کنند درباره وسائل مادی سستی می‌کنند و آنها را نادیده می‌گیرند، و وقتی‌که دلهای مومنان از ایمان صحیح خالی می‌گردد، ایمان صحیحی‌که انسانها را به‌کار خوب‌، و آبادکردن زمین‌، و اقدام به تکالیف و وظائف خلافتی برمی‌انگیزد که خدا آن خلافت را بدین انسان واگذار فرموده است‌. بر یاران ایمان جز این وظیفه‌ای نیست که مدلول و مفهوم ایمان خود را تحقق بخشندکه عمل صالح و کردار شایسته‌، و بر عهده‌گرفتن مسؤولیتها و پیامد خلافت است‌، تا وعده خدا پیاده شود و تحق پیدا کند، و قانون و سنت او جاری و ساری‌گردد:

(أَنَّ الأرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ).

بی‏گمان (‌سراسر روی‌) زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد (‌و آن را به دست خواهند گرفت‌)‌.

*
در پایان‌، آهنگ و نوای پایانی سوره به‌گوش می‌رسد که شبیه و همگون آهنگ و نوای آغازین سوره است‌!:

(إِنَّ فِي هَذَا لَبَلاغًا لِقَوْمٍ عَابِدِينَ. وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ. قُلْ إِنَّمَا يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَهَلْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ. فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ آذَنْتُكُمْ عَلَى سَوَاءٍ وَإِنْ أَدْرِي أَقَرِيبٌ أَمْ بَعِيدٌ مَا تُوعَدُونَ. إِنَّهُ يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَيَعْلَمُ مَا تَكْتُمُونَ. وَإِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ. قَالَ رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ وَرَبُّنَا الرَّحْمَنُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ).

این (‌سخن برای مفهوم قانون زندگی دنیوی‌، و آگاهی از سرنوشت حیات اخروی‌)‌، مردمان عبادت‌پیشه را کافی و بسنده است‌. (‌ای پیغمبر!) ما تو را جز به عنوان رحمت جهانیان نفرستاده‌ایم‌. بگو: (‌اصل دعوت من این است‌:‌) به من وحی می‌شود که معبود شما یکی بیش نیست (‌و بقیه چیزهای دیگری که به من وحی می‏‎گردد، تابع همین اصل اساسی توحید است‌)‌. حال که چنین است‌، آیا شما تسلیم (‌خداوند یگانه‌) می‌گردید (‌و بتهای سنگی و معبودهای طاغوتی را کنار می‌گذارید؟‌)‌. اگر (‌در برابر سخنان روشنگر و سعادت‌بخش تو) پشت کردند و رویگردان شدند، بگو: همه شما را یکسان (‌از ماموریت خود که تبلیغ رسالت بود) آگاه کردم و (‌چیزی را از کسی پنهان نداشتم‌. دیگر) نمی‌دانم آنچه (‌درباره پیروزی مومنان و شکست کافران‌، و حساب و کتاب و بهشت و دوزخ‌) به شما وعده داده می‌شود، (‌فرارسیدن آن‌) نزدیک است یا دور. خداوند می‌داند سخنانی را که آشکارا میگوئید (‌و طعنه‌ها و تشرهائی که راجع به اسلام بر زبان می‌رانید) و آنچه را که (‌از بدسگالیها و کینه‌توزیها در دل‌) پنهان می‌دارید. من چه می‌دانم‌، شاید این (‌مهلت و تاخیر عذاب‌) آزمونی برای شما باشد و (‌شاید خداوند می‌خواهد شما را از لذائذ این جهان برای آفزایش گناهان بیشتر) تا مدتی بهره‌مند سازد (‌و برابر قانون استدراج‌، آهسته و آرام مغلوب و مقهورتان گرداند و به دوزختان کشاند. پیغمبر پس از مشاهده این همه دوری و رویگردانی مشرکان از پذیرش اسلام‌، رو به خدا کرد و عاجزانه‌) گفت‌: پروردگارا! دادگرانه (‌میان من و اینان‌) داوری کن (‌تا سرانجام‌، حال مومن و کافر یکسان نباشد. آنگاه روی سخن به مخالفان کرده و اظهار داشت‌:‌) پروردگار همه ما خداوند مهربان است و (‌سر تا پای وجودمان را رحمت الهی فراگرفته است‌. و در برابر) نسبتهای ناروائی که (‌درباره اسلام و در مورد ذات پاک خدا) می‌زنید، تنها از او کمک و یاری خواسته می‌شود.

(إِنَّ فِي هَذَا لَبَلاغًا لِقَوْمٍ عَابِدِينَ).

این (‌سخن برای مفهوم قانون زندگی دنیوی‌، و آگاهی از سرنوشت حیات اخروی‌)‌، مردمان عبادت‌پیشه را کافی و بسنده است‌.

قطعا در این قرآن‌، و در قوانین و سنتهائی‌که در جهان و در زندگی است و قرآن پرده از آنها برمی‌دارد، و در سرنوشتهای دنیوی و اخروی مردمان که توسط این قرآن بیان می‌شود، و قواعد و اصول کار و پاداش که این قرآن آن را تعیین و تبیین می‌کند، در این امرکفایت و بسندگی است برای کسانی‌که آماده پذیرش هدایت هستند و می‌خواهند موضوع را درک‌کنند و به هدف و به مقصود برسند. قرآن چنین‌کسانی را «‌عابدین‌: پرستشگران‌» می‌نامد. زیرا عابد و پرستشگر دارای دل خاشع و خاضع و فرمانبردار است‌، و آماده دریافت و تدبر و تفکر و استفاده‌کردن و سود بردن است‌.

خداوند پیغمبر (صلی الله علیه و سلم) خود را به عنوان رحمت برای جملگی مردمان روانه کرده است تا دست ایشان را بگیرد و به سوی هدایت ببرد. امّا هدایت نخواهند یافت مگر آن کسانی که آماده‌اند و آمادگی را دارند، هرچند که رحمت برای مومنان و غیرمومنان تحقق می‌پذیرد. برنامه‌ای که همراه محمد (صلی الله علیه و سلم) به ارمغان آمده است‌، برنامه‌ای است‌که همگی انسانها را خوشبخت می‌سازد، و آنان را به سوی کمال مقدر برای بشریت در این زندگی رهنمود می‌کند.

این رسالت برای انسانها آمده است بدان هنگام که انسانها به سن رشد عقلانی رسیده‌اند. این رسالت در قالب کتاب باز و گشوده‌ای در برابر دیدگان خردهای نسلهای آینده آمده است‌. شامل اصول و ارکان زندگی بشریت است‌، اصول و ارکانی که تبدیل نمی‌شود و تغییر نمی یابد. قرآن آمادگی این را دارد که به نیازمندیهای تازه و نوینی که پیش می‌آید و آفریدگار انسانها از آنها خبر دارد پاسخ دهد. خدا بهتر می‌داندکه چه‌کسانی را آفریده است‌. او بس دقیق و آگاه است‌. این‌کتاب‌، اصول و ارکان دائمی برنامه زندگی نوین و تغپیرپذیر انسانها را وضع‌کرده است و به نگارش درآورده است‌، و انسانها را آزاد گذاشته است احکام جزئی را خودشان برداشت و استنباط کنند، احکامی‌که ارتباطات زندگی متحول و متغیر انسانها می‌طلبد، و وسائل و ابزارهائی را بجویندکه آن احکام را برحسب ظروف و شرایط زندگی با آنها اجراء و پیاده‌کنند، بدون این که با اصول و ارکان دائمی برنامه‌، برخورد و مخالفت داشته باشد.

قرآن برای عقل انسانها حریت را تضمین می‌کند. برای این کار به عقل اجازه می‌دهد آزادانه بیندیشد، و از جامعه می‌خواهد که به خرد اجازه اندیشیدن بدهد. گذشته از این‌، به عقل اجازه می‌دهد که در دائره اصول و ارکان برنامه‌ای که برای زندگی انسانها وضع کرده است و مقرر دا‌شته است آزادانه به تلاش ایستد تا زندگی انسانها رشد و نموکند و ترقی و تعالی پیدا نماید و به کمالی برسدکه برای زندگی انسانها در این زمین مقدر و مقررگردیده است‌.

تجارب انسانها دال بر این است‌که تا همین لحظه‌، این برنامه آسمانی پیشتاز بوده است و پیشتاز خواهد بود، و پیوسته برگامهای انسانها به طورکلی پیشی‌گرفته است‌، و شایان این است‌که زندگی در سایه آن با همه ارتباطاتی‌که دارد رشد و نمو مستمر و پیاپی داشته باشد. این برنامه آسمانی همیشه زندگی را رهبری می‌کند و به پیش می‏‎برد، و خودش از زندگی 