فت‌:  ای  ابوالقاسم‌!  بدان ‌گـونه  که  مسـلمانان  همدیگر  را  به  نام  یا  با کنیه  مخاطب  قـرار  می‌دهند  و  فریاد  می‌زنند.  بلکه  باید  با  احترامی  که  خدا  برای  او  قائل  شده  است‌،  وی  را  خواند  و گفت‌:  ای  پیغمبر  خدا!  ا‌ی  فرستادۀ  خدا!

(لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا). . 

( ای مؤمنان‌!)  دعوت  پیغمبر  را  در  میان  خویش  (‌برای  اجتماع  و  شرکت  در  کارهای  مهمّ‌)  همسان  دعوت  برخی  ار  خود  بشمار  بیاورید  (‌چرا  که  فرمانش  فرمان  خدا  و  دعوتش  دعوت  پروردگار  است‌).

لازم  است  دلها  از  احترام  و  بـزرگداشت  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  لبریز  شود،  تا  دلها  هر  واژه‌ای  و  هر  سخنی  و  هر  رهنمودی  از  واژه‌ها  و  سخنها  و  رهنمودهای  او  را  مهمّ  و  عظیم  بـشمارد  و  با  احترام  تلقی ‌کند.  این  هم  یک  نگرش  ضروری  است‌.  چه  لازم  است  مربّی  دارای  وقار  باشد،  و  رهبر  و  پیشوا  دارای  هیبت  و  حشمت  باشد.  فرق  است  میان  این‌ که  مربّی  و  رهبر  و  پیشوا  دارای  وقار  و  هیبت  و  حشمت  باشند،  و  میان  این ‌که  آنان  متواضع  و  آرام  بوده  و  نرمش  داشته  بـاشند،  و  در نتیجه  دیگران  فراموش  بکنند که  او  مربّی  و  رهبر  و  پیشوا‌ی  ایشان  است  و  ا‌و  را  صدا  بزنند  بدان‌ گونه ‌که  همدیگر  را  صـدا  می‌زنند  ...  لازم  است  منزلت  و  مکانت  مربّی  و  رهبر  و  پیشوا  در  دل  و  درون‌ کسانی  محفوظ  و  مصون  بماندکه  ایشان  را  تربیت  و  رهبری  و  پیشوائی  می‌کنند،  تا  بدین  وسیله  در  ژرفای  درونشان  بزرگی  و  سترگی  مربّی  و  رهبر  و  پیشوا  در  اوج  خود  بماند،  و  مردمان  شرم  و  حیا  بکنند  از  این که  از  حدود  و  ثغور  احترام  و  تعظیم  ایشان  کوتاهی  و  تخطّی  نمایند.

سپس  روند  قرآنی  منافقانی  را  برحذر  مـی‌دا‌رد  و  بیم  می‌دهد که  خود  را  می‌دزدند  و  بدون  اجازه  می‌روند،  و  برخی  به  برخی  پناه  می برند،  و  بعضی  با  بعضی  سازش  می‌کنند  ...  چشم  خدا  ایشان  را  می‌پاید  و  می‌بیند  اگر  هم  چشم  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  ایشان  را  نپاید  و  نبیند:

(قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِوَاذًا).

خداوند  آگاه  از  کسانی  است  که  در  میان  شما  خویشتن  را  می‌دزدند  و  پشت  سر  دیگران  خود  را  پنهان  می‌دارند  (‌تا  پیغمبر  آنان  را  نبیند  و  از  انـصراف  و  گریز  ایشان  نپرسد  و  کاری  بدانان  حواله  نکند(.

این  تعبیر،  تعبیری  است  که  حرکت  جای  خالی  کردن  و  خود  را  دزدیدن  و  با  پرهیز  و  حذر  از  مجلس  در  رفتن  را  به  تصویر  می‌کشد،  و  ترسوئی  رویاروئی  در  آن  مجسّم  و  برجسته‌،  پدیدار  و  نمودار  می‌شود،  و  خواری  حرکت  و  احساس  همزمان  و  همگام  با  آن‌،  در  درونها  جلوه‌گر  و  آشکار  می‌گردد:

(فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ) (٦٣)

آنان  که  با  فرمان  او  مخالفت  می‌کنند،  باید  از  این  بترسند  کـه  بلائی  (‌در  بـرابـر  عصیانی  کـه  می‌ورزند)  گریبانگیرشان  گردد،  یـا  این  کـه  عذاب  دردناکی  دچارشان  شود  (‌اعم  از  قحطی  و  زلزله  و  دیگر  مصائب  دنیوی‌،  و  دوزخ  و  دیگر  شکنجه‌های  آخروی‌(.

تهدید  و  بیم  هراس ‌انگیزی  است‌.  برحذر  داشتن  بیمناکی  است  ...  پس  آنان‌ که  با  فرمان  او  مخالفت  می‌کنند،  و  از  برنامه‌ای  غیر  از  برنامۀ  او  پیروی  می‌کنند،  و  خویشتن  را  از  صف  مسلمانان  برای  سود  بردن  یا  از  زیان  دور  نگاهداشتن  می‌دزدند،  باید  بترسند  و  بر حذر  باشند  از  این‌ که  فتنه  و  بلائی  بدیشان  برسد که  معیارها  و  مقیاسها  در  آن  پریشان  شود  و  به  هم  بخورد،  و  ظم  و  نظامها  در  آن  مختل‌ّ گردد.  درنتیجه  حقّ  با  باطل  بیامیزد،  و  پاک  آمیزۀ  ناپاک  بشود،  و  امور  و  شؤون  مردمان  و  زندگی  ایشان  تباهی ‌گیرد،  و کسی  بر  خود  ایمن  نگردد،  کسی  در  حدّ  و  مرز  خویش  نماند،  و  در  آن  خوب  از  بد  جدا  و  متمایز  نشود  ...  این  چـنین  دوره‌ای  از  زمان‌،  دورۀ  بدبخت  همگان  خواهد  بود:

(أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ) (٦٣)

یا  این  که  عذاب  دردناکی  دچارشان  شود.

عذاب  دردناکی  در  دنیا  یـا  در  آخـرت  گریبانگیرشان  گردد،  به  عنوان‌ کیفر  مخالفت  از  فرمان  خدا، و  مخالفت  با  برنامه‌ای ‌که  خدا  آن  را  برای  زندگی  می‌پسندد  و  از  آن  خشنود  است‌.

این  تهدید  و  بیم  به  پایان  می‌آید.  همراه  با  آن  همۀ  سوره  پایان  می ‌پذیرد  با  توجّه  دادن  دلهای  با  ایمان  و  دلهای  منحرف  به  این ‌که  خدا  مطّلع  بر  آنها  است‌،  و  مراقب  اعمال  آنها  است‌.  مطّلع  و  آگاه  از  هر  آن  چیزی  است ‌که  دلها  در  ژرفاهای  خود  نهان  و  پنهان  می‌دارند.

(أَلا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) (٦٤)

هـان‌!  (‌ای  مردمان‌!)  آثحه  در  آسمانها  و  زمین  است  متعلّق  به  خدا  است‌.  او  آگاه  است  از  آنچه  شما  (‌هـم  اینک‌)  بر  آن  هستید  (‌و  چه  نوع  عقیده  و  هدف  و  روشی  دارید)  و  آگاه  است  از  آن  روزی  که  انسانها  در  آن  به  سوی  او  باز می‌گردند،  و  ایشان  را  ار  اعمالی  که  انجام  داده‌اند  آگاه  می‌سازد  (‌و  جزا  و  سزا  و  پاداش  و  پادافره  کردار  و  رفتار  و  گفتارشان  را  می‌دهد)  و  خداونـد  از  هر  چیزی  آگاه  است  (‌و  احوال  و  اوضاع  و  موافقت  و  مخالفت  و  اخلاص  و  نفاق  کسی  بر  او  پنهان  نمی‌ماند).

*
بدین‌گونه  با  متوجّه ‌کردن  دلها  و  چشمها  به  خدا،  و  با  یادآوری  ترس  و  هراس  و  تقوا  و  پرهیـزگاری  بدانها،  این  سوره  به  پایان  می‌آید.  این  هم  واپسین  ضمانت‌،  و  پاسبان  واقعی  اوامر  و  نواهی  است‌.  این  هـم  اخلاق  و  آدابی  است ‌که  یزدان  جهان  در  این  سـوره  آنـها  را  بر  مردمان  واجپ  فرموده  است‌،  و  هـمۀ  آنها  را  یکسان  و  برابر  نموده  است‌.

*
پایان جزء هیجدهم
به  دنبال  آن  جزء  نوزدهم  قرار گرفته  است ‌که  با  سوره  فرقان  آغاز  می‌گردد.[2]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] شافعی آن را روایت‌ کرده است‌، و در یکی از دو گفتار خود راجع‌ به مکاتبۀ با برده‌، بدان استناد  نموده است‌.
[2] جزء هیجدهم قرآن بـا یک چـهارم سورۀ فرقان (‌آیۀ 20) به پایان می‌آید. و لیکن چون سورۀ فـرقان  دارای وحدت موضوع است‌، ترجیح دادم جرء هیجدهم را در اینجا به پایان ببرم تا سورۀ فرقان با  توفیق یزدان در جزء نوزدهم به تمام و کمال ذکر شود.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:150.xml">سوره‌ي فرقان آيه‌ي 20-1</a><a class="folder" href="w:html:155.xml">سوره‌ي فرقان آيه‌ي 44-21</a><a class="folder" href="w:html:160.xml">سوره‌ي فرقان آيه‌ي 62-45</a><a class="folder" href="w:html:164.xml">سوره‌ي فرقان آيه‌ي 77-63</a></body></html>« وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَ