لأعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» ٠

(‌خداوند)  از  میوه‌های  درحتان  خرما  و  انگور،  (‌غذای  پربرکتی  نصیب  شما  می‌سازد  که  گاه  ان  را  به  صورت  زیانباری  درمیآورید  و  از ان‌)  شراب  درست  می‌کنید  و  (‌گاه‌)  رزق  پاک  و  پاکیزه  از  آن  می‏گیرید.  بی‏گمان  در  این  (‌گردآوری  دو  و  چند  خاصیت  و  قابلیت  در  میوه‌ها)  نشانه‌ای  (‌از  قدرت  آفریدگار)  برای  کسانی  است  که  از  عقل  و  خرد  سود  می‏‎گیرند.

این  میوه‌هائی  که  از  حیاتی  برمی‌دمند  که  اب  ریزان  از  آسمان  چنان  حیاتی  را  پدیدار  و  پراکنده  کرده  است‌،  از  ان  میوه‌ها  شراب  درست  می‌کنید  -  شراب  همان  می  است‌که  تا  ان  وقت  حرام  نبوده  است  -  و  رزق  و  روزی  پاکیزه  از  انها  می‌گیرید.  نص  قرانی  اشاره  دارد  به  این  که  رزق  حسن‌،  یعنی  روزی  خوب  جدای  از  می  است  و  می  رزق  حسن  و  روزی  خوب  نیست‌.  این  بخش  از  ایه  پیش‌درامدی  برای  دستور  تحریم  می است  که  بعدها  صادرگردیده  است‌،  و  از  واقعیت  زندگی  در  ان  زمان  صحبت  می‌کند.  در  ان  زمان  مردمان  از  میوه‌های  درختان  خرما  و  انگور  می  درست  می‌کردند.  این  بخش  نصی  برای  حلال  کردن  می  نیست‌.  بلکه  دیباچه  تحریم مي است‌.

«  إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ» ٠

بی‏گمان  در  این  (گردآوری  دو  و  چند  خاصیت  و  قابلیت  در  میوه‌ها)  نشانه‌ای  (‌از  قدرت  آفریدگار)  برای  کسانی  است  که  از  عقل  و  خرد  سود  می‏‎گیرند.

کسانی‌که  از  عقل  و  خرد  استفاده  بکنند  می‌فهمند  کسی  که  این  رزق  و  روزی  را  می‌سازد،  او  سزاوار  پرستش است  و  او  خدا  است‌.

« وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ثُمَّ كُلِي مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلا يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»

پروردگارت  به  زنبوران  عسل  (‌راه  زندگی  و  طرز  معیشت  را)  الهام  کرد  (‌و  بدانگونه  که  تنها  خود  می‌داند  به  دلشان  انداخت‌)  که  از  کوه‌ها  و  درختها  و  داربستهائی  که  مردمان  می‌سازند،  خانه‌هائی  پرگزینند.  سپس  (‌ما  به  آنها  الهام  کردیم  که‌)  از  همه  میوه‌ها  بخورید  و  راه‌هائی  را  بپیمائید  که  خدا  برای  شما  تعیين  کرده  است  و  کاملا  (‌دقیق  و)  در  اختیارند.  از  درون  زنبور  عسل‌،  مایعی  بیرون  می‌تراود  که  رنگهای  مختلفی  دارد.  در  این  (‌مایع  رنکارنگ‌)  بهبودی  مردمان  نهفته  است‌.  بی‏گمان  در  این  (‌برنامه  زندگی  زنبوران  عسل  و  ارمغانی  که  آنها  به  انسانها  تقدیم  می‌دارند  که  هم  غذا  و  هم  شفا  است‌)  نشانه  روشنی  (‌از  عظمت  و  قدرت  پروردکار)  است  برای  کسانی  که  (‌درباره  پدیده‌ها)  می‌اندیشند  (‌و  رازهاو  رمزهای  زندگی  آفریدگان  از  جمله  جانوران  را  پیش  چشم  می‌دارند)‌.

زنبوران  عسل  در  پرتو  الهام  فطرتی‌کار  می‌کنند  که  آفریدگار  در  آنها  به  ودیعت  نهاده  است‌.  الهام  نیز  نوعی  وحی  است‌که  زنبوران  عسل  به  مقتضی  آن‌کار  می‌کنند.  زنبوران  عسل  با  دقت  سرسام‌آوری‌کار  می‌کنندکه  خرد  اندیشمند  از  آن  ناتوان  است‌،  چه  درکار  ساختمان‌سازی  کندوها،  و  چه  در  تقسیم‌کار  در  میان  خود،  و  چه  در  شیوه  تولید  عسل  پالوده  و  پاکیزه‌.

زنبوران  عسل  برابر  فطرت  خود  خانه‌های  خویش  را  تهیه  می‏بینند.  درکوه‌ها  و  بر  روی  درختان  و  در  داربستهائی‌که  مردمان  برای  درختان  انگور  و  غیره  می‌سازند.  خداوند  راه  زندگی  را  برای  زنبوران  عسل  ساده  و  آسان‌کرده  است  به  وسیله  چیزی‌که  در  فطرت  آنها  به  ودیعت  نهاده  است  و  به  وسیله  هماهنگی  و  توافقی  که  در  سرشت  جهان  پیرامون  آنها  پدیدارکرده  است‌.  نص  قرآنی  بیان  می‌داردکه  در  عسل  شفا  و  بهبودی  مردمان  نهفته  است‌.  این  شفا  و  بهبودی  را  برخی  از  متخصصان  علوم  پزشکی  شرح  و  بسط  داده‌اند،  شرح  و  بسطی‌که  اهل  فن  از  آن  آگاهی  دارند.[2]  چون  این  امر  در  قرآن  به  صراحت  آمده  است  ثابت  است‌.  مسلمان  باید  بدین  امر  معتقد  باشد  با  استناد  به  حق‌ کلّی‌ای‌ که  در  کتاب  خدا  ثابت  است‌،  و  همچنین  با  استناد  به  روایت  از  پیغمبر  خدا  (ص)‌در  این  زمینه‌.

بخاری  و  مسلم  از  ابوسعید  خدری  روایت  کرده‌اندکه  گفته  است‌:  مردی  به  خدمت  پیغمبر  خدا  (ص)آمد  و  گفت‌:

برادرم  به  اسهال  مبتلا  است‌.  پیغمبر  خدا  صلي الله عليه و آله و سلم  بدو  فرمود:
( إ‌سقِهِ  عَسَلاً)‌.
عسل  بدو  بدهید.
آن  مرد  رفت  و  عسل  به  برادرش  داد.  سپس  بیامد  و  گفت‌:  ای  پیغمبر  خدا  صلي الله عليه و آله و سلم  برادرم  عسل  دادم‌.  جز  بر  اسهالش  نیفزود.  فرمود:
(إذهَب ‌فَا‌سِقِه  عَسَلاً)‌.
برو  بدو  غسل  بده‌.
آن  مرد  رفت  و  عسل  به  برادر  خود  داد.  باز  هم  آن  مرد  برگشت  وگفت‌:  ای  پیغمبر  خدا  صلي الله عليه و آله و سلم  به  برادرم  غسل  دادم‌.  جز  بر  اسهالش  نیفزود.  فرمود:
(‌صدق  الله  وکذب  بطن  اخيک  إذهَب ‌فَا‌سِقِه  عَسَلاً)  ٠
خدا  راست  فرموده  است  و  شکم  برادرت  دروغ  گفته  است‌.  برو  بدو  عسل  بده.
آن  مرد  رفت  و  به  برادرش  عسل  داد،  و  شفا  پیداکرد.

انچه  ما  را  در  این  روایت  خوشحال  می‌کند،  یقین  پیغمبر صلي الله عليه و آله و سلم  است‌.  در  برابر  واقعیت  عملی  اسهال  آن  مرد،  هر  زمان‌که  عسل  را  به  برادرش  داده  است‌.  این  یقین  هم  سرانجام  واقعیت  ان  را  تصدیق  نموده  است‌.  لازم  است  یقین  مسلمان  در  هر  مساله‌ای  و  در  هر  حقیقتی‌که  درکتاب  خدا  قران  امده  است  این  چنین  باشد،  هرچندکه  ظاهر  امری‌که  بدان  واقعیت  می‌گویند  مخالف  ان  قضيه  یا  ان  حقیقت  باشد.  چون  واقعیت  عاقبت  برمی‏گردد  و  ان  قضیه  یا  ان  حقیقت  را  تصدیق  ميكند.

در  اینجا  در  برابر  پدیده  هماهنگی  موجود  در  عرضه  این  نعمتها  می‌ايستیم‌:  نازل‌کردن  اب  از  اسمان‌،  و  بیرون  اوردن  شیر  از  میان  تفاله  و  خون‌،  وگرفتن  شراب  و  روزی  خوب  از  میوه‌های  درختان  خرما  و  انگور،  و  پدید  اوردن  عسل  از  شکمهای  زنبوران  عسل  ...  همه  اینها  نوشیدنی  هستند  و  از  اجسامی  خارج  می‌گردندکه  در  شکل  مخالف  با  یکدیگرند.  از  ا‌نجاکه  فضای  بحث  فضای  نوشیدنیها  است‌،  از  بهره‌های  چهارپایان  تنها  شیر  را  در  این  جولانگاه  ذکرکرد٥  است‌،  تا  میان  مفردات  سراسر  صحنه  هماهنگی  و  همنوائی  باشد.  در  درس  بعدی  خواهیم  دیدکه  در  روند  قرانی  از  پوستها  و  پشمها  وکرکهای  چهارپایان  نیز  سخن  رفته  است‌،  چون  فضای  بحث  در  انجا  فضای  لانه‌ها  و  خانه‌ها  و  پیراهنها  است  و  مناسبت  داردکه‌گوشه‌ای  از  بهره‌های  چهارپا