 دست می‌کشند، و از هدایتی روی می‌گردانند که برایشان میسر می‌شود و در دسترسشان قرار می‌گیرد. تعبیر قرآنی ایشان را در عبادتشان برای یزدان چنین به تصویر می کشد.

(عَلَى حَرْفٍ).

در حاشیه و بر کناره ... بر لبه ...

آنان بر عقیده ماندگار نمی‌‌مانند، و به عبادت چنگ نمی‌زنند. تعبیر قرآنی ایشان را در یک حرکت بدنی متزلزلی به تصویر می‌کشدکه قابل سقوط و آماده فروافتادن با نخستین هل دادن هستند. بدین خاطر آنان هنگام فرارسیدن بلا و در رسیدن مصیبت بر سرشان می‌چرخند و دور می‌زنند. موقعیت متزلزل ایشان پیشاپیش آمادگی این واژگونی و سرنگونی را تهیه دیده است و مقدمه این چرخش را فراهم آورده است‌. حساب سود و زیان سزاوار بازرگانی است‌. ولی حساب سود و زیان سزاوار عقیده نیست و با عقیده نمی‌خواند. چه عقیده به خاطر خود عقیده پذیرفته می‌شود، وقتی‌که دل دگرگون می‌گردد و آماده دریافت نور و هدایتی می‌شودکه دل نمی‌تواند با دریافت آن دگرگون نشود دلی که نور و هدایت را دریافت می‌دارد تاب مقاومت نمی‌آورد و قطعاً منفعل و منقلب می‌شود. عقیده پاداش خود را با خود حمل می‌کند و پاداش خویش را در ذات خویشتن دارد، و آن آرامش و آسایش و خشنودی است‌که در خود عقیده نهفته است‌. لذا عقیده پاداش خود را بیرون از ذات خویش نمی‌جوید.

مومنان پروردگار خود را پرستش می‌کنند برای سپاس از او در برابر این‌که ایشان را به سوی خویش هدایت بخشیده است و رهنمودکرده است‌، و به قرب خویشتن اطمینانشان عطاء نموده است و انس و الفتشان مبذول فرموده است‌. اگر افزون بر این‌، بدیشان پاداشی داده شود، فضل و لطف وکرم و بزرگواری خدا است و به سبب ایمان یا عبادت استحقاق آن را پیدا کرده‌اند.

مومنان پروردگار خودشان را امتحان نمی‌کنند. چه مومنان پیشاپیش خویشتن را سزاوار هر آن چیزی می‌دانند که خدا برایشان مقدر می‌فرماید، و پیشاپیش تسلیم هر آن چیزی می‌کنندکه خدا ایشان را با آن امتحان می‌فرماید، و خشنود از هر آن چیزی هستندکه از خوشی و ناخوشی بدیشان دست می‌دهد. این هم معامله‌ای در بازار میان فروشنده و خریدار نیست‌. بلکه تسلیم آفریده در برابر آفریدگار است‌، آفریدگاری که فرمانروای مطلق او است‌، و خدا است که دراصل سرچشمه وجود او است‌.

آن‌کسانی‌که عقب‌گرد می‌کنند و بر پاشنه‌های خود می‌چرخند، بدانگاه که بلائی بدیشان می‌رسد و مورد آزمایش قرار می‌گیرند، به زیانی دچار می‌آیندکه شک و شبهه‌ای در آن نیست‌:

(ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ).

مسلما این زیان روشن و آشکاری است (‌که انسان هم دنیا و هم آخرتش بر باد فنا رود)‌.

همچون کسانی آرامش و اطمینان و آسایش و خشنودی را بر باد می‌دهند، گذشته از این که اموال‌، یا اولاد، یا تندرستی‌، و یا اهداف زندگی اخروی را می‌بازند. اینها چیزهائی است که یزدان بندگان خود را بدانها می‌آزماید، و یقین و اعتمادشان را بدانها درباره خود امتحان مینماید. صبر و شکیبائی ایشان را در برابر آزمون خود می‌سنجد، و اخلاص ایشان را نسبت به خود مشخص می‌نماید، و آمادگی آنان را برای پذیرش قضا و قدرش معلوم می‌فرماید ... آخرت را و نعمتهائی را که در آن است و نزدیکی به خدا و خشنودی او را نیز از دست می‌دهند. وای چه زیانی‌! این کسانی که خدا را در حاشیه و کناره می‌پرستند به کجا رو می‌کنند و می‌روند؟ دور از خدا به‌کجا رو می‌کنند و می‌روند؟ آنان‌:

(يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَضُرُّهُ وَمَا لا يَنْفَعُهُ).

آنان جز خدا چیزهائی را به فریاد می‌خوانند و می‌پرستند که نه زیانی می‌توانند بدیشان برسانند و نه سودی را. 

بتی را به فریاد می‌خوانند و می‌پرستند به همان شیوه دوره جاهلیت پیشین‌. شخصی یا ناحیه‌ای و یا مصلحتی را به فریاد می‌خوانند و می‌پرستند برابر همان طریقه جاهلیتهای پخش و پراکنده در همه زمانها و مکانها، هر وقت‌که مردمان از روی‌کردن به خدای یگانه‌، و حرکت در راه او و برابر برنامه او، منحرف گردیده‌اند و به کژراهه افتاده‌اند ... همه اینا چه هستند؟ اینها گمراهی و انحراف از جهت یگانه‌ای است‌که به فریاد طلبیدن و پرستیدن در آن سودمند می‌افتد:

(ذَلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ).

این سرگشتگی فراوان‌، و گمراهی بسیار دور (‌از حق و حقیقت‌) است‌. 

بسی دور از هدایت و راهیابی است ...

(يَدْعُو لَمَنْ ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِنْ نَفْعِهِ).

کسانی را به فریاد می‌خوانند و می‌پرستند که زیانشان بیش از سودشان می باشد.

چیزهاتی را که به فریاد می‌خوانند و می‌پرستند، بتی، یا اهریمنی‌، و یا تکیه گاهی از آدمیزادگان است ... همه اینها نه مانع زیانی و نه قادر بر سودی هستند. زیان آنها چه‌بسا از سود آنها بیشتر باشد. زیان آنها در جهان درون این است که دل را پراکنده می‌د‌ارند، و بارهای گمان و بارهای خواری را بر دل می‌نشانند و آن را سنگین بار می‌گردانند. زیان آنها هم در جهان بیرون همین بس که ضلالت و خسارت آخرت را به دنبال دارند.

(لَبِئْسَ الْمَوْلَى).

چه همدمان و دوستان بدی هستند!.

آن کسانی که زیان و سروران‌، و این همدمان و دوستان‌، بتها و آدمیزادگان هستند، آن کسان و آن چیزهایی که مردمان آنها را در هر زمانی و مکانی خدایان یا خداگونگان می‌انگارند! خداوند برای کسانی که بدو ایمان دارند چیزی را اندوخته می‌فرمایدکه از همه کالاها و نعمتهایی ‌که در زندگی دنیا است بهتر است‌، حتی اگر همه این کالاها و نعمتها را در بلا و آزمون از دست بدهند:

(إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ).

خداوند کسانی را که ایمان بیاورند و کارهای پسندیده بکنند، داخل باغهای بهشت می‌کند که رودبارها در زیر (‌درختان و کاخهای‌) آنها روان است‌. بی‏گمان خداوند هرچه را اراده کرده و بخواهد به انجام می‌رساند (‌چه عذاب و عقاب مفسدان‌، و چه جزا و سزای مومنان باشد).

کسی‌که زیان و ضرری در آزمونی از آزمونها، و در بلائی از بلاها، بدو رسد، بایدکه ثابت‌قدم بماند و متزلزل نگردد، و یقین و اعتماد خود را به رحمت و یاری خدا بیفزاید و پیش چشم بدارد، و قدرت خدا را بر زدودن و از میان بردن زیان و ضرر، و بر جبران و پاداش آن درنظر بگیرد.

کسی‌که یقین و اعتماد خود را به یاری خدا در دنیا و آخرت از دست میدهد، و از مدد وکمک خدا بدو در غم و محنت ناامید می‌گردد، بدان هنگام‌که غم و محنت شدت می‌گیرد، هرچه می‌خواهند بکند و هرچه دل تنگش می‌خواهد بگوید، و هر راهی را بپیماید و جائی که می‌خواهد برود، ولی بداند هیچ یک از این‌کارها و رفتارها بلائی را تغییر نمی‌دهدکه بدو رسیده است و گریبانگیرش گردیده است‌:

(مَنْ كَانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ لْ