ا  تهیۀ  نفقه  و  پرداخت  مهریّه‌)  په  ازدواج  یکدیگر  درآورید  (‌و  به  فقر  و  تنگدستی  ایشان  ننگرید  و  نگران  آیندۀ  آنان  نباشید.  چرا  که‌)  اگر  فقیر  و  تنگدست  باشند  (‌و  ازدواجشان  برای  حفظ  عفّت  و  دوری  از  گناه  انجام  گیرد)  خداوند  آنان  را  در  پرتو  فضل  خود  دارا  و  بی‌نیاز  می گرداند.

‌«ایامی‌»:‌[8]مراد  مردان  و  زنان  مجردّ  است  ...  در  اینجا  مقصود  آزادگان  است‌.  بعد  از  آن  برده  به  طور  مستقلّ  ذکرگردیده  است‌:

(وَ الصّالحینَ مِن عبادکُم وَ امائکم).[9]

و  غلامان  و  کنـیزان  شایستۀ  (‌ازدواج‌)  خویش  را  (‌با  تهیۀ  نفقه  و  پرداخت  مهریه‌)  به  ازدواچ  یکدیگر  درآورید.  همة  آنان  بی‌پو‌ل  و  تنگدستند  همان ‌گونه ‌که  از  فرمودة  قرآنی  بعد  از  آن  برداشت  می‌شود:

(إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ).
اگر  فقیر  و  تنگدست  باشند  (‌و  ازدواجشان  برای  حفظ  عفّت  و  دوری  از  گناه  انجام  گیرد)  خداوند  آنان  را  در  پرتو  فضل  خود  دارا  و  بی‌نیاز  می‏‎گرداند.

این  هم  دستور  ‌گروه  مؤمنان  است‌ که  ایشان  را  به  ازدواج  همدیگر  درآورند.  جمهور  معتقدند که  همچون  امری  برای  سنّت  است‌.  دلیل  آنان  این  است ‌که  بیوه‌هائی  در  روزگار  پیغمبر  خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم  بوده‌اند  و  به  ازدواج  همدیگر  هم  درنیاورده  شده‌اند.  اگر  این  امر  برای  وجوب  بود،  پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم  ایشـان  را  به  ازدواج  همدیگر  درمی‌آورد.  ما  معتقدیم  که  این  امر  برای  وجوب  است‌.  نه  بدین  معنی‌ که  رهبر  مسلمانان  بیوه‌ها  را  به  ازدواج  وادار  سازد.  ولیکن  بدین  معنی  که  باید  علاقه‌مندان  به  ازدواج  ایشان  را  با  کمک  مالی  مدد  و  یاری  دهد  و  وسائل  پاکدامنی  آنان  را  در کار  ازدواج  فـراهـم  آورد.  چرا که  ازدواج  وسیله‌ای  از  وسائل  عملی  پیشگیری  و  جلوگیری  از  آلوده  دامانی‌،  و  پاک  و  پاکیزه  کردن  و  زدودن  جامعۀ  اسلامی  از  زنا کاری  است‌.  ایـن  عمل  واجب  است‌،  و  وسیلۀ  حصول  واجب  نیز  واجب  است‌.  لازم  است  با  وجود  این  درنظر  داشته  باشیم‌ که  اسلام که یک  نظام  کاملی  است‌،  اوضـاع  و  احوال  اقتصادی  را  چاره‌ جوئی بنیادین  و  اساسی  می‌کند. افراد  را  سالم  و  توانا  برکسب  وکار  می‏‎گرداند،  و  راه  به  دست  آوردن  روزی  را  برای  ایشان  فراهم  می‌آورد،  و  سعی  مـی‌کند  مردمان  به  مساعدت و  کمک  بیت‌المال  نیازمند  نشوند.  ویلکن  در  برخی  از  اوضاع  و  احوال  لازم  است  بیت‌المال  بخشی  از  مسـاعدتها  وکمکهای  خود  را  روا  بدارد  و  از  ایشان  دستگیری  نماید  ...  اصل  در  نطام  اقتصادی  اسلامی  این  است که  هر  فـردی  در کشور  اسلامی  با  درآمد  خود  بی‏نیاز  از  بیت‌المال ‌گردد.  اسلام  میسّر کردن  عمل  و کفایت  مزد  را  حقّی  بر  عهدۀ  دولت  می‌داند  و  آن  را  برای  افراد  واحب  می‌شمارد.  ولی  کمک ‌کردن  و  یاری  رساندن  از  بیت‌المال  را  مربوط  به  یک  حالت  استثنائی  محسوب  می‌دارد،  یک  حـالت  استثنائی  که  نظام  اقتصادی  در  اسلام  بر  آن  استوار  و  پایدار  نمی‌گردد.

هرگاه  بعد  از  اینها  در  جامعۀ  اسلامی  بیوه‌هائی  فقر  ماندند،  و  درآمد  ویژۀ  آنان  کفایت  ازدوا‌ج  را  نداد،  بر  گروه  مسلمانان  لازم  ا‌ست  ایشان  را  به  ازدواج  برسانند  و  برای  مرد  زن  بگیرند  و  زن  را  شوهر  بدهند. بندگان  و  

بردگان  نیز  همین  حکم  را  دارند.  جز  این‌ که  اولیاء  بندگان  و  بردگان  موظّفند  ایشان  را  به  ازدواج  درآورند،  مادام  که  قدرت  و  توا‌ن  این‌ کار  را  داشته  باشند.

درست  نیست‌که  فقر  و  تنگدستی  سدّ  و  مانعی  بر  سر  راه  ازدواج  بشود،  هرگاه  مردان  یا  زنان‌،  علاقه‌مند  به  ازدواج  بوده‌،  و  شایستگی  آن  را  به  هم  برسانند.  زیرا  رزق  و  روزی  در  دست  خدا  است‌.  خدا  تضمین  فرموده  است‌که  ایشان  را  بی‌نیاز  و  دارا  گرداند،  اگر  آنان  راه  عفّت  پاک  را  در  مدّ  نظر  داشته  باشند  و  آن  را  در  پیش ‌گیرند:  

(إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ).

اگر  فقیر  و  تنگدست  باشند  (‌و  ازدواجشان  برای  حفظ  عفّت  و  دوری  از  گناه انجام  گیرد)  خداونـد  آنان  ر!  در  پرتو  فضل  خود  د!را  و  بی‌نیاز  می‏‎گرداند.

پیغمبر  خدا صلّی الله علیه وآله و سلّم  فرموده  است‌:

( ثلاثة حق على الله عونهم:المجاهد في سبيل الله , والمكاتب الذي يريد الأداء , والناكح الذي يريد العفاف).[10]

سه  نفرند  که  یاری  آنان  بر  خدا  لازم  است‌:  مجاهد  در  راه  خدا،  و  پنده  و  برده‌ای که با  او  عقد  کتابت  شده  باشد  و  بخواهـد  مبلغ  بـازخـرید  خود  را  بپردازد،  و  ازدواج  کننده‌ای  که  بخو!هد  پاکد!من  و  با عفّت  باشد.

وقـتی  که  بیوه‌ها  و  مجرّدها  در  انتظار  اقدام  گروه  مسلمانان  برای  به  ازدواج  درآوردن  ایشان  می‌مانند،  یزدان  بدیشان  دستور  می‌دهد  که  پاکدامن  بمانند  تا  با  ازدواج  بی‌نیازشان  می‌گرداند:

(وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ).

آنان  که  امکانات  ازدواح  را  ندارند  (‌و  قادر  به  پـرداخت  مهریّه  و  نفقه  نمی‌باشند)  باید  در  راه  عفت  و  یاکدامنی  تلاش  کنند،  تا  خداوند  از  فضل  و  لطف  خود،  ایشان  را  دارا  کند  (‌و  وسیلۀ رفع  نیارشان  را  فراهم  سازد)‌.

(وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ) (٣٢)

بیگمان  خداوند  دارای  نعمت  فراخ  (‌بوده  و)  آگاه  (‌از  نیّات  همگان‌)  است‌..

خدا  کسی  را  به  تنگنا  نمی‌اندازد که  خواهان  عفّت  و  پاکدامنی  باشد.  خدا  از  نیّت  و  صلاح  او  آگاه  ا‌ست‌.

این ‌گونه  ا‌سلام  با  مشکل  رویاروی  می‌گردد،  رویاروئی  عملی  نه  رویاروئی  نظری‌.  اسلام  برا‌ی  هر  فردی  که  شایستۀ ازدواج  باشد  شرائط  ازدواج  را  فراهم  می‌آورد،  اگر  او  درمانده  و  ناتوان  از  نظر  مالی  باشد.  مال  و  دارائی  هم  غالباً  گردنۀ  سختی  بر  سر  راه  ازدواج  است‌.  از  آنجا  که  وجود  برده  و  بنده  در  میان‌ گروه  مسلمانان‌،  به  سقوط  سطح  اخلاق  کمک  می‌کند،  و  سهل‌انگاری  و  بی‌مبالاتی  و  بی‌بند  و  باری  را  یاری  می‌دهد،  به  سبب  این که  برده  و  بنده  حسّاسیّت  ضعیفی  نسبت  به ‌کرامت  و  شرافت  بشری  دارند.  وجود  برده  و  بنده  در  آن  روزگار،  ضرورتی  برای  مقابله  به  مثل  با  دشمنان  اسلام  بود.  دشمنان  اسلام  اسـیران  مسلمانان  را  برده  و  بنده  می‌کردند.  وقتی‌ که ‌کار  بدین  منوال  و  بر  این  روال  بود،  اسلام  نیز  برای  رهائی  از  بردگان  و  بندگان  هر  وقت  این  چنین  شرائط  و  اوضاعی  ییش  می‌آمد  بدین  کار  اقدام  می‌ورزید.  تا  زمانی  که  احوال  و  اوضـاع  جهانی  بـه  گونه‌ای  درآید که  موجب  ا‌لغاء  سیتم  برده‌دا‌ری  به  طور  کلی ‌گردد.  اسلام  واجب‌ کرده  ا‌ست‌ که  هر  زمان  برده  و  بنده  تقاضای  عقد کتابت  و  نگارش  قرارداد  بازخـرید  و  دستی