َقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ).

کسی که (‌از میان کفار) گمان می‌برد خدا پیغمبرش را در دنیا و آخرت یاری نمی‌دهد و پیروز نمی‌گرداند، (‌بداند که خداوند به کوری چشم او وی را در هر دو سرا پیروز می‏‎گرداند. لذا از خشم بترکد و بمیرد و هر کاری که از دستش ساخته است انجام دهد. مثلا) او ریسمانی به سقف خانه بیاویزد و سپس (‌خویشتن را حلق‌آویز و راه نفس را) قطع نماید و (‌تا سر حد مرگ پیش رود و بدین هنگام بنگرد و) ببیند آیا این کار خشم او را فرو می‌نشاند (‌و خودکشی پیروزی را از محمّد بازمی‌گرداند؟‌)‌.

صحنه‌ای است‌که خشم درون را می‌جنباند و می‌نمایاند، و حرکات همراه با آن خشم را نیز نشان می‌دهد. آن حالتی را مجسم می‌د‌اردکه دل در آن‌کاملا تنگ شده است و درون از خشم مالامال و لبالب گردیده است‌، در آن هنگام‌که زیان و ضرر بر نفس تاخته است‌، و او هم در آن حال با خدا نبوده است و از خدا گسیخته است‌!

کسی‌که درگرداب زیان و ضرر از یاری یزدان مایوس و ناامید می‌گردد، همه پنجره‌ها و دریچه‌های روشن را بر خود بسته می‌بیند، و همه نسیمهای ملایم و خوشایند را از دست می‌دهد، و همه امیدهائی را بریده می‏‎یابد که رو به‌گشایش و آسایش دارند. تنگی و افسردگی او را بازیچه دست خود می‌سازد. غم و اندوه بر سینه او سنگینی می‌کند و‌گلوی او را می‌فشارد. همه اینها بر سختی وگرفتاری بلا می‌افزایند و آن را توفنده‌تر مینمایند.

کسی‌که‌گمان می‌بردکه خدا او را در دنیا و آخرت کمک نمی‌کند و پیروز نمی‌گرداند، با ریسمانی خود را به آسمان بیاویزد یا حلق‌آویز نماید. سپس ریسمان را ببرد تا بیفتد یا خفه شود ... آن‌گاه بنگردکه این تدبیر و چاره‌اندیشی او را می‌رهاند از این چیزی که وی را خشمگین می‌گرداند!

هان‌! هیچ راهی برای تحمّل بلا جز امید به یاری و کمک خدا نیست‌. و هیچ راهی برای غمزدائی جز رو کردن به خدا نیست‌. و هیچ راهی برای چیره شدن بر زیان و ضرر، و مبارزه برای نجات وجود ندارد، مگر با استمداد از خدا. هر حرکت مایوسانه و ناامیدوارانه‌ای‌، جز افزایش غم و اندوه‌، و چندان برابر احساس غم و اندوه کردن‌، و درمانده شدن از دفع غم و اندوه بدون یاری و کمک خداوند باری تعالی‌، نتیجه‌ای ندارد ... پس شخص غمگین و بلازده باید هرچه زودتر پیشی بگیرد به سوی آن پنجره و دریچه تابان و درخشانی‌که عطر رحمت خدا را از آنجا می‌بوید، و نسیم مهر خدا از آنجا به سوی او می‌وزد.

*
با بیان همچون حالتهای هدایت و ضلالتی‌، و ذکر نمونه‌هائی از هدایت و ضلالت‌، خدا این قرآن را نازل فرموده است تا در پرتو آن رهنمود شود و هدایت یابد آن‌کسی‌که دریچه دل خود را به سوی آن می‌گشاید، و خدا هم هدایت را نصیب او می‌فرماید:‌

(وَكَذَلِكَ أَنْزَلْنَاهُ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَأَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يُرِيدُ).

اینگونه روشن‌، ما قرآن را به صورت آیه‌های کاملا واضح و آشکار فرو فرستاده‌ایم (‌تا وضوح و سادگی قرآن‌، حجتی بر مردم شود) و بی‏گمان خداوند (با این قرآن‌) هرکه را بخواهد هدایت و راهنمائی می‌کند.

اراده خداوند سابقه هدایت و ضلالت را مقرر داشته است‌. هرکس هدایت را بجوید اراده خدا بر هدایت او تحقق حاصل می‌کند، و او را برابر قانون و سنت خود هدایت می‌بخشد. همچنین هرکسی که ضلالت را بخواهد اراده خدا بر ضلالت او تحقق پیدا می‌کند، و او را برابر قانون و سنت خود به ضلالت می‌افکند وگمراه می‌کند. ولی در اینجا تنها از حالت هدایت سخن رفته است‌، به مناسبت محتوای آیاتی که مقتضی ایمان دل سالم است‌.

و امّا فرقه‌ها و دسته‌هائی که دارای عقائدگوناگونند،‌کار ایشان در روز قیامت به خدا واگذار است‌. او بس آگاه از همه چیزهائی است که در عقائد ایشان است‌، اعم از حق یا باطل، و هدایت یا ضلالت‌:

(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ).

قطعا خداوند روز قیامت داوری خواهد کرد در میان مومنان و یهودیان و ستاره‌پرستان و مسیحیان و زردشتیان و مشرکان‌، (‌و بر حق و ناحق را بدانان می‌شناساند)‌. مسلما خداوند حاضر و ناظر بر هر چیزی است.

معرفی این‌گروه‌ها و دسته ها قبلاگذشت‌. در اینجا و دیگر باره از ایشان سخن می‌رود به مناسبت این‌که خدا هرکس راکه بخواهد هدایت می‌دهد و رهنمود می‌کند، و او از حال راه یافتگان و گمراهان بسی آگاه است و بهتر از هرکسی ایشان را می‌شناسد، و حساب وکتاب همگان با او است‌، و کار و بار مردمان در نهایت بدو برمی‏گردد، و او حاضر و ناظر بر هر چیزی است‌.

اگرچه مردمان با اندیشه‌ها و خواستها و آرزوها و گرایشهای خود رو به خدا می‌دارند، ولی تمام هستی - بجز انسانها - با فطرت و سرشت خود رو به آفریدگار خود می‌دارند، و از قانون و سنت او فرمان می‏‎برند، و برای ذات او سجده وکرنش می‌برند:

(أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الأرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ).

آیا ندیده‌ای و ندانسته‌ای که تمام کسانی که در آسمانها بوده و همه کسانی که در زمین هستند، و خورشید و ماه و ستاره‌ها و کوه‌ها و درختان و جانوران و بسیاری از مردمان‌، برای خدا سجده می‌برند (‌و به تسبیح و تقدیس او مشغول و سرکرمند؟‌) و بسیاری از مردمان هم (‌غافل بوده و برای خدا سجده نمی‌برند و) عذاب ایشان حتمی است (‌و مستحق عقابند، و اینها در نزد پروردکارشان بی ارزش می‌باشند) و خدا هرکه را بی‌ارزش کند، هیچ کسی نمی‌تواند او را گرامی دارد (‌و مشمول عنایت و سعادت آسمانی کند. چرا که تنها این‌) خدا است که هر چیزی را که بخواهد انجام می‌دهد.

دل این نص را ورانداز می‌کند و درباره‌اش می‌اندیشد. ناگهان می‌بیند که جمع آفریده‌هائی که انسان با آنها آشنا است یا با آنها آشنا نیست‌، و مجموعه‌های سیارات و ستارگان و افلاک و احرامی‌که انسان با آنها آشنا است یا با آنها آشنا نیست‌، و این همه‌کوه‌ها و درختان و جنبندگان و جانورانی‌که در این زمین هستند، زمینی‌که انسانها بر روی آن زندگی می‌کنند ... این همه گروه‌ها و دسته‌ها و مجموعه‌ها، همگی آنها در کاروان وکوکبه خاشع و خاضعی هستند و جملگی بر‌ای خدا سجده می‌برند، و فقط بدو رو می‌کنند و بس. همگی با اتحاد و هماهنگی تنها بدو رو می‌کنند، مگر انسانهاکه دو دسته می‌شوند و دسته‌ای از آنان از این کاروان وکوکبه جهانی‌کنار می‌روند و دچار عذاب می‌شوند:

(وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَث