  هم  آگاهی  ژرفی  از  ترکیب‌بند  نفس  بشری  و  واکنشها  و  پذیرشها  و  پـاسخگو‌ئیهای  آن  است‌.  زیرا  چه ‌بسا  در  مواقعی  خیال ‌کردن  برای  برانگیختن  شهوات  از  خود  دیدن  نیرومندتر  باشد.  بسیارند  کسانی  که  دیدن  کفش  زن  یا  جامۀ  زن  و  یا  زیور   زن  شهوات  ایشان  را  بیش  از  دیدن  بدن  خود  زن  برمی‌انگـیزد  و  تحریک  می‌کند.  همان ‌گونه  هم  بسیارند کسانی ‌که  شبح  زن ‌که  به  خیالشان  می گذرد،  بیش  از  دیدن  خود  زنی ‌که  حضور  دارد  باعث  تحریک  و  برانگختن  ایشان  می‌گردد  -‌اینها  حالاتی  است  که  امروزه  برای  آگاهان  از  بیماریهای  روانی  معلوم  و  مشخّص  است  -‌گاهی  صدای  جرنگ  و  چرنگ  زیورآلات  یا  بوی  خوش  عطر  و  عطور  از  دور،  حواس  مردان  زیادی  را  برمی‌انگیزد  و  ایشان  را  به  خود  مشغول  می‌دارد،  و  اعصابشان  را  تحریک  می‌کند،  و  آنان  را  دچار  سیلاب  فتنه  و  آشوبی  می‌سازد که  نمی‌توانند  جلو  آن  را  بگیرند  و  از  امواج  آن  برهند.

قرآن  راه  را  بر  همۀ  اینها  می‌گیرد.  زیرا  نازل ‌کنندۀ  این  قرآن  است‌ که  خالق  همگان  است‌.  او  می‌داند  چه  انسانهائی  را  آفریده  است‌.  او  بس  دقیق  و  بس  آگاه است.

روند  قرآنی  در پایان  این ‌دو آیه‌ ، ‌دلها  را  همه  به  سوی  یزدان  برمی‌گرداند،  و  برای  دلها  درگاه  توبه  و  پشیمانی  را  باز  می‌کند  تا  از  آن  درگاه  وارد  شوند  و  از  چیزهائی  که  پیش  از  نزول  این  قرآن  بر  دلها  گذشته  است  و  رفته  است  پاک  گردند:

(وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) (٣١)

ای  مومنان‌!  همگی  به  سـوی  خدا  برگردید  (‌و  از  مخالفتهائی  که  در  برابر  فرمان  خدا  داشته‌اید  توبه  کنید(تا  رستگار  شوید.

بدین  وسیله  قرآن  در  انسانها  احساس  مراقبت  یزدان  را  برنمی‌انگیزد،  و  آنان  را  متوجّه  عطوفت  و  عنایت  و  رعایت  و  یاری  خدا  بدیشان  به  هنگام  ضعف  ایشان  در  برابر  آن  گرایش  ژرف  فطری‌ای  که  دارند  می‌سازد،  و  بدانان  تفهیم  می‌کند که  هیچ  چیز  مثل  احساس  حضور  و  دبده‌بانی  خدا،  و  مثل  ترس  و  هراس  از  او،  همچون  گرایشی  را  ضبط  وکنترل  نمی‌نماید.

*تا  اینجا  چاره ‌جوئی  مساله  از  لحاظ  پیشگیری  روانی  است‌.  ولیکن  این‌ گرایش  یک  حقیقت  واقعی  است‌،  و  باید  با  راه  حلّهای  واقعی  و  مثبت  با  آن  روبرو گردید  ...  این  راه  حلّهای  واقعی  از  یک  سو  آسان‌ کردن  و  ساده  نمودن  ازدواج‌،  و کمک ‌کردن  به  انجام  پذیرفتن  ازدواج  است‌.  و  از  دیگر  سو  سختگیری  در  راه‌ها  و  جلوگیری  از  راه‌های  دیگر  تماسهای  جنسی‌،  و  درنهایت  بستن  آن  راه‌های  نابهنجار  است‌:

وَأَنْكِحُوا الأيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (٣٢) وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَنْ يُكْرِهُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٣٣)

مردان  و  زنان  مجرد  خود  را  و  غلامان  و  کنیزان  شایستۀ  (‌ازدواج‌)  خویش  را  (‌با  تهیۀ  نفقه  و  پرداخت  مهریّه‌)  به  ازدواج  یکدیگر  درآورید  (‌و  به  فقر  و  تنگدستی  ایشان  ننگرید  و  نگران  آیندۀ  آنان  نباشید.  چرا  که‌)  اگر فقر  و  تنگدست  باشند  (‌و  ازدواجشان  برای  حفظ  عفت  و  دوری  از  گناه  انجام  گیرد)  خداوند  آنان  را  در  پرتو  فضل  خود  دارا  و  بی‌نیاز  می‏‎گرداند.  بی‏گمان  خداوند  دارای  نعمت  فراخ  (‌بوده  و)  آگاه  (‌از  نیّات  همگان‌)  است‌.

آنان  که  امکانات  ازدواج  را  ندارند  (‌و  قادر  به  پرداخت  مهریه  و  نفقه  نمی‌باشند)  باید  در  راه  عفّت  و  پاکدامنی  تلاش  کنند،  تا  خداوند  از  فضل  و  لطف  خود،  ایشان  را  دارا  کند  (‌و  وسیلۀ  رفع  نیازشان  را  فراهم  سازد)‌.  کسانی  که  از  بردگانتان  خواستار  (‌آزادی  خود  با)  عقد  قرارداد  شدند،  با  ایشان  عقد  قرارداد  بپندید  اگر  خیر  (‌و  صلاحیّت  بر  پای  خود  ایستادن  در  زندگی  آزاد  و  امانت  در  پرداخت  اقساط  بازخرید)  در  ایشان  سراغ  دیدید،  (‌در  راه  آزادی  کمکشان  کنید)  و  اژ  مال  و  ثروت  خدا  کـه  خدا  به  شما  داده  است  بدیشان  بدهید.  همچنین  کنیزان  خود  را  (‌با  جلوگیری  از  ازدواج  ایشان‌)  وادار  به  زنا  نکنید،  اگر  آنان  خواستند  (‌با  ازدواج  با  مردان  دلخواه  خود،  شخصیّت  مستـقلّی  به ‌هـم  رسانند  و  همچون  آزادگان  تشکیل  خانواده  دهند  و)  عفیف  و  پاکدامن  باشند.  (‌ای  مومنان‌!  با  جلوگیری  از  ازدواج‌،  کار  کنیزان  را  به  خود فروشی  نکشانید)  تا  بدین  وسیله  خواهان  مال  و  دارائی  زودگذر  دنیا  بوده  (‌و  بگوئید  ازدواج  آنان  با  دیگران  باعث  کم‌کاری  ایشان  و  کاستی  رونق  و  کاهش  بهایشان  می‌گردد)‌.  هرکس  ایشان  را  (‌با  منع  ازدواج‌)  وادار  (‌به  زنا  و  خودفروشی‌)  کند،  اگر  از  واداشتن  آنان  توبه  کند  (‌و  راه  ازدواج  کنیزان  و  رفاه  حال  ایشان  را  به  وسیلۀ  موافقت  با  ازدواج  فراهم  سازد)  خدا  آمرزگار  و  مهربان  است  (‌و  او  را  می‌بخشد  و  مورد  لطف  و  محپّت  قرار  می‌دهد(.

ازدواج  راه  طبیعی  رویاروئی  با گـرایشهای  فطری  جنسی  است‌،  و  هدف  نهائی  پاک  و  پاکیزۀ  این ‌گرایشهای  ژرف  است‌.

لذا  واجب  است  که  این ‌گردنه‌ها  از  سر  راه  ازدواج  برداشته  شود،  تا  زندگی به  شکل  طبیعی  و  سادۀ  خـود  ادامه  ییدا  کند.گردنۀ  مالی  و  دارائی  نخستین  گردنه  در  راه  تشکیل  خانه  و  خانواده‌،  و  عفیف  و  پاکدامن‌ گرداندن  اشخاص  و  افراد  است‌.  اسلام  سیستم ‌کامل  است‌.  اسلام  عفّت  و  پاکدامنی  را  واجب  نمی‌گرداند،  مگر  این  کـه  برای  آن  اسباب  و  وسائل  عفّت  و  پاکدامنی  را  مهیّا کرده  است  و  تهیّه  دیده  است‌،  و  آن  را  برای  افراد  سالم  ساده  و  آسان  نموده  است‌.  در  این  صورت  کسی  به  زنا  پناه  نمی‌برد  مگر  فردی ‌که  از  راه  پاک  سهل  و  ساده‌،  به  طور  عمد  و  بدون  اضطرارب  انحراف  پیدا کند  و  به ‌کژراهه  رود.  بدین  خاطر  یزدان  به‌گروه  مسلمانان  دستور  می‌فرماید  که  کسی  را  کمـک ‌کنند که  مال  و  دارائی  سر  راه  ازدواج  حلال  را  بر  ایشان  می‌گیرد:

(وَأَنْكِحُوا الأيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه).

مردان  و  زنان  مجرّد  خود  را  و  کنیزان  شایستۀ  (‌ازدواج‌)  خویش  را  (‌ب