آمادگی  پذیره  رفتن  او  را  ییدا  می‌کنند.  این  هم  نگرش  باریک  و  دل‌انگیزی  است  کـه  در  آن  احـوال  مـردمان  مورد  رعایت  و  عنایت  قرار  می‌گیرد،  و  شرائط  و  ظروف  اوضاع  آنان  در  خانه‌هایشان  ییش  چشم  داشته  می‌شود،  و  ضروریّات  و  نیازمندیهائی  درنظرگرفته  می‌شود  کـه  اهل  خانه  چه‌بسا  بدانها  به  سبب  وارد  شوندگان  در  شب  یا  روز  ناراحت  و  بدحال  گردند.

بس  از کسب  اجازه  یا  در  خانه ها  کسی  از  اهالی  آنجاها  وجود  دارد  و  یا  وجود  ندارد.  اگر  کسی  وجود  نداشته  باشد  جائز  نیست  پس  از  اجازه  خواستن  حریم  خانه‌ها  را  شکست  و  بیـباکانه  بدانجا  وارد گردید،  چـون  دخول  و  ورودی  بدون  اجازه  دادن  نباید  صورت  بپذیرد:

(فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ).

اگر  کسی  را  در  خانه‌ها  نیافتید  (‌که  به  شما  اچازه  دهـد  بدانجاها  داخل  نشوید  تا  (‌کسی  پیدا  می‌آید  و)  به  شـما  اجازه  داده  می‌شود.

اگر  کسی  از  اهالی  خـانه  در  خـانه  بود،  تنها  اجازه  خواستن‌،  دخول  و  ورود  را  آزاد  و  مـبا ح نمی‌گردانـد.  

بلکه  اجازه  خواستن  منوط  به  اجازه  دادن  است‌.  اگر  اهل  خانه  اجازه  ندادند  دخول  و  ورودی  صورت  نمی‌پذیرد،  و  واجب  است  بدون  توقّف  و  انتظار  برگشت  و  رفت‌: 
(وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ).
اگر هم به شما (اجازه داده نشد و) گفتند: برگردید، پس برگردید (واصرارنکنید)‌. این (‌کار  رجوع‌،  زیبنده‌تر  به  حالتان  و)  پاک‌تر  برایتان  می‌باشد.

برگردید  بدون  این‌که  ناراحت  شوید  و  برنجید،  و  بدون  این ‌که  احساس ‌کنید  اهل  خانه  با  شما  بی‌ادبی  می‌کنند،  یا  از  شما  تنفّر  و  گریز  دارند.  مردمان  دارای  سرّها  و  رازهای  خود،  و  دارای  عـذرها  و  معذرتهای  خویش  هستند.  لازم  است  ارزیابی  و  سنجش  شرائط  و  ظروف  خودشان  در  هر  زمانی  به  خودشان  واگذارگردد.

(وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ) (٢٨)
خدا  بس  آگاه  از  کارهائی  است  که  مـی‌کنید  (‌پس با رهنمودهای  او  مخالفت  نورزید).

خدا  مطّلع  از  نهانیهای  دلهـا،  و  آگاه  از  انگیزه‌ها  و  جاذبه‌ها  و  دافـعه‌های  درونها  است‌.  ولی  خانه‌های  عمومی‌،  از  قبیل‌:  مهمانخانه‌ها  و  هتلها  و  سالنها  و  منازلی  که  برای  ضیافت  و  پذیرائی  آماده  گردیده‌انـد  و  مستقلّ  از  خانه‌های  مسکونی  هستند،  ورود  و  دخول  بدانجاها  بدون  اجازه  مانعی  ندارد،  چون  اجازه  خواستن  مشقّت  به  بار  می‌آورد  و  تولید  زحمت  می‌کند.  البته  چنین  ورود  و  دخولی  بلامانع  است  مادام ‌که  علّت  اجازه  خواستن  منتفی  باشد:
(لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَكُمْ).

گناهی  بر  شما  نیست  که  (‌بدون  اجازه‌)  وارد  خانه‌های  غیر  مسکونی  (‌چون  مسجدها  و  دکـانها  و  مهمانخانه‌ها  و  هتلها  و گرمابه‌ها)  شوید.  چرا  که  (‌!ماکن  عامّه  هستند  و  پـرای  گروه  مخصوصی  بنا  نشـده‌اند و)  شما  حـقّ  !ستفادۀ  از آنها  ر!  دارید.

 (وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ) (٢٩)

خدا  می‌داند  آنچه  را  که  آشکار  می‌سازید  و  آنچه  را  که  پنهان  می‌دارید  (‌و  کارهای  ظاهر  و  باطن  شما  در  براپر  علم  او  یکسان  و  نمایان  است‌(.

خدا  بر  ظاهر  و  باطن  و  پیدا  و  ناپیدای  شما  اطّلاع  دارد. ا‌و  در  پنهان  و  آشکار  شما  را  می پاید.  این  مراقبت  و  پائیدن  باید  اطاعت  دلها  را  تضمین ‌کند،  و  موحب  امتثال  امر  از  آن  ادب  والا  و  رسم  بالای  مذکور  در کتاب  خدا  گردد،  آن ‌کتابی  که  برای  انسانها  برنامۀ ‌کاملی  را در  هر  جهتی  و  رویکردی  ترسیم  می‌کند.

قرآن  برنامه  زندگی  است‌.  قرآن  این‌گونه  به  جزئیّات  زندگی  اجتماعی  می‌پردازد،  و  این ‌گونه  به  جزئیّات  زندگی  اجتماعی  عنایت  می‌ورزد.  چه  قرآن  به  جزئیّات  و کلّیّات  زندگی  توجّه  دارد،  تا  با  این  توجّه‌،  میان  بخشها  و  بـندهای  جـزئی  زنـدگی‌،  و  میان  انـدیشه‌ها  و  چاره‌سازیهای  کلّی  زندگی‌،  هماهنگی  و  همآوائی  برقرار  سازد.  اجازۀ  ورود  خواستن  از  اهالی  خانه‌ها  حـرمت  و  کرامت  خانه‌ها  را  محقّق  می‌سازد،  حرمت  وکرامتی  که  خانه‌ها  را  محلّ  بازگشت  و  جایگاه  آرامش  و  اطمینان  می ‌گرداند.  اجازۀ  ورود  خواستن‌،  اهالی  خانه  را  از  درد  و  رنج  ناگهانی  ورود  به  درون  خانه‌،  و  از  نگرانی  و دل  شورۀ  بی‌خبر  وارد  خانه  گردیدن  بیگانگان‌،  و  از  اذیّت  و  آزار  سر  زده  داخل  خانه  شدن  این و  آن‌،  و  مشاهدۀ  دخترا‌ن  و  زنان  توسّط  نامحرمان‌،  نجات می بخشد  ...  البته  تنها  دختران  و  زنان  نیستند که  چنین  متبادر  به  ذهن  می‌شود  که  مردمان  دوست  نمی‌دارند  چشم  بیگانگان  بدانان  بیفتد.  بلکه  مردمان  می‌خواهند  عورتشان  جدای  از  عورت  بدن  که  به  هنگام  ذکر  لفظ  عورت  متبادر  به  ذهن  می‌شود،  محفوظ  بماند. بلکه  باید  عورت  طعام‌،  و  عورت  لباس‌،  و  عورت  وسائل  خانه  را  نیز  بر  معنی  واژۀ  عورت  افزود.  چرا  که  اینها  چیزهائی  هستند  که  اهالی  خانه  دوست  نمی‌دارندکه  بیگانگان  و  نامحرمان  ناگهانی  بر  سرشان  بتازند  و  همچون  چیزهائی  را  بدون  آمادگی  قبلی  ایشان  و  خود  را  جمع  و  جور کردن  انان  ببینند  و  دید  بزنند.  عورتهای  احساسات  و  عواطف  و  حالات  روا‌نی  نیز  عورت  بشمارند.  ایا  چه کسانی  از  ما  دوست  می‌دارند  که  مردمان  ایشان  را  ببینند،  بدان‌گاه  که  ایشان  در  حالت  و  وضع  ضعفی  هستند  وگریه  کنند  چون  متأثّر  از  چیزی  شده‌اند،  یا  به  سـبب‌ کاری که  خشـم‌ برانگز  است  خشمگین  هستند،  و  یا  در  وضعی  هستند که  ا‌ز  درد  و  رنجی  شکوه  و  ناله  و  افغان  سـر  می‌دهند،  درد  و  رنجی  که  از  بیگانگان  آن  را  نهان  و  پنهان  می‌دارند؟‌!

برنامۀ  قرآنی  همۀ  ا‌ین  ریزه‌کاریها  را  با  همچون  ادب  والائی  مراعات  می‌دارد،  ا‌دب  اجازه  خواستن‌؛  و  با  این  ریزه‌کاریها  فـرصتهای  انـدک  نگاه‌ها  و  نگرشها  و  ملاقاتها  و  برخوردهای  گذرائی  را  مراعات  می‌دارد  که  از  دیرباز  در  دلها  و  درونها  شهوتها  و  رغبتهای  پنهان  را  بیدار  ساخته  است‌،  و  از  دیرباز  علاقه‌ها  و  ملاقاتها  از  آن  نگـاه‌ها  و  نگرشها  و  برخوردها  برخاسته  است‌،  علاقه‌ها  و  ملاقاتهائی  که  اهریمن  آنها  را  تـرتیب  داده  است‌،  و  بـدانها  دور  از  چشمان  دیگرا‌ن  و  دلهـای  دلسوزان‌،  در  اینجا  و  آنجا  جهت  داده  است‌!

کسانی‌که  ایمان  آورده  بودند  از  همان  روز  نـخستینی  که  این  آیات  نازل  گردید  و  با  آنها  مخاطب‌ گردیدند،  این  درسها  را  پذیرفتند،  و  پیغمبر  خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم خودش  بدانها  آغازید.

ابوداوود  و  نسائی  با  اسنادی  کـه  داشته‌اند  از  سخن  ابوعمر  اوزاعی  با  روایت  از  قیس  پسر  سعد  پسر  ع