ت  داده  است‌.

(فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ )‌.

هنگامی  که  اجل  آنان  سررسید  نه  لحظه‌ای  (‌آن  را)  پس  می‌اندازند  و  نه  (‌لحظه‌ای  آن  را)  پیش  می‌اندازند.

شگفت‌انگیزترین  کار  مشرکان  این  است  که  برای  خدا  درنظر  می‌گیرند  دختران  و  غیر  دخترانی  را  که  خودشان  آنها  را  نمی‌پسندند  و  برای  خویش  نمی‌خواهند! آن‌گاه  به  دروغ  ادعاء  می‌کنند  وگمان  می‌برندکه  در  برابر  سهمی‌که  برای  خدا  قرار  می‌دهند  و  می‌انگارند،  پاداش  خوبی  دارند.  قرآن  مقرر  می‌داردکه  چه  چیز  بدیشان ميرسد.  چیزی  بدیشان  داده  می‌شودکه  جدای  از  چيزی  است  که  گمان  می‌برند:

(وَيَجْعَلُونَ لِلَّهِ مَا يَكْرَهُونَ وَتَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى لا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ النَّارَ وَأَنَّهُمْ مُفْرَطُونَ)  ٠

آنان  برای  خدا  چیزی  تعیین  می‌کنتد  که  خود  نمی‌پسندند  (‌که  انتخاب  دختران  است‌)‌،  و  دروغ  بر  زبان  می‌رانند  و  میگویند:  (‌همان‌گونه  که  در  این  جهان  از  ثروت  و  قدرت  بهره‌مندند،  در  آن  جهان  هم‌)  سرانجام  نیک  دارند  (‌و  بهشت  ازآن  ایشان  است‌)‌.  بدون  شک  آتش  دوزخ  بهره ایشان  است  و  آنان  پیش  از  دیگران  بدانجا  رانده  و  افکنده  می‌شوند.

تعبیر  قرآنی  خود  زبانهایشان  را  به‌گونه‌ای  به  تصویر  می‌کشدکه  انگار  سرا‌پا  از  دروغ  ساخته  شده‌اند  و  دروغ  گردیده‌اند  یا  انگار  شکلی  از  دروغ  هستند.  خود  زبان‌ها  دروغ  را  نقل  و  توصیف  می‌کنند.  همان‌گونه‌که‌گوئی‌:  قد  و  بالای  او  بیانگر  دلربائی  و  زیبائی  است‌.  یا:  چشمان  او  سیاهی  را  توصیف  می‌كند.  زیرا  ان  قد  و  بالا  خودش  تعبیر  از  دلربائی  و  زیبائی  میکند  و  گویای  دلربائی  و  زیبائی  است‌.  و  ان  چشمها  خودشان  تعبیر  ا‌ز  سیاهی  می‌كنند  و  گویای  سیاهی  هستند.  به  همین  منوال  قران گفته ا‌ست‌.

«وَتَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ »‌.

زبانهایشان  دروغ  را  توصیف  و  بیان  می‌كنند.

چه خود  زبانهایشان  درو٦غ  را  توصیف  و  بیان  می‌دارند،  و  خودشان  بی‏اثر  دروغ،  و  گویای  ان‌،  و  صورتگر  ان  هستند.  زیرا  زبانهایشان  ان  اندازه  در  طول  زمان  دروغ  گفته  ا‌ست  و  از  ان  تعبیرکرده  است  تا  رمزی  از  دروغ  گرديده  است  و  بر  ان  دلالت  ميكند!

همچنين  انان ميگويند:
«أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى »
سرانجام  نیک  (‌که  سعادت  و  خوشبختی  اخروی  است‌)  از ان ايشان است.

آ‌نان  چیزی  را  سهم  خدا  می‌كنند  و  خودشان  بدان  راضی  نیستند.  این  است  دروغی  كه  زبانهایشان  می‏‎گوید.  ولی  حقيقتی‌که  نص  قران  ان  را  در  برابر  ایشان  قرار  می‌دهد  پیش  ا‌ز  این  كه  ایه  به  پایان  خود  برسد  ا‌ین  است  كه  بدون  هیچگونه  گمانی  و  شكی  ا‌تش  دوزخ  ازان  ایشان  است‌،  و  ایشان  سزاوا‌ر  ان  هستند:

«لا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ النَّارَ »‌.
بدون  شك  دوزخ بهره  ایشان  است‌.
آنان  را  با  شتاب  به  سوی  اتش  دوزخ  می‏‎برند  و  از  ان  به  تاخيرشان نمي اندازند:
«وَأَنَّهُمْ مُفْرَطُونَ»
و  انان  پیش از  دیگران  بدانجا  رانده  و  افکنده  می‌شوند.
«‌فرط‌« چیزی  است  كه  پیش  می‌افتد.  و  «‌مفرط‌«  چیزی  است  كه  پیش  افكنده  مي‌شود  و  به  تاخیر  اند‌اخته  نميشود.

*
ا‌ز  اینها  بگذریم‌.  اینان  یگانه  كسانی  نیستند  كه  منحرف  گردیده‌اند،  و  نخستین  کسانی  نیستند  كه  زبان  به  كفر  و  الحاد  گشوده‌اند.  پیش  از  اینان  هم  مردمانی  بوده‌اند  که  منحرف  وکافر  و  ملحد  بوده‌اند.  اهریمن  آنان  را  گمراه  کرده  است‌،  و  جهان‌بینیها  و  اندیشه‌ها  و  افعال  و  اعمالی  را  برایشان  آراسته  و  پیراسته  کرده  است  و  ایشان  بدانها  گرائیده‌اند  و  به  کژراهه  افتاده‌اند.  بدین  وسیله  اهریمن  سرپرست  آنان  گردیده  است  و  بر  ایشان  نظارت  نموده  است  و  بدین‌سو  و  آن‌سو  ایشان  را  کشانده  است  و  آن‌گونه  که  خود  خواسته  است  به  راهشان  برده  است‌!  خدا  پیغمبر  صلي الله عليه و آله و سلم را  فرستاده  است  تا  ایشان  را  نجات  دهد  و  رهائی  بخشد،  و  برایشان  حق  را  از  باطل  جدا  و  روشن  سازد،  و  اختلافاتی  راکه  در  میانشان  در  عقائد  و  کتابهایشان  بروز  کرده  است  و  پدیدار  گردیده  است  برطرف  کند،  و  هدایت  و  رحمت  برای  کسانی‌گردد  که  ایمان  می‌آورند .

« تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‌»‌ .

به  خدا  سوگند!  ما  (‌پیغمبرانی‌)  به  سوی  ملتهای  پیش  ار  تو  فرستادیم  و  اهریمن‌کارهای  (زشت‌)  را  در  نظرشان  آراست  و  (‌آنان  را  از  پیروی  پیغمبران  بازداشت  و  بدبختشان  کرد.  در  این  جهان‌)  امروز  اهریمن  سرپرست  ایشان  است  و  (‌آنان  را  به  دنبال  خود  می‌کشاند،  و  فردای  قیامت‌)  عذاب  دردناکی  دارند.  ما  کتاب  (‌قرآن‌)  را  بر  تو  نازل  نکرده‌ایم  مگر  بدان  خاطر  که  چیزی  را  برای  مردمان  بیان  و  روشن  نمائی  که  (‌جزو  امور  دینی  است  و)  در  آن  اختلاف  دارند،  و  (‌هم  بدان  خاطر  که  ا‌ین  کتاب‌)  هدایت  و  رحمت  برای  مومنان  گردد.

وظیفه  واپسين  کتاب  و  واپسین  رسالت  داوری  کردن  و  فیصله  دادن  اختلافاتی  است  که  میان  پیروان  کتابهای  پیشین  و  دسته‌ها  و  گروه‌های  ایشان  درگرفته  است  و  پدیدارگردیده  است‌.  چه  اصل  توحید  و  یگانه‌پرستی  است‌.  هرگونه  شبهه‌ای  از  شبهه‌هائی  که  بر  توحید  و  یگانه‌پرستی  عارض  گردیده  است‌،  و  هرگونه  شرکی  که  به  شکلی  از  اشکال  آمیزه  توحید  و  یگانه‌پرستی  شده  است‌،  هرگونه  شبهه‌ای  از  شبهه‌هائی  که  بر  توحید  و  یگانه‌پرستی  عارض  گردیده  است‌،  و  هرگونه  شرکی  که  به  شکلی  از  اشکال  آمیزه  توحید  و  یگانه‌پرستی  شده  است‌،  و  هر  نوع  تشبیه  و  تمثیلی  و  همگونی  و  همسانی‌ای  به  توحید  و  یگانه‌پرستی  راه  پيداکرده  است‌،  همه  اینها  پوچ  و  باطل  است  و  قرآن  آمده  است  تا  توحید  و  یگانه‌پرستی  را  از  آن  بزداید  و  آن  را  سره  و  پاکیزه  جلوه‌گر  نماید،  و  قرآن  مایه  هدایت  و  رحمت  برای  کسانی  شودکه  دلهایشان  برای  ایمان  آمادگی  پیدا  کرده  است  و  دریچه‌های  آن  دلها  برای  دریافت  قرآن  باز  و  گشوده  گردیده  است‌.

*
تا  اینجا  روند  قرآنی  آیه‌هائی  و  نشانه‌هائی  را  درباره  ا‌لوهیت  عرضه  داشته  است  که  در  افریده‌های  یزدان  موجود  است‌،  افریده‌هائی  که  در  سراسر  جهان  هستی  هستند.  همچنین  از  صفات  و  استعدادهائی  سخن  گفته  است‌که  در  انسان  به  ودیعت  نهاده  شده  است‌،  و  از  نعمتهائی  سخن  به  میان‌کشیده  است‌که  یزدان