وغن‌،  روغن  شگفت  دیگری است:

(يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ).

انگار  روغن  آن  بدون  تماس  با  آتش  دارد  شعله‌ور  می‌شود.

این  روغن  آن  اندازه  درخشان  و  رخشان  ا‌ست‌،  و  آن  اندازه  روشن  و  تابان  است  نزدیک  است  بدون  آتش گرفتن  هم  بدرخشد  و  پرتو افکن  شود.

(وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ).

اگر  هم  آتش  بدان  نرسد.

(نُورٌ عَلَى نُور).

نوری  است  بر  فراز  نوری‌.

بدین  وسیله  در  پایان  گشت  و گذار  به  سوی  نور  انباشتۀ  آزادی  برمی‌گردیم‌! 

این نور،  نور  خدا‌ئی  است‌ که  تاریکیهای  آسمانها  و  زمین  با  پرتو  آن  درخشان  و  رخشان  گردیده  است  و  روشن  و  تابان  شده  است‌.  نوری  است‌ که  حقیقت  و  اصل  و  اندازۀ  آن  را  نمی‌دانیم‌.  بلکه  این  تنها  کوششی  است  تا  در  سایۀ  آن  دلها  بدان  برسند،  و  دیدار  آن  را  ورانـداز  کنند:

(يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ).

خدا  هر که  را  بخواهد  به  نـور  خود  رهنمود  می‌کند  (‌و  شمعک  نور  خرد  را  به  چلچراغ  نور  احد  می‌رساند  و  سراپا  فروزانش  می‌گرداند(.

خداوند  رهنمون  می‌کند  کسانی  را که  دلهایشان  را  رو  به  نور  باز کنند  و  آن  را  ببینند.  این  نور  در  آسمانها  و  زمین  پخش  و  پراکنده  است‌.  در  آسمانها  و  زمین  در  تلألؤ  و  طلوع  است‌.  هرگز  قطع  نمی‌شود،  و  هرگز  محبوس  و  محدود  نمی‌گردد.  خاموشی  ندارد  و  فروکش  نمی‌کند.  دل  به  هر کجا  بنگرد  آن  را  می‌بیند.  شخص  سرگشته  هرگاه  آن  را  ورانداز کند  هدایت  می‏‎یابد.  و  رهنمون  می‌شود.  هرکجا  و  هر  زمان  با  این  نور  تماس  بگیرد  و  اتّصال  ییدا  کند،  خدا  را  میابد.

مثالی ‌که  خدا  برای  نور  خدا  آورده  است‌،  وسیله‌ای  برای  نزدیک  گرداندن  نور  خود  به  درک‌ و  فهم  بشر  است‌.  خدا  بس  آگاه  از  توان  انسان  است‌:

(وَيَضْرِبُ اللَّهُ الأمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ) (٣٥)

خداوند  برای  مردمان  مثلـها  می‌رند  (‌تا  معقول  را  در  قالب  محسوس  بنمایاند  و  دور  از  دائره دریافت  خرد  را  -‌تا  آنجا  که  ممکن  است‌،  با  تلسکوب  وحی  و  در  پرتو  دانش  -  به  خرد  نردیک  نماید)  و  خداوند  آگاه  از  هر  چیزی  است  (‌و  می‌داند  چگونه  مخلوق  را  با  معپود  آشنا  کرداند)‌.  این  نور  روان  و  پخـش  در  آسمانها  و  زمین‌،  و  پر  آسمانها  و  زمین‌،  درخشان  و  تابان  در  خانه‌های  خدا  است‌،  آنجاهائی‌ که  دلها  با  خدا  پیوند  پیدا  می‌کنند  و  بدو  چشم  می‌دوزند  و  به  یادش  می‌آورند  و  به  ذکرش  می‌نشینند  و  از  او  می‌ترسند  و  می‌هراسند،  و  خالصانه  از آن  او  می‌گردند،  و  او  را  بر  همۀ  چیزهای  جذاب  و  دل‌انگیز  زندگی  ترجیح  می‌دهند:

(فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ (٣٦) رِجَالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأبْصَارُ (٣٧) لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ) (٣٨)

)اگر  در  جستجوی  این  نور  پرفروغ  هستید،  آن  را  بجوئید)  در  خانه‌هائی  که  خداوند  اجازه  داده  است  برافراشته  شوند  و  در  آنها  نام  خدا  برده  شود  (‌و  با  ذکر  و  یاد  او،  و  با  تلاوت  آیات  قـرآنی‌،  و  بررسی  احکام  آسمانی  آباد  شود.  خانه‌های  مسجد  نامی  کـه‌)  در  آنها  سحرگاهان  و  شامگاهان  به  تقدیس  و  تنزیه  یزدان  می‌پردازند،  مردانی  که  بازرگانی  و  معامله‌ای‌،  آنان  را  از  یاد  خدا  و  خواندن  نماز  و  دادن  زکات  غافل  نمی‌سازد.  از  روزی  می‌ترسند  که  دلها  و  چشمها  در  آن  دگرگون  و  پریشان  می‏‎گردد.  تا  این  که  خداوند  برابـر  بهترین  کارهایشان  پاداششان  را  بدهد  و  از  فضل  خود  بـر  پاداششان  بیفزاید،  چرا  که  خداوند  هـرکس  را  که  خود  بخواهد  بی‌حساب  از  مواهب  خویش  بهره‌مند  می‌سازد.  رابطۀ تصویری  میان  صحنۀ  چراغدان  در  آیۀ  پیشین‌،  و  میان  صحنۀ  خانه‌ها  در  اینجا  موجود  است‌،  بـه  شیوۀ  هماهنگی  قرآنی  در  نشان  دادن  صحنه‌هائی  که  دارای  شکل  همگون  یا  نزدیک  به  هم  هستند.  در  آنجا  نیز  پیوند  مشابهی  میان  چراغی  بود  که  با  نور  در  چراغدان  می‌درخـشید،  و  میان  دلهائی  بود  که  با  نور  در  خانه‌های  خدا  درخشان  و  رخشان  می‌شوند.

در  این  خانه‌:
(أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ).
خداوند اجازه داده است برافراشته شوند. 

اجازۀ  خداوند،  فرمان  برای  اجراء  است‌.  این  خانه‌ها  برافراشته  و  والایند،  و  پاک  و گرانبهایند.  صحنۀ  برافراشته  و  والا  بودن  این  خانه‌ها  هماهنگ  با  نور  درخشان  و  رخشان  در  آسمانها  و  زمین  است‌.  سرشت  والای  این  خانه‌ها  با  سرشت  والای  نور  درخشان  و  تابان  هماهنگی  دارد.  این  خانه‌ها  با  والائی  و  ارزشمندی  خود  آماده  برای  این  می‌شوند که  نام  خدا  در  آنها  برده  شود  و  به  ذکر  و  یاد  خدا  برداخته  شود:

(وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ).

و  در  آنها  نام  خدا  برده  شود  (‌و  با  ذکر  و  یاد  او،  و  بـا  تلاوت  آیات  قرآنی‌،  و  بررسی  احکام  آسمانی  آباد  شود).

با  این  خانه‌های  والا  دلهای  پاک  و  روشن  و  تسبیحگو  و  یرهیزگار  و  نمازگزار  و  بخشایشگر  نیز  هماهنگ  هستند،  دلهای  کسانی  که‌:

(لا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ).

بازرگانی  و  معامله‌ای‌،  آنان  را  از  یاد  خدا  و  خوانذن  نماز  و  دادن  زکات  غافل  نمی‌سازد

بازرگانی  و  معامله  می‌کنند  برای  به  دست  آوردن  اموال  و  دارائی‌.  ولیکن  آنان  با  وجود  اشتغال  به  کسب  و کار  از  ادای  حقّ  خدا  در  نماز،  و  از  ادای  حقّ  بندگان  در  زکات  غافل  نمی‌گردند.  

(يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالأبْصَارُ) (٣٧)
از  روزی  می‌ترسند  که  دلها  و  چشمها  در  آن  دگرگون  و  پریشان  می‌گردد  .  

دلها  و  چشمها  به  حیرت  و  اضطراب  می‌افتد،  و  از  ترس  و  اندوه  و  پریشانی  بر  چیزی  پایدار  و  برقرار  نمی‌مانند.  آنان  از  همچون  روزی  می‌ترسند،  و  ایـن  است  که  بازرگانی  و  تجارتی‌،  و  معامله  و  خرید  و  فروشی  ایشان  را  از  یاد  خدا  غافل  نمی‌گرداند.

ایشان  با  وجود  این  خوف و  هراسی ‌که  دارند،  به  اجر  و  پادا‌ش  خدا  دل  می‌بندند  و  چشم  امید  می‌دوزند:  

(لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ).

تا  این  که  خداوند  برابر  بهترین  کارهایشان  پاداششان  را  بدهد  و  از فضل  خود  بر  پاداششان  بیفزاید.

امید  ایشان  به  فضل  و کرم  خدا  بی‌نتیجه  نمی‌ماند:
(وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ) (٣٨)
چر