی  می‌آغازند،  و  ستــگرانه  اذیّت  و  آزا‌ر  می‌رسانند،  و  از  هدایت  واضح  و  روشن  و  روشن