 عمّه‌ها،  دائیها،  خاله‌ها،  و  ...  ذکر  می‌شود.  به  این  خویشاوندیها  گنجور  و  نگاهبان  دارائی  شخص  افزوده  می‌شود.  او  هم  می‌تواند  منصفانه  و  معمولی  از  خانه‌هائی  بخورد که ‌کلیدهای  آنها  را  در  دست  دارد،  ولی  نباید  بیش  از  حدّ  نیاز  خوراک  خود  بخورد.  بدین  خانه‌ها،  خانه‌های  دوستان  ملحق  می‌گردد،  تا  رابطۀ  دوستان  به  رابطه  خویشاوندان  بپیوندد،  زمانی  که  اذّیت  و  آزاری  و  ضرر  و  زیـانی  در  میان  نباشد.  دوستان  خوشحال  می‌شوند که  در  خانه‌های  دوستان  ـود  بدون  اجازه  از  خوراک  ایشان  بخورند.

روند  قراآ‌نی  وقتی ‌که  از  ذکر  خانه‌هائی  می‌پردازد که  خوردن  از  خوراک  آنها  جائز  است‌،  روشن  می دارد  حالتی  را که  بدان گونه  می‌توان  خوراک  خورد:  .  

(لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا ).

بر شما  گناهی نیست  که به  طور  دسته  جمعی  و یا  جداگانه  خوراک  تناول  نمائید.

عادت  برخیها در جاهلیت  چنین  بودکه  به  طور  فردی  خوراک  نخورند  و  تنهائی  بر  سفره  ننشینند.  اگر کسانی  را  نمی‌یافتند که  با  ایشان  بر  سر  سفره  بنشینند  و  با  ایشان  دمخـور  شوند،  از  خوردن  دست  می‌کشیدند  و  لب  بـه  طعام  نمی‌زدند!  یزدان  این  سختگیری  توانفرسا  و  رنج‌افزا  را  از  مردمان  برطرف  فرمود،  و کار  را  به  سادگی  خود  برگرداند،  وگره  و  تکلّف  را  از  آن  دور کرد،  و  آزاد  فرمود که  تنهائی  یا گروهی  خوراک  بخورند،  و  تغذیۀ  انفرادی  یا  اجتماعی  را  مباح  اعلام  نمود.

پس  از  این‌ که  روند  قرآنی  حالتی  را  به پایان  می‌برد که  بدان‌ گو‌نه  باید  طعام  خوردن  صورت  بگیرد،  به  آداب  و  رسوم  وارد  شدن  به  خانه‌هائی  می‌پردازد  که  در  آنجاها  خوراک  خورده  می‌شود:

(فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً).

هر  وقت  داخل  خانه‌هائی  شدید  بر  همدیگر  سلام  کنید،  سلام  پر برکت  (‌و  لبریز  از  خیر  و  ثواب  فراوان‌،  و  تقویت‌کنندۀ  پیوند  موجود  میان  دلهای  مردمان‌،  و  درود)  پاکی  که  به  فرمان  خدا  مقرّر  است  (‌و  موجب  صفا  و  صمیمیّت  می‌گردد(.

این  هم  تعبیر  زیبا  و  دل‌انگیزی  است  دربارۀ  نیروی  رابطه  موجود  در  میان  افراد  مذکور  در  آیه‌.  کسی ‌که  از  آنان  سلام  کند  بر  خویشاوند  خود  یا  دوست  خود،  در اصل  بر  خوشتن  سلام  می‌کند.  سلام  و  درودی‌ کـه  می‌دهد،  سلام  و  درودی  است  از  سوی  خدا.  آن  رحمتی  را  دربر  دارد که  نسیم  آن  از  آستانۀ  قدس  الهی  می‌وزد،  و  آن  عطری‌ که  به ‌مشام  می‌رسد  از گل  بوستان  خداوندی  است‌.  میان  ایشان  پیوند  محکمی  برقرار  می‌سازد  که  اصلاً گسیختن  ندارد.بدین  منوال  و  بر  این  روال  میان  دلهای  مؤمنان  و  پروردگارشان  در  هر کار کوچ  و  بزرگی  ارتباط  برقرار  می‌سازد.
(كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ) (٦١)

این  گونه  (‌کافی  و  وافی  و  واضح‌)  خداوند  آیه‌ها(‌ی  احکام  مــکمه  و  شرائع  مبرمۀ  خود)  را  برایتان  توضیح  می‌دهد  و  تبیین  می‌کند  تا  این  که  (‌بییدیشید  و  در  پرتو  خرد،  احکام  و  مواعظ  مندرج  در  آیات  را)  بفهمید  (‌و  بدانها  عمل  کنید(.

حکمت  و  فلسفه  و  تقدیر  و  تعبیری  را  درک  و  فهم  می‌کنید که  در  برنامۀ  الهی  است‌.
*روند  قرآنی  از  نـظم  و  نظام  بخشیدن  روابط  خویشاوندان  و  دوستان  منتقل  می‌شود  به  نظم  و  نظام  بخشیدن  به  روابط  اهالی  خانوادۀ  بزرگ،  خـانوادۀ  مسلمانان  ...  سخن  از  رئیس  و  سردار  ایشان  محمّد  پیغمبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  مـی‌زند،  و  به  آداب  و  رسوم  مسلمانان  در  مجلس  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم  می‌پردازد:

(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُولَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٦٢) لا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (٦٣) أَلا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) (٦٤)

مؤمنان  واقعی  کسانی  هستن  که  به  خدا  و  پیغمبرش  ایمان  دارند  و  هنگامی  که  در  کار  مهمّی  (‌چون  جهاد)  با  او  باشند،  بدون  اجازۀ  وی  (‌به  جائی‌)  نمی‌روند،  (‌و  تک  و  تنها  رهایش  نمی‌کنند)‌.  کسانی  که  از  تو  اجازه  می‏‎گیرند  آنان  واقعاً  به  خدا  و  پیغمبرش  ایمان  دارند.  پس  هرگاه  از  تو  برای  انجام  بعضی  از  کارهای  خود  اجازه  خواستند،  به  هرکس  از  ایشان  که  می‌خواهی  (‌و  صلاح  می‌بینی‌)  اجازه  بده‌،  و  از  خدا  برای  آنان  آمرزش  بخواه‌.  بی‏گمان  خدا  بخشایشگر  و  مهربان  است  (‌و  با  مغفرت  و  رحمت  خود،  اجازه  خواستن  و  به  دنبال  مصالح  خویش  رفتن  ایشان  را  که  نوعی  قصور  در  چنین  اوقات  بشمار  است  می‌بخشد.  ای  مومنان‌!)  دعوت  پیغمبر  را  در  میان خویش  (‌برای  اجتماع  و  شرکت  در  کارهای  مهم‌ّ)  همسان  دعوت  برخی  از  خود  بشمار  نیاورید  (‌چرا  که  فرمانش  فرمان  خدا  و  دعوتش  دعوت  پروردگار  است‌)‌.  خداوند  آگاه  از  کسانی  است  که  در  میان  شما  خویشتن  را  می‌دزدند  و  پشت  سر  دیگران  خود  را  پنهان  می‌دارند  (‌تا  پیغمبر  آنان  را  نبیند  و  از  انصراف  و  گریز  ایشان  نپرسد  و  کاری  بدانان  حواله  نکند)‌.  آنان  که  با  فرمان  او  مخالفت  می‏‎کنند،  باید  از  این  بترسند  که  بلائی  (‌در  برابر  عصیانی  که  می‌ورزنذ)  گریبانگیرشان  گردد،  یا  این  که  عذاب  دردناکی  دچارشان  شود  (‌اعم  از  قحطی  و  زلزله  و  دیگر  مصائب  دنیوی‌،  و  دوزخ  و  دیگر  شکنجه‌های  اخروی‌)‌.  هان‌!  (‌ای  مردمان‌!)  آنچه  در  آسمانها  و  زمین  است  متعلّق  به  خدا  است‌.  او  آگاه  است  از  آنچه  شما  (‌هم  اینک‌)  بر  آن  هستید  (‌و  چه  نوع  عقیده  و  هدف  و  روشـی  دارید)  و  آگاه  است  از  آن  روزی  که  انسانها  در  آن  بـه  سوی  او  باز می‌گردند،  و  ایشان  را  از  اعمالی  که  انجام  داده‌اند  آگاه  می‌سازد  (‌و  جزا  و  سزا  و  پاداش  و  پادافره  کردار  و  رفتار  و  گفتارشان  را  می‌دهد)  و  خداوند  از  هر  چیزی  آگاه  است  (‌و  احوال  و  اوضاع  و  مـوافقت  و  مخالفت  