رای  خانه‌ها  و  خانواده‌ها  حرمت  و کرامتی  قرار  می‌دهد  که  تعدّی  و  تجاوز  بدان  درست  نمی‏باشد. در نتیجه  مـردمان  در  خانه‌ها  و  خانواده‌هایشان  با  دخول  غرباء‌،  بی‏خبر  و  ناگهانی  رویاروی  نمی‌شوند.  بلکه  غرباء  باید  اجازه  بخواهند  و  بدانان  اجازۀ  ورود  داده  شود  تا  بتوانند  به  میان  خانه‌ها  و  خانواده‌ها  بیایند.  تا  چشمان  بیگانگان  و  نامحرمان  به  نهانیهای  خانه‌ها  و  خانواده‌ها  نیفتد،  و  بیگانگان  و  نامحرمان  با  زنان  و دختران  اهالی  منازل  در  حین  غفلت  برخورد  نکنند  و  رویاروی  نشوند ...  درکنار  اینها  هم  از  مردان  و  زنان  مسلمانان  خواسته  شد٥  است  چشم ‌چرانی  نکنند  و  به  نامحرمان  خیره  نشوند  و  نظر  ننمایند.  ازدواج  ضامن  حقیقی  قناعت  و  بسنده‌کردن  است  ...  اسـلام  ا‌ز  عرضه  داشتن ‌کنیزکان  برای  زنا  نهی  می‌کند  تا کار  زنا  سهل  و  ساده  میسّر  نگردد،  و  درنتیجۀ  سهل  و  ساده  میسّر  بودن  زنا،  بزهکاری  و  فاحشه‌گری  رواج  یابد  و  شیوع  پیدا  کند.  بگذار  به‌گونۀ  فراخ‌تر  و  به  شکل  بازتری  به  همچون  تـضمینهای  پیشگیرانه‌ای  بنگریم  که  اسلام  آنها  را  پیشنهاد،  و  مراعات  آنها  را  خوا‌ستار  است‌:

*
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (٢٧) فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ (٢٨) لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ (٢٩) 

ای  مؤمنان‌!  وارد  خانه‌هائی  نشوید  که  متعلّق  به  شما  نیست‌.  مگر  بعد  از  اجازه  گرفتن  (‌با  زنگ  زدن  یا  در  کوبیدن‌،  و  کارهائی  جز  اینها)  و  سلام  کردن  بر  ساکنان  آن‌.  این  کار  بر!ی  شما  بهتر  است  (از  ورود  بدون  اجازه  و  سلام‌)‌.  امید  است  شما  (‌این  دو  چیز  را  به  هنگام  رفتن  به  منازل  دیگران  رعایت  و آنها  را)  در  مدّ  نظر  داشته  باشید.  اگر  کسی  را  در  خانه‌ها  نیافتید  (‌که  به  شما  اجازه  دهد)  بدانجاها  داخل  نشوید  تا  (‌کسی  پیدا  می‌آید  و)  به  شما  اجازه  داده  می‌شود.  اگر  هم  به  شـما  (‌اجازه  داده  نشد  و)  گفتند:  برگردید،  پس  برگردید  (‌و  اصرار  نکنید)‌.  این  (‌کار  رجوع‌،  زیبنده‌تر  به  حالتان  و)  پاک‌تر  برایتان  می‌باشد.  خدا  بس  آگاه  از  کارهائی  است  که  مـی‌کنید  (‌پس  با  رهنمودهای  او  مخالفت  نورزید)‌.  گناهی  پر  شما  نیست  که  (‌بدون  اجازه‌)  وارد  خانه‌های  غیر  مسکونی  ) چون مسـجدها  و  دکانها  و  مهمانخانه‌ها  و  هتلها  و  گرمابه‌ها)  شوید.  چرا  که  (‌اماکن  عامّه  هستند  و  برای  گروه  مخصوصی  بنا  نشده‌اند  و)  شما  حقّ  استفادۀ  از  آنها  را  دارید.  خدا  می‌داند  آنچه  را  که  آشکار  می‌سازید  و  آنچه  را  که  پنهان  می‌دارید  (‌و  کارهای  ظاهر  و  باطن  شما  در  برابر  علم  او  یکسان  و  نمایان  است‌(.

خداوند  خانه‌ها  را  جای  آرامش  فرموده  است‌.  مردمان  بدانجاها  برمی‌گردند،  و  در  آنجاها  ارواحشان  می‌آساید،  و  دلهایشان  می‌آرامد،  و  بر  زنان  و  نوامیس  خویش  ایمن  می‌گردند،  و  سنگینیها  و  دشواریهای  برحذر  بودن  و  پرهیز کردن  و  حرص  و  جوش  زدن  اعـصاب  خردکن  را  از  خود دور  می‌اندازند.

خانه‌ها  این‌ گونه  و  این‌سان  نمی‌گردند  مگر  آنجاها  حرم  امن  و  امان  بشوند،  و کسی  اجازۀ ورود  بـدانجاها  را  نداشته  باشد  جز  با  آگاهی  و  با  اجازۀ ساکنان  آنجاها.  آن  هم  هنگامی ‌که  اهالی  خانه‌ها  بخواهند،  و  حالت  و  وضعی  را  داشته  باشند  که  بخواهند  مردمان  ایشان  را  با  آن  حالت  و  وضع  ملاقات‌ کنند.

این  به  جای  خود،  گذشته  از  آن  حرمت‌شکنی  خانه‌ها  به  وسیلۀ  ورود  بدون  اجازۀ  دیگـران  بدانـجاها،  چشـمان  بیگانگان  وارد  شونده  به  خانه‌ها  را  مـتوجّه زنان  و  دختران  می‏‎کند،  و  اندامهای  فتنه‌انگیزی  را  می‌بینند  که  شهوات  را  برمی‌انگزند،  و  به  گمراهی  و  گمراهسازی  فرصت  مـی‌دهـند،  گمراهی  و  گمراهسازی‌ای  که  ا‌ز  ملاقاتهای  گذرائی  و  از  نگاه‌های  کوتاهی برمی‏خیزد  و  فراهم  می‌آید که  چه‌بسا  تکرار  می‌شود  و  به  نگـاه‌های  هدفداری  تبدیل  مـی‌گردند،  نگـاه‌های  هـدفداری  که  گرا‌یشها  و کششهائی  آنها  را  به  جنبش  درمی‌اندازند که  همان  ملاقاتهای  نخستین  بی‌هدف  و  بی‌انتظار  آنها  را  بیدار  می‌کند،  و  آنها  را  بعد  از  چند گام  به  ارتباط‌ها  و  دیدارهای  بزهکارانه  تبدیل  می‌سازد،  و  یا  آنها  را  به  شهوتهای  نامقدّسی  تغییر  می‌دهد که  عقده‌های  روانی  و  کجرویها  از  آنها  برمی‌خیزند  و  نشأت  می‌گیرند.

در  جاهلیّت  مردمان  تاخت  مـی‌آوردند  و  به  خـانه‌ها  می‌ریختند.  کسی  که  این‌گونه  به  خانه‌ها  وارد  می‌شد،  پس  از  ورود  می‌گفت‌:  تازه  آمده‌ام  و  داخـل  شده‌ام‌!  چه‌بسا  صاحب  خانه  را  با  اهل  و  عیال  خود  در  حالتی  می‌دید که  درست  نبود  کسی  آن  دو  را  در  این حالت  و  بدین  وضع  مشاهده  کند.  گاهی  اتّفاق  می‌افتاد که  هـسر  لخت  و  عور  می‏بود  و  چیزی  بر  عورت  نمی‌داشت‌.  همسر  بدین  شکل  مـی‌بود  یـا  شوهر  بدین  صوررت  می‌بود.  این  امر  سخت  می‌آزرد  و  جریحه‌دار  می‌کرد،  و  خانه‌ها  را  از  امن  و  امان  محروم  و  از  آرامش  و  اطمنان  بی‌بهره  می‌کرد.  از  دیگر  سو  وقتی ‌که  چشم  به  چیزی  می‌افتاد که  محرّک  و  انگیزنده ،  انسانها  را  در  اینجا  و  آنجا  به  فتنه  و  بلا  دچار  می‌ساخت‌.

بدین  جهت  خدا  مسلمانان  را  با  این  رسم  والا  تـربیت  می‌کند،  رسم  اجازۀ  ورود  خواستن  به  خانه‌ها،  و  سـلام  کردن  بر  ساکنان  آنجاها،  تا  وارد  شونده  با  اهالی  خانه  بتواند  انس  و  الفت  بگیرد،  و  تربن  و  وحشت  از  درونها  برخیزد،  پیش ا‌ز  این ‌که  ورود  انجام  پذیرد:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا). 
ای  مومنان‌!  و‌ارد  خانه‌هائی  ثشوید  که  متعلّق  به  شما  نیست‌.  مگر  بعد  از  اجازه  گرفتن  (‌بـا  زنگ زدن  یا  در  کوبیدن‌،  و  کارهائی  جز  اینها)  و  سلام  کردن  بر ساکنان آن.

قرآن  از  اجازه  خواسش  با  انس  و  الفت ‌گرفتن  تعبیر  می‌کند.  این  تعبیر  هم  الهام‌خش  لطافت  و  ظرافت  اجازه  خواستن  است‌،  و لطـافت  و  ظرافت  شیو٥ای  را  می‌رساند  که ‌کوبندۀ  در  رعایت  می‌کند  و  ا‌جازۀ  ورود  می‌خواهد.  بدین  شـیوۀ  زیبا  و  محترمانه  بر  دلهای  اهل  خانه  می‌نشیند  و  در  ژرفای  درونهایشان  انس  می‌گزیند،  و  