اشته‌اند و بازداشت نموده‌اند.
[2] - ابوداوود و نسائی و ترمذی آن را روایت کرده‌اند.
[3] - ترمذی آن را از طریق عائشه - رضی‌الله عنها - استخراج و روایت کرده است‌.
[4] - ابوداوود آن را درکتاب حدود، باب عفو از حدود مادام‌که به حاکم نرسیده باشد، استخراج و روایت‌کرده است‌.
[5] - آیات ٦ تا ٩ برنامه قاعده «‌لعان‌» در فقه اسلامی است‌، و چهار حکم قطعی برای این نوع شوهر و همسر درپی خواهد داشت‌: الف -‌شوهر و همسر بدون هیچگونه مراسم طلاق‌، فورا از هم جدا می‌گردند و مهریه به زن داده می‌شود. ب - برای همیشه بر یکدیگر حرام و حق ازدواج مجدد را نخواهند داشت‌. ج - حد قذف از مرد و زن برداشته می‌شود. با این توضیح‌که اگر مرد از اجرای برنامه لعان سرباز زند تازیانه می‌خورد، و اگر زن خودداری کند، رجم می‌شود. د - ‌اگر زن در این ماجرا آبستن و فرزندی بزاید، متعلق به شوهر نخواهد بود و بلکه منتسب به همسر می‌گردد. (‌مترجم‌)
[6] - هلال پسر امیه یکی از سه نفری بودکه در جنگ تبوک واپس کشیده بود.
[7] - اُ‌صیهب‌: مصغر آضهب‌.کسی‌که موهای قرمزی داشته باشد.
[8] - اُ‌ریسح‌: مصغر ارسح‌. کسی‌که باسن‌های‌کم‌گوشتی داشته باشد.
[9] - حمش الساقین‌:‌کسی‌که ساقهای باریکی داشته باشد.
[10] - اورق‌: گندمگون.
[11] - جعد: کسی‌که خوش‌تیپ و دارای اندامهای برازنده باشد. کسی‌که دارای موهای مجعد و آراسته باشد نه پریشان‌مو و ژولیده ... این دو صفت برای مدح است ... کسی‌که کوتولو و دارای اندامهای چروکیده باشد.کسی که بخیل باشد ... این دو صفت برای نکوهش است‌.
[12] - جمالی‌:‌کسی‌که تنومند و درشت‌اندام و دارای ترکیب‌بندکامل باشد.
[13] - خدلّخ الساقین‌:‌کسی‌که دارای ساقهای بزرگ باشد.
[14] - سابغ الالیتئن‌:‌کسی‌که دارای باسنهای‌کامل و بزرگی باشد.
[15] - ‌این غزوه‌، جنگ بنی‌مصطلق است‌که در سال پنجم هجری - بنا به ارجح اقوال -‌روی داده است‌.
[16] - امام شمس‌الدین ابوعبدالله ابن‌قیم جوزیه بررسی کرده است و ثابت نموده است‌که کنیزی‌که از او پرسش گردیده است بریره نبوده است‌. چون بریره به هنگام داستان افک پیش عائشه نبوده است و مدتها بعد از این‌، مکاتبه کرده است و خود را بازخرید نموده است‌. امام علی -‌کرم‌الله وجهه - فرمود: ازکنیز بپرس‌. برخی از راویان نام‌کنیز را بریره قلمداد کرده‌اند.
[17] - در روایت ابن‌اسحاق آمده است‌:‌کسی‌که این سخن را و آن سخن را گفته است اسید پسر حضیر بوده است‌. امام ابن‌قیم جوزیه در کتاب زادالمعاد بررسی و تحقیق‌کرده است‌که سعد پسر معاذ بعد از غزوه بنی‌قریظه پیش از داستان افک وفات‌کرده است‌. کسی‌که چیزی را ‌گفته است ‌که روایت کرده‌اند اسید پسر حضیر بوده است‌. امام ابن‌حزم نیز همچنین می‏‎گوید، و روایت عبیدالله پسر عبدالله پسر عتبه از عائشه را گواه می‌گیردکه در آن ذکری از سعد پسر معاذ نیست‌.
[18] - ابن‌شهاب گفته است‌: این آخرین چیزی است‌که درباره ا‌ین گروه اهل افک به ما رسیده است‌. بخاری و مسلم در صحیحین خود از زهری روایت کرده‌اند. همچنین ابن‌اسحاق آن را از زهری با اندکی اختلاف نقل‌کرده است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:137.txt">قسمت اول</a><a class="text" href="w:text:138.txt">قسمت دوم</a><a class="text" href="w:text:139.txt">قسمت سوم</a></body></html>سوره‌ي نور آيه‌ي 34-27

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ (٢٧) فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِنْ قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ (٢٨) لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ (٢٩) قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ (٣٠) وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (٣١) وَأَنْكِحُوا الأيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (٣٢) وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَنْ يُكْرِهُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٣٣) وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَمَثَلا مِنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ) (٣٤)
اسلام  -  همان‌گونه ‌که  قبلاً  بیان‌کردیم  -‌در  پدید  آوردن  جامعۀ  پاک بر عقوبت  تکیه  نمی‌کند.  بلکه  پیش  از  هر  حیز  بر  پیشگیری  تکیه  می‌ورزد.  اسلام  با  انگیز‌ه‌های  فطری  نمی‌جنگد.  ولیکن  انگیزه‌های  فـطری  را  نظم  و  نظام  می‏بخشد،  و  برای  انگیزه‌های  فطری  فضای  پاک  خالی  از  انگیزه‌های  ساختگی  را  تضمین  می‌کند.

اندیشه‌ای  که  در  این  ناحیه  بر  برنامۀ  تربیتی  اسلامی  غالب  است  از  یک  سو  به  تنگنا  انداختن  فرصتهای  گمراهی  وگمراهسازی‌،  و  به  دور  داشتن  عوامل  فتنه  و  فـسـاد  و  انگـیزه‌های  بدی  و  بدکرداری،  و  سر  راه  ‌گرفتن  بر  اسباب  و  علل  تحریک‌کردن  و  برانگیختن  است‌.  و  از  دیگر  سو  از  سر  راه  برداشتن  سدّها  و  مانعهائی  است‌ که  مانع  اشباع  طبیعی  با  وسائل  پاک  و  مشروع  می‌گردند.  بدین  خاطر  است  که  اسلام  