  یزدان‌،  و  پیوند  با  خدا،  و  احساس  شکوه  و  وقار  و  ترس  و هراس ‌کردن  از  خدا  است‌.  همچنین  خبر  از  عزّت  دل  مؤمن  و  والائی  او  می‌دهد.  چه  هر  اطاعتی ‌که  بر  اطاعت  از  خدا  و  ییغمبرش  تکیه  نداشته  باشد،  و  از  اطاعت  خدا  و  پیغمبرش  استمداد  نـخواهد  و  یاری  نطلبد،  خواری  است  و  شخص  محترم  و  بزرگوار  از  آن  سرپیچی  و  خودداری  می‌کند،  و  سرشت  مؤمن  از  آن  گریزان  و  بیزار  است‌،  و  دل  و  درون  او  فراتر  و  والاتر  از  آن  است ‌که  آن  را  بپذیرد.  زیرا  مؤمن  راستین  سر  خود  را  جز  برای  خداوند  یگانۀ  توانا  خم  نمی‌کند  و کرنش  نمی‏برد.روند  سوره  بعد  از این  مقابلۀ  میان  ادب  زیبای  مؤمنان‌،  و  ادب  نازیبای  منافقانی‌ که  ادّعای  ایمان  را  دارند  ولی  مؤمن  نیستند،  برای  تکـمیل  سخن  از  این  منافقان برمی‌گردد:

(وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (٥٣) قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلا الْبَلاغُ الْمُبِينُ) (٥٤)

آنان  مؤکّدانه  سوگندهای  مغلّظه  یاد  می‏‎کنند  که  اگر  بدیشـان  دستور دهی  (‌جان  بر  کف  به  سوی  میدان  جهاد)  ببرون  می‌روند  (‌و  از  خانه  و  کـاشانه  و  اموال  و  اولاد  خود  درمی گذرند)‌.  بگو:  سوگند  یاد  نکنید.  اطاعت  شناخته  شده‌ای  است  (‌که  شما  دارید.  هرگز  قول  به  فعل  درنیامده  است‌.  گفتار  چیزی  نیست‌،  کردار  نشان  دهید)  چرا  که  قطعاً  خدا  از  آنچه  می‌کـنید  آگاه  است‌.  بگو:  از  خدا  و  از  پیغمبر  اطـاعت  کنید  (‌اطـاعت  صادقانـه‌ای  که  اعمالتان  بیانگر  آن  باشد)‌.  اگر  سـرپیچی  کردید  و  رویگردان  شدید،  پر  او  (‌که  محمّد  و  پیغمپر  خدا  است‌( انجام  چیزی  واجب  است  که  بر  دوش  وی  نهاده  شده  است  (‌و  آن  تبلیغ  رسالت  است  و  از  عهده‌اش  هم  برآمـده  است  و  کار  خود  را  کرده  است‌)  و  بر  شما  هم  انجام  چیزی  واجب  است  که  بر  دوش  شما  نهاده  شده  است (که اطاعت  صادقانه  و  عبادات  مخلصانه  است‌)  اما  اگر  از  او  اطاعت  کنید  هدا‌یت  خواهید  یافت  (‌و  به  خیر  و  سعادت  جهان  نائل  می‌گردید.  در  هر  حال‌)  بر  پیغمبر  چیزی  جز  ابلاغ  روشـن  و  تـبلیغ  آشکـار  نـیست  (‌و  به  وظیفۀ  خود  هم  عمل  کرده  است‌(.

منافقان  برای  پیغـبر  خدا  صلّی الله علیه و آله و سلّم  سوگند  می‌خوردند  اگر  بدیشان  دستور  بدهد  که  برای  جنگ  بیرون  روند،  قطعاً  بیرون  خواهند  رفت  ...  خدا  می‌داند  کـه  قطعاً  آنان  دروغگویند.  خدا  ریشخندکنان  پاسخ  ایشان  را  می‌دهد،  و  سوگندهایشان  به  تمسخر  می‌گیرد:

(قُلْ لا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ).

بگو،  سوگند  یاد  نکنید.  اطاعت  شناخته  شده‌ای  است  (‌که  شما  دارید.  هرگر  قول  به  فعل  درنیامده  است‌.  گفتار  چیزی  نیست‌،  کردار  نشـان  دهید(.

سوگند  یاد  نکنید،  چه  اطاعت  شما  معلوم  و  مشخص  است  و  جای  سخن‌ گفتن  او  آن  نیست‌.  نیازی  به  قسـم  

خوردن  و  تأکید  کردن  نمی‌باشد!..  این  سخن  بدا‌ن  مـی‌ماند که  به ‌کسی‌ که  او  را  می‌شناسی‌،  و  بـه  دروغگوئی  معروف  باشد،  بگوئی‌:  بر  صداقت  خـود  برایم  سوگند  مخور.  مساله  روشن  است  و  نیازی  بـه  دلیل  و  برهان  ندارد.

  روند  سوره  بر  ریشخند  مسخره‌آمیز،  هـمچون  پیروی  می‌زند:

(إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ) (٥٣)

چرا  که  قطعآ  خدا  از  آنچه  می‌کنید  آگاه  است‌.

دیگر  نیازی  به  قسم  خوردن  و  مؤکّد کردن  نیست‌.  خدا  می‌داند که  شما  اطاعت  نمی‌کنید  و  بیرون  هم  نمی‌روید!  بدین  خاطر  برمی‌گردد  و  از  ایشان  می‌خواهد که  اطاعت  بکنند،  اطاعت  حقیقی‌،  نه  آن  اطاعتی  که  مشهور  و  مفهوم  است‌!

(قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ).

بگو:  از  خدا  و  از  پیغمبر  اطاعت  کنید  (‌اطاعت  صادقانه‌ای  که  اعمالتان  بیانگر  آن  باشد(.

(فَإِنْ تَوَلَّوْا)

اگر  سرپیـچی  بکنید  ....

و  روگردان  شدید،  یا  منافقی  و  دوروئی  نمودید  و  فرمان  را  اجراء  ننمودید  ...

(فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ).

پر  او  (‌که  محمّد  و  پیغمبر  خدا  است‌)  انجام  چیزی  واجب  است  که  بر  دوش  وی  نهاده  شده  است  (‌و  آن  تبلیغ  رسالت  است  و  از  عهده‌اش  هم  برآمده  است  و  کار  خود  را  کرده  است‌(.

تبلغ  رسالت  بر  او  وا‌جب  است  و  به  وظیفۀ  خود  هم  عمل  کرده  است  و  تبلیغ  رسالت  نموده  است‌.

(وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ).

و  بر  شما  هم  انجام  حیزی  واجب  است  که  بر  دوش  شما  نهاده  شده  است  (‌که  اطاعت  صادقانه  و  عبادات  مخلصانه  است  (.

آنچه  بر  شما  هم  واجب  است  این  است  اطاعت  بکنید  و  مخلص  باشید.  ولی  شما  آن  را  انجام  نداده‌اید  و  از  آن  سرباز  زده‌اید:

(وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا).

و  اگر  از  او  اطاعت  کنید  هدایت  خواهید  یافت  (‌و  به  خیر  و  سعادت  جهان  نائل  می‌گردید(راهیاب  می‌شوید  به  برنامۀ  راست  و  درستی  که  به  رستگاری  می‌انجامد  و  به  آرزویتان  می‌رساند.

(وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلا الْبَلاغُ الْمُبِينُ) (٥٤)

بر  پیغمپر  چیزی  جز  اپلاغ  روشن  و  تبلیغ  آشکار  نیست  (‌و  به  وظیفۀ  خود  هم  عمل  کرده  است‌(.

پیغمبر  مسؤول  ایمان  آوردن  شما  نیست‌،  و  زمانی‌ که  خودتان  پشت  می‌کنید،  او  مقصرّ  بشمار  نمی‌آید.  شما  خودتان  مسؤول  هستید  و  بازخواست  می‌گردید  و  عذاب  و  عقاب  می‏‎بینید  به  سبب  عصیانی ‌که  می‌ورزید  و  مخالفتی‌ که  می‌کنید  و  از  فرمان  خدا  و  از  فرمان  پیغمبر  سرکشی  می‌نمائید  و  دوری  می‌گزینید.

*
پس  از  سخن  گفتن  از کار  منافقان‌،  و  به  پایان  رسانیدن  سخن  از  ایشان  بدین  شیوه‌،  روند  قرآنی  ایشان  را  به  خود  وامی‌گذارد،  و  از  آنان  روی  می‌گرداند  و  به  مؤمنان  مطیع  رو  می‌کند،  و  پاداش  اطاعت  مخلصانه‌،  و  ایمان  پویا  را  در  همین  زمین‌،  پیش  از  واپسـین  حساب  در  روز  قیامت‌،  روشن  می‌سازد:

(وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ) (٥٥)

خداوند  به  کسانی  از  شما  که  ایمان  آورده‌اند  و  کارهای  شایسته  انجام  داده‌اند،  وعده  می‌دهد  که  آنـان  را  قطعاً  جایگزین  (‌پیشینیان‌،  و  وارث  فرماندهی  و  حکومت  ایشان‌)  در  زمین  خواهد  کرد  (‌تا  آن  را  پس  از  ظلم  ظ