ْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللاتِي لا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (٦٠)

زنان  از  کار  افتاده‌ای  که  (‌به  سنّ  و  سال  نازائی  رسیده‌اند و بر اثر  سالخوردگی  جاذبۀ  جنسی  را  کاملاً  از  دست  داده‌اند  و)  میل  به  ازدواج  (‌با  مردان‌،  و  مردان  نیز  رغبت  به  ازدواج  با  آنان  را)  ندارند،  اگر  لباسهای  (‌حفظ  حجاب  مذکور  در  سورۀ  نور  آیۀ  ٣١،  و  سورۀ  احزاب  آیۀ  ٥٩)  خود  را  از  تن  به  در  آورند  (‌و  با  جامه‌های  معمولی  با  دیگران  معاشرت  کنند)  گناهی  بر  آنان  نیست  (‌چرا  که  به  علّت  فرتوت  بودن  و  کهنسال  شدن‌،  همچون  دختران  نابالغ  کشته‌اند)  در  صورتی  که  (‌هدف  آنان  خودآرائی  و  نمایش  وسـائل  آرایش  در  برابر  مـردم  نبوده  و  به  بهانۀ  برداشتن  لباس  حجاب‌)  زینت  را  نشان  ندهند.  (‌با  همۀ  این  احوال‌،  چون  پیران  سرمشق  جوانان  هســتند)  اگر  عفّت  را  رعایت  کنند  (‌و  خویشتن  را  بپوشانند)  برای  ایشان  بهتر  است‌،  و  خداوند  شنوا  و  دانا  است  (‌و  لذا  آنچه  را  می‏‎گویند  می‌شنود،  و  آنچه  را  در  دل  دارند  و  در  سر  می‌پرورانند  می‌داند).

گناهی  بر  این  چنین  زنان  پیر  و  فرتوتی  نیست  اگر  جامه‌های  رویین  را  بیرون  بیاورند،  بدان  شرط  که  شرمگاه‌هایشان  پیدا  نشـود  و  زینت  و  جمال  خود  را  ننمایانند،  یعنی  قصد  جلوه‌گری  و  خودنمائی  نـداشته  باشند.  برای  همـون  زنانی  بهتر  این  است ‌که  با جامه‌های  رویین‌ گشاد  خود  را بپوشند.  این  امر  عفّت  پیشه ‌کردن  نامیده  شده  است‌.  چون  ایـن  کار  موجب  پاکدامنی  و  ترجیح  عفّت  است‌.  نباید  فراموش  کرد که  میان  خارج  شدن  از حشمت  و  خودآرائی  و  نشان  دادن  زینت  و  جمال‌،  و  میان  فتنه  و  آشوب  ارتباط‌،  و  مـیان  رعایب  حجاب  و  میان  عفّت  پیوند  است  ...  این  هم  برابر  نظریّۀ  اسلام  است‌،  نظریّه‌ای  که  می‌گوید  بهترین  راه  حفظ  عفّت  و  رعایت  پاکدامنی‌،  کم‌ کردن  فرصتهای  گمراهی‌،  و  سدّ  و  مانع  ا‌یجاد کردن  میان  محرّکها  و  میان  مردمان  !ست‌.

(وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ) (٦٠)

خدا  شنوا  و  دانا  است‌.

خداوند  می‌شنود  و  می‌داند.  بر  آنچه  زبان  مـی‌گوید  اطّلاع  پیدا  می‌کند،  و  آگاهی  دارد  از  آنچه  بر  دل  می‌گذرد.  در  اینجا کار  مربوط  به  نیّت  و  حسّاسیّت  دل  و  درون  است‌.

*
سپس  روند  قرآنی  در  نظم  و  نظام  بخشیدن  ارتباطها  و  رفت  و  آمـدهای  خویشاوندان  و  دوستان  بـه  پیش  می‌رود:

(لَيْسَ عَلَى الأعْمَى حَرَجٌ وَلا عَلَى الأعْرَجِ حَرَجٌ وَلا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلا عَلَى أَنْفُسِكُمْ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ) (٦١)

بر  (‌اشخاص  صاحب  عذر  چون‌)  کور  و  لنگ  و  بیمار،  و  بر  خود  شما  (‌تندرستان‌)  گناهی  نیست  که  در  خانه‌های  (‌فرزندان‌)  خودتان‌،  یا  خانه‌های  پدران‌،  مادران‌،  برادران‌،  خواهران‌،  عموها،  عمّه‌ها،  دائیها،  و  خاله‌های  خود،  و  یا  خانه‌های  دوستانتان  غذا  بخورید.  همحنین  بر  شما  گناهی  نیست  که  به  طور  دسته ‌جمعی  و  یا  جداگانه  خوراک  تناول  نمائید.  هر  وقت  داخل  خانه‌هائی  شدید  بر  همدیگر  سلام  کنید،  سلام  پربرکت  (‌و  لبریز  از  خیر  و  ثواب  فراوان‌،  و  تقویت‌کنندۀ   پیوند  موجود  میان  دلهای  مردمان‌،  و  درود)  پاکی  که  به  فرمـان  خدا  مقرّر  است  (‌و  موجب  صفا  و  صمیمیّت  می‌گردد)‌.  این  گونه  (‌کافی  و  وافی  و  واضح‌)  خداوند  آیه‌ها(‌ی  احکام  محکمه  و  شرائـع  مبرمۀ  خود)  را  برایتان  توضیح  می‌دهد  و  تبیین  می‌کند  تا  این  که  (‌بیندیشید  و  در  پرتو  خرد،  احکام  و  مـواعظ  مندرج  در  آیات  را)  بفهمید  (‌و  بدانها  عمل  کنید(.

روایت  شده  است  که  مردمان  در  این  خانه‌های  ذکر  شده  -  بدون  درخواست  کردن  اجازه  -  غذا  می‌خوردند،  و  گورها  و  لنگها  و  بیماران  فقیر  را  با  خود  می‌بردند  تا  بدیشان  خوراک  دهند  ...  مردمان  در  خوراک  دادن  ایشان  به  تنگ  آمدند،  و  اینان  نیز  از  رفتن  با  ایشان  بدون  دعوت  قبلی  صاحبان  خانه‌ها  یا  بدون  اجازه‌،  رنج  می‏بردند.  این  کار  وقتی  بود که  این  آیه  نازل  گردید:  

(و لا تأکلوا أموالکم بینکم بالباطل).

اموال  خودتان  را  به  باطل  (‌و  ناحق‌،  همچون  رشوه  و  ربا  و  غصب  و  دزدی  و ... )  در  میان  خود  نخورید.   (‌بقره/188)  

حسّاسیّت  ایشان  تیز  بود.  همیشه  خود  را  برحذر  می‌داشتند  از  این‌ که  به  چیزی  بیفتند که  خدا  از  آن  نهی  فرموده  است‌،  و  حتّی  مواظب  بودند  دورادور  نیز  به  چیز  حرام  اشاره  داشته  باشند  و  بگرایند.  ‌ین  بود که  خدا  ا‌ین  ایه  را  نازل ‌کرد،  و  مانع  را  از  سر  راه  کور  و  بیمار  و  لنگ‌،  و  از  سر  راه  خویشاوندی  برداشت‌ که  نتواند  در  خانۀ  خویشاوند  خود  غذا  بخورد،  و  نیازمندان  همچون  این  افراد  را  با  خود  به  خانۀ  آن  خویشاوند  ببرد.  این  بخش  هم  مشروط  بر  آن  است ‌که  صاحب  خانه  ناراحت  نشود  و  این‌ کار  را  بپذیرد  و  از  آن  زیان  و  ضرر  نبیند.  این  عمل  مبنی  بر  قاعدۀ  عامی  است‌ که  می‌گوید:

(لا ضرر ولا ضرار).

نه  زیان  باید  رساند  و  نه  زیان  باید  دید.

و  با  استناد  به  این  فرموده‌:

 (لا يحل مال امرى ء مسلم إلا بطيب نفس).[1]

مال  شخص  مسلمانی  (‌برای  کسی‌)  حلال  نیست  مکر  با  طیب  خاطر.

از  سوی  دیگر  این  آیه‌،  آیۀ  تشریع  و  قانونگذار  است‌.  ما  در  آن  دقّت  اداء  واژگانی  و  ترتیب  موضوعی‌،  و  ساختاری  را  ملاحظه  می‌کنیم‌ که  جائی  برای  شکّ  و  تردید  و  پیچیدگی  و  نارسائی  باقی  نمی‌گذارد.  همچنین  در  این  آیه  ترتیب  خویشاوندان  را  می‌یابیم‌.  چه  این  آیه  از  خانه‌های  فرزندان  و  شوهران  می‌آغازد  ولی  ایشان  را  برنمی‌شمارد.  بلکه آیۀ  می‌گوید:

(مِنْ بُيُوتِكُمْ).
در  خانه‌های  خودتان‌.

تحت  این  اشاره  خانه‌های  پسران  و  خانه‌های  شوهران  قرار  می‌گیرد.  چه  خانۀ  پسر  خانۀ  پدرش  بشمار  می‌آید،  و  خانه  شوهر  خانۀ  همسر  نیز  می‏‎باشد.  پس  از  آن  به  ترتیب  خانه‌های  شوهران‌،  همسران‌،  پدران‌،  مادران‌،  برادران،  خواهران‌،  عموها، 