تند. 

پذیرش این دعا سریع و بدون فاصله بود:

(فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ).

ما دعای او را برآورده ساختیم و (‌با وجود کبر سن‌، فرزندی به نام‌) یحپی را بدو بخشیدیم‌، و (‌برای حصول این مقصود) همسر (‌نازای‌) او را برایش بایسته (‌و درخور زاد و ولد) کردیم.

همسرش نازا بو‌د و شایسته تو‌لید نسل نبود ... روند قرآنی تفصیلات این‌کار را به طورکلی چکیده‌وار بیان می‌دارد تا مستقیماً به پذیرش دعا از سوی خدا برسد.

(إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ).

آنان در انجام کارهای نیک بر یکدیگر سرعت می‏گرفتند.

خدا هم در پذیرش دعا سرعت‌گرفت‌:

(وَيَدْعُونَنَا رَغَبًا وَرَهَبًا).

و در حالی که چیزی می‌خواستند یا از چیزی می‌ترسیدند ما را به فریاد می‌خواندند.

آنان علاقه‌مند به خشنودی خدا بودند، و از خشم او می‌ترسیدند. دلهایشان پیوند استواری با خدا داشت و پیوسته چشم به راه الطاف او بودند:

(وَكَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ).

و همواره خاشع و خاضع ما بودند.

آنان نه متکبرانی بودند و نه زورگویان و قلدرانی‌. با بودن این صفات در زکریا و همسرش و پسر آن دو، والدین مستحق این شدندکه خدا با بخشیدن پسر شایسته‌ای بدیشان لطف فرماید. بدین وسیله خانواده مبارکی‌گردیدند و درخور و لائق رحمت و رضایت خدا شدند.

*

در آخر از مریم به مناسبت ذکر پسرش (علیه السلام) یاد می‌شود:

(وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهَا مِنْ رُوحِنَا وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِلْعَالَمِينَ).

(‌همراه با قصه این پیغمبران و خوبان‌، یاد کن سرگذشت مریم‌،‌) زنی را که (‌ازدواج نکرد و) دامان خویش را (‌از آلودگی به بی‌عفتی‌) کاملا پاک نگاه داشت‌، و ما از روح متعلق به خود در وی دمیدیم‌، و او و فرزندش (‌مسیح‌) را نشانه بزرگی برای جهانیان قرار دادیم‌. (‌چرا که زنی را بدون شوهر حامله کردیم و پسری را بدون پدر دیده به جهان گشودیم، و تغپیر اسباب و مسببات را به عنوان دلیلی بر قدرت خدایانه خود به مردمان نمودیم و متوجهشان کردیم که آفریننده قوانین و سنن حاکم بر جهان‌، هر وقت که بخواهد می‌تواند قوانین و سنن را دگرگون کند)‌.

در اینجا نام مریم ذکر نمی‌شود. چون مقصود پسر او (علیه السلام) در زنجیره سلسله انبیاء است‌. از مریم به تبع از او در روند قرآنی سخن رفته است‌. روند قرآنی صفت او را ذکرمی‌کند، امّا صفتی راکه به فرزند او مربوط می‌گردد:

(وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا).

زنی صه دامان خویش را (از آلودگی به بی‌عفتی‌) کاملا پاک نگاه داشت‌.

دامان عفت را نگاه داشت و از هرگونه‌نزدیکی زناشوئی دور و برکنارکرد. مصدر واژه «‌احصنت‌» احصان است‌که به معنی مصون و محفوظ داشتن است وکنایه از پاکدامنی و عفت است با ازدواجی که صورت می‌پذیرد. چون ازدواج انسان را از دچار آمدن به زنا مصون و محفوظ می‌دارد. ولی احصان در اینجا در معنی اصلی خود به‌کار رفته است‌که حفظ کردن و مصون داشتن از هرگونه نزدیکی زناشوئی شرعی یا غیرشرعی است‌. این هم بدان خاطر است‌که مریم را پاک معرفی‌کند و او را کاملا از تهمتهائی‌که یهودیان بدو می‌زنند تبرئه نماید. یهودیان مریم را متهم می‌سازند به این‌که یوسف نجار نامی‌که با او در معبد خدمت می‌کرده است‌، با مریم رابطه نامشروع داشته است‌!!! انجیلهائی‌[4] که امروزه در دسترس است می‌گویندکه یوسف نجار با مریم ازدواج‌کرده است‌، ولی با او نزدیکی ننموده است و دخول انجام نپذیرفته است‌.[5]

مریم عورت خود را محفوظ و مصون داشت‌.

(فَنَفَخْنَا فِيهَا مِنْ رُوحِنَا).

ما از روح متعلق به خود در او دمیدیم‌. 

نفخ و دمیدنی‌که در اینجا بیان‌گردید، موضع آن معین نشده است بدان‌گونه‌که در سوره تحریم مشخص شده است - درباره این امر در سوره مریم سخن به میان آمد - برای این‌که در سایه نصی بمانیم‌که در صدد بیان آن هستیم ما به تفصیل و تشریح نمی‌پردازیم و سخن را به درازا نمی‌کشانیم‌، و همراه با نص به سوی هدف رهسپار می‌شویم‌:

(وَجَعَلْنَاهَا وَابْنَهَا آيَةً لِلْعَالَمِينَ).

و او و فرزندش (‌مسیح‌) را نشانه بزرگی برای جهانیان قرار دادیم‌.

این کار معجزه‌ای است‌که پیش از آن و پس از آن دارای سابقه نیست‌. معجزه یگانه نادری در سراسر تاریخ بشریت است‌. چراکه مثال واحدی از این نوع برای همه انسانها در میان همه نسلها برای اندیشیدن درباره آن کافی و بسنده است‌، تا دست قدرت آزادانه‌ای را ببینند که قوانین را می‌آفریند، ولیکن خودش در چهارچوب قوانین محبوس نمی‌ماند.

*
در پایان عرضه کردنی که نمونه‌هائی از پیغمبران را دربرگرفته است‌، و نمونه‌هائی از آزمونها و مصیبتها را ذکرکرده است‌، و نمونه‌هائی از رحمت خدا را بیان داشته است‌، روند قرآنی با هدف فراگیر این عرضه کردن پیروی می‌زند:

(إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ).

این (‌پیغمبران بزرگی که بدانان اشاره شد، همگی‌) ملت یگانه‌ای بوده (‌و آئین واحد و برنامه یکتائی دارند) و من پروردگار همه شما هستم‌، پس تنها مرا پرستش کنید (چرا که ملت واحد، با برنامه واجب، باید رو به خدای واحد کند)‌.

این ملت‌، ملت شما است‌که ملت انبیاء است‌. ملت یگانه‌ای است‌. معتقد به عقیده یگانه‌ای است‌. برنامه یگانه‌ای درپیش می‌گیرد که روکردن به سوی خدا نه دیگران است‌.

ملت یگانه‌ای در زمین است‌. پروردگار یگانه‌ای در آسمان است‌. جز او معبود و خداوندگاری نیست‌.

ملت یگانه‌ای است که برابر قانون یگانه‌ای حرکت می‌کند، و به اراده یگانه‌ای در زمین و آسمان گواهی می‌دهد. 

در اینجا این عرضه‌کردن با محوری پیوند پیدا می‌کند که همه سوره بر آن دور می‌زند و پیرامون آن می‌گردد و می‌چرخد، و سوره در بیان عقیده توحید شرکت می‌جوید، و با عقیده توحید همراه با قوانین و سنن جهان هستی گواهی می‌دهد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - مزامیرکتابی است‌که از سروده‌ها و دعاها تشکیل شده است‌. خود مزامیر فعلی به پنج‌کتاب تقسیم‌گردیده است‌، و جمعا ١٥٠ مزمور یا سروده است‌. (‌نگا: کتاب‌المقدس‌)‌. (‌مترجم‌)
[2] - سخنان بیشمار و روایتهای فراوان درباره زیان و ضرری است‌که به ایوب دست داده است‌. تا آنجاکه می‌گویند: ایوب به بیماری و مرضی مبتلا گردیده بودکه مردمان از او بیزاری می‌جستند و دوری می‏‎گزیدند. او را از شهر بیرون‌کردند ... این سخن دارای سندی نیست و فاقد اعتبار است‌. در حالی‌که رسالت با بیماری و مرضی منافات داردکه باعث بیزاری وگریز باشد. آنچه از نصوص قرآنی برمی‌آید این است‌که خودش و خانواده‌اش به زیان‌و ضرری‌گرفتار آمده اند ... این زیان و ضرر هم برای امتحان بس بوده است‌.
[3] - ذوالکفل‌: دارای کفالت و ضمانت و تعهد.
[4] - انجیلهای متی‌، مرقس‌، لوقا، و یوحنا. (‌مترجم‌) .