ان  درون  و  در  جهان  بیرون  به  حساب  می‌آیند،  و  هر  دوگام  هم  بسی  بـه  همدیگر  نزدیکند.

 (ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ).

این  برای  ایشان  زیبنده‌تر  و  محترمانه‌تر  است‌.

این‌ کار  برای  احساسات  و  عواطف  ایشان  پاک‌تر  است‌.  بهتر  هم  تضمین  می‌کند که  احساسات  و  عواطف  آنان  با  تأثّرات  و  انفعالات  شهوانـی  در  غیر  جای  مناسب  و  مشروع  و  پاک  خود  آلوده  شود،  و  به  مـرتبۀ  پست  حیوانی  سقوط  کند  و  سرنگون  شـود.  این  کار  بـرای  مردمان  پاک‌تر،  و  برای  زنان  و  دختران  و  نـاموسها  و  آبروهایشان‌،  و  برای  فضائی‌ که  در  آن  می‌زیند،  و  برای  هوائی‌ که  تنفّس  می‌کنند  محفوظ‌ کننده‌تر ا‌ست‌.

خدا  است ‌که  ایشان  را  بدین  محافظت  و  مراقبت  می‌خواند.  او  که  کـاملاً  آگاه  از  ترکیب‌بند  روانی  و  تشکیلات  فطری  انسانها  است‌،  و  بسی  مطّلع  از  حرکات  نفو‌س  و  حرکات  اندامهایشان  است:
(إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ) (٣٠)
بیگمان  خداوند  از  آنچه  انجام  می‌دهند  آگاه  است  (‌و  سزا  و  جز!ی  رفتارشان  را  می‌دهد).

(وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنّ).َ

و  به  زنان  مومنۀ  بگو: چشمان  خود  را (‌از  نامحـرمان‌( فرو گیرند (‌و  چشم‌ چرانی  نکند)  و  عورتهای خویشتن را  (‌با  پوشاندن  و  دوری  از  رابطۀ نامشروع‌)  مـصون  دارند.

زنان  نباید  نگاه‌های  گرسنۀ دزدانه  بیندازند،  یا  نگاه‌های  پیام ‌رسان  و  هوس‌انگیز  را  داشته  باشند،  نگاه‌هائی ‌که  در  سینه‌های  مردان  غوغا  به‌پا  می‌کند  و  آشوب  می‌ا‌ندازد  و  فتنه‌های  نهفته در  زوایای  دلهایشان  را  بیدار  می‌کند.  و  نباید  عورتهای  خـود  را  جز  در  راه  حلال  پاک‌،  آزاد  بدارند،  حلال  پاکی ‌که  به  فطرت  در  فضای  پاک  باسخ  مـی‌گوید، و  فرزندانی ‌که  از  راه  آن  پـا  به  جهان  می‌گذارند  از  رویاروئی  با  جامعه  و  زندگی  شرمندگی  نمی‌برند.

(وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا).

و  زینت  خویش  را  (‌همچون  سر،  سینه‌،  بازو،  ساق‌،  گردن‌،  خلخال‌،  گردنبند،  بازوبند)  نمایان  نسازند،  مگر  آن  مقدار  (‌از  جمال  خلقت‌،  همچون  چهره  و  پنچه  دستها)  و  آن  چیزها  (‌از  زینت‌آلات‌،  همچون  لباس  و  انگشتری  و  سرمه  و  خضاب‌)  که  (‌طبیعتاً)  پیدا  می‏‎گردد.

زینت  برای  زنان  حلال  است‌،  و  زینت  پاسخ  به  فـطرف  ایشان  است‌.  هر  زنی  آزمند  است  بر  ایـن ‌که  زیبا  و  آراسته  باشد،  و  زیبا  و  آراسته  جلو٥گر  آید.  زینت  هم  از  عصری  تا  عصر  دیگری  اختلاف  پیدا  مـی‌کند.  ولیکـن  اساس  آن  در  درون  فطرت  یکی  است‌،  و  آن  علاقه  و  رغبت  برا‌ی  کسب  آن  یا  تکمیل‌ کـردن  آن  و  جلوه‌گر  نمودن  آن  در  برابر  مردان  است‌.

اسلام  با  این  علاقه  و  رغبت  مبارزه  نـمی‌کند،  ولیکـن  اسلام  این  علاقه  و  رغبت  را  نظم  و  نظام  و  سر  و  سامان  می‏بخشد،  و  آن  را  متبلور  و  جلوه‌گر  در  جهت  دادن  بدان  برای  مرد  واحدی  می‌سازد که  شریک  زندگی  است‌.  بدو  آزادی  می‌دهد که  او  اطّلاع پیدا کند    و  بنگرد  به  زیبا‌ئی  و  جلوه‌گـری  زن  خود،  آن  زیبائی  و  جلوه‌گری‌ای ‌که  ‌کسی  جز  او  حقّ  ندارد  بر  آن  اطّلاع  پیدا کند و  بدان  بنگرد.  با  او  در اطّلاع  و  نگرش  به  چیزهائی،  محارم  وکسانی ‌که  بعداً  در  آیه  ذکر  شده‌اند  مشترک  هستند،  اشخاصی  که  چنان  اطّلاع  و  نگرشی‌،  شهوات  آنـان  را  تحریک  نـی‌کند  و  برنمی‌انگیزد.

زینت  چهره  و  دستها که  معـولاً  پیدا  و  نمایان  می‌گردد،  کثیف  و  ظهور  آن  جائز  است‌.  زیـرا  بیدایبثن  چهره  و  دستها  برابر  فرمودۀ پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم  مباح  است‌.  پیغمبر  صلّی الله علیه و آله و سلّم به  اسماء  دختر  ابوبکر  می‌فرماید:
(يا أسماء إن المرأة إذا بلغت المحيض , لم يصلح أن يرى منها إلا هذا[4]- وأشار إلى وجهه وكفيه).
ای اسماۀ  زن  وقتی  که  عادت  ماهانه  را  پیدا  کرد،  درست  نیست  که  جز  این  از  او  دیده  شـود  -‌اشاره  فرمود  به  چهره‌اش  و  کف  دو  دستش‌.

(وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ).

و  چــارقد  و  روسـریهای  خود  را  بر  یـقه‌ها  و  گـریبانهایشان  آویزان  کنند  (‌تا  گـردن  و  سینه  و  اندامهائی  که  احتمالا  از  لابلای  چاک  پیراهن  نمایان  می‌شود،  در  معرض  دید  مردم  قرار  نگیرد(.

جُیُوب  جمع  جثب  است که  به  معنی‌ گریبان  ییراهن  است‌.  خُمُر  هم  جمع  خمار  است‌ که  به  معنی  روسری  و  چارقد  است ‌که  سر  و گلو  و  سینه  را  می‌پوشاند.  روسری  و  چارقد  برای  این  ا‌ست  تا  محلّهای  زیبائی  و  دلربائی  را  بپوشاند  و  نگذارد  آنها  در  معرض  دیده‌های ‌گرسنه  قرار  بگیرند،  حتی  در  معرض  دید  ناگهانی  واقع  شوند،  آن  دیدی  که  پرهیزگاران  خویشتن  را  برحذر  می‌دارند  از  این ‌که  آن  را  طول  دهند  یا  تکرار کنند.  ولیکن  پس  از  وقوع  نظر  ناگهانی‌ گاهی  در  زوایـا  و  پیج  و  خمهای  درونشان  نهان  و  پنهان  می‌گردد  و  درکمین  می‌ماند،  هم  بدان ‌گونه ‌که  ا‌نگار  اندامهای  زیبا  و  دلربا  عیان  دیده  شده  است‌!

خداوند  نمی‌خواهد  دلها  را  با  این  نوع  از  بلا  بیازماید  و  همچون  مصیبتی  را  وسیلۀ  امتحان  و  ابزار  آزمون  نماید.  زنان  مؤمنی  که  این  نهی  را  دریافت  داشتند،  زنان  مؤمنی  که  دلهایشان  با  نور  یزدان  منوّر  و  درخشان  بود،  در  اطاعت  و  فرمانبرداری  از  آن  درنگ  و  منگ  منگ  نکردند،  هرچند که  علاقه  و  رغبت  فطری  به  نمایاندن  زینت  و  جمال  داشتند.  زن  در  دوره  جاهلیّت  عـرب  -  همان ‌گونه ‌که  امروز  زن  در  جاهلیّت  جدید  چنین  می‌کند  -‌از  میان  مردان  می‌گذشت  سینه  چاک  و  سینه  لخت‌،  و  چیزی  سینۀ  لخت  او  را  نمی‌پوشاند.  چه‌بسا گردن  خود  را  نشان  می‌داد،  و کاکلها  و  موهای  جلو  سـر  خویش  را  می‌نمود،  و  گوشواره‌های  گوش  خویش  را  پیدا  و  هویدا  می‌کرد.  هنگامی‌که  یزدا‌ن  سبحان  به  زنان  دستور  فرمود  که  روسریها  و  چارقدهای  خود  را  بر  یقه‌ها  وگریبانهای  خود  بیندازند،  و  زینت  و  جمال  خود  را  هویدا  نکنند،  مگر  آن  بخش  که  به  طـور  طبیعی  پدیدار می‌گردد،  آن‌ گونه  شدند  و  رفتار کردند که  عائشه  -  رضی‌الله‌‌عنها  -  دربارۀ  ایشان  گفته  است‌:  «‌خداوند  رحـمت  کناد  زنان  مهاجر  نخستین  را.  وقتی ‌که  خدا  این  را  نازل ‌کرد که‌:  

(وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ).

و  چـارقد  و  روســریهای  خــود  را  بر  یقه‌ها  و  گـریبانهایشان  آویزان  کنند  ‌(تا  گردن  و  سینه  و  اندامهائی  که  احتمالاً  از  لابلای  چاک  پیراهن  نمایان  می‌سود،  در  معرض  دید  مردم  قرار  نگیرد(.

آنان  جامه‌های  خود  را  پاره‌ کردند  و  آنـها  را  چـارقد  و  روسری  نموده  و  بر  خود  پوشاندند.[5]

از  صفیّه  دختر  شیبه  روایب  شده  است  که ‌گـفته  است‌:  وقتی  از  اوقات  نزد