ساله به فرمان سلیمان (علیه السلام) درآوردن پریان نیز به همین شکل برای ما پیدا و هویدا نیست‌. پریان‌که به ژرفای دریا فرو میرفتند و غو‌اصی می‌کردند، یا به ژرفای خشکیها فرو می‌رفتند و نقب می‌زدند، و برای سلیمان‌گنجهای پنهان و معدنهای نهان را بیرون می‌آوردند. یا این که کارهای دیگری جز این و آن را انجام می‌دادند ... چه پریان به هر چیزی گفته می‌شوند که پنهان و نهان باشد. نصوص قرآنی بیان می‌دارد که آفریدگانی هستند و بدان جن یا پری می‌گویند و آنان برای ما ا‌نسانها مخفی بوده و ناشناخته هستند. از میان همین جنها و پریها خداکسانی را مسخر سلیمان فرموده بود و برای او غواصی می‌نمودند وکارهای دیگری می‌کردند. خدا آنان را نگاه می‌داشت و نمی‌گذاشت بگریزند و تباهی‌کنند و از فرمان بنده‌اش تمرد نمایند. خدا چیره بر بندگان خود است‌، و هر زمان‌که بخواهد آنان را به زیر فرمان می‌کشد و هرگونه‌که بخواهد ایشان را رام می‌کند.

در نزد این مرز ایمن توقف می‌کنیم و در سایه نصوص می‌مانیم‌، و دیگر در اسرائیلیات به شنا نمی‌پردازیم‌. 

خداوند داوود و سلیمان (علیهما السلام) را با شادی و رفاه آزمود. آزمایش آن دو با نعمت بود. خدا داود را در قضاوت و داوری آزمود، و سلیمان را با گله اسبان نژاده تندرو زیبا امتحان‌کرد - همان‌گونه که در سوره ص (‌آیه ٣١) می‌آید. در اینجا به تفصیل و تشریح آزمون نمی‌پردازیم تا در جای خود از آن صحبت‌گردد. تنها به نتائج آن می‌پردازیم‌. داوود شکیبائی نمود. سلیمان نیز در امتحان نعمت صبر درپیش‌گرفت‌، پس از آن که از آزمایش‌، طلب آمرزش کرد. هر دوتای آنان امتحان را سرانجام به سلامت بسر بردند، و سپاسگزار نعمت خدا گشتند.

*هم اینک به امتحان با زیان مالی و بدنی در داستان ایوب (علیه السلام) می‌پردازیم‌:

(وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ . فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ).

ایوب را (‌یاد کن‌) بدانگاه که (‌بیماری او را از پای درآورده بود، و در این وقت‌) پروردگار خود را به فریاد خواند (‌و عاجزانه گفت‌: پروردگارا!) بیماری به من روی آورده است و تو مهربان‌ترین مهربانانی (‌پس بدین بنده ضعیف رحم فرما)‌. دعای او را پذیرفتیم و بیماری وی را برطرف ساختیم‌، و (‌بجای‌) اولاد (‌و اموالی که از دست داده بود) دوچندان بدو دادیم‌، محض مرحمتمان (‌در حق ایوب‌) و تذکاری (‌از صبر و شکیبائی‌) برای پرستندگان (‌یزدان سبحان‌، تا همچون ایوب شکیبا و امیدوار به لطف و فضل خدا باشند)‌. داستان امتحان ایوب از دل‌انگیزترین داستانهای امتحان است‌. نصوص قرآنی به چکیده داستان اشاره می‌نماید بدون این که به تفصیل آن بپردازد. داستان در اینجا دعای ایوب و پذیرش آن از سوی یزدان را نشان می‌دهد. چه روند قرآنی روند رحمت یزدان در حق پیغمبران خود است‌، و بیانگر رعایت و حمایت او از ایشان در وقت امتحان است‌، چه این امتحان با تکذیب قومشان و اذیت و آزار از سوی ایشان باشد، چنان که در داستانهای ابراهیم و لوط و نوح است‌، و چه این امتحان با نعمت باشد، چنان‌که در داستانهای داوود و سلیمان است‌، و یا این‌که این امتحان با زیان و ضرر مالی و بدنی است‌، چنان‌که بر سر ایوب آمده است‌. ایوب در اینجا در دعای خود از وصف حال خود پا را فراتر نمی‌برد:

(أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ).

بیماری به من روی آورده است‌. 

و پروردگارش را با صفت خود وصف‌کرده است‌:

(وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ).

و تو مهربان‌ترین مهربانانی‌.

آن‌گاه برای تغپیر حال خود دعا نمی‌کند، تا شکیبائی خود را در برابر بلا نشان دهد. همچنین به پروردگار خود چیزی پیشنهاد نمی‌کند، تا ادب لازم را با خدای خویش داشته باشد و احترام بایسته را بجای آورد. ایوب نمونه بنده شکیبائی است‌که از بلا به فغان نمی‌آید و جانش به لب نمی‌رسد، و از زیان و ضرر بدنی و مالی‌ای که در همه اعصار و قرون ضرب‌المثل گردیده است‌، به خود نمی‌پیچد.[2] حتی ایوب از این هم خودداری می‌کندکه رفع بلا و دفع زیان خود را از خدا بطلبد. کار خود را بدو وامی‌گذارد، چون اطمینان دارد خدا از حال زار او خبر دارد و بی نیاز از دعا و طلب است‌.

در همان لحظه‌ای‌که ایوب با این اطمینان و با این ادب به پروردگار خود رو می‌کند، پذیرش نیاز در می‌رسد، و رحمت سر می‌رسد، و پایان امتحان چنین می‌شود:

(فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ).

دعای او را پذیرفتیم و بیماری وی را برطرف ساختیم‌، و (‌بجای‌) اولاد (‌و اموالی که از دست داده بود) دوچندان بدو دادیم‌. 

خدا زیان و ضرر بدنی ایوب را برطرف کرد. ناگهان ایوب صحیح و سالم می‌شود. و زیان و ضرر فرزندان او را زدود و بجای آنانی‌که از دست داده بودکسانی را بدو عطاء کرد و جایگزینشان‌کرد، و همسان ایشان را بدو داد. گویندکه آنان راکه از دست داده بود پسران او بودند. خدا به اندازه ایشان فرزندانی را بدو بخشید. خدا بدو پسران و نوادگانی را عطاء‌کرد:

(رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا).

محض مرحمت خودمان (‌در حق ایوب‌)‌.

هر نعمتی رحمتی از سوی خدا است و منتی است‌که یزدان بر انسان می‌نهد.

(وَذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ).

و تذکاری (‌از صبر و شکیبائی‌) برای پرستندگان (‌یزدان سبحان‌) است‌.

تذکار و یادآوری است و ایشان را به یاد خدا و عذاب و بلای او می‌اندازد، و رحمت خدا را به دنبال بلا و پس از بلا به یاد می‌آورد‌. بلائی‌که بر سر ایوب آمده است مثالی برای همه انسانهاگشته است‌، و صبر و شکیبائی ایوب نیز درس عبرتی برای همه مردمان گردیده است‌. شکیبائی ایوب‌، افق والای صبر و فرجام نیکی است‌که چشمان همگان بدان خیره می‌گردد.

اشاره به «‌عابدین‌: پرستندگان‌» به مناسبت بلا، اشاره‌ای است‌که دارای معنی و مفهوم ویژه خود است‌. چه عابدین و پرستندگان یزدانندکه مورد امتحان و در معرض بلا قرار می‌گیرند.کار جدی است و شوخی نیست‌. عقیده امانتی است که جز به امانتداران توانای بر آن سپرده نمی‌شود، امانتدارانی که آماده تحمّل تکالیف و مشکلات هستند، و می‌دانند عقیده تنها واژه‌ای نیست که لبها آن را بگویند، و تنها ادعائی نیست‌که هرکس که خواست آن را ادعاء‌کند. صبر و شکیبائی باید تا عابدین و پرستندگان یزدان از امتحان و بلا بگذرند.

بعد از این‌، روند قرآنی اشاره‌ای به اسماعیل و ادریس و ذوالکفل می‌کند و بس‌:

(وَإِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ. وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ).

(‌همچنین یاد کن برای مردمان‌) اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را که جملگی از زمره شکیبایان (‌در برا